English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (35 milliseconds)
English Persian
vitaminize دارای ویتامین کردن
Other Matches
vitamins ویتامین
ascorbic acid ویتامین C
vitamin ویتامین
vitamine ویتامین
scurvy کمبود ویتامین C
scorbutic ناشی از کمبود ویتامین C
vitaminize ویتامین به غذا زدن
antivitamin مادهای که ویتامین ها را خنثی میکند
xerophthalmia رمد چشم مرضی در اثر کمبود ویتامین A
hypervitaminosis ناراحتیهای حاصله در اثر ازدیاد ویتامین در بدن
riboflavin ریبو فلاوین ویتامین B به فرمول 6O4N2H71C که در شیر و تخم مرغ و جگر و غیره یافت میشود
personate خودرا بجای دیگری قلمداد کردن دارای شخصیت کردن
curbing محدود کردن دارای دیواره یا حایل کردن تحت کنترل دراوردن فرونشاندن
grated باشبکه مجهز کردن شبکه دارکردن دارای نرده وپنجره اهنی کردن
curbs محدود کردن دارای دیواره یا حایل کردن تحت کنترل دراوردن فرونشاندن
grates باشبکه مجهز کردن شبکه دارکردن دارای نرده وپنجره اهنی کردن
curbed محدود کردن دارای دیواره یا حایل کردن تحت کنترل دراوردن فرونشاندن
grate باشبکه مجهز کردن شبکه دارکردن دارای نرده وپنجره اهنی کردن
curb محدود کردن دارای دیواره یا حایل کردن تحت کنترل دراوردن فرونشاندن
militarize جنگ طلب کردن دارای روح نظامی کردن
thread دارای خطوط برجسته کردن حدیده وقلاویز کردن
incorporating جادادن دارای شخصیت حقوقی کردن ثبت کردن
incorporates جادادن دارای شخصیت حقوقی کردن ثبت کردن
incorporate جادادن دارای شخصیت حقوقی کردن ثبت کردن
threads دارای خطوط برجسته کردن حدیده وقلاویز کردن
edge : دارای لبه تیز کردن تحریک کردن
edges : دارای لبه تیز کردن تحریک کردن
reman دارای نفرات تازه کردن مردانگی کردن
isobar دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobare دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobars دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
soft shelled دارای عقیده معتدل حلزون دارای صدف نرم
cementitious دارای مواد سمنتی یا سیمانی دارای خواص سیمان
ringent دارای دهن باز دارای لبان برگشته
inflaming دارای اماس کردن ملتهب کردن
fortifies دارای استحکامات کردن تقویت کردن
inflames دارای اماس کردن ملتهب کردن
furnishing دارای اثاثه کردن مجهز کردن
furnish دارای اثاثه کردن مجهز کردن
fortifying دارای استحکامات کردن تقویت کردن
inflame دارای اماس کردن ملتهب کردن
furnishes دارای اثاثه کردن مجهز کردن
fortify دارای استحکامات کردن تقویت کردن
catalyze دارای اثرمجاورتی کردن تسریع کردن
innervate دارای پی کردن
freckle خال دارای کک مک کردن
whipstitch دارای مرز کردن
hydroxylate دارای هیدروکسیل کردن
tooth دارای دندان کردن
potentialize دارای استعداد کردن
hydrogenate دارای هیدروژن کردن
index :دارای فهرست کردن
insoul دارای روح کردن
transistorize دارای ترانسیتور کردن
castellate دارای استحکامات کردن
fluoridate دارای فلورید کردن
gift دارای استعداد کردن
zigzagged دارای پیچ و خم کردن
varnishing دارای فاهرخوب کردن
zigzag دارای پیچ و خم کردن
varnishes دارای فاهرخوب کردن
varnished دارای فاهرخوب کردن
varnish دارای فاهرخوب کردن
ensoul دارای روح کردن
indexes :دارای فهرست کردن
indexed :دارای فهرست کردن
bodies دارای جسم کردن
body دارای جسم کردن
rampart دارای استحکامات کردن
embrasures دارای منفذ کردن
zigzagging دارای پیچ و خم کردن
zigzags دارای پیچ و خم کردن
systemize دارای همست کردن
gifts دارای استعداد کردن
tinkling دارای طنین کردن
tinkles دارای طنین کردن
nitrogenize دارای نیتروژن کردن
substantivize دارای ماهیت کردن
tinkled دارای طنین کردن
tinkle دارای طنین کردن
nationalizing دارای ملیت کردن
nationalizes دارای ملیت کردن
nationalize دارای ملیت کردن
nationalising دارای ملیت کردن
nationalises دارای ملیت کردن
nationalised دارای ملیت کردن
embrasure دارای منفذ کردن
personifying دارای شخصیت کردن
personalize دارای شخصیت کردن
crenelate دارای کنگره کردن
populates دارای جمعیت کردن
personified دارای شخصیت کردن
crenellate دارای کنگره کردن
personify دارای شخصیت کردن
populating دارای جمعیت کردن
personifies دارای شخصیت کردن
populate دارای جمعیت کردن
vallum دارای استحکامات کردن
gravel blind دارای چشم تار دارای دید کم
galleried دارای سرسرا دارای اطاق نقاشی
virile دارای نیروی مردی دارای رجولیت
acinaseous دارای تخم و بذر دارای تخمدان
low tension دارای فشار ضعیف دارای ولتاژکم
rehabilitate دارای امتیازات اولیه کردن
methodize دارای روش یاقاعدهای کردن
criss-crosses دارای نقش چلیپایی کردن
bedevils دارای روح شیطانی کردن
bedevilling دارای روح شیطانی کردن
fulcrum دارای نقطه اتکاء کردن
criss-crossing دارای نقش چلیپایی کردن
rehabilitates دارای امتیازات اولیه کردن
prong دارای چنگک یا چنگال کردن
prongs دارای چنگک یا چنگال کردن
panes دارای جام شیشه کردن
pane دارای جام شیشه کردن
ravine دارای دره تنگ کردن
wigs دارای گیس مصنوعی کردن
wig دارای گیس مصنوعی کردن
criss-crossed دارای نقش چلیپایی کردن
sanitate دارای لوازم بهداشتی کردن
rehabilitated دارای امتیازات اولیه کردن
granulate دارای ذرات ریز کردن
flyspeck دارای لکه مگس کردن
criss-cross دارای نقش چلیپایی کردن
ravines دارای دره تنگ کردن
tat دارای حاشیه توری کردن
rehabilitating دارای امتیازات اولیه کردن
bedevilled دارای روح شیطانی کردن
tongues گفتن دارای زبانه کردن
to p a thing for a person کسی را دارای چیزی کردن
to p a thing person with athing کسی را دارای چیزی کردن
hyphenate بوسیله خط دارای فاصله کردن
reengine دارای موتور تازه کردن
bedevil دارای روح شیطانی کردن
motivates تهییج کردن دارای انگیزه شده
substantialize دارای وجود خارجی کردن یاشدن
motivating تهییج کردن دارای انگیزه شده
mastermind دارای نبوغ فکری ابداع کردن
bells دارای زنگ کردن کم کم پهن شدن
motivated تهییج کردن دارای انگیزه شده
shoe دارای کفش کردن نعل زدن به
motivate تهییج کردن دارای انگیزه شده
retrench دارای سنگر موقتی زیرزمینی کردن
bell دارای زنگ کردن کم کم پهن شدن
masterminds دارای نبوغ فکری ابداع کردن
masterminded دارای نبوغ فکری ابداع کردن
masterminding دارای نبوغ فکری ابداع کردن
russify دارای عقاید وتمایلات روسی کردن
shoeing دارای کفش کردن نعل زدن به
shoes دارای کفش کردن نعل زدن به
woofs پارچه کتانی دارای پود کردن
woof پارچه کتانی دارای پود کردن
systematize دارای روش یا قاعده کردن اسلوب دادن به
systemmatize دارای روش یاقاعده کردن اسلوب دادن
outrigged دارای تیر یا دیرک پیش امده دارای چوب یااهن اضافی برای بستن اسب اضافی
to piss off the wrong people <idiom> آدمهای دارای نفوذ و قدرت زیاد را عصبانی کردن
tackles از عهده برامدن دارای اسباب و لوازم کردن بعهده گرفتن
tackled از عهده برامدن دارای اسباب و لوازم کردن بعهده گرفتن
tackling از عهده برامدن دارای اسباب و لوازم کردن بعهده گرفتن
tackle از عهده برامدن دارای اسباب و لوازم کردن بعهده گرفتن
idiomorphic دارای شکل مخصوص بخود دارای شکل صحیح خود
opalite ترکیبی که دارای رنگهای مختلف بوده و برای براق کردن نمای اجری بکار میرود
end stopped دارای وقفه نهایی منطقی دارای سکته منطقی
isotropic solutions دارای خواص برابر از هرسو از هر سو دارای همان خواص
air condition دارای دستگاه تهویه کردن تهویه کردن
Indo-persian rug قالی هندی با طرح ایرانی [اغلب دارای زمینه قرمز یا سبز بوده و از گل های کوچک، پیچک ها، پرندگان، حیوانات و طرح ابر بهره گرفته و دارای تارهای ابریشمی و پود پنبه ای است. به آن هندی-هراتی نیز می گویند.]
choke bore روکشی برای سوراخ کردن یاتراش دادن داخل سیلندر که قسمت بالای ان دارای قطری کمتر از قطر اصلی سیلندرمیباشد
dovetailing کام و زبانه دم فاختهای دارای کام وزبانه دم کبوتری جفت کردن
dovetail کام و زبانه دم فاختهای دارای کام وزبانه دم کبوتری جفت کردن
dovetails کام و زبانه دم فاختهای دارای کام وزبانه دم کبوتری جفت کردن
off colored دارای رنگ ناجور دارای رنگ مغایر
monadelphous دارای میلههای یک پارچه دارای نافه یک پارچه
polyisotopic دارای چند هم پایه دارای چند ایزوتوپ
incrust با قشر و پوست پوشاندن دارای پوشش سخت کردن قشر تشکیل دادن
tool دارای ابزار کردن بصورت ابزار دراوردن
winy شراب مانند دارای خصوصیات شراب دارای مزه شراب
winey شراب مانند دارای خصوصیات شراب دارای مزه شراب
fret دارای نقشههای پیچ در پیچ کردن
frets دارای نقشههای پیچ در پیچ کردن
pentadactyl دارای پنج پنجه دارای پنج زائده شبیه پنجه
corn-effect ذرتی شدن فرش که در اثر پرداخت یا قیچی کردن نامناسب بوجود می آید و پرزهای فرش همگی دارای یک ارتفاع نبوده و ظاهر پرز فرش بلند و کوتاه می شود
glochidiate دارای مو
fraught with دارای
three-legged دارای سه پا
bilabiate دارای دو لب
iodic دارای ید
odoriferous دارای بو
three legged دارای سه پا
trilinear دارای سه خط
footy دارای پا
heterogamous دارای مادگی ها
varietal دارای تنوع
zonate دارای مدار
aluminous دارای زاج
redundant دارای اطناب
allergic دارای حساسیت به
undersigned دارای امضاء
zygomorphic دارای تقارن
extant دارای هستی
deadbeat دارای سکون
Recent search history
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com