English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
English Persian
pigeon toed دارای پنجه برگشته
Other Matches
intoed پنجه برگشته
palmatifid دارای شکافی شبیه پنجه دست شکافته پنجه
pentadactyl دارای پنج پنجه دارای پنج زائده شبیه پنجه
ringent دارای دهن باز دارای لبان برگشته
billhook نوعی کارد بزرگ که دارای نوک برگشته است
square toed دارای پنجه مربع
pigeon toed دارای پنجه خمیده بداخل
pentadactylate دارای پنج زائده شبیه پنجه
renegade از دین برگشته برگشته
renegades از دین برگشته برگشته
pentadactylate پنج انگشتی دارای پنج پنجه
retorted برگشته
turn down برگشته
revolute لب برگشته
inverse برگشته
reflexed برگشته
recurvate برگشته
retrousse برگشته
retroflected برگشته
inflexed برگشته
apostates از دین برگشته
extrorse بیرون برگشته
runagate از دین برگشته
revers لبه برگشته
resupine بعقب برگشته
retroverted بعقب برگشته
recurve برگشته کردن
recurvate برگشته کردن
apostate از دین برگشته
turn down یقه برگشته
foxed رنگ برگشته
the tide has turned ورق برگشته است
chukka پوتین نوک برگشته
hook bill منقار نوک برگشته
calkin نوک برگشته نعل
unlucky بخت برگشته بدیمن
involuted بحال نخست برگشته
backswept برگشته بطور مایل واریب
scimitar شمشیر کارد دسته دراز ونوک برگشته
the inquisition دادگاهی که کارش دادرسی مردمان از دین برگشته یارافضی و به کیفر رساندن
digitation پنجه
downstream toe پنجه سد
fives پنجه
griff پنجه
cross arm پنجه
adactylous بی پنجه
fistula پنجه
talons پنجه
talon پنجه
digitigrade پنجه رو
claws پنجه
pawed پنجه
paw پنجه
forking پنجه
clawing پنجه
clawed پنجه
claw پنجه
toes پنجه
toe پنجه
fork پنجه
pawing پنجه
pitchfork پنجه
pitchforks پنجه
paws پنجه
pawing پنجه زدن
fissidactyl پنجه شکافته
tiptoed نوک پنجه
fissiped پنجه شکافته
tiptoe نوک پنجه
knuckle duster پنجه بوکس
knuckle-duster پنجه بوکس
knuckle-dusters پنجه بوکس
brass knuckles پنجه بوکس
lycopodium پنجه گرگی
cyclamen پنجه مریم
sowbread پنجه مریم
swine bread پنجه مریم
cat's paws پنجه گربه
pawed پنجه زدن
paw پنجه زدن
cat's paw پنجه گربه
tiptoes نوک پنجه
cyclamens پنجه مریم
tiptoeing نوک پنجه
branch pipe پنجه اگزوز
paws پنجه زدن
heel and toe با پنجه و پاشنه
hand post پنجه راهنما
intoed پنجه بتو
the mailed fist زور سر پنجه
toe cap پنجه کفش
toeless بدون پنجه
lobster claw پنجه خرچنگی
kick up زدن پنجه
leptodactyl باریک پنجه
wild bryony پنجه کلاغ
palmate شبیه پنجه
lycopod پنجه گرگی
pentadactylous پنجه دار
pentadactylic پنجه دار
pedatifid پنجه وار
toe با پنجه پا راندن
hellweed پنجه کلاغ
toe با پنجه پا زدن
ball of toe گوشت زیر پنجه پا
clevis اتصال پنجه مفصلی
winnowwing fan جام پنجه شانه
pedate پنجه دار شبیه پا
toeplate نعل پنجه کفش
lumbrical ماهیچه انگشت یا پنجه
monkey fist گره پنجه میمون
ground fir پنجه گرگ سلاژین
pouncing درحال حمله با پنجه
forepaw پنجه دست حیوانات
pounces درحال حمله با پنجه
pounced درحال حمله با پنجه
brass knuckles پنجه مشت زنی
hunker روی پنجه پاایستادن
pounce درحال حمله با پنجه
digitation انشعاب بشکل پنجه
devil's claw خفت پنجه دیوی
crow foot zinc پیل پنجه کلاغی
forepaw پنجه پای جلو
hand-to-hand دسته و پنجه نرم کردن
scoop پنجه ماشین خاک برداری
syndactylism پیوستگی واتصال پنجه ها بیکدیگر
scooped پنجه ماشین خاک برداری
He has a delightful touch on the guitar . گیتار را با پنجه گرمی می نوازد
toe off جدا شدن پنجه پا از زمین
hand to hand دسته و پنجه نرم کردن
scoops پنجه ماشین خاک برداری
scooping پنجه ماشین خاک برداری
fingering پنجه گذاری انگشت کاری
base thickness of buttress عرض پنجه پشت بند
heat muff پوشش اطراف پنجه اگزوز
cross swords دست و پنجه نرم کردن
Ravishingly beautiful. مثل پنجه آفتاب ( بسیار زیبا )
Foxglove گل پنجه علی [در تهیه رنگ زرد]
palmipede پرندهای که پنجه هایش پرده دارد
cats paw الت دست دیگران گره پنجه گربهای
isobare دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobars دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobar دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
tap dance نوعی رقص که در ان پنجه وپاشنه پا را به سرعت به زمین می زنند
barburetor heater جلد نصب شده دراطراف لولههای پنجه اگزوز
jacana پرنده پا دراز و پنجه بزرگ مکزیکی که در اب راه میرود
soft shelled دارای عقیده معتدل حلزون دارای صدف نرم
cementitious دارای مواد سمنتی یا سیمانی دارای خواص سیمان
crow's foot هرچیزی بشکل پنجه کلاغ چین و چروک گوشه لب و چشم.
to beg [of a dog holding up front paws] التماس کردن [سگی با بالا بردن پنجه های جلویی]
longspur انواع پرندگان پنجه بلند نواحی قطبی وشمال امریکا
to sit up and beg التماس کردن [سگی با بالا بردن پنجه های جلویی]
bear's foot نوعی گیاه خریق که برگ هایی به شکل پا و پنجه ها خرس دارد.
virile دارای نیروی مردی دارای رجولیت
low tension دارای فشار ضعیف دارای ولتاژکم
gravel blind دارای چشم تار دارای دید کم
acinaseous دارای تخم و بذر دارای تخمدان
galleried دارای سرسرا دارای اطاق نقاشی
outrigged دارای تیر یا دیرک پیش امده دارای چوب یااهن اضافی برای بستن اسب اضافی
evolute بسط منحنی مسطح وابسته به منحنی مسطح بعقب برگشته
parmakli لوزی پنجه ای [این طرح در گلیم های ترکیه بکار رفته و در اصطلاح محلی به معنی انگشت می باشد.]
musub duchi موسوب داچی ایستادن بگونه ایکه پاشنه پاها به هم چسبیده و پنجه ها به اندازه 54 درجه زاویه داشته باشند
idiomorphic دارای شکل مخصوص بخود دارای شکل صحیح خود
isotropic solutions دارای خواص برابر از هرسو از هر سو دارای همان خواص
end stopped دارای وقفه نهایی منطقی دارای سکته منطقی
Indo-persian rug قالی هندی با طرح ایرانی [اغلب دارای زمینه قرمز یا سبز بوده و از گل های کوچک، پیچک ها، پرندگان، حیوانات و طرح ابر بهره گرفته و دارای تارهای ابریشمی و پود پنبه ای است. به آن هندی-هراتی نیز می گویند.]
off colored دارای رنگ ناجور دارای رنگ مغایر
monadelphous دارای میلههای یک پارچه دارای نافه یک پارچه
polyisotopic دارای چند هم پایه دارای چند ایزوتوپ
winy شراب مانند دارای خصوصیات شراب دارای مزه شراب
winey شراب مانند دارای خصوصیات شراب دارای مزه شراب
odoriferous دارای بو
footy دارای پا
bilabiate دارای دو لب
three legged دارای سه پا
trilinear دارای سه خط
iodic دارای ید
fraught with دارای
glochidiate دارای مو
three-legged دارای سه پا
quartziferous دارای در کوهی
unipod دارای یک پایه
aquiline دارای منقار کج
unifoliate دارای یک برگ
unifilar دارای یک سیم یا نخ
unidirectional دارای یک جهت
unidirection دارای یک جهت
patents دارای حق انحصاری
reversioner دارای حق رجوع
glary دارای تشعشع
melodious دارای ملودی
melodic دارای ملودی
glanduliferous دارای غد دکوچک
synonymous دارای تشابه
synonymous دارای ترادف
artiodactylous دارای سم شکافته
energetic دارای انرژی
rarely beautiful دارای زیبائی
vagility دارای تحرک
vagile دارای تحرک
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com