Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 303 (24 milliseconds)
English
Persian
shoe
دارای کفش کردن نعل زدن به
shoeing
دارای کفش کردن نعل زدن به
shoes
دارای کفش کردن نعل زدن به
Search result with all words
bodies
دارای جسم کردن
body
دارای جسم کردن
populate
دارای جمعیت کردن
populates
دارای جمعیت کردن
populating
دارای جمعیت کردن
fulcrum
دارای نقطه اتکاء کردن
furnish
دارای اثاثه کردن مجهز کردن
furnishes
دارای اثاثه کردن مجهز کردن
furnishing
دارای اثاثه کردن مجهز کردن
pane
دارای جام شیشه کردن
panes
دارای جام شیشه کردن
index
:دارای فهرست کردن
indexed
:دارای فهرست کردن
indexes
:دارای فهرست کردن
edge
: دارای لبه تیز کردن تحریک کردن
edges
: دارای لبه تیز کردن تحریک کردن
bell
دارای زنگ کردن کم کم پهن شدن
bells
دارای زنگ کردن کم کم پهن شدن
tackle
از عهده برامدن دارای اسباب و لوازم کردن بعهده گرفتن
tackled
از عهده برامدن دارای اسباب و لوازم کردن بعهده گرفتن
tackles
از عهده برامدن دارای اسباب و لوازم کردن بعهده گرفتن
tackling
از عهده برامدن دارای اسباب و لوازم کردن بعهده گرفتن
curb
محدود کردن دارای دیواره یا حایل کردن تحت کنترل دراوردن فرونشاندن
curbed
محدود کردن دارای دیواره یا حایل کردن تحت کنترل دراوردن فرونشاندن
curbing
محدود کردن دارای دیواره یا حایل کردن تحت کنترل دراوردن فرونشاندن
curbs
محدود کردن دارای دیواره یا حایل کردن تحت کنترل دراوردن فرونشاندن
dovetail
کام و زبانه دم فاختهای دارای کام وزبانه دم کبوتری جفت کردن
dovetailing
کام و زبانه دم فاختهای دارای کام وزبانه دم کبوتری جفت کردن
dovetails
کام و زبانه دم فاختهای دارای کام وزبانه دم کبوتری جفت کردن
bedevil
دارای روح شیطانی کردن
bedevilled
دارای روح شیطانی کردن
bedevilling
دارای روح شیطانی کردن
bedevils
دارای روح شیطانی کردن
nationalised
دارای ملیت کردن
nationalises
دارای ملیت کردن
nationalising
دارای ملیت کردن
nationalize
دارای ملیت کردن
nationalizes
دارای ملیت کردن
nationalizing
دارای ملیت کردن
woof
پارچه کتانی دارای پود کردن
woofs
پارچه کتانی دارای پود کردن
rehabilitate
دارای امتیازات اولیه کردن
rehabilitated
دارای امتیازات اولیه کردن
rehabilitates
دارای امتیازات اولیه کردن
rehabilitating
دارای امتیازات اولیه کردن
embrasure
دارای منفذ کردن
embrasures
دارای منفذ کردن
wig
دارای گیس مصنوعی کردن
wigs
دارای گیس مصنوعی کردن
mastermind
دارای نبوغ فکری ابداع کردن
masterminded
دارای نبوغ فکری ابداع کردن
masterminding
دارای نبوغ فکری ابداع کردن
masterminds
دارای نبوغ فکری ابداع کردن
prong
دارای چنگک یا چنگال کردن
prongs
دارای چنگک یا چنگال کردن
inflame
دارای اماس کردن ملتهب کردن
inflames
دارای اماس کردن ملتهب کردن
inflaming
دارای اماس کردن ملتهب کردن
tinkle
دارای طنین کردن
tinkled
دارای طنین کردن
tinkles
دارای طنین کردن
tinkling
دارای طنین کردن
fortifies
دارای استحکامات کردن تقویت کردن
fortify
دارای استحکامات کردن تقویت کردن
fortifying
دارای استحکامات کردن تقویت کردن
personified
دارای شخصیت کردن
personifies
دارای شخصیت کردن
personify
دارای شخصیت کردن
personifying
دارای شخصیت کردن
fret
دارای نقشههای پیچ در پیچ کردن
frets
دارای نقشههای پیچ در پیچ کردن
zigzag
دارای پیچ و خم کردن
zigzagged
دارای پیچ و خم کردن
zigzagging
دارای پیچ و خم کردن
zigzags
دارای پیچ و خم کردن
motivate
تهییج کردن دارای انگیزه شده
motivated
تهییج کردن دارای انگیزه شده
motivates
تهییج کردن دارای انگیزه شده
motivating
تهییج کردن دارای انگیزه شده
varnish
دارای فاهرخوب کردن
varnished
دارای فاهرخوب کردن
varnishes
دارای فاهرخوب کردن
varnishing
دارای فاهرخوب کردن
grate
باشبکه مجهز کردن شبکه دارکردن دارای نرده وپنجره اهنی کردن
grated
باشبکه مجهز کردن شبکه دارکردن دارای نرده وپنجره اهنی کردن
grates
باشبکه مجهز کردن شبکه دارکردن دارای نرده وپنجره اهنی کردن
tool
دارای ابزار کردن بصورت ابزار دراوردن
tongues
گفتن دارای زبانه کردن
tooth
دارای دندان کردن
gift
دارای استعداد کردن
gifts
دارای استعداد کردن
thread
دارای خطوط برجسته کردن حدیده وقلاویز کردن
threads
دارای خطوط برجسته کردن حدیده وقلاویز کردن
incorporate
جادادن دارای شخصیت حقوقی کردن ثبت کردن
incorporates
جادادن دارای شخصیت حقوقی کردن ثبت کردن
incorporating
جادادن دارای شخصیت حقوقی کردن ثبت کردن
ravine
دارای دره تنگ کردن
ravines
دارای دره تنگ کردن
air condition
دارای دستگاه تهویه کردن تهویه کردن
castellate
دارای استحکامات کردن
Other Matches
personate
خودرا بجای دیگری قلمداد کردن دارای شخصیت کردن
militarize
جنگ طلب کردن دارای روح نظامی کردن
reman
دارای نفرات تازه کردن مردانگی کردن
isobar
دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobars
دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobare
دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
soft shelled
دارای عقیده معتدل حلزون دارای صدف نرم
cementitious
دارای مواد سمنتی یا سیمانی دارای خواص سیمان
ringent
دارای دهن باز دارای لبان برگشته
catalyze
دارای اثرمجاورتی کردن تسریع کردن
innervate
دارای پی کردن
freckle
خال دارای کک مک کردن
fluoridate
دارای فلورید کردن
vitaminize
دارای ویتامین کردن
rampart
دارای استحکامات کردن
insoul
دارای روح کردن
hydroxylate
دارای هیدروکسیل کردن
hydrogenate
دارای هیدروژن کردن
personalize
دارای شخصیت کردن
crenellate
دارای کنگره کردن
substantivize
دارای ماهیت کردن
systemize
دارای همست کردن
ensoul
دارای روح کردن
whipstitch
دارای مرز کردن
transistorize
دارای ترانسیتور کردن
nitrogenize
دارای نیتروژن کردن
vallum
دارای استحکامات کردن
potentialize
دارای استعداد کردن
crenelate
دارای کنگره کردن
gravel blind
دارای چشم تار دارای دید کم
low tension
دارای فشار ضعیف دارای ولتاژکم
acinaseous
دارای تخم و بذر دارای تخمدان
virile
دارای نیروی مردی دارای رجولیت
galleried
دارای سرسرا دارای اطاق نقاشی
methodize
دارای روش یاقاعدهای کردن
granulate
دارای ذرات ریز کردن
criss-crossing
دارای نقش چلیپایی کردن
tat
دارای حاشیه توری کردن
flyspeck
دارای لکه مگس کردن
to p a thing for a person
کسی را دارای چیزی کردن
criss-crossed
دارای نقش چلیپایی کردن
sanitate
دارای لوازم بهداشتی کردن
reengine
دارای موتور تازه کردن
hyphenate
بوسیله خط دارای فاصله کردن
criss-cross
دارای نقش چلیپایی کردن
to p a thing person with athing
کسی را دارای چیزی کردن
criss-crosses
دارای نقش چلیپایی کردن
retrench
دارای سنگر موقتی زیرزمینی کردن
substantialize
دارای وجود خارجی کردن یاشدن
russify
دارای عقاید وتمایلات روسی کردن
systematize
دارای روش یا قاعده کردن اسلوب دادن به
systemmatize
دارای روش یاقاعده کردن اسلوب دادن
outrigged
دارای تیر یا دیرک پیش امده دارای چوب یااهن اضافی برای بستن اسب اضافی
to piss off the wrong people
<idiom>
آدمهای دارای نفوذ و قدرت زیاد را عصبانی کردن
idiomorphic
دارای شکل مخصوص بخود دارای شکل صحیح خود
opalite
ترکیبی که دارای رنگهای مختلف بوده و برای براق کردن نمای اجری بکار میرود
end stopped
دارای وقفه نهایی منطقی دارای سکته منطقی
isotropic solutions
دارای خواص برابر از هرسو از هر سو دارای همان خواص
Indo-persian rug
قالی هندی با طرح ایرانی
[اغلب دارای زمینه قرمز یا سبز بوده و از گل های کوچک، پیچک ها، پرندگان، حیوانات و طرح ابر بهره گرفته و دارای تارهای ابریشمی و پود پنبه ای است. به آن هندی-هراتی نیز می گویند.]
choke bore
روکشی برای سوراخ کردن یاتراش دادن داخل سیلندر که قسمت بالای ان دارای قطری کمتر از قطر اصلی سیلندرمیباشد
off colored
دارای رنگ ناجور دارای رنگ مغایر
polyisotopic
دارای چند هم پایه دارای چند ایزوتوپ
monadelphous
دارای میلههای یک پارچه دارای نافه یک پارچه
incrust
با قشر و پوست پوشاندن دارای پوشش سخت کردن قشر تشکیل دادن
winey
شراب مانند دارای خصوصیات شراب دارای مزه شراب
winy
شراب مانند دارای خصوصیات شراب دارای مزه شراب
pentadactyl
دارای پنج پنجه دارای پنج زائده شبیه پنجه
corn-effect
ذرتی شدن فرش که در اثر پرداخت یا قیچی کردن نامناسب بوجود می آید و پرزهای فرش همگی دارای یک ارتفاع نبوده و ظاهر پرز فرش بلند و کوتاه می شود
three legged
دارای سه پا
bilabiate
دارای دو لب
fraught with
دارای
trilinear
دارای سه خط
iodic
دارای ید
glochidiate
دارای مو
three-legged
دارای سه پا
odoriferous
دارای بو
footy
دارای پا
utilitarian
[useful]
<adj.>
دارای مزیت
silicifoeous
دارای در کوهی
synonymous
دارای تشابه
utile
[archaic]
[useful]
<adj.>
دارای مزیت
valuable
<adj.>
دارای مزیت
serviceable
<adj.>
دارای مزیت
purpose-built
<adj.>
دارای مزیت
synonymous
دارای ترادف
proper
<adj.>
دارای مزیت
practical
<adj.>
دارای مزیت
practicable
<adj.>
دارای مزیت
pelliculate
دارای پوسته
functional
<adj.>
دارای مزیت
convenient
<adj.>
دارای مزیت
electives
دارای حق انتخاب
appropriate
[for an occasion]
<adj.>
دارای مزیت
muciferous
دارای مخاط
diplopodous
دارای هزار پا
handy
[useful]
<adj.>
دارای مزیت
monatomic
دارای یک جوهرفرد
expedient
<adj.>
دارای مزیت
monoclinal
دارای یک شیب
beneficial
<adj.>
دارای مزیت
monometallic
دارای یک فلز
dipetalous
دارای دوگلبرگ
monopetalous
دارای یک گلبرگ
dipteran
دارای دو بال
seamed
دارای نشان
monandrous
دارای یک شوهر
helpful
<adj.>
دارای مزیت
dichotomous
دارای دو بخش
social minded
دارای افکاراجتماعی
dimorphic
دارای دو شکل
polygamous
دارای چند زن
dyslogistic
دارای خاطرات بد
double tongued
دارای دوقول
useful
<adj.>
دارای مزیت
patenting
دارای حق انحصاری
patented
دارای حق انحصاری
patent
دارای حق انحصاری
dolose
دارای قصدجرم
dipolar
دارای دو قطب
diandrous
دارای دوپرچم
triconered
دارای سه گوشه
chymiferous
دارای کیموس
cingulate
دارای کمربند
cirrous
دارای اویز
bodily
دارای بدن
sulfureous
دارای گوگرد
cloven foot
دارای پا یا سم شکافته
pinnular
دارای بالچه
woolly headed
دارای سر پشمالو
assiduous
دارای پشتکار
nucleate
دارای هسته
nitrous
دارای شوره
myrrhy
دارای بوی مر
strontic
دارای استرونیوم
zonate
دارای مدار
zygomorphic
دارای تقارن
allergic
دارای حساسیت به
copperbottomed
دارای ته مسی
chinned
دارای چانه
swell butted
دارای ته گنده
divan
دارای دوفرفیت
tricone
دارای سه شاخ
trichotomous
دارای سه قسمت
triatomic
دارای سه اتم
buckish
دارای خوی بز
bumpiness
دارای برامدگی
calcareous
دارای کلسیم
calcic
دارای اهک
of that ilk
دارای همان جا
windiness
دارای باد
capitated
دارای سرمجزا
syntonic
دارای بسامدمشابه
bifocals
دارای دو کانون
pileate
دارای کلاهک
bifocal
دارای دو کانون
pinnular
دارای برگچه
cephalous
دارای کله
divans
دارای دوفرفیت
myrrhic
دارای بوی مر
straight line
دارای خط مستقیم
multilineal
دارای چندین خط
spirituous
دارای الکل
spiriferous
دارای عضومارپیچی
rustler
دارای صدای خش خش
rustlers
دارای صدای خش خش
handy
<adj.>
دارای مزیت
applicatory
<adj.>
دارای مزیت
auxiliary
<adj.>
دارای مزیت
assistant
<adj.>
دارای مزیت
administrable
<adj.>
دارای مزیت
adjuvant
<adj.>
دارای مزیت
bossiness
دارای برجستگی
bossy
دارای برجستگی
suitable
<adj.>
دارای مزیت
purposive
<adj.>
دارای مزیت
sonant
دارای اهنگ
plumose
دارای دسته پر
splashy
دارای ترشح
hook nosed
دارای بینی کج
multiflorous
دارای بیش از سه گل
dog eared
دارای پرانتز
melodic
دارای ملودی
dog-eared
دارای پرانتز
dimply
دارای فرورفتگی
crepitant
دارای صدای خش خش
cretaceous
دارای گچ فراوان
overlapping
دارای اشتراک
cuspidal
دارای برامدگی
stannous
دارای قلع
stannic
دارای قلع
staminate
دارای جرثومه نر
dartrous
دارای تبخال
vagility
دارای تحرک
declinatory
دارای تمایل
hook-nosed
دارای بینی کج
multifid
دارای چندشکاف
purposeful
<adj.>
دارای مزیت
legitimated
دارای حق مشروع
squibs
دارای صدای فش فش
melodious
دارای ملودی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com