Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (13 milliseconds)
English
Persian
isogenous
دارای یک منبع
Search result with all words
adscititious
دارای منبع خارجی
bare base
فرودگاهی دارای خط اتومبیل و تاکسی و منبع اب اشامیدنی
Other Matches
ups
منبع تغذیه که حاوی منبع متناوب است به قط عات ,حتی پس از یک خرابی اساسی
uninterruptable power supply
منبع تغذیه که میتواند یک منبع متناوب برای قطعه تولید کند حتی پس از یک خرابی اصلی
deadlock
موقعیتی که دو کاربر می خواهند به دو منبع در یک زمان دستیابی داشته باشند به هر کار یک منبع اخصای داده میشود ولی نمیتوانند ازمنابع همدیگر استفاده کنند
line source
منبع خطی منبع شبکه
isobar
دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobars
دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobare
دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
cementitious
دارای مواد سمنتی یا سیمانی دارای خواص سیمان
soft shelled
دارای عقیده معتدل حلزون دارای صدف نرم
ringent
دارای دهن باز دارای لبان برگشته
acinaseous
دارای تخم و بذر دارای تخمدان
low tension
دارای فشار ضعیف دارای ولتاژکم
gravel blind
دارای چشم تار دارای دید کم
galleried
دارای سرسرا دارای اطاق نقاشی
virile
دارای نیروی مردی دارای رجولیت
source code
کد منبع
small reservoir at well top
منبع
supplied
منبع
supply
منبع
supplying
منبع
receptacle
منبع
fount
منبع
water supply
منبع اب
fountain
منبع
fountains
منبع
receptacles
منبع
cisterns
منبع اب
pool
منبع
cisterns
منبع
cistern
منبع اب
cistern
منبع
resource
منبع
rootstock
منبع
resourc
منبع
water supplies
منبع اب
origins
منبع
water system
منبع اب
pooled
منبع
head spring
منبع
reference
منبع
references
منبع
origin
منبع
wellspring
منبع
hotbed
منبع
hotbeds
منبع
source
منبع
pools
منبع
source register
ثبات منبع
wellhead
منبع چشمه
power supplay
منبع قدرت
resource sharing
اشتراک منبع
resource management
مدیریت منبع
resource file
فایل منبع
power supplay
منبع تغذیه
resource allocation
اختصاص منبع
power supply
منبع تغذیه
resource
منبع ممر
power supply
منبع انرژی
power source
منبع قدرت
voltage source
منبع الکتریسیته
system resource
منبع سیستم
word of mouth
<idiom>
از منبع موثق
radiation source
منبع تشعشع
source routine
روال منبع
source listing
لیست منبع
source program
برنامه منبع
source of power
منبع قدرت
source of power
منبع انرژی
source language
زبان منبع
voltage source
منبع قدرت
voltage source
منبع ولتاژ
second source
منبع دوم
noise
منبع تغذیه
noises
منبع تغذیه
thermal reservoir
منبع گرما
thermal reservoir
منبع گرمایی
store of value
منبع ارزش
source computer
کامپیوتر منبع
source data
دادههای منبع
source document
سند منبع
authority
منبع موثق
data source
منبع داده
heat supply
منبع حرارتی
attack origine
محل یا منبع تک
illuminant
منبع نور
image source
منبع تصویر
incandescent source
منبع ملتهب
aliunde
از منبع دیگر
original
منبع سرچشمه
originals
منبع سرچشمه
information source
منبع اطلاعات
agency of communications
منبع ارتباط
light point
منبع روشنایی
light source
منبع نور
grid bias supply
منبع ولتاژشبکه
fountainhead
منبع خبر
cold body
منبع سرد
source
منبع منشاء
source
منبع برق
electron emitter
منبع الکترون
current supply
منبع جریان
elevated tanke
منبع اب هوائی
mine
منبع مامن
mined
منبع مامن
mines
منبع مامن
energizer
منبع انرژی
energy supply
منبع انرژی
cooling water supply
منبع اب سرد
excitation source
منبع برانگیختگی
lighting source
منبع روشنایی
mains supply
منبع شبکه
magnetic storage
منبع مغناطیسی
elevator boot
منبع بالابر
neutron source
منبع نوترون
cold water supply
منبع ابسرد
message source
منبع پیام
outrigged
دارای تیر یا دیرک پیش امده دارای چوب یااهن اضافی برای بستن اسب اضافی
x ray source
منبع اشعه رونتگن
motor
منبع نیروی مکانیکی
motors
منبع نیروی مکانیکی
cistern
حوضچه ارامش منبع
candlepower
شدت نور یک منبع
cash cow
<idiom>
منبع خوبی از پول
mechanical energy reservoir
منبع انرژی الکتریکی
non renewable resource
منبع تجدید ناپذیر
emergency power supply
منبع قدرت اضطراری
power supply switch
کلید منبع تغذیه
goldmine
منبع در آمد سرشار
goldmines
منبع در آمد سرشار
switch
قط ع منبع تغذیه از یک وسیله
switched
قط ع منبع تغذیه از یک وسیله
switches
قط ع منبع تغذیه از یک وسیله
electronic power supply
منبع تغذیه الکترونیکی
non renewable resource
منبع بازگشت ناپذیر
welding source
منبع جریان جوش
cisterns
حوضچه ارامش منبع
power supply cable
کابل منبع تغذیه
voltage source
منبع فشار الکتریکی
power supply cable
کابل منبع قدرت
motored
منبع نیروی مکانیکی
site of the find
منبع
[باستان شناسی]
motor-
منبع نیروی مکانیکی
resource sharing
اشتراک گذاشتن منبع
bonanzas
منبع عایدی مهم
bonanza
منبع عایدی مهم
source data automation
خودکاری داده منبع
low voltage supply
منبع فشار ضعیف
light source colour
رنگ منبع نور
low frequency source
منبع فرکانس پایین
line source
منبع خطی شکل
provenance
منبع
[باستان شناسی]
archeological site
منبع
[باستان شناسی]
turn off
قط ع منبع تغذیه یک ماشین
turn-off
قط ع منبع تغذیه یک ماشین
turn-offs
قط ع منبع تغذیه یک ماشین
source listing
لیست برداری منبع
magnetic tape store
منبع یا حافظه نوارمغناطیسی
internal power supply
منبع تغذیه داخلی
magnetic energy storage
منبع انرژی مغناطیسی
authority
منبع صحیح و موثق
information resource management
مدیریت منبع اطلاعات
gravy trains
منبع در امد نامشروع
gravy train
منبع در امد نامشروع
magnetic store
حافظه یا منبع مغناطیسی
radix
پایه منبع اصلی
gravy train
منبع درامد بدون زحمت
ghost signals
علایم راداری بدون منبع
mains power supply unit
واحد منبع تغذیه شبکه
mains electricity
منبع الکتریسیته محلی مشتریان
uninterruptable power supply
منبع تغذیه وقفه ناپذیر
r f power supply
منبع توان بسامد رادیویی
source data automation
کنترل خودکار داده منبع
aircraft battery
منبع الکتریکی برای هواپیما
gravy trains
منبع درامد بدون زحمت
powers
توقف منبع تغذیه الکتریکی
symbolically
نوشتن برنامه به زبان منبع
symbolic
نوشتن برنامه به زبان منبع
lay in
<idiom>
ذخیره منبع وموجودی چیزی
power
توقف منبع تغذیه الکتریکی
powering
توقف منبع تغذیه الکتریکی
powered
توقف منبع تغذیه الکتریکی
source
کامپیوتری که میتواند منبع را کامپایل کند
switched
یچ برای اتصال خط وط منبع تغذیه به مدار
switch
یچ برای اتصال خط وط منبع تغذیه به مدار
turn on
وصل کردن منبع تغذیه یک ماشین
switches
یچ برای اتصال خط وط منبع تغذیه به مدار
data packet
منبع ارسال سری داده در یک بسته
idiomorphic
دارای شکل مخصوص بخود دارای شکل صحیح خود
output
عمل ارسال اطلاع یا داده از منبع به کاربر
power
خاموش کردن یا قط ع یک وسیله الکتریکی از منبع تغذیه اش
powered
خاموش کردن یا قط ع یک وسیله الکتریکی از منبع تغذیه اش
outputs
عمل ارسال اطلاع یا داده از منبع به کاربر
sagged
کاهش ناچیز سطح ولتاژاز منبع تغذیه
sags
کاهش ناچیز سطح ولتاژاز منبع تغذیه
read in
ارسالی داده از منبع خارجی به کامپیوتر اصلی
powering
خاموش کردن یا قط ع یک وسیله الکتریکی از منبع تغذیه اش
sag
کاهش ناچیز سطح ولتاژاز منبع تغذیه
powers
خاموش کردن یا قط ع یک وسیله الکتریکی از منبع تغذیه اش
resource
استفاده از یک منبع در شبکه یا سیستم توسط چندین کاربر
limbers
ناودانهای طرفین ته کشتی که از انجا اب به منبع تلمبه میرسد
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com