English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (36 milliseconds)
English Persian
retrench دارای سنگر موقتی زیرزمینی کردن
Other Matches
rhizmatous دارای ساقه زیرزمینی
rhizomatous دارای ساقههای ریشه مانند زیرزمینی
parapet حفاظ سنگر خاکریز جلو سنگر دیواره سنگی
parapets حفاظ سنگر خاکریز جلو سنگر دیواره سنگی
slit trench سنگر خندقی شکل سنگر درازکش گروهی
slumping کاهش موقتی در فعالیتهای اقتصادی رکود موقتی
slump کاهش موقتی در فعالیتهای اقتصادی رکود موقتی
slumped کاهش موقتی در فعالیتهای اقتصادی رکود موقتی
slumps کاهش موقتی در فعالیتهای اقتصادی رکود موقتی
cut out وسیله ارتباط بااعضای سازمانهای زیرزمینی رابط یا واسطه ارتباط باسازمانهای زیرزمینی
clandestine سازمان زیرزمینی نهضت زیرزمینی نهضت براندازی پنهانی
radar silence خاموش کردن موقتی رادارها
subsurface ice یخ زیرزمینی
subterranean زیرزمینی
cellars زیرزمینی
underground زیرزمینی
ground water اب زیرزمینی
underground water اب زیرزمینی
cellar زیرزمینی
subsurface water اب زیرزمینی
burrowed سوراخ زیرزمینی
burrow سوراخ زیرزمینی
subsoil irrigation ابیاری زیرزمینی
subsoil drainage زهکشی زیرزمینی
subbing ابیاری زیرزمینی
dug out پناهگاه زیرزمینی
underground mine معدم زیرزمینی
fixed ground water اب زیرزمینی ماندگار
tunneling دالان زیرزمینی
tunnelled دالان زیرزمینی
tunneled دالان زیرزمینی
tunnels دالان زیرزمینی
kobold غول زیرزمینی
tunnel دالان زیرزمینی
mine راه زیرزمینی
mined راه زیرزمینی
burrows سوراخ زیرزمینی
mines راه زیرزمینی
burrowing سوراخ زیرزمینی
earth house خانه زیرزمینی
ground water table سطح اب زیرزمینی
cavern حفره زیرزمینی
caverns حفره زیرزمینی
ground water basin حوزه اب زیرزمینی
ground water trench بریدگی اب زیرزمینی
underground furnace کوره زیرزمینی
underground cable کابل زیرزمینی
underdrain زهکش زیرزمینی
under ground survey برداشت زیرزمینی
under ground working استخراج زیرزمینی
under ground mining استخراج زیرزمینی
camouflet حفره زیرزمینی
mattamore انبار زیرزمینی
ground water table سفره اب زیرزمینی
ground water ابهای زیرزمینی
underground شبکه زیرزمینی
grottos غار زیرزمینی
grottoes غار زیرزمینی
grotto غار زیرزمینی
ground water runoff جریان زیرزمینی
ground water storage اب انباشت زیرزمینی
casemate سنگر
pit سنگر
blinds سنگر
pits سنگر
blinded سنگر
fox hole سنگر
barricade سنگر
blind سنگر
barricades سنگر
trench سنگر
barricaded سنگر
trenches سنگر
barricading سنگر
dike-house سنگر
citadels سنگر
bunkers سنگر
emplacement سنگر
fort سنگر
dug out سنگر
earthwork سنگر
bunker سنگر
crow's nest سنگر
citadel سنگر
parapets سنگر
parapet سنگر
rifle pit سنگر
slit trench سنگر
atomic underground burst ترکش زیرزمینی اتمی
underground راه اهن زیرزمینی
kanat کانالهای زه کشی زیرزمینی
metros راه آهن زیرزمینی
metro راه آهن زیرزمینی
hydrogeology بررسی ابهای زیرزمینی
underground railway راه اهن زیرزمینی
under ground راه اهن زیرزمینی
hypogeum قسمت زیرزمینی بنا
fluctutaion of water table نوسان سفره اب زیرزمینی
actual velocity of ground water سرعت واقعی اب زیرزمینی
slit trench سنگر انفرادی
cornel سنگر واستحکامات
stronghold سنگر پناهگاه
strongholds سنگر پناهگاه
stockades سنگر چوبی
sump چاله سنگر
stockade سنگر چوبی
gun pit سنگر توپ
sumps چاله سنگر
bunker سنگر بتونی
fortresses سنگر مستحکم
trench گودال سنگر
trench سنگر کندن
trenches گودال سنگر
fortress سنگر مستحکم
trenches سنگر کندن
outwork سنگر خارجی
fire trench سنگر اتش
fire trench سنگر تیراندازی
bunkers سنگر بتونی
entrench سنگر کندن
standard trench سنگر معمولی
bastions سنگر و استحکامات
foxholes سنگر بزانو
bretise سنگر موقت
bretisee سنگر موقت
foxhole سنگر بزانو
brettys سنگر موقت
bretex سنگر موقت
bretess سنگر موقت
bretesse سنگر موقت
brattishing تزئینات سنگر
pillbox سنگر مستحکم
bastion سنگر و استحکامات
prone shelter سنگر درازکش
pillboxes سنگر مستحکم
endophagous تغذیه کننده از موادفاسد زیرزمینی
silo مخزن زیرزمینی غلات و غیره
loopholes مزغل سوراخ سنگر
loophole مزغل سوراخ سنگر
soakage pit چاله زه کشی سنگر
fortresses سنگر قلعه نظامی
splinterproof سنگر ضد ترکش گلوله
ravelin نیم هلالی سنگر
fox hole سنگر حفره روباه
hull defilade سنگر گرفتن تانک
fortress سنگر قلعه نظامی
dug in استحکامات سنگر اماده
dug in سنگر کنده شده
horn-work [استحکامات بیرونی با دو سنگر]
half-moon سنگر نیم هلالی
culvert لوله مخصوص کابل برق زیرزمینی
lateral افقی راهرو زیرزمینی موازی جبهه
culverts لوله مخصوص کابل برق زیرزمینی
magazine space زاغه زیرزمینی محل انبار مهمات
protecting در پناه سنگر قرار دادن
protect در پناه سنگر قرار دادن
pillbox سنگر بتونی جعبه قرص
entrench به سنگر رفتن سنگری شدن
haul defilade تا ارتفاع لوله پشت سنگر
protects در پناه سنگر قرار دادن
pillboxes سنگر بتونی جعبه قرص
apparatus شعبه زیرزمینی و مخفی فعال دستگاه وسیله
intrapermafrost water ابهای زیرزمینی واقع در لایه منجمد زمین
provisionary موقتی
intrim موقتی
temporary <adj.> موقتی
provisional <adj.> موقتی
adinterim موقتی
extemporaneous موقتی
flying bridge پل موقتی
tentative <adj.> موقتی
provisory <adj.> موقتی
makeshift <adj.> موقتی
treadway پل موقتی
interim موقتی
make-shift <adj.> موقتی
jackleg موقتی
pro forma موقتی
bunker سنگر وپناهگام زیر زمینی انباربزرگ
Buddhist railing [سنگر مانع مانند پرچین چوبی]
foreland زمین جلوی موضع دماغه سنگر
foot bank زمین یا مسیر بلند در پشت سنگر
ditches گودال سنگر رابط خندق کندن
bunkers سنگر وپناهگام زیر زمینی انباربزرگ
ditched گودال سنگر رابط خندق کندن
ditch گودال سنگر رابط خندق کندن
accross the slope system شبکهای زیرزمینی که در ان زهکش ها خط بزرگترین شیب را قطع می کنند
molehill توده خاکی که موش کور زیرزمینی درست میکند
keyth rope system شبکه زیرزمینی که زهکشهاخط بزرگترین شیب را قطع نماید
molehills توده خاکی که موش کور زیرزمینی درست میکند
dowse پی بردن به وجوداب یا منابع دیگر زیرزمینی بوسیله گمانه
bivouac اردوی موقتی
barricaded سنگربندی موقتی
corner انحصار موقتی
basted کوک موقتی
bastes کوک موقتی
non-resident مقیم موقتی
baste کوک موقتی
make shift construction طرح موقتی
barricades سنگربندی موقتی
Recent search history
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com