Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (15 milliseconds)
English
Persian
rhizomatous
دارای ساقههای ریشه مانند زیرزمینی
Other Matches
rhizome
ساقههای زیر زمینی ریشه مانند ساقه زیرین
frondiferous
دارای ساقههای برگ
rhizmatous
دارای ساقه زیرزمینی
retrench
دارای سنگر موقتی زیرزمینی کردن
rhizoid
ریشه مانند
rhizomorphous
ریشه مانند
fringent
ریشه مانند
monogenic
دارای یک ریشه واصل
neurogenic
دارای ریشه عصبی
fimbrillate
دارای ریشه فریف
monogenic
دارای ریشه واصل مشترک
monogenesis
دارای یک ریشه یا اصل بودن
cut out
وسیله ارتباط بااعضای سازمانهای زیرزمینی رابط یا واسطه ارتباط باسازمانهای زیرزمینی
xylocarpous
دارای میوه چوب مانند
mammilary
دارای برامدگیهای پستان مانند
crutched
دارای تکهای که مانند چلیپاباشد
vulviform
دارای شکاف فرج مانند
gramineous
علف مانند دارای غلات
discifloral
دارای گلهای صفحه مانند
asteriated
دارای اشعهء ستاره مانند
saw toothed
دارای دندانه اره مانند
runcinate
دارای دندانههای اره مانند
sawtooth
دارای دندانه اره مانند
mooned
دارای نشان هلال ماه مانند
acid
سرکه مانند دارای خاصیت اسید
acids
سرکه مانند دارای خاصیت اسید
globe like
گوی مانند دارای گلولههای ریز
globy
گوی مانند دارای گلولههای ریز
bicornuate
دارای دوشاخ یا زوائد شاخ مانند
doughface
دارای صورتی مانند خمیر گوشت الود
high octane
دارای اکتان زیاد مانند بنزین سوپر
clandestine
سازمان زیرزمینی نهضت زیرزمینی نهضت براندازی پنهانی
winy
شراب مانند دارای خصوصیات شراب دارای مزه شراب
winey
شراب مانند دارای خصوصیات شراب دارای مزه شراب
radicate
ریشه گرفتن ریشه دار شدن
rhizogenetic
تولید کننده ریشه ریشه اور
rhizogenic
تولید کننده ریشه ریشه اور
to take root
ریشه گرفتن ریشه دوانیدن
to strike root
ریشه گرفتن ریشه دواندن
scabby
جرب دار دارای خالهای جرب مانند
scabbiest
جرب دار دارای خالهای جرب مانند
scabbier
جرب دار دارای خالهای جرب مانند
papillary
مانند برامدگی دارای برامدگی
actinoid
دارای شعاع مانند شعاع
subsurface ice
یخ زیرزمینی
cellars
زیرزمینی
subterranean
زیرزمینی
underground
زیرزمینی
ground water
اب زیرزمینی
underground water
اب زیرزمینی
cellar
زیرزمینی
subsurface water
اب زیرزمینی
bushbabies
گونههای نخستیان میمون مانند جنگلهای حارهی افریقا از تیرهی Galagidae که شبگرد هستند و چشمان درشت و دم پرپشت و جارو مانند دارند
bushbaby
گونههای نخستیان میمون مانند جنگلهای حارهی افریقا از تیرهی Galagidae که شبگرد هستند و چشمان درشت و دم پرپشت و جارو مانند دارند
dug out
پناهگاه زیرزمینی
tunneling
دالان زیرزمینی
earth house
خانه زیرزمینی
tunneled
دالان زیرزمینی
cavern
حفره زیرزمینی
subsoil irrigation
ابیاری زیرزمینی
underdrain
زهکش زیرزمینی
subsoil drainage
زهکشی زیرزمینی
tunnelled
دالان زیرزمینی
subbing
ابیاری زیرزمینی
tunnels
دالان زیرزمینی
fixed ground water
اب زیرزمینی ماندگار
underground cable
کابل زیرزمینی
grottos
غار زیرزمینی
grottoes
غار زیرزمینی
underground mine
معدم زیرزمینی
under ground mining
استخراج زیرزمینی
under ground survey
برداشت زیرزمینی
caverns
حفره زیرزمینی
mines
راه زیرزمینی
mined
راه زیرزمینی
mine
راه زیرزمینی
kobold
غول زیرزمینی
underground furnace
کوره زیرزمینی
under ground working
استخراج زیرزمینی
underground
شبکه زیرزمینی
tunnel
دالان زیرزمینی
ground water storage
اب انباشت زیرزمینی
ground water basin
حوزه اب زیرزمینی
ground water table
سطح اب زیرزمینی
camouflet
حفره زیرزمینی
ground water
ابهای زیرزمینی
grotto
غار زیرزمینی
mattamore
انبار زیرزمینی
ground water trench
بریدگی اب زیرزمینی
burrow
سوراخ زیرزمینی
burrowed
سوراخ زیرزمینی
ground water runoff
جریان زیرزمینی
burrowing
سوراخ زیرزمینی
burrows
سوراخ زیرزمینی
ground water table
سفره اب زیرزمینی
plaiting
[نوعی گیس بافی برای اتمام ریشه ها، در این روش که برای اتمام ریشه های فرش بکار می رود، جای آزاد گذاشتن نخ های چله آنرا بصورت اریبی دوتا دوتا یا بیشتر از لابلای یکدیگر رد کرده و نخ ها بسته به نظر آید.]
fluctutaion of water table
نوسان سفره اب زیرزمینی
underground railway
راه اهن زیرزمینی
under ground
راه اهن زیرزمینی
atomic underground burst
ترکش زیرزمینی اتمی
kanat
کانالهای زه کشی زیرزمینی
hypogeum
قسمت زیرزمینی بنا
hydrogeology
بررسی ابهای زیرزمینی
metro
راه آهن زیرزمینی
metros
راه آهن زیرزمینی
actual velocity of ground water
سرعت واقعی اب زیرزمینی
underground
راه اهن زیرزمینی
endophagous
تغذیه کننده از موادفاسد زیرزمینی
silo
مخزن زیرزمینی غلات و غیره
lamellate
لایه مانند ورقه مانند
fossiliferous
فسیل مانند سنگواره مانند
culverts
لوله مخصوص کابل برق زیرزمینی
culvert
لوله مخصوص کابل برق زیرزمینی
magazine space
زاغه زیرزمینی محل انبار مهمات
lateral
افقی راهرو زیرزمینی موازی جبهه
intrapermafrost water
ابهای زیرزمینی واقع در لایه منجمد زمین
apparatus
شعبه زیرزمینی و مخفی فعال دستگاه وسیله
dowse
پی بردن به وجوداب یا منابع دیگر زیرزمینی بوسیله گمانه
molehills
توده خاکی که موش کور زیرزمینی درست میکند
molehill
توده خاکی که موش کور زیرزمینی درست میکند
keyth rope system
شبکه زیرزمینی که زهکشهاخط بزرگترین شیب را قطع نماید
accross the slope system
شبکهای زیرزمینی که در ان زهکش ها خط بزرگترین شیب را قطع می کنند
suprapermafrost
ابهای زیرزمینی که بالای منطقه لایه منجمد زمین قرارمی گیرند
observation pipe
لوله ایکه جهت تعیین سطح اب زیرزمینی درزمین حفر گردد
junction well
چاهها یا گودالهایی که درمحل تلاقی تغییر شیب زهکشهای زیرزمینی ایجادمیگردند
isobare
دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobar
دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobars
دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
mole hill
توده خاکی که کوش کور زیرزمینی هنگام کندن زمین درست میکند
soft shelled
دارای عقیده معتدل حلزون دارای صدف نرم
cementitious
دارای مواد سمنتی یا سیمانی دارای خواص سیمان
ringent
دارای دهن باز دارای لبان برگشته
adjustable wheel
چرخ تنظیم پذیر
[مانند بلندی]
[چرخ تطبیق پذیر]
[مانند نوع جاده]
gravel blind
دارای چشم تار دارای دید کم
virile
دارای نیروی مردی دارای رجولیت
galleried
دارای سرسرا دارای اطاق نقاشی
acinaseous
دارای تخم و بذر دارای تخمدان
low tension
دارای فشار ضعیف دارای ولتاژکم
outrigged
دارای تیر یا دیرک پیش امده دارای چوب یااهن اضافی برای بستن اسب اضافی
earth
حفره زیرزمینی روباه بیرون راندن روباه از سوراخ
earths
حفره زیرزمینی روباه بیرون راندن روباه از سوراخ
roots
ریشه
radicals
ریشه
radical
ریشه
rhizogenic
ریشه زا
cama
ریشه
stubs
ریشه
fimbriation
ریشه
rhizogenetic
ریشه زا
stub
ریشه
stubbed
ریشه
radix
ریشه
rhizogenous
ریشه زا
harl
ریشه
extraction
ریشه
harle
ریشه
rootless
بی ریشه
root
ریشه
fibreless
بی ریشه
fimbria
ریشه
cognate
هم ریشه
stubbing
ریشه
scabs
ریشه
fringes
ریشه
fringe
ریشه
paronymous
هم ریشه
frange
ریشه
stumps
ریشه
stumping
ریشه
stumped
ریشه
stump
ریشه
rootlet
ریشه چه
depth of face
ریشه
homoousian
از یک ریشه
thrum
ریشه
expansion scab
ریشه
tie
[knot]
ریشه
scab
ریشه
tassels
ریشه
tassel
ریشه
radicle
ریشه چه
galangale
ریشه جوز
bottom run
قشر ریشه
grubbing up
ریشه کنی
supplant
از ریشه کندن
tap root
ریشه اصلی
supplants
از ریشه کندن
supplanting
از ریشه کندن
supplanted
از ریشه کندن
fibrous
ریشه دار
tap root
ریشه عمودی
eradicating
ریشه کن کردن
abort
ریشه نکردن
rhizopod
ریشه پایان
rhizophagous
ریشه خوار
rhizopodous
ریشه پای
rhizome
شبیه ریشه
rooted
ریشه کرده
rhizoid
ریشه نما
theme
ریشه زمینه
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com