English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
degree of dissociation درجه تفکیک
Other Matches
part تفکیک کردن تفکیک شدن
beam attack تک هواپیمای رهگیری که بازاویه افقی بیش از 54 درجه و کمتر از 531 درجه انجام میشود
elevation indicator صفحه مدرج درجه طبلک درجه
shoulder patch درجه روی بازوی درجه داران
sighting bar ستون درجه ونک مگسک میله ستون درجه دستگاه نشانه روی اموزشی
third class درجه سوم بلیط درجه 3
third-class درجه سوم بلیط درجه 3
superelevation درجه ارتفاع درجه بلندی
sighting leaf ستون درجه تفنگ یا دستگاه نشانه روی شاخص درجه تفنگ
severance تفکیک
resolutions تفکیک
dissociation تفکیک
resolution تفکیک
secession تفکیک
demodulation تفکیک
parting تفکیک
separations تفکیک
denotation تفکیک
breaks تفکیک
separating تفکیک
differentiation تفکیک
analysis تفکیک
partings تفکیک
break down تفکیک
break تفکیک
breakdowns تفکیک
disintegration تفکیک
breakdown تفکیک
removal تفکیک
separation تفکیک
secernment تفکیک
segregation تفکیک
disjunction تفکیک
dissociates تفکیک نمودن
knocked down تفکیک شده
dissociating تفکیک نمودن
detachable قابل تفکیک
detaches تفکیک کردن
segregation تفکیک کردن
dissociate تفکیک نمودن
resolutions تفکیک پذیری
resolution تفکیک پذیری
detach تفکیک کردن
split risk تفکیک خطر
separation تفکیک متارکه
separation تفکیک کردن
demodulator تفکیک کننده
self dissociation خود تفکیک
break bulk تفکیک محصولات
detachment جداسازی تفکیک
detachments جداسازی تفکیک
inseparable تفکیک ناپذیر
racial segregation تفکیک نژادی
separable قابل تفکیک
separable تفکیک پذیر
resolution power توان تفکیک
resolvable تفکیک پذیر
thermal dissociation تفکیک گرمایی
low resolution تفکیک پایین
centrifuges تفکیک کردن
break down of negotiation تفکیک مذاکرات
break up تفکیک کردن
response differentiation تفکیک پاسخ
resolving power قدرت تفکیک
optical resolution تفکیک نوری
detaching تفکیک کردن
photodissociation تفکیک نوری
centrifuge تفکیک کردن
color separation تفکیک رنگ
division of powers تفکیک قوا
separator تفکیک کننده
separate تفکیک کردن
separate جدایی تفکیک
ionic dissociation تفکیک یونی
predissociation پیش تفکیک
partitions تفکیک کردن
partition تفکیک کردن
separated تفکیک کردن
dissociation constant ثابت تفکیک
separations تفکیک متارکه
separates تفکیک کردن
separated جدایی تفکیک
dissociation تفکیک گسستگی
dissociation curve منحنی تفکیک
disjunct وجه تفکیک
dissociation energy انرژی تفکیک
diacritical تفکیک کننده
discriminator تفکیک کننده
severable تفکیک پذیر
diacritic تفکیک کننده
detachable bottom کف قابل تفکیک
separability تفکیک پذیری
parcelling تفکیک زمین
separates جدایی تفکیک
separations تفکیک کردن
resolving agent عامل تفکیک کننده
resolving power توان تفکیک تلسکوپ
low resolution تفکیک پذیری پایین
preesolved پیش تفکیک شده
desegregating تفکیک زدایی کردن
desegregated تفکیک زدایی کردن
inseparable غیر قابل تفکیک
desegregates تفکیک زدایی کردن
resolution تفکیک پذیری رفع
modem تلفیق و تفکیک کننده
denominationalism اعتقاد به تفکیک و تقسیم
break bulk agent عامل تفکیک محصولات
desegregate تفکیک زدایی کردن
separably بطور قابل تفکیک
segregation تفکیک ذرات بتن
resolutions تفکیک پذیری رفع
segregating جدا سازی تفکیک
segregates جدا سازی تفکیک
bond dissociation energy انرژی تفکیک پیوند
separatism تفکیک تجزیه طلبی
break bulk cargo محمولات تفکیک شده
segregate جدا سازی تفکیک
partitions وسیله یا اسباب تفکیک
work breakdown structure ساختار تفکیک کار
partition وسیله یا اسباب تفکیک
principle of separation of powers اصل تفکیک قوا
brevet درجه افتخاری دادن فرمان درجه افتخاری
desegregates تفکیک نژادی را فسخ کردن
desegregated تفکیک نژادی را فسخ کردن
desegregating تفکیک نژادی را فسخ کردن
oscillation تفکیک امواج اشکار سازی
oscillations تفکیک امواج اشکار سازی
oscillator تفکیک کننده امواج اشکارساز
denoted تفکیک کردن علامت گذاردن
desegregate تفکیک نژادی را فسخ کردن
resolvable tartaric acid تارتریک اسید تفکیک پذیر
denote تفکیک کردن علامت گذاردن
discriminating circuit مدار تفکیک کننده مین
denotation علامت تفکیک معنی و مفهوم
inseparable cost هزینه غیر قابل تفکیک
denotes تفکیک کردن علامت گذاردن
exploded pie graph نمودار گرد تفکیک شده
system resolution تفکیک سیستم کار دستگاه
disintegration product محصول تجزیه و تفکیک شده
external modem تلفیق و تفکیک کننده برونی
internal modem تلفیق و تفکیک کننده درونی
resolution قدرت تفکیک [ریاضی] [فیزیک]
resolution قدرت تفکیک اجزا یا درشت نمایی
hayes compatible modem تلفیق و تفکیک کننده سازگار باهیز
resolutions قدرت تفکیک اجزا یا درشت نمایی
denotative دارای قوه تفکیک یا تمیز تمیزی
impartible جدایی ناپذیر غیر قابل تفکیک
marshalling yard محوطه تفکیک و دسته بندی کالاها
segregative طالب جدایی وابسته به تفکیک وتبعیض
differentiation فرق گذاری تفکیک و تمیز مطالب از یکدیگر
administrative segregation زندانی کردن به طور انفرادی تفکیک اداری
fibre optics وسیله تفکیک ستون نوربه رشتههای نازک
cadastral surveys عملیات نقشه برداری به منظور تفکیک و تعیین حدوداراضی
marshalling yard محل تفکیک و طبقه بندی کالاها در مقصد یا مبداء حمل
master at arms درجه دار انتظامات ناو درجه دار ارشد ناو
division police petty officer درجه دار دژبان قسمت درجه دار انتظامات قسمت
range resolution قابلیت رادار برای تعیین مسافت اشیای مختلف قابلیت تفکیک بردی
heddle rod چوب کوجی [به آن نیره و ورد نیز گفته می شود، در بالای دار در محل تقاطع چله های زیر و رو، بین تارها جهت تفکیک و تنظیم آنها قرار گرفته.]
lengths درجه
topnotch درجه یک
run of the mine بی درجه
third-rate درجه سه
length درجه
third rate درجه سه
proportions درجه
ranks درجه
ranked درجه
scalage درجه
number one درجه یک
rank درجه
high-class درجه یک
proportion درجه
slap-up درجه یک
tophole درجه یک
top hole درجه یک
second class درجه 2
degree درجه
grade درجه
degrees درجه
grades درجه
chinical t. درجه
elevation درجه
second class درجه دو
elevations درجه
first class درجه یک
classy درجه یک
just as well <adv.> به یک درجه
echelon درجه
echelons درجه
gauge درجه
gauged درجه
rate درجه
copesetic درجه یک
copacetic درجه یک
equally <adv.> به یک درجه
pitch درجه
clinical thermometer درجه
nobby درجه یک
low grade کم درجه
pitches درجه
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com