English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (11 milliseconds)
English Persian
bureau دایره میز کشودار یا خانه دار گنجه جالباسی
bureaus دایره میز کشودار یا خانه دار گنجه جالباسی
Other Matches
chests of drawers گنجه کشودار
commode گنجه کشودار
commodes گنجه کشودار
chest of drawers گنجه کشودار
hallstand جالباسی
hat stand جالباسی
coat hanger جالباسی
coat hangers جالباسی
epicycloid منحنی ترسیم شده بر نقطهای درمحیط دایره ثابتی که درخارج دایره بچرخد
portmanteaux جارختی جالباسی
portmanteau جارختی جالباسی
portmanteaus جارختی جالباسی
quadrant ربع دایره یک چهارم طول قوس دایره
sliding door در کشودار
cabinet جعبه کشودار
cabinets جعبه کشودار
chiffonier قفسه کوچک کشودار
epicycle دایرهای که مرکزش روی محیط دایره بزرگتری است ودر مدار دایره بزرگتری حرکت میکند
portcullises درورودی قلعههای قدیم پنجره کشودار
rolltop desk میز تحریر دارای رویه کشودار
portcullis درورودی قلعههای قدیم پنجره کشودار
lowboy عضو حزب محافظه کار قدیم میز چهارپایه کشودار
locker گنجه
lockers گنجه
armoire گنجه
ambry گنجه
armarium گنجه
cabinets گنجه
cupboard گنجه
cabinet گنجه
wardrobes گنجه
buffet d'eau گنجه
cupboards گنجه
wardrobe گنجه
cuddy گنجه
cabinetmaker گنجه ساز
closet گنجه خصوصی
closeted گنجه خصوصی
closeting گنجه خصوصی
clothes press گنجه جا رختی
closets گنجه خصوصی
lady help زنی که بابانوی خانه هم صحبت است واورادرکارهای خانه یاری میکن
pigenhole کاغذ دان جعبه مخصوص نامه ها خانه خانه کردن
knife boy خانه شاگردی که کارش پاک کردن کاردهای سفره است خانه شاگرد
it is but a step to my house تا خانه ما گامی بیش نیست یک قدم است تا خانه ما
cupboard گنجه فروف غذاوغیره
larders گنجه خوراک خوراکی
larder گنجه خوراک خوراکی
cupboards گنجه فروف غذاوغیره
mansion house خانه بزرگ خانه رسمی شهردار لندن
kitchen cabinet اشکاف یا گنجه مخصوص فروف اشپزخانه
our neighbour door کسیکه خانه اش پهلوی خانه ماست
honeycombs ارایش شش گوش خانه خانه کردن
hound's tooth check طرح خانه خانه مورب پارچه
houndstooth check طرح خانه خانه مورب پارچه
toft عرصه خانه ومتعلقات ان خانه رعیتی
homebody ادم خانه نشین یا علاقمند به خانه
honeycomb ارایش شش گوش خانه خانه کردن
tricotine پارچه زبر لباسی خانه خانه
abacus گنجه فرف لوحه مربع موزائیک سازی
abacuses گنجه فرف لوحه مربع موزائیک سازی
Honey comb design طرح خانه زنبوری [یا بندی لوزی که بطور تکراری کل متن فرش را در بر گرفته و داخل خانه ها با اشکال و گل های مختلف تزپین شده است.]
what not قفسه گنجه طاقچه دار کتاب دان جا کتابی
altar of repose [طاقچه یا گوشه محراب کلیسا که گنجه ای از نان مقدس در آن است.]
garde manger سرد خانه اشپز خانه
weigh house قپاندار خانه ترازودار خانه
bagnio فاحشه خانه جنده خانه
cellular لانه زنبوری خانه خانه
quadrant ربع دایره ربع محیط دایره
cells جلوگیری از تغییر محتوای یک خانه مشخص یا تعدادی خانه مشخص
cell جلوگیری از تغییر محتوای یک خانه مشخص یا تعدادی خانه مشخص
i do not know your house خانه شما را بلد نیستم نمیدانم خانه شما کجاست
formula الگویی در برنامه صفحه گسترده برای یافتن یک مقدار در خانهای از داده در سایر خانه ها با استفاده از همان فرمول در سایر خانه ها با مترجم فرمول
formulas الگویی در برنامه صفحه گسترده برای یافتن یک مقدار در خانهای از داده در سایر خانه ها با استفاده از همان فرمول در سایر خانه ها با مترجم فرمول
formulae الگویی در برنامه صفحه گسترده برای یافتن یک مقدار در خانهای از داده در سایر خانه ها با استفاده از همان فرمول در سایر خانه ها با مترجم فرمول
range یک خانه یا تعدادی خانه
honey comb خانه خانه کردن
ranged یک خانه یا تعدادی خانه
ranges یک خانه یا تعدادی خانه
the house is in my possession خانه در تصرف من است خانه در دست من است
roundle دایره
roundel دایره
departments دایره
rondelle دایره
sphere دایره
recurring curve دایره
rhomb دایره
division دایره
rondel دایره
spheres دایره
divisions دایره
compass دایره
fielded دایره
tambourine دایره
tambourines دایره
field دایره
Dingbat دایره
fields دایره
subdivision دایره
department دایره
circled دایره
circuit دایره
disks دایره
circles دایره
circling دایره
circuits دایره
disk دایره
agency دایره
circle دایره
agencies دایره
eclipic دایره البروج
great circle دایره عظیمه
ecliptic دایره البروج
encyclopedic دایره المعارفی
limb دایره مدرج
growth ring دایره سالیانه
circlets دایره کوچک
circlet دایره کوچک
tambourines دایره زنگی
diffusion circle دایره پخش
tambourine دایره زنگی
limbs دایره مدرج
encyclopaedia دایره المعارف
compass وسعت دایره
absolute دایره نامحدود
circumferences محیط دایره
orbicularly دایره وار
pericycle دایره محیطیه
circumference محیط دایره
equinoctial colure دایره اعتدال
absolutes دایره نامحدود
radius شعاع دایره
pitch circle دایره گام
fascias دایره زنگی
fascia دایره زنگی
orbiculate دایره وار
quadrant چهار یک دایره
tactile circle دایره بساوشی
timbrel دایره زنگی
adjutant general دایره پرسنل
azimuth circle دایره سمتیه
turning circle دایره گردش
vertical circle دایره قائم
circles محیط دایره
cash office دایره صندوق
stress circle دایره تنش
spheral بشکل دایره
small circle دایره صغیره
quadrant ربع دایره
circle محیط دایره
mohr's circle دایره موهر
mohr's circle دایره مور
north circle دایره شمالگان
semi circle نیم دایره
semidiameter شعاع دایره
sextant یک ششم دایره
center circle دایره میانی
circular arc کمانی از دایره
Equator دایره استوا
circled محیط دایره
circling محیط دایره
hemicycle نیم دایره
discobolus دایره انداز
half round نیم دایره
gyre گردش دایره
timbre دایره زنگی
diallist دایره ساز
rhumb دایره افقی
cirque دایره کوچک
hour circle دایره ساعتی
color circle دایره رنگها
colure دایره متقاطعه
cycloidal وابسته به دایره
cyclometer دایره سنج
growth ring دایره رشد
domains حوزه دایره
diameter قطر دایره
diameters قطر دایره
circulars دایره وار
round دایره وار
chord وتر دایره
circular دایره وار
lobe دایره سازی
domain حوزه دایره
lobes دایره سازی
meridians دایره طول
roundest دایره وار
meridian دایره نیمروز
meridian دایره طول
perimeter [circumference] of a circle محیط دایره
encyclopaedias دایره المعارف
sector قطاع دایره
encyclopedia دایره المعارف
sections گروه دایره
branch دایره قسمت
branches دایره قسمت
encyclopedias دایره المعارف
sectors قطاع دایره
section گروه دایره
meridians دایره نیمروز
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com