Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 56 (4 milliseconds)
English
Persian
active
دایر
operational
دایر
operative
دایر
operatives
دایر
live
دایر
lived
دایر
functioning
دایر
commissioned
دایر
open
دایر
opened
دایر
opens
دایر
in a
دایر
in gear
دایر
in good working order
دایر
in order
دایر
in working condition
دایر
Other Matches
work space
فضای دایر
it is not in good workingorder
دایر نیست
it is in good working order
دایر است
circulate
دایر کردن
install
دایر کردن
installing
دایر کردن
installs
دایر کردن
set afoot
دایر کردن
operates
دایر بودن
to come into operation
دایر شدن
ws
انباره دایر
circulated
دایر کردن
circulates
دایر کردن
utilized lands
اراضی دایر
working set
مجموعه دایر
operated
دایر بودن
operate
دایر بودن
the game is on
بازی دایر است
runs
رانش دایر بودن
operable
عمل پذیر دایر
run
رانش دایر بودن
To establish( make) contact.
تماس دایر ( برقرار ) کردن
to make things hum
کارها را دایر کردن یا درجنبش اوردن
reclaim
نجات دادن زمین بایر را دایر کردن
reclaimed
نجات دادن زمین بایر را دایر کردن
reclaiming
نجات دادن زمین بایر را دایر کردن
reclaims
نجات دادن زمین بایر را دایر کردن
revivalist movement
جنبش دوباره دایر کردن آداب و سبک قدیمی
revive
دوباره دایر شدن دوباره رواج پیدا کردن نیروی تازه دادن
revived
دوباره دایر شدن دوباره رواج پیدا کردن نیروی تازه دادن
revives
دوباره دایر شدن دوباره رواج پیدا کردن نیروی تازه دادن
goldie lock
فرمان پست رادار زمینی به هواپیما دایر بر اینکه رادارکنترل زمینی هدایت هواپیمارا بعهده گرفته است
repaired
جبران کردن دوباره دایر کردن
repair
جبران کردن دوباره دایر کردن
installed
ثابت مسقر شده دایر شده
circulates
دایر کردن منتشر کردن
circulate
دایر کردن منتشر کردن
circulated
دایر کردن منتشر کردن
get up
اتو کردن دایر کردن
the machine is in operation
ماشین در گردش است ماشین دایر است
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com