Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
English
Persian
unearned income
درامد باد اورده
windfall income
درامد باد اورده
Other Matches
disposable personal income
درامد شخصی قابل تصرف درامد خالص پس از کسرمالیات
gini coefficient
شاخص نابرابری درامد که از منحنی لورنز بدست می ایددرصورتیکه توزیع درامدکاملا برابر باشد این ضریب مساوی صفر ودرصورتیکه توزیع درامد کاملا نابرابرباشد این ضریب مساوی 1است هرچه این ضریب کوچک باشد توزیع درامد عادلانه تراست
functional distribution of income
توزیع درامد بر حسب کارکرد توزیع درامد بین عوامل تولیدبدون توجه به مالکیت عوامل تولید
begot
اورده
capital stock
اورده
drift ice
یخ اب اورده
waterborne
اب اورده
supplementary
هم اورده
pit run earth
خاک هم اورده
interjectory
در میان اورده
brought
اورده شده
flotsam
کالای اب اورده
new fledged
تازه پر در اورده
supplementary
تکمیلی پس اورده
wind borne
باد اورده
the veins and arteries
اورده وشرایین
pit run material
خاک هم اورده
the story goes
اورده اند
pit run gravel
هم اورده شنی
driftwood
چوب اب اورده
quarry run rockfill
هم اورده سنگریز
regressive income tax
مالیات بر درامد کاهنده مالیات بر درامد نزولی
driftage
چیزباداورده یا اب اورده راندگی
loess
خاک باد اورده
windfall loss
زیان باد اورده
windfall gains
منافع باد اورده
drift
توده باد اورده
drifted
توده باد اورده
drifting
توده باد اورده
drifts
توده باد اورده
crusher run material
هم اورده سنگ شکن
spindrift
برف یا غبارباد اورده
granulet
گوشت نوبالا اورده
windfall profits
سود باد اورده
waveson
اموال اب اورده بعد از غرق کشتی
the people pressed in
مردم زور اورده داخل شدند
tempered steel
فولادی که درگرما عمل اورده شده باشد
split infinitives
مصدری که در میان خودان وعلامت ان واژه دیگری اورده باشندچون like to
he rode me off on a side issue
نکته فرعی پیش اورده مراازاصل مطلب پرت کرد
split infinitive
مصدری که در میان خودان وعلامت ان واژه دیگری اورده باشندچون like to
life cycle hypothesis
فرضیه درامد در طول عمر فرضیهای است که بر اساس ان مصرف وابسته به درامدهای پیش بینی شده درطول عمر میباشد . این فرضیه در مقابل فرضیه اولیه کینز قرار دارد که به موجب ان مصرف وابسته به درامد فصلی است .
galantine
خوراک سرد گوشت گوساله وجوجه و دیگر جانوران که استخوان ان را در اورده باشند
capital stock
سهام سرمایه سهامی که به عنوان سرمایه به شرکت اورده میشود
acquest
مال بدست اورده ازدسترنج یا بخشش مال غیرموروثی
cadenza
اهنگ معترضهای که طی اهنگ یا اوازی اورده شود
cadenzas
اهنگ معترضهای که طی اهنگ یا اوازی اورده شود
delivered duty paid
یکی از قراردادهای اینکوترمز که در ان فروشنده کلیه اقدامات لازم از جمله پرداخت عوارض را بعمل اورده و کالای مورد معامله را در محل خریدار به اوتحویل میدهد
comings in
درامد
emolument
درامد
gainings
درامد
returning
درامد
returned
درامد
return
درامد
earning
درامد
prelusion
درامد
total income
درامد کل
total revenue
درامد کل
returns
درامد
earnings
درامد
it wasprologue to the nextmove
درامد
hatches
درامد
hatched
درامد
admissions
درامد
admission
درامد
proceeds
درامد
income
درامد
hatch
درامد
remunerative
پر درامد
revenue
درامد
emoluments
درامد
makings
درامد
means
درامد
net income
درامد خالص
psychic income
درامد بی دردسر
illicit earning
درامد نامشروع
present income
درامد جاری
economic income
درامد اقتصادی
flow of income
گردش درامد
net revenue
درامد خالص
gross income
درامد ناخالص
distribution of income
توزیع درامد
marginal income
درامد نهائی
flow of income
جریان درامد
real income
درامد واقعی
fixed income
درامد ثابت
earnings per share
درامد هر سهم
income distribution
توزیع درامد
present income
درامد حال
national income
درامد ملی
mean income
درامد متوسط
income per capita
درامد سرانه
nominal income
درامد اسمی
notional income
درامد فرضی
notional income
درامد خیالی
incremental revenue
درامد نهائی
ordinary income
درامد عادی
marginal revenue
درامد نهائی
supplementary income
درامد تکمیلی
permanent income
درامد دائمی
per capita income
درامد سرانه
it proved false
دروغ درامد
it scaled kilograms
ده کیلوگرم درامد
it weighed kilogrammes
سه کیلوگرم درامد
personal income
درامد شخصی
income leakage
کسر درامد
immoral earning
درامد نامشروع
imperial decree
درامد نامشروع
imputed income
درامد ضمنی
imputed income
درامد انتسابی
income analysis
تحلیل درامد
income and expenditure
درامد و هزینه
municipal revenue
درامد شهرداری
money income
درامد پولی
median income
درامد میانی
median income
درامد متوسط
income consumption curve
منحنی درامد
income determination
تعیین درامد
personal income
درامد سرانه
income leakage
نشت درامد
disposable income
درامد دریافتی
mean
منابع درامد
broken down
ازپای درامد
broken-down
ازپای درامد
prologue
پیش درامد
prologues
پیش درامد
income taxes
مالیات بر درامد
earn
درامد داشتن
earned
درامد داشتن
earns
درامد داشتن
means
توانائی درامد
unremunerative careers
مشاغل کم درامد
unearned revenue
درامد باداورده
unearned revenue
درامد نامکتسب
transitory income
درامد انتقالی
transfer income
درامد انتقالی
prelude
پیش درامد
preludes
پیش درامد
meaner
منابع درامد
meanest
منابع درامد
aura
پیش درامد
auras
پیش درامد
overture
پیش درامد
overtures
پیش درامد
income tax
مالیات بر درامد
Inland Revenue
درامد داخلی
internal revenue
درامد داخلی
total revenue curve
منحنی درامد کل
benefice
درامد کلیسایی
total revenue function
تابع درامد کل
tax revenue
درامد مالیاتی
deferred credits
درامد پس افتاده
deduction from income
کسور درامد
revenue function
تابع درامد
stream of income
جریان درامد
revenue sharing
سهیم در درامد
revenue sources
منابع درامد
sinfonia
پیش درامد
temporary income
درامد موقتی
current income
درامد جاری
actual income
درامد واقعی
annual earnings
درامد سالانه
annual income
درامد سالانه
to bring a return
درامد دادن
relative income
درامد نسبی
attachment of earnings
توقیف درامد
average revenue
درامد متوسط
kinked demand curve
و اگر فروشنده قیمت کالا راکاهش دهد فروش وی بیشترنخواهد شد زیرا سایرفروشندگان قیمت خود راپائین اورده و از کاهش قیمت تبعیت میکنند .
progressive income tax
مالیات بر درامد تصاعدی
net tax revenue
خالص درامد مالیاتی
real national income
درامد ملی واقعی
relative income hypothesis
فرضیه درامد نسبی
redistribution of income
توزیع دوباره درامد
proportional income tax
مالیات بر درامد تناسبی
net national income
درامد خالص ملی
unearned income
درامد ازمبنایی جز کار
single tax
مالیات بر درامد انفرادی
unequal distribution of income
توزیع نابرابر درامد
personal distribution
توزیع درامد فردی
uneven distribution of income
توزیع نابرابر درامد
theory of income determination
نظریه تعیین درامد
wage income
درامد بشکل دستمزد
taxable income
درامد مشمول مالیات
supertax
مالیات بر درامد اضافی
size distribution of income
توزیع درامد مقداری
nonmonetary income
درامد غیر پولی
non tax revenue
درامد غیر مالیاتی
theory of income distribution
نظریه توزیع درامد
circular flow of income
جریان دوری درامد
budgets
حساب درامد وخرج
budgeted
حساب درامد وخرج
budget
حساب درامد وخرج
factor earnings
درامد عوامل تولید
corporation income tax
مالیات بر درامد شرکتها
gross national income
درامد ناخالص ملی
depleting
تقلیل درامد ملی
his income
هر چه درامد داردخرج میکند
depletes
تقلیل درامد ملی
income effect
تناسب خرید با درامد
earning asset
دارائی ایجادکننده درامد
circular flow of income
گردش دورانی درامد
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com