Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (38 milliseconds)
English
Persian
hydroxylate
دارای هیدروکسیل کردن
Other Matches
trihydroxy
هیدورکسیدی دارای سه بنیان هیدروکسیل
tetrahydroxy
دارای چهار هیدروکسیل درهر ملکول
hydrogxyl group
گروه هیدروکسیل
personate
خودرا بجای دیگری قلمداد کردن دارای شخصیت کردن
grated
باشبکه مجهز کردن شبکه دارکردن دارای نرده وپنجره اهنی کردن
curbs
محدود کردن دارای دیواره یا حایل کردن تحت کنترل دراوردن فرونشاندن
curb
محدود کردن دارای دیواره یا حایل کردن تحت کنترل دراوردن فرونشاندن
curbing
محدود کردن دارای دیواره یا حایل کردن تحت کنترل دراوردن فرونشاندن
curbed
محدود کردن دارای دیواره یا حایل کردن تحت کنترل دراوردن فرونشاندن
grates
باشبکه مجهز کردن شبکه دارکردن دارای نرده وپنجره اهنی کردن
grate
باشبکه مجهز کردن شبکه دارکردن دارای نرده وپنجره اهنی کردن
incorporate
جادادن دارای شخصیت حقوقی کردن ثبت کردن
incorporating
جادادن دارای شخصیت حقوقی کردن ثبت کردن
incorporates
جادادن دارای شخصیت حقوقی کردن ثبت کردن
threads
دارای خطوط برجسته کردن حدیده وقلاویز کردن
thread
دارای خطوط برجسته کردن حدیده وقلاویز کردن
militarize
جنگ طلب کردن دارای روح نظامی کردن
edge
: دارای لبه تیز کردن تحریک کردن
edges
: دارای لبه تیز کردن تحریک کردن
reman
دارای نفرات تازه کردن مردانگی کردن
isobare
دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobar
دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobars
دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
cementitious
دارای مواد سمنتی یا سیمانی دارای خواص سیمان
soft shelled
دارای عقیده معتدل حلزون دارای صدف نرم
ringent
دارای دهن باز دارای لبان برگشته
fortifies
دارای استحکامات کردن تقویت کردن
inflames
دارای اماس کردن ملتهب کردن
fortifying
دارای استحکامات کردن تقویت کردن
inflaming
دارای اماس کردن ملتهب کردن
fortify
دارای استحکامات کردن تقویت کردن
furnish
دارای اثاثه کردن مجهز کردن
furnishing
دارای اثاثه کردن مجهز کردن
furnishes
دارای اثاثه کردن مجهز کردن
catalyze
دارای اثرمجاورتی کردن تسریع کردن
inflame
دارای اماس کردن ملتهب کردن
innervate
دارای پی کردن
populates
دارای جمعیت کردن
nationalize
دارای ملیت کردن
personifying
دارای شخصیت کردن
vallum
دارای استحکامات کردن
systemize
دارای همست کردن
populating
دارای جمعیت کردن
personalize
دارای شخصیت کردن
nationalised
دارای ملیت کردن
fluoridate
دارای فلورید کردن
rampart
دارای استحکامات کردن
vitaminize
دارای ویتامین کردن
transistorize
دارای ترانسیتور کردن
populate
دارای جمعیت کردن
embrasure
دارای منفذ کردن
zigzag
دارای پیچ و خم کردن
nationalizing
دارای ملیت کردن
personify
دارای شخصیت کردن
tooth
دارای دندان کردن
nationalizes
دارای ملیت کردن
zigzagged
دارای پیچ و خم کردن
personified
دارای شخصیت کردن
personifies
دارای شخصیت کردن
embrasures
دارای منفذ کردن
zigzagging
دارای پیچ و خم کردن
zigzags
دارای پیچ و خم کردن
ensoul
دارای روح کردن
nitrogenize
دارای نیتروژن کردن
potentialize
دارای استعداد کردن
castellate
دارای استحکامات کردن
tinkling
دارای طنین کردن
index
:دارای فهرست کردن
gift
دارای استعداد کردن
tinkles
دارای طنین کردن
nationalising
دارای ملیت کردن
crenelate
دارای کنگره کردن
tinkle
دارای طنین کردن
insoul
دارای روح کردن
gifts
دارای استعداد کردن
varnishing
دارای فاهرخوب کردن
nationalises
دارای ملیت کردن
freckle
خال دارای کک مک کردن
substantivize
دارای ماهیت کردن
varnished
دارای فاهرخوب کردن
varnishes
دارای فاهرخوب کردن
tinkled
دارای طنین کردن
body
دارای جسم کردن
whipstitch
دارای مرز کردن
indexed
:دارای فهرست کردن
hydrogenate
دارای هیدروژن کردن
indexes
:دارای فهرست کردن
varnish
دارای فاهرخوب کردن
bodies
دارای جسم کردن
crenellate
دارای کنگره کردن
virile
دارای نیروی مردی دارای رجولیت
gravel blind
دارای چشم تار دارای دید کم
acinaseous
دارای تخم و بذر دارای تخمدان
low tension
دارای فشار ضعیف دارای ولتاژکم
galleried
دارای سرسرا دارای اطاق نقاشی
rehabilitates
دارای امتیازات اولیه کردن
hyphenate
بوسیله خط دارای فاصله کردن
to p a thing person with athing
کسی را دارای چیزی کردن
granulate
دارای ذرات ریز کردن
bedevil
دارای روح شیطانی کردن
fulcrum
دارای نقطه اتکاء کردن
to p a thing for a person
کسی را دارای چیزی کردن
ravine
دارای دره تنگ کردن
tongues
گفتن دارای زبانه کردن
flyspeck
دارای لکه مگس کردن
rehabilitated
دارای امتیازات اولیه کردن
criss-crossed
دارای نقش چلیپایی کردن
rehabilitating
دارای امتیازات اولیه کردن
bedevils
دارای روح شیطانی کردن
bedevilled
دارای روح شیطانی کردن
prongs
دارای چنگک یا چنگال کردن
criss-crossing
دارای نقش چلیپایی کردن
ravines
دارای دره تنگ کردن
reengine
دارای موتور تازه کردن
methodize
دارای روش یاقاعدهای کردن
wig
دارای گیس مصنوعی کردن
bedevilling
دارای روح شیطانی کردن
criss-crosses
دارای نقش چلیپایی کردن
wigs
دارای گیس مصنوعی کردن
criss-cross
دارای نقش چلیپایی کردن
pane
دارای جام شیشه کردن
panes
دارای جام شیشه کردن
sanitate
دارای لوازم بهداشتی کردن
prong
دارای چنگک یا چنگال کردن
rehabilitate
دارای امتیازات اولیه کردن
tat
دارای حاشیه توری کردن
substantialize
دارای وجود خارجی کردن یاشدن
retrench
دارای سنگر موقتی زیرزمینی کردن
motivates
تهییج کردن دارای انگیزه شده
bell
دارای زنگ کردن کم کم پهن شدن
motivated
تهییج کردن دارای انگیزه شده
woof
پارچه کتانی دارای پود کردن
woofs
پارچه کتانی دارای پود کردن
mastermind
دارای نبوغ فکری ابداع کردن
masterminds
دارای نبوغ فکری ابداع کردن
masterminded
دارای نبوغ فکری ابداع کردن
masterminding
دارای نبوغ فکری ابداع کردن
bells
دارای زنگ کردن کم کم پهن شدن
motivate
تهییج کردن دارای انگیزه شده
shoes
دارای کفش کردن نعل زدن به
motivating
تهییج کردن دارای انگیزه شده
shoeing
دارای کفش کردن نعل زدن به
russify
دارای عقاید وتمایلات روسی کردن
shoe
دارای کفش کردن نعل زدن به
systemmatize
دارای روش یاقاعده کردن اسلوب دادن
systematize
دارای روش یا قاعده کردن اسلوب دادن به
outrigged
دارای تیر یا دیرک پیش امده دارای چوب یااهن اضافی برای بستن اسب اضافی
to piss off the wrong people
<idiom>
آدمهای دارای نفوذ و قدرت زیاد را عصبانی کردن
tackled
از عهده برامدن دارای اسباب و لوازم کردن بعهده گرفتن
tackles
از عهده برامدن دارای اسباب و لوازم کردن بعهده گرفتن
tackle
از عهده برامدن دارای اسباب و لوازم کردن بعهده گرفتن
tackling
از عهده برامدن دارای اسباب و لوازم کردن بعهده گرفتن
idiomorphic
دارای شکل مخصوص بخود دارای شکل صحیح خود
opalite
ترکیبی که دارای رنگهای مختلف بوده و برای براق کردن نمای اجری بکار میرود
end stopped
دارای وقفه نهایی منطقی دارای سکته منطقی
isotropic solutions
دارای خواص برابر از هرسو از هر سو دارای همان خواص
air condition
دارای دستگاه تهویه کردن تهویه کردن
Indo-persian rug
قالی هندی با طرح ایرانی
[اغلب دارای زمینه قرمز یا سبز بوده و از گل های کوچک، پیچک ها، پرندگان، حیوانات و طرح ابر بهره گرفته و دارای تارهای ابریشمی و پود پنبه ای است. به آن هندی-هراتی نیز می گویند.]
choke bore
روکشی برای سوراخ کردن یاتراش دادن داخل سیلندر که قسمت بالای ان دارای قطری کمتر از قطر اصلی سیلندرمیباشد
dovetail
کام و زبانه دم فاختهای دارای کام وزبانه دم کبوتری جفت کردن
dovetailing
کام و زبانه دم فاختهای دارای کام وزبانه دم کبوتری جفت کردن
dovetails
کام و زبانه دم فاختهای دارای کام وزبانه دم کبوتری جفت کردن
polyisotopic
دارای چند هم پایه دارای چند ایزوتوپ
off colored
دارای رنگ ناجور دارای رنگ مغایر
monadelphous
دارای میلههای یک پارچه دارای نافه یک پارچه
incrust
با قشر و پوست پوشاندن دارای پوشش سخت کردن قشر تشکیل دادن
tool
دارای ابزار کردن بصورت ابزار دراوردن
winy
شراب مانند دارای خصوصیات شراب دارای مزه شراب
winey
شراب مانند دارای خصوصیات شراب دارای مزه شراب
frets
دارای نقشههای پیچ در پیچ کردن
fret
دارای نقشههای پیچ در پیچ کردن
pentadactyl
دارای پنج پنجه دارای پنج زائده شبیه پنجه
corn-effect
ذرتی شدن فرش که در اثر پرداخت یا قیچی کردن نامناسب بوجود می آید و پرزهای فرش همگی دارای یک ارتفاع نبوده و ظاهر پرز فرش بلند و کوتاه می شود
three-legged
دارای سه پا
odoriferous
دارای بو
glochidiate
دارای مو
trilinear
دارای سه خط
bilabiate
دارای دو لب
footy
دارای پا
fraught with
دارای
iodic
دارای ید
three legged
دارای سه پا
knarred
دارای برامدگی
kibed
دارای شکاف
insectile
دارای حشره
instinct with force
دارای زور
sulfureous
دارای گوگرد
starchy
دارای نشاسته
trilocular
دارای سه حفره
bumpiness
دارای برامدگی
keratinous
دارای موادشاخی
synonymous
دارای ترادف
polygamous
دارای چند زن
salaried
دارای حقوق
monogamous
دارای یک زن یا یک شوهر
sexagenary
دارای سن 06 تا96
woolly headed
دارای سر پشمالو
knock kneed
دارای زانوی کج
plumose
دارای دسته پر
patent
دارای حق انحصاری
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com