Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 90 (7 milliseconds)
English
Persian
all over the world
در تمامی دنیا
Search result with all words
the whole world
همه دنیا تمامی جهان
Other Matches
the vanity of the world
فنای دنیا مزخرفات یا اباطیل دنیا
totyality
تمامی
throroughness
تمامی
the whole body of a nation
تمامی
livelong
تمامی
entirenss
تمامی
every bit of it
تمامی ان
fulness
تمامی
in its entirety
به تمامی
nightlong
تمامی شب
integrally
به تمامی
entireness
تمامی
wholeness
تمامی
with flying colors
<idiom>
تمامی موفقیتها
the entire property
تمامی ملک
the entire sum
تمامی مبلغ
the t. population
تمامی نفوس
orbicularity
مستدیری تمامی
all the year round
در تمامی یا سرتاسر سال
the total population
تمامی نفوس کلیه جمعیت
All of which doesn't really help us very much in our day-to-day lives.
تمامی این موارد به زندگی روزانه ما واقعا کمکی نمی کند.
worlds
دنیا
macrocosm
دنیا
universe
دنیا
world
دنیا
macrocosms
دنیا
vales
دنیا
vale
دنیا
secularity
دنیا پرستی
secularization
دنیا پرستی
pelf
جیفه دنیا
wordly minded
دنیا پرست
worldliness
دنیا پرستی
the whole world
تمام دنیا
ascetics
تارک دنیا
Tons (bags) of money.
یک دنیا پول
wordly minded
دنیا دار
Thanks a mI'llion.
یک دنیا متشکرم
pelf
مال دنیا
oceans of money
یک دنیا پول
ascetic
تارک دنیا
nuns
زن تارک دنیا
nun
زن تارک دنیا
tactful
دنیا دار
tactfully
دنیا دار
monks
تارک دنیا
monk
تارک دنیا
mammonist
دنیا پرست
mammonist
دنیا دار
hermitess
زن تارک دنیا
hermits
تارک دنیا منزوی
The living languages of the world.
زبانهای زند ؟ دنیا
He is unique in the world.
توی دنیا تک است
worldling
ادم دنیا پرست
born with a silver spoon in one's mouth
<idiom>
باثروت به دنیا آمدن
hermit
تارک دنیا منزوی
sisters
پرستار دخترتارک دنیا
religious
تارک دنیا روحانی
sister
پرستار دخترتارک دنیا
Photos are accepted world
عکس هایی مقبولی دنیا
My holiday did me a world of good.
درتعطیلات یک دنیا به من خوش گذشت
the love of money is the root of all evil
<idiom>
حب دنیا هست راس هر خطا
Make a journey round the world.
بدور دنیا سفر کردن
enclosure
سلول تارکان دنیا
[دین]
abbess
رئیسه صومعه زنان تارک دنیا
abbesses
رئیسه صومعه زنان تارک دنیا
A wave of anger swept over the entire world .
موجی از خشم دنیا را فرا گرفت
thule
اخرین نقطه شمالی مسکون دنیا
cloister
اطاق یاسلول راهبان وتارکان دنیا ایوان
cloisters
اطاق یاسلول راهبان وتارکان دنیا ایوان
They are poles apart.
یک دنیا باهم فرق دارند ( بسیار متفاوتند )
ap.saved is a p gained
یک دینار پس انداز در حکم یک دنیا درامد است
atlases
قهرمانی که دنیا راروی شانه هایش نگهداشته است
atlas
قهرمانی که دنیا راروی شانه هایش نگهداشته است
You never can tell .
کار دنیا است ( قابل پیش بینی نیست )
1 and 2 are poles apart.
<idiom>
۱ و ۲ یک دنیا باهم فرق دارند
[بسیار متفاوت هستند]
.
antipodal
مربوط به ساکنین ینگی دنیا واقع در طرف مقابل زمین مستقیما
Pronoia
واژه ای جدید: حسی که گویا از طرف دنیا برای کمک کردن وجود دارد
The whole problem with the world is that fools and fanatics are always so certain of themselves, and wiser people so full of doubts.
مشکل اصلی در دنیا این است که احمق ها و متعصب ها همیشه از خودشان مطمئن و انسان های عاقل پر از تردید هستند.
Laugh and the world laghs with you, weep and you w.
<proverb>
بخندى ,دنیا با تو مى خندد گریه کنى باید بتنهایى گریه گنى.
Laugh and the world laughs with you , weep and you wepp alone.
<proverb>
بخند تا دنیا با تو بخندد گریه کن تا تنها گریه کنى.
immanentism
نظریه فسلفی که معتقد است رابطه میان خدا و فکر و روح و دنیا رابطهای ذاتی است
The world is your oyster!
<proverb>
دنیا مال تو است. هر فرصتی در دسترس است!
The wrd is a place of trial by ordeal , not of eas.
<proverb>
دنیا جاى آزمایش است نه جاى آسایش .
Herati pattern
طرح هراتی
[در این طرح گل ها در قالب شکل لوزی خود را نشان داده و تمامی متن فرش را در بر می گیرند. برگ ها از چهارسو به سمت خارج امتداد داده شده و با لوزی های مجاور خود متقارن می شوند.]
We don't know what the world will be like in 20 years, to say nothing of in 100 years.
ما نمی دانیم دنیا در ۲۰ سال آینده چه جور تغییر می کند چه برسد به ۱۰۰ سال آینده.
Fustat rug
فرش فسطاط
[فرش فسطاط پس از آزمایش کربن قدیمی ترین فرش دنیا بعد از پازیریک شناخته شده و به قرن هفدهم میلادی نسبت داده می شود.]
realistic deterrence
میخکوب کردن حقیقی استراتژی سد کردن پیشروی کمونیسم در دنیا ممانعت حقیقی از پیشرفت کمونیسم
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com