English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 142 (9 milliseconds)
English Persian
polytechnic دانشگاه فناوری
senior technical college دانشگاه فناوری
college of [music, technology,...] دانشگاه فناوری
University of Applied Sciences [UAS] دانشگاه فناوری
Other Matches
Master of Arts صاحب درجهای از دانشگاه که اصولا` میتواند در دانشگاه اموزگاری کند
Masters of Arts صاحب درجهای از دانشگاه که اصولا` میتواند در دانشگاه اموزگاری کند
biotechnology زیست فناوری
technological مربوط به فناوری
technologically مربوط به فناوری
loadable <adj.> فشارپذیر [فناوری]
generation جدیدترین نوع فناوری
technical sales and distribution فروش فناوری و پخش
generations جدیدترین نوع فناوری
engineering documents پرونده های فناوری
eco-tech فناوری زیست بوم
eco-technology فناوری زیست بوم
high technology پیشرفته بودن از نظر فناوری
freewheel [overrunning clutch ] چرخ آزاد [فناوری مکانیک]
high tech پیشرفته بودن از نظر فناوری
academy دانشگاه
universities دانشگاه
university دانشگاه
college دانشگاه
colleges دانشگاه
Univ دانشگاه
technological تغییرروشهای صنعتی با معرفی فناوری جدید
technologically تغییرروشهای صنعتی با معرفی فناوری جدید
researched توسعه محصول جدید, کشفیات و فناوری
researching توسعه محصول جدید, کشفیات و فناوری
research توسعه محصول جدید, کشفیات و فناوری
generation فناوری کامپیوتر با استفاده از مدارهای LSI
telecommunications فناوری ارسال و دریافت پیام در یک مسافتی
generations فناوری کامپیوتر با استفاده از مدارهای LSI
researches توسعه محصول جدید, کشفیات و فناوری
the institution of a universit تاسیس دانشگاه
academical دانشجوی دانشگاه
technical university دانشگاه فنی
Chancellor رئیس دانشگاه
state university دانشگاه دولتی
state university دانشگاه ایالتی
staff college دانشگاه جنگ
Chancellors رئیس دانشگاه
president رئیس دانشگاه
presidents رئیس دانشگاه
academies دانشگاه اموزشگاه
academy دانشگاه هنر
center disc [disk wheel] دیسک با سوراخ بزرگ در کانونش [ فناوری خودرو]
chairs کرسی استادی در دانشگاه
matriculant قبول شده در دانشگاه
chaired کرسی استادی در دانشگاه
oxonian وابسته به دانشگاه اکسفورد
proctor مدیر اجرایی دانشگاه
chairing کرسی استادی در دانشگاه
war college دانشگاه عالی جنگ
chair کرسی استادی در دانشگاه
extramural مربوط به خارج از دانشگاه
rectors رئیس دانشگاه رهبر
vice chancellor معاون رئیس دانشگاه
rector رئیس دانشگاه رهبر
vice-chancellors معاون رئیس دانشگاه
semester دوره 61 هفتهای دانشگاه
semesters دوره 61 هفتهای دانشگاه
vice-chancellor معاون رئیس دانشگاه
generation مرحله یا تاریخ فناوری استفاده شده در طراحی یک سیستم
automatic kerning کاهش [و تنظیم ] خودکار فاصله دخشه ها [فناوری چاپ]
autokerning کاهش [و تنظیم ] خودکار فاصله دخشه ها [فناوری چاپ]
generations مرحله یا تاریخ فناوری استفاده شده در طراحی یک سیستم
matriculate در دانشکده یا دانشگاه پذیرفته شدن
spring practice دوره تمرینهای بهاری دانشگاه
alma mater سرود رسمی مدرسه یا دانشگاه
faculties استادان دانشکده یا دانشگاه استعداد
He is majoring in mathematic at the university. در دانشگاه رشته ریاضیات می هواند
donnish وابسته به یا همانند استاد دانشگاه
matriculates در دانشکده یا دانشگاه پذیرفته شدن
He was not admitted to the university. اورا به دانشگاه راه ندادند
faculty استادان دانشکده یا دانشگاه استعداد
academic costume لباس رسمی استادی دانشگاه
in the schools مشغول دادن امتحانات دانشگاه
mattriculation نام نویسی دردانشکده یا دانشگاه
As a university professor , his performance stank. طرف گند زد به هر چه استاد دانشگاه !
send down دانشجویی را از دانشگاه بیرون کردن
matriculation دخول یا نام نویسی در دانشگاه
matriculation امتحان ورودی دانشگاه کنکور
matriculated در دانشکده یا دانشگاه پذیرفته شدن
academicals لباس رسمی استادی دانشگاه
matriculating در دانشکده یا دانشگاه پذیرفته شدن
to kern کاهش دادن [و تنظیم کردن ] فاصله دخشه ها [فناوری چاپ]
to unstitch something [sewing] کوکی [بخیه ای] را باز کردن [دوختن پارچه] [فناوری بافندگی]
varsity تیم اول دانشگاه یا دانشکده دانشگاهی
general staff college دانشکده فرماندهی و ستاد دانشگاه جنگ
school and college ability test آزمون توانایی تحصیل درمدرسه و دانشگاه
command and general staff college دانشکده فرماندهی وستاد دانشگاه جنگ
chancellory رتبه و مقام صدراعظم یا رئیس دانشگاه
berkeley unix گونهای از UNIX که توسط دانشگاه کالیفرنیا
underclassman شاگرد سالهای اول و دوم دانشگاه
chancellery رتبه و مقام صدراعظم یا رئیس دانشگاه
ox man کسیکه در دانشگاه OXFORDپرورش یافته است
sixth forms دورهی آماده سازی برای دانشگاه
sixth form دورهی آماده سازی برای دانشگاه
prep schools دبیرستان آمادگی برای ورود به دانشگاه
prep school دبیرستان آمادگی برای ورود به دانشگاه
technology فناوری درخواست , ذخیره سازی , پردازش و توزیع اطلاعات به صورت الکترونیکی .
technologies فناوری درخواست , ذخیره سازی , پردازش و توزیع اطلاعات به صورت الکترونیکی .
academia حیطه ای از فعالیت ها و کار مرتبط با تحصیل در دانشگاه
upper classes وابسته به کلاسهای بالای دانشگاه و دبیرستان زبرپایه
advisee کسی که از مشاور در مدرسه یا دانشگاه کمک می گیرد
upper class وابسته به کلاسهای بالای دانشگاه و دبیرستان زبرپایه
school doctor استاد دانشگاه یا اموزشگاه الهیات در قرنهای میانه
matriculated در دفتر دانشگاه یا دانشکده نام نویسی کردن
poll degree درجهای که از دانشگاه بگیرندولی با امتیازویژهای توام نباشد
jayvee عضو تازه کار تیم ورزشی دانشگاه
matriculate در دفتر دانشگاه یا دانشکده نام نویسی کردن
he went out in the poll امتحان دانشگاه را گذراندولی امتیاز ویژهای نگرفت
great go امتحان نهایی در دانشگاه برای گرفتن درجه
matriculates در دفتر دانشگاه یا دانشکده نام نویسی کردن
matriculating در دفتر دانشگاه یا دانشکده نام نویسی کردن
O levels آزمون پایان دبیرستان و ورود به دانشگاه در سطح عادی
O level آزمون پایان دبیرستان و ورود به دانشگاه در سطح عادی
upperclassman کسیکه در کلاسهای عالی دانشگاه یا دبیرستان درس میخواند
matricular وابسته بصورت اعضای یک انجمن یا دانش جویان دانشگاه
first generation computer کامپیوتر اصلی که از فناوری الکترونیکی بر پایه مقدار برای شروع تشکیل شده است
university extension تعمیم مزایای دانشگاه بدانش جویانی که دردانشگاه اقامت ندارند
generations کامپیوترهای اصلی که طبق فناوری بر حسب نور ساخته شده اند و شروع به کار کردند
generation کامپیوترهای اصلی که طبق فناوری بر حسب نور ساخته شده اند و شروع به کار کردند
bachelor مردیا زنی که بگرفتن اولین درجهء علمی دانشگاه نائل میشود
bachelors مردیا زنی که بگرفتن اولین درجهء علمی دانشگاه نائل میشود
TrueType فناوری نوشتاری سافت Apple و ماکروسافت برای چاپ دقیق هر آنچه در صفحه نمایش داده میشود
nerd شخصی که صرفا کامپیوتری شده است و به سختی درباره چیزی که مربوط به فناوری نباشد حرف می زند یا فکر میکند
nerds شخصی که صرفا کامپیوتری شده است و به سختی درباره چیزی که مربوط به فناوری نباشد حرف می زند یا فکر میکند
ion deposition فناوری چاپ که از نوک چاپی استفاده میکند که نشانه هایی می کشد تا تصویری ایجاد شود که toner را جذب کند
fourth generation computers فناوری کامپیوتر با استفاده از مدارهای CSI که قبلا توسعه یافته اند و هنوز هم استفاده می شوند
case حرف بزرگ یا حرف معمولی [فناوری چاپ]
typographical error اشتباه حروفچینی و چاپ [فناوری چاپ]
typo [Colloquial] اشتباه حروفچینی و چاپ [فناوری چاپ]
campus environment محل بزرگی که چندین اتصال کاربر با چندین شبکه دارد مثل دانشگاه یا بیمارستان
synchronous فناوری حافظه سریع جدید که قط عات حافظه آن با همان سیگنال ساعتی کار می کنند که پردازنده اصلی , بنابراین همان هستند
rightsizing فرایند جابجایی ساختار فناوری اطلاعات یک شرکت به کاراترین سخت افزار. اغلب به معنای جابجایی از شبکه مبتنی بر mainfrome به شبکه بر پایه pc
Intel فناوری نرم افزاری ساخت intel که به کامپیوتر اجازه میدهد تا تصاویر ویدیویی فشرده را ذخیره و بازیابی کند با استفاده از روشهای فشرده سازی نرم افزاری
Indeo فناوری نرم افزاری ساخت Intel که به کامپیوتر امکان ذخیره سازی و اجرای تصاویر ویدیویی فشرده را میدهد با استفاده از روشهای نرم افزاری فشرده سازی
extends فناوری حافظه که کارایی بهتری را فراهم میکند با قادر بودن برای یافتن و خواندن داده از محلی از حافظه در یک عمل نیز می توان آخرین قطعه داده را که پنهانی در حافظه ذخیره شده بود و آماده خواندن دوباره است ذخیره کند
extend فناوری حافظه که کارایی بهتری را فراهم میکند با قادر بودن برای یافتن و خواندن داده از محلی از حافظه در یک عمل نیز می توان آخرین قطعه داده را که پنهانی در حافظه ذخیره شده بود و آماده خواندن دوباره است ذخیره کند
extending فناوری حافظه که کارایی بهتری را فراهم میکند با قادر بودن برای یافتن و خواندن داده از محلی از حافظه در یک عمل نیز می توان آخرین قطعه داده را که پنهانی در حافظه ذخیره شده بود و آماده خواندن دوباره است ذخیره کند
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com