| Total search result: 142 (8 milliseconds) |
|
|
|
| English |
Persian |
| polytechnic |
دانشگاه فناوری |
| senior technical college |
دانشگاه فناوری |
| college of [music, technology,...] |
دانشگاه فناوری |
| University of Applied Sciences [UAS] |
دانشگاه فناوری |
|
|
|
|
| Other Matches |
|
| Master of Arts |
صاحب درجهای از دانشگاه که اصولا` میتواند در دانشگاه اموزگاری کند |
| Masters of Arts |
صاحب درجهای از دانشگاه که اصولا` میتواند در دانشگاه اموزگاری کند |
| biotechnology |
زیست فناوری |
| technological |
مربوط به فناوری |
| technologically |
مربوط به فناوری |
| loadable <adj.> |
فشارپذیر [فناوری] |
| generation |
جدیدترین نوع فناوری |
| technical sales and distribution |
فروش فناوری و پخش |
| generations |
جدیدترین نوع فناوری |
| engineering documents |
پرونده های فناوری |
| eco-tech |
فناوری زیست بوم |
| eco-technology |
فناوری زیست بوم |
| high technology |
پیشرفته بودن از نظر فناوری |
| freewheel [overrunning clutch ] |
چرخ آزاد [فناوری مکانیک] |
| high tech |
پیشرفته بودن از نظر فناوری |
academy |
دانشگاه |
| universities |
دانشگاه |
| university |
دانشگاه |
| college |
دانشگاه |
| colleges |
دانشگاه |
| Univ |
دانشگاه |
| technological |
تغییرروشهای صنعتی با معرفی فناوری جدید |
| technologically |
تغییرروشهای صنعتی با معرفی فناوری جدید |
| researched |
توسعه محصول جدید, کشفیات و فناوری |
| researching |
توسعه محصول جدید, کشفیات و فناوری |
| research |
توسعه محصول جدید, کشفیات و فناوری |
| generation |
فناوری کامپیوتر با استفاده از مدارهای LSI |
| telecommunications |
فناوری ارسال و دریافت پیام در یک مسافتی |
| generations |
فناوری کامپیوتر با استفاده از مدارهای LSI |
| researches |
توسعه محصول جدید, کشفیات و فناوری |
| the institution of a universit |
تاسیس دانشگاه |
| academical |
دانشجوی دانشگاه |
| technical university |
دانشگاه فنی |
| Chancellor |
رئیس دانشگاه |
| state university |
دانشگاه دولتی |
| state university |
دانشگاه ایالتی |
| staff college |
دانشگاه جنگ |
| Chancellors |
رئیس دانشگاه |
| president |
رئیس دانشگاه |
| presidents |
رئیس دانشگاه |
| academies |
دانشگاه اموزشگاه |
academy |
دانشگاه هنر |
| center disc [disk wheel] |
دیسک با سوراخ بزرگ در کانونش [ فناوری خودرو] |
| chairs |
کرسی استادی در دانشگاه |
| matriculant |
قبول شده در دانشگاه |
| chaired |
کرسی استادی در دانشگاه |
| oxonian |
وابسته به دانشگاه اکسفورد |
| proctor |
مدیر اجرایی دانشگاه |
| chairing |
کرسی استادی در دانشگاه |
| war college |
دانشگاه عالی جنگ |
| chair |
کرسی استادی در دانشگاه |
| extramural |
مربوط به خارج از دانشگاه |
| rectors |
رئیس دانشگاه رهبر |
| vice chancellor |
معاون رئیس دانشگاه |
| rector |
رئیس دانشگاه رهبر |
| vice-chancellors |
معاون رئیس دانشگاه |
| semester |
دوره 61 هفتهای دانشگاه |
| semesters |
دوره 61 هفتهای دانشگاه |
| vice-chancellor |
معاون رئیس دانشگاه |
| generation |
مرحله یا تاریخ فناوری استفاده شده در طراحی یک سیستم |
| automatic kerning |
کاهش [و تنظیم ] خودکار فاصله دخشه ها [فناوری چاپ] |
| autokerning |
کاهش [و تنظیم ] خودکار فاصله دخشه ها [فناوری چاپ] |
| generations |
مرحله یا تاریخ فناوری استفاده شده در طراحی یک سیستم |
| matriculate |
در دانشکده یا دانشگاه پذیرفته شدن |
| spring practice |
دوره تمرینهای بهاری دانشگاه |
| alma mater |
سرود رسمی مدرسه یا دانشگاه |
| faculties |
استادان دانشکده یا دانشگاه استعداد |
| He is majoring in mathematic at the university. |
در دانشگاه رشته ریاضیات می هواند |
| donnish |
وابسته به یا همانند استاد دانشگاه |
| matriculates |
در دانشکده یا دانشگاه پذیرفته شدن |
| He was not admitted to the university. |
اورا به دانشگاه راه ندادند |
| faculty |
استادان دانشکده یا دانشگاه استعداد |
| academic costume |
لباس رسمی استادی دانشگاه |
| in the schools |
مشغول دادن امتحانات دانشگاه |
| mattriculation |
نام نویسی دردانشکده یا دانشگاه |
| As a university professor , his performance stank. |
طرف گند زد به هر چه استاد دانشگاه ! |
| send down |
دانشجویی را از دانشگاه بیرون کردن |
| matriculation |
دخول یا نام نویسی در دانشگاه |
| matriculation |
امتحان ورودی دانشگاه کنکور |
| matriculated |
در دانشکده یا دانشگاه پذیرفته شدن |
| academicals |
لباس رسمی استادی دانشگاه |
| matriculating |
در دانشکده یا دانشگاه پذیرفته شدن |
| to kern |
کاهش دادن [و تنظیم کردن ] فاصله دخشه ها [فناوری چاپ] |
| to unstitch something [sewing] |
کوکی [بخیه ای] را باز کردن [دوختن پارچه] [فناوری بافندگی] |
| varsity |
تیم اول دانشگاه یا دانشکده دانشگاهی |
| general staff college |
دانشکده فرماندهی و ستاد دانشگاه جنگ |
school and college ability test |
آزمون توانایی تحصیل درمدرسه و دانشگاه |
| command and general staff college |
دانشکده فرماندهی وستاد دانشگاه جنگ |
| chancellory |
رتبه و مقام صدراعظم یا رئیس دانشگاه |
| berkeley unix |
گونهای از UNIX که توسط دانشگاه کالیفرنیا |
| underclassman |
شاگرد سالهای اول و دوم دانشگاه |
| chancellery |
رتبه و مقام صدراعظم یا رئیس دانشگاه |
| ox man |
کسیکه در دانشگاه OXFORDپرورش یافته است |
| sixth forms |
دورهی آماده سازی برای دانشگاه |
| sixth form |
دورهی آماده سازی برای دانشگاه |
| prep schools |
دبیرستان آمادگی برای ورود به دانشگاه |
| prep school |
دبیرستان آمادگی برای ورود به دانشگاه |
| technology |
فناوری درخواست , ذخیره سازی , پردازش و توزیع اطلاعات به صورت الکترونیکی . |
| technologies |
فناوری درخواست , ذخیره سازی , پردازش و توزیع اطلاعات به صورت الکترونیکی . |
academia |
حیطه ای از فعالیت ها و کار مرتبط با تحصیل در دانشگاه |
| upper classes |
وابسته به کلاسهای بالای دانشگاه و دبیرستان زبرپایه |
advisee |
کسی که از مشاور در مدرسه یا دانشگاه کمک می گیرد |
| upper class |
وابسته به کلاسهای بالای دانشگاه و دبیرستان زبرپایه |
| school doctor |
استاد دانشگاه یا اموزشگاه الهیات در قرنهای میانه |
| matriculated |
در دفتر دانشگاه یا دانشکده نام نویسی کردن |
| poll degree |
درجهای که از دانشگاه بگیرندولی با امتیازویژهای توام نباشد |
| jayvee |
عضو تازه کار تیم ورزشی دانشگاه |
| matriculate |
در دفتر دانشگاه یا دانشکده نام نویسی کردن |
| he went out in the poll |
امتحان دانشگاه را گذراندولی امتیاز ویژهای نگرفت |
| great go |
امتحان نهایی در دانشگاه برای گرفتن درجه |
| matriculates |
در دفتر دانشگاه یا دانشکده نام نویسی کردن |
| matriculating |
در دفتر دانشگاه یا دانشکده نام نویسی کردن |
| O levels |
آزمون پایان دبیرستان و ورود به دانشگاه در سطح عادی |
| O level |
آزمون پایان دبیرستان و ورود به دانشگاه در سطح عادی |
| upperclassman |
کسیکه در کلاسهای عالی دانشگاه یا دبیرستان درس میخواند |
| matricular |
وابسته بصورت اعضای یک انجمن یا دانش جویان دانشگاه |
| first generation computer |
کامپیوتر اصلی که از فناوری الکترونیکی بر پایه مقدار برای شروع تشکیل شده است |
| university extension |
تعمیم مزایای دانشگاه بدانش جویانی که دردانشگاه اقامت ندارند |
| generations |
کامپیوترهای اصلی که طبق فناوری بر حسب نور ساخته شده اند و شروع به کار کردند |
| generation |
کامپیوترهای اصلی که طبق فناوری بر حسب نور ساخته شده اند و شروع به کار کردند |
| bachelor |
مردیا زنی که بگرفتن اولین درجهء علمی دانشگاه نائل میشود |
| bachelors |
مردیا زنی که بگرفتن اولین درجهء علمی دانشگاه نائل میشود |
| TrueType |
فناوری نوشتاری سافت Apple و ماکروسافت برای چاپ دقیق هر آنچه در صفحه نمایش داده میشود |
| nerd |
شخصی که صرفا کامپیوتری شده است و به سختی درباره چیزی که مربوط به فناوری نباشد حرف می زند یا فکر میکند |
| nerds |
شخصی که صرفا کامپیوتری شده است و به سختی درباره چیزی که مربوط به فناوری نباشد حرف می زند یا فکر میکند |
| ion deposition |
فناوری چاپ که از نوک چاپی استفاده میکند که نشانه هایی می کشد تا تصویری ایجاد شود که toner را جذب کند |
| fourth generation computers |
فناوری کامپیوتر با استفاده از مدارهای CSI که قبلا توسعه یافته اند و هنوز هم استفاده می شوند |
| case |
حرف بزرگ یا حرف معمولی [فناوری چاپ] |
| typographical error |
اشتباه حروفچینی و چاپ [فناوری چاپ] |
| typo [Colloquial] |
اشتباه حروفچینی و چاپ [فناوری چاپ] |
| campus environment |
محل بزرگی که چندین اتصال کاربر با چندین شبکه دارد مثل دانشگاه یا بیمارستان |
| synchronous |
فناوری حافظه سریع جدید که قط عات حافظه آن با همان سیگنال ساعتی کار می کنند که پردازنده اصلی , بنابراین همان هستند |
| rightsizing |
فرایند جابجایی ساختار فناوری اطلاعات یک شرکت به کاراترین سخت افزار. اغلب به معنای جابجایی از شبکه مبتنی بر mainfrome به شبکه بر پایه pc |
| Intel |
فناوری نرم افزاری ساخت intel که به کامپیوتر اجازه میدهد تا تصاویر ویدیویی فشرده را ذخیره و بازیابی کند با استفاده از روشهای فشرده سازی نرم افزاری |
| Indeo |
فناوری نرم افزاری ساخت Intel که به کامپیوتر امکان ذخیره سازی و اجرای تصاویر ویدیویی فشرده را میدهد با استفاده از روشهای نرم افزاری فشرده سازی |
| extends |
فناوری حافظه که کارایی بهتری را فراهم میکند با قادر بودن برای یافتن و خواندن داده از محلی از حافظه در یک عمل نیز می توان آخرین قطعه داده را که پنهانی در حافظه ذخیره شده بود و آماده خواندن دوباره است ذخیره کند |
| extend |
فناوری حافظه که کارایی بهتری را فراهم میکند با قادر بودن برای یافتن و خواندن داده از محلی از حافظه در یک عمل نیز می توان آخرین قطعه داده را که پنهانی در حافظه ذخیره شده بود و آماده خواندن دوباره است ذخیره کند |
| extending |
فناوری حافظه که کارایی بهتری را فراهم میکند با قادر بودن برای یافتن و خواندن داده از محلی از حافظه در یک عمل نیز می توان آخرین قطعه داده را که پنهانی در حافظه ذخیره شده بود و آماده خواندن دوباره است ذخیره کند |