English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (11 milliseconds)
English Persian
income elasticity of demand درامدی تقاضا
Search result with all words
giffen good نوعی کالای پست که اثر درامدی ان بزرگتر ازاثر جانشینی بوده و تقاضا بابالا رفتن قیمت افزایش مییابدمنحنی تقاضا در مورد کالای گیفن صعودی است
income elasticity of demand تغییر مقدار تقاضابرای یک کالا درنتیجه درامدمصرف- کننده . فرمول کشش درامدی تقاضا : q/I *dI / dq = E
slutsky theorem براساس این قضیه با کاهش قیمت یک کالا مقدار تقاضا برای ان افزایش یافته و این امر بعلت اثر درامدی و اثر جانشینی امکان پذیر است
Other Matches
income policy سیاست درامدی
arc elasticity of demand عبارت از کشش تقاضا بین دو نقطه روی منحنی تقاضا که بوسیله فرمول زیر محاسبه میشود :
law of demand براساس قانون تقاضا مقدار تقاضای کالا باقیمت ان کالا رابطه معکوس دارد . هر چه قیمت کالا بالاتررود مقدار تقاضا برای کالاکمتر میشود
income effect اثر درامدی تغییر در مقدارتقاضای کالا در نتیجه تغییردرامد واقعی بدون تغییر درقیمتهای نسبی کالاها
demands تقاضا کردن تقاضا
demanded تقاضا کردن تقاضا
demand تقاضا کردن تقاضا
income velocity of money سرعت گردش درامدی پول متوسط تعداد دفعاتی که یک واحد پول روی کالاها وخدمات در طول سال مصرف میشود
shift of a demand curve انتقال منحنی تقاضا جابجائی منحنی تقاضا
postulated تقاضا
postulates تقاضا
postulating تقاضا
request تقاضا
postulate تقاضا
prayers تقاضا
prayer تقاضا
requested تقاضا
requisitions تقاضا
requisitioning تقاضا
requisitioned تقاضا
requisition تقاضا
rogation تقاضا
requests تقاضا
exigence تقاضا
requesting تقاضا
solicitation تقاضا
importance تقاضا
demand تقاضا
demands تقاضا
suits تقاضا
demanded تقاضا
suit تقاضا
suited تقاضا
requisitions چیزمورد تقاضا
requisitions تقاضا کردن
peak demand بیشترین تقاضا
law of demand قانون تقاضا
sued تقاضا کردن
sues تقاضا کردن
measurement of demand تخمین تقاضا
suing تقاضا کردن
demand management مدیریت تقاضا
offer and demand عرضه و تقاضا
on demand بنا به تقاضا
peak demand حداکثر تقاضا
sue تقاضا کردن
demand تقاضا کردن
demand shift تغییر تقاضا
demand shift انتقال تقاضا
demand shift جابجائی تقاضا
demand curve منحنی تقاضا
demand elasticity کشش تقاضا
demand factor ضریب تقاضا
demand factors عوامل تقاضا
demand schedule جدول تقاضا
demand pattern الگوی تقاضا
demand side ستون تقاضا
demand side طرف تقاضا
requirement تقاضا احتیاج
applier تقاضا کننده
excess demand فزونی تقاضا
elasticity of demand کشش تقاضا
demandant تقاضا کننده
demandable قابل تقاضا
demand surface میزان تقاضا
demand surface سطح تقاضا
change in demand تغییر تقاضا
demand function تابع تقاضا
application فرم تقاضا
request تقاضا خواسته
supply and demand عرضه و تقاضا
adjure تقاضا کردن
within three days of demand در طی سه روز پس از تقاضا
applications فرم تقاضا
information on demand اطلاعات با تقاضا
demands تقاضا کردن
requested تقاضا خواسته
claimed <adj.> <past-p.> تقاضا شده
quantity of demand مقدار تقاضا
pleas تقاضا استدعا
plea تقاضا استدعا
requisitioned تقاضا کردن
requisition چیزمورد تقاضا
demanded <adj.> <past-p.> تقاضا شده
requisitioning چیزمورد تقاضا
requisition تقاضا کردن
requisitioning تقاضا کردن
demanded تقاضا کردن
requests تقاضا خواسته
asked <adj.> <past-p.> تقاضا شده
requesting تقاضا خواسته
requisitioned چیزمورد تقاضا
price elasticity of demand کشش قیمتی تقاضا
quantity demanded مقدار تقاضا شده
demand paging صفحه بندی تقاضا
stock requisition تقاضا جهت کالا
on demand به در خواست به مجرد تقاضا
supply and demand law قانون عرضه و تقاضا
send away for something <idiom> تقاضا نامه نوشتن
requesting unit یکان تقاضا کننده
request for proposal تقاضا برای پیشنهاد
registrant تقاضا ثبت کننده
measurement of demand اندازه گیری تقاضا
law of supply and demand قانون عرضه و تقاضا
adjure به اصرار تقاضا کردن
soliciting درخواست یا تقاضا کردن از
demanded مطالبه تقاضا کردن
applications تقاضا برای چیز
demands مطالبه تقاضا کردن
solicit درخواست یا تقاضا کردن از
indent تقاضا یاسفارش جنس
applicants تقاضا کننده طالب
applicant تقاضا کننده طالب
application تقاضا برای چیز
requested تقاضا برای چیزی
requesting تقاضا برای چیزی
indenting تقاضا یاسفارش جنس
indents تقاضا یاسفارش جنس
glut عرضه بیش از تقاضا
solicits درخواست یا تقاضا کردن از
demand forecast پیش بینی تقاضا
money demand تقاضا برای پول
demand for money تقاضا برای پول
gluts عرضه بیش از تقاضا
demand and supply market بازار عرضه و تقاضا
solicited درخواست یا تقاضا کردن از
cross elasticity of demand کشش متقاطع تقاضا
requests تقاضا برای چیزی
demand مطالبه تقاضا کردن
request تقاضا برای چیزی
arc elasticity of demand کشش کمانی تقاضا
request for quotation تقاضا برای اعلام قیمت
demand [of] درخواست [خواست] [طلب] [تقاضا] [از]
put in تقاضا کردن پیشنهاد دادن
overload تقاضا بیشتر از توانایی وسیله
demand pull inflation تورم ناشی از فشار تقاضا
demand versus quantity demanded تقاضا در برابر مقدار تقاضاشده
demand تقاضا برای انجام چیزی
demanded تقاضا برای انجام چیزی
excess demand تقاضای زیادی مازاد تقاضا
excess demand inflation تورم ناشی از مازاد تقاضا
demands تقاضا برای انجام چیزی
overloaded تقاضا بیشتر از توانایی وسیله
overloads تقاضا بیشتر از توانایی وسیله
infinitely elastic demand curve منحنی تقاضا با کشش نامحدود
demand oriented pricing قیمت گذاری با توجه به شرایط تقاضا
clamours غریو کشیدن مصرانه تقاضا کردن
demand تقاضا برای چیزی و توقع دریافت آن
to invite somebody to do something از کسی تقاضا انجام کاری را کردن
Application may be filed by ... مهلت ارائه تقاضا نامه تا ... است.
demanded تقاضا برای چیزی و توقع دریافت آن
demands تقاضا برای چیزی و توقع دریافت آن
clamour غریو کشیدن مصرانه تقاضا کردن
invokes تقاضا از کسی برای انجام کاری
clamoured غریو کشیدن مصرانه تقاضا کردن
clamouring غریو کشیدن مصرانه تقاضا کردن
invoke تقاضا از کسی برای انجام کاری
obtrude بدون تقاضا چیزی را مطرح کردن
obtruded بدون تقاضا چیزی را مطرح کردن
obtrudes بدون تقاضا چیزی را مطرح کردن
invoked تقاضا از کسی برای انجام کاری
invoking تقاضا از کسی برای انجام کاری
obtruding بدون تقاضا چیزی را مطرح کردن
clamor غریو کشیدن مصرانه تقاضا کردن
demand factors عواملی که درتغییر تقاضا موثرند عبارتنداز : درامد
applies تقاضا برای چیزی معمولا به صورت نوشته
call up تقاضا برای نمایش اطلاعات ذخیره شده
call-ups تقاضا برای نمایش اطلاعات ذخیره شده
apply تقاضا برای چیزی معمولا به صورت نوشته
applying تقاضا برای چیزی معمولا به صورت نوشته
call-up تقاضا برای نمایش اطلاعات ذخیره شده
input/output سیگنال تقاضا از CPU برای داده ورودی یا خروجی
speculative demand for money تقاضا برای پول بمنظور انگیزه سفته بازی
X series تقاضا برای ارتباط دادهای روی داده عمومی شبکه
inquiry کد ارسالی توسط کامپیوتر به ترمینال راه دور و تقاضا برای پاسخ
inquiries کد ارسالی توسط کامپیوتر به ترمینال راه دور و تقاضا برای پاسخ
layer بخشی که موافق قالب به کدها و تقاضا برای اتصال شروع /خاتمه است
layers بخشی که موافق قالب به کدها و تقاضا برای اتصال شروع /خاتمه است
inelastic demand تقاضای غیر قابل کشش تقاضا برای اجناسی که به علت گرانی بیش از حد فقط طبقه خاصی قادر به خرید ان می باشند
averages متوسط زمانی لازم از وقتی که تقاضا فرستاده میشود و داده برگردانده میشود
average متوسط زمانی لازم از وقتی که تقاضا فرستاده میشود و داده برگردانده میشود
averaged متوسط زمانی لازم از وقتی که تقاضا فرستاده میشود و داده برگردانده میشود
averaging متوسط زمانی لازم از وقتی که تقاضا فرستاده میشود و داده برگردانده میشود
assemble capital stock بقیه سرمایهای که به محض تقاضا قابل پرداخت است سرمایهای که بر مبنای ان مالیات محاسبه میشود
composite demand تقاضا برای کالا در موارد استفاده متفاوت مانند استفاده از گازوئیل درمصارف خانگی و مصارف صنعتی
It will be some time before the new factory comes online, and until then we can't fulfill demand. آغاز به کار کردن کارخانه جدید مدتی زمان می برد و تا آن زمان قادر به تامین تقاضا نخواهیم بود.
autos کلمه رمز و نام کاربر که پس از تمام شدن صفحه وقتی توسط یک سیستم از راه دور تقاضا میشود ارسال میشود
auto کلمه رمز و نام کاربر که پس از تمام شدن صفحه وقتی توسط یک سیستم از راه دور تقاضا میشود ارسال میشود
to put in for تقاضا کردن خودرا نامزد کردن
enquiry تقاضا برای داده یا اطلاع از وسیله یا پایگاه داده . دستیابی به داده در حافظه کامپیوتر بدون تغییر داده
derived demand تقاضابرای یک عامل تولید که خوداز تقاضا برای کالایی که ان عامل تولید در ان بکار میرودناشی میشود .
solicits تقاضا کردن جلب کردن
requested تقاضا کردن درخواست کردن
request تقاضا کردن درخواست کردن
exigible قابل تقاضا قابل ادعا
cry off تقاضا کردن درخواست کردن
beseeched تقاضا کردن استدعا کردن
beseeches تقاضا کردن استدعا کردن
beseech تقاضا کردن استدعا کردن
requests تقاضا کردن درخواست کردن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com