English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English Persian
starchy دارای نشاسته
Other Matches
amylaceous f. نشاسته
starch نشاسته
amylum نشاسته
starches نشاسته
farina نشاسته
fecula نشاسته
dextrine صمغ نشاسته
animal strach نشاسته حیوانی
gliadin چسب نشاسته
manioc نشاسته کاساو
cassava نشاسته کاساو
maizena نشاسته ذرت
glycogen نشاسته حیوانی
amylum نشاسته [زیست شیمی]
tapioca نشاسته کاساو یا مانیوک
starchy شبیه نشاسته رسمی
farinha ارد نشاسته مانیوک
starch [Amylum] نشاسته [زیست شیمی] [غذا و آشپزخانه]
ravioli نوعی غذای ایتالیایی از گوشت و نشاسته
granulose ماده اصلی نشاسته که اب دهان انراشیرین میسازد
amylose موادی که از تجزیهء نشاسته بدست میایند بفرمول X
sago شیرینی که با نشاسته ساگو تهیه شود پنیر خرما
blancmanges دسر حاوی نشاسته و شیر و غیره که ژلاتین مانند است
blancmange دسر حاوی نشاسته و شیر و غیره که ژلاتین مانند است
glycogenesis تشکیل مواد قندی ازمولکولهای غیر نشاسته مانند پرتئین و چربی
isobars دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobare دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobar دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
soft shelled دارای عقیده معتدل حلزون دارای صدف نرم
cementitious دارای مواد سمنتی یا سیمانی دارای خواص سیمان
ringent دارای دهن باز دارای لبان برگشته
acinaseous دارای تخم و بذر دارای تخمدان
virile دارای نیروی مردی دارای رجولیت
galleried دارای سرسرا دارای اطاق نقاشی
low tension دارای فشار ضعیف دارای ولتاژکم
gravel blind دارای چشم تار دارای دید کم
sizing آهارزنی [گاه جهت استحکام و یکنواختی نخ های تار، قبل از چله کشی آنها را با نشاسته و چسب شستشو می دهند. اینکار در پارچه بافی مرسوم است ولی در بافت فرش نیز استفاد می شود.]
outrigged دارای تیر یا دیرک پیش امده دارای چوب یااهن اضافی برای بستن اسب اضافی
idiomorphic دارای شکل مخصوص بخود دارای شکل صحیح خود
end stopped دارای وقفه نهایی منطقی دارای سکته منطقی
isotropic solutions دارای خواص برابر از هرسو از هر سو دارای همان خواص
Indo-persian rug قالی هندی با طرح ایرانی [اغلب دارای زمینه قرمز یا سبز بوده و از گل های کوچک، پیچک ها، پرندگان، حیوانات و طرح ابر بهره گرفته و دارای تارهای ابریشمی و پود پنبه ای است. به آن هندی-هراتی نیز می گویند.]
off colored دارای رنگ ناجور دارای رنگ مغایر
monadelphous دارای میلههای یک پارچه دارای نافه یک پارچه
polyisotopic دارای چند هم پایه دارای چند ایزوتوپ
winy شراب مانند دارای خصوصیات شراب دارای مزه شراب
winey شراب مانند دارای خصوصیات شراب دارای مزه شراب
pentadactyl دارای پنج پنجه دارای پنج زائده شبیه پنجه
fraught with دارای
three legged دارای سه پا
glochidiate دارای مو
iodic دارای ید
footy دارای پا
odoriferous دارای بو
three-legged دارای سه پا
trilinear دارای سه خط
bilabiate دارای دو لب
reversioner دارای حق رجوع
shoaly دارای جاهای کم اب
flabby دارای عضلات شل
floaty دارای اب نشین کم
feldspathic دارای فلدسپار
silicifoeous دارای در کوهی
spiriferous دارای عضومارپیچی
sonant دارای اهنگ
hectic دارای تب لازم
adamantean دارای تلئلو
glary دارای تشعشع
social minded دارای افکاراجتماعی
fibrinous دارای مودلیفی
shelterer دارای حفاظ
acetylize دارای ریشهء
short-range دارای برد کم
short range دارای برد کم
accentual دارای تاکید
self abnegating دارای کف نفس
rifled دارای خان
handy <adj.> دارای مزیت
sabulous دارای شن ریزه
rugose دارای رکه
geniculate دارای زانویی
prurient دارای فکرشهوانی
privileged دارای امتیاز
backed دارای پشت
foliolate دارای برگچه
glanduliferous دارای غد دکوچک
equivocal دارای دومعنی
acetylate دارای ریشهء
wordy دارای اطناب
alcoholic دارای الکل
alcoholics دارای الکل
entitative دارای وجودخارجی
monogamous دارای یک همسر
monogamous دارای یک زن یا یک شوهر
bigamous دارای دو زن یا دو شوهر
terahenous دارای 4 مادگی
artiodactylous دارای سم شکافته
swell butted دارای ته گنده
artiodactyl دارای سم شکافته
syntonic دارای بسامدمشابه
aulait دارای شیر
tinct دارای ته رنگ
knobby دارای برامدگی
musical دارای اهنگ
musicals دارای اهنگ
dyslogistic دارای خاطرات بد
basined دارای ابگیر
testate دارای وصیت
accredited دارای اعتبارنامه
ternal دارای سه تغییر
azotic دارای ازت
preferable دارای رجحان
arbitrative دارای اختیارحکمیت
sulfureous دارای گوگرد
deficient دارای کمبود
redundant دارای اطناب
amphibolic دارای دو معنی
aluminous دارای زاج
febile دارای حالت تب
splashy دارای ترشح
legitimate دارای حق مشروع
legitimated دارای حق مشروع
legitimates دارای حق مشروع
legitimating دارای حق مشروع
spirituous دارای الکل
staminate دارای جرثومه نر
stannic دارای قلع
antithetic دارای ضد ونقیض
twofold دارای دو چیز
sexagenary دارای سن 06 تا96
strontic دارای استرونیوم
squib دارای صدای فش فش
straight line دارای خط مستقیم
far reaching دارای اثرزیاد
low spirited دارای روحیه بد
low-spirited دارای روحیه بد
squibs دارای صدای فش فش
stannous دارای قلع
rectilinear دارای مسیرمستقیم
deadbeats دارای سکون
energetic دارای انرژی
multilineal دارای چندین خط
multiflorous دارای بیش از سه گل
multifid دارای چندشکاف
isogenous دارای یک منبع
stilted دارای چوب پا
muciferous دارای مخاط
synonymous دارای ترادف
synonymous دارای تشابه
keyed دارای جاانگشتی
keeled دارای تبر ته
myrrhic دارای بوی مر
myrrhy دارای بوی مر
portentous دارای فال بد
instinct with force دارای زور
intercommunicate دارای مراوده
invested with power دارای اختیار
nucleate دارای هسته
keratinous دارای موادشاخی
iodous دارای یود
overlapping دارای اشتراک
nitrous دارای شوره
hook-nosed دارای بینی کج
hook nosed دارای بینی کج
monopetalous دارای یک گلبرگ
electives دارای حق انتخاب
monometallic دارای یک فلز
salaried دارای حقوق
formal دارای فکر
mammilate دارای پستان
magneto دارای مغناطیس
splash دارای ترشح
splashes دارای ترشح
splashing دارای ترشح
lean to دارای چارطاقی
ledgy دارای طاقچه
longheaded دارای سردراز
lippy پر رو دارای لب اویزان
knock kneed دارای زانوی کج
knarred دارای برامدگی
elective دارای حق انتخاب
monoclinal دارای یک شیب
monatomic دارای یک جوهرفرد
monandrous دارای یک شوهر
miasmatic دارای دمه بد بو
melodious دارای ملودی
melodic دارای ملودی
miasmal دارای دمه بد بو
kibed دارای شکاف
prerogative دارای حق ویژه
prerogatives دارای حق ویژه
lobate دارای نرمه
deadbeat دارای سکون
reboant دارای واکنش
preemptor دارای حق شفعه
ambivalence دارای دو جنبه
heterogamous دارای مادگی ها
pre emptive دارای حق شفعه
lobated دارای نرمه
isometrics دارای یک میزان
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com