English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (14 milliseconds)
English Persian
pentadactyl دارای پنج پنجه دارای پنج زائده شبیه پنجه
Search result with all words
pentadactylate دارای پنج زائده شبیه پنجه
Other Matches
palmatifid دارای شکافی شبیه پنجه دست شکافته پنجه
pigeon toed دارای پنجه برگشته
square toed دارای پنجه مربع
pigeon toed دارای پنجه خمیده بداخل
palmate شبیه پنجه
pedate پنجه دار شبیه پا
pentadactylate پنج انگشتی دارای پنج پنجه
lobulate دارای زائده کوچک
cirrate دارای زائده و ضمیمه
subhuman دارای صفاتی شبیه انسان
ulotrichous دارای موهای شبیه پشم
vulval دارای شکافی شبیه فرج
vulvate دارای شکافی شبیه فرج
chalybeate دارای مزه شبیه باهن
vulvar دارای شکافی شبیه فرج
fork پنجه
fistula پنجه
downstream toe پنجه سد
toes پنجه
pitchfork پنجه
pitchforks پنجه
forking پنجه
griff پنجه
claw پنجه
paws پنجه
pawing پنجه
fives پنجه
paw پنجه
cross arm پنجه
talon پنجه
talons پنجه
claws پنجه
clawing پنجه
adactylous بی پنجه
clawed پنجه
digitigrade پنجه رو
pawed پنجه
toe پنجه
digitation پنجه
squeaker دارای صدای شبیه جغد یا موش
drupaceous دارای میوه الویی شبیه الو
homogamic دارای گلهای شبیه بهم ومتجانس
diatomaceous دارای جدار سیلیسی شبیه گمزادان
homogamous دارای گلهای شبیه بهم ومتجانس
hand post پنجه راهنما
pedatifid پنجه وار
heel and toe با پنجه و پاشنه
fissiped پنجه شکافته
toe cap پنجه کفش
toe با پنجه پا زدن
brass knuckles پنجه بوکس
leptodactyl باریک پنجه
toe با پنجه پا راندن
knuckle-dusters پنجه بوکس
toeless بدون پنجه
intoed پنجه برگشته
knuckle-duster پنجه بوکس
intoed پنجه بتو
fissidactyl پنجه شکافته
knuckle duster پنجه بوکس
lobster claw پنجه خرچنگی
hellweed پنجه کلاغ
the mailed fist زور سر پنجه
tiptoeing نوک پنجه
paw پنجه زدن
tiptoes نوک پنجه
cyclamens پنجه مریم
cat's paws پنجه گربه
sowbread پنجه مریم
wild bryony پنجه کلاغ
cat's paw پنجه گربه
swine bread پنجه مریم
paws پنجه زدن
pawing پنجه زدن
kick up زدن پنجه
pawed پنجه زدن
cyclamen پنجه مریم
tiptoed نوک پنجه
tiptoe نوک پنجه
lycopodium پنجه گرگی
pentadactylic پنجه دار
pentadactylous پنجه دار
lycopod پنجه گرگی
branch pipe پنجه اگزوز
ribby دارای دندههای بیرون امده شبیه دنده
leg of mutton دارای پاهای مثلثی شکل شبیه گوسفند
squeaky جیغ جیغو دارای صدای شبیه جغد یاموش
conchoidal دارای پستی وبلندی هایی شبیه داخل صدف
pounced درحال حمله با پنجه
hunker روی پنجه پاایستادن
digitation انشعاب بشکل پنجه
forepaw پنجه دست حیوانات
devil's claw خفت پنجه دیوی
forepaw پنجه پای جلو
monkey fist گره پنجه میمون
lumbrical ماهیچه انگشت یا پنجه
toeplate نعل پنجه کفش
winnowwing fan جام پنجه شانه
brass knuckles پنجه مشت زنی
pounces درحال حمله با پنجه
ground fir پنجه گرگ سلاژین
ball of toe گوشت زیر پنجه پا
crow foot zinc پیل پنجه کلاغی
clevis اتصال پنجه مفصلی
pouncing درحال حمله با پنجه
pounce درحال حمله با پنجه
cross swords دست و پنجه نرم کردن
fingering پنجه گذاری انگشت کاری
heat muff پوشش اطراف پنجه اگزوز
scoops پنجه ماشین خاک برداری
hand-to-hand دسته و پنجه نرم کردن
toe off جدا شدن پنجه پا از زمین
base thickness of buttress عرض پنجه پشت بند
scooping پنجه ماشین خاک برداری
hand to hand دسته و پنجه نرم کردن
scooped پنجه ماشین خاک برداری
scoop پنجه ماشین خاک برداری
syndactylism پیوستگی واتصال پنجه ها بیکدیگر
He has a delightful touch on the guitar . گیتار را با پنجه گرمی می نوازد
hardtop اتومبیلی شبیه اتومیلهای کروکی که دارای سقف سخت فلزی میباشد
palmipede پرندهای که پنجه هایش پرده دارد
Ravishingly beautiful. مثل پنجه آفتاب ( بسیار زیبا )
Foxglove گل پنجه علی [در تهیه رنگ زرد]
cats paw الت دست دیگران گره پنجه گربهای
isobare دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobar دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobars دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
barburetor heater جلد نصب شده دراطراف لولههای پنجه اگزوز
tap dance نوعی رقص که در ان پنجه وپاشنه پا را به سرعت به زمین می زنند
jacana پرنده پا دراز و پنجه بزرگ مکزیکی که در اب راه میرود
cementitious دارای مواد سمنتی یا سیمانی دارای خواص سیمان
soft shelled دارای عقیده معتدل حلزون دارای صدف نرم
longspur انواع پرندگان پنجه بلند نواحی قطبی وشمال امریکا
to sit up and beg التماس کردن [سگی با بالا بردن پنجه های جلویی]
crow's foot هرچیزی بشکل پنجه کلاغ چین و چروک گوشه لب و چشم.
to beg [of a dog holding up front paws] التماس کردن [سگی با بالا بردن پنجه های جلویی]
ringent دارای دهن باز دارای لبان برگشته
bear's foot نوعی گیاه خریق که برگ هایی به شکل پا و پنجه ها خرس دارد.
gravel blind دارای چشم تار دارای دید کم
virile دارای نیروی مردی دارای رجولیت
acinaseous دارای تخم و بذر دارای تخمدان
low tension دارای فشار ضعیف دارای ولتاژکم
galleried دارای سرسرا دارای اطاق نقاشی
zincky بشکل روی دارای فاهری شبیه فلز روی
zinky بشکل روی دارای فاهری شبیه فلز روی
zincy بشکل روی دارای فاهری شبیه فلز روی
outrigged دارای تیر یا دیرک پیش امده دارای چوب یااهن اضافی برای بستن اسب اضافی
musub duchi موسوب داچی ایستادن بگونه ایکه پاشنه پاها به هم چسبیده و پنجه ها به اندازه 54 درجه زاویه داشته باشند
parmakli لوزی پنجه ای [این طرح در گلیم های ترکیه بکار رفته و در اصطلاح محلی به معنی انگشت می باشد.]
substantive شبیه اسم دارای خواص اسم
idiomorphic دارای شکل مخصوص بخود دارای شکل صحیح خود
venosity شبیه ورید دارای ورید
end stopped دارای وقفه نهایی منطقی دارای سکته منطقی
isotropic solutions دارای خواص برابر از هرسو از هر سو دارای همان خواص
Indo-persian rug قالی هندی با طرح ایرانی [اغلب دارای زمینه قرمز یا سبز بوده و از گل های کوچک، پیچک ها، پرندگان، حیوانات و طرح ابر بهره گرفته و دارای تارهای ابریشمی و پود پنبه ای است. به آن هندی-هراتی نیز می گویند.]
polyisotopic دارای چند هم پایه دارای چند ایزوتوپ
off colored دارای رنگ ناجور دارای رنگ مغایر
monadelphous دارای میلههای یک پارچه دارای نافه یک پارچه
winy شراب مانند دارای خصوصیات شراب دارای مزه شراب
winey شراب مانند دارای خصوصیات شراب دارای مزه شراب
three legged دارای سه پا
glochidiate دارای مو
odoriferous دارای بو
iodic دارای ید
fraught with دارای
trilinear دارای سه خط
bilabiate دارای دو لب
three-legged دارای سه پا
footy دارای پا
calcareous دارای کلسیم
capitated دارای سرمجزا
short-range دارای برد کم
calcic دارای اهک
bumpiness دارای برامدگی
buckish دارای خوی بز
longheaded دارای سردراز
equivocal دارای دومعنی
lobate دارای نرمه
testate دارای وصیت
lobated دارای نرمه
knock kneed دارای زانوی کج
ternal دارای سه تغییر
short range دارای برد کم
backed دارای پشت
cretaceous دارای گچ فراوان
monogamous دارای یک زن یا یک شوهر
bigamous دارای دو زن یا دو شوهر
tripetalous دارای سه کلبرگ
trinomial دارای سه عبارت
trinary دارای سه متغیر
trinal دارای سه متغیر
trimolecular دارای سه ملکول
trilocular دارای سه حفره
tristigmatic دارای سه مادگی
trigynous دارای سه مادگی
trigonous دارای سه زاویه
trifoliolate دارای سه نشریه
monogamous دارای یک همسر
alcoholics دارای الکل
crepitant دارای صدای خش خش
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com