English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English Persian
advance of defensive line در جلو خطوط پدافندی
Other Matches
stepped lines خطوط کنگره ای [خطوط شکسته] [در اطراف نگاره ها و اشکال فرش های هندسی باف و روستایی. گاه بجای استفاده از خطوط صاف از این خطوط استفاده می شود.]
isotherm خطوط هم حرارت خطوط متحدالحرارت اب دریا
isobars خطوط هم فشار خطوط متحدالفشار هوایی
isobar خطوط هم فشار خطوط متحدالفشار هوایی
isohaline خطوط هم نمک خطوط میزان منحنی نمایش غلظت نمک دریا
defensive line خط پدافندی
defensive پدافندی
defensive fire اتش پدافندی
defense position موضع پدافندی
defense sector منطقه پدافندی
defense base پایگاه پدافندی
defense articles مواد پدافندی
close defensive fires اتشهای پدافندی نزدیک
defensive minefield میدان مین پدافندی
defensive sea area منطقه پدافندی دریایی
forward defense area منطقه پدافندی جلو
coragne line خطوط جذر و مد یکسان خطوط کشند یکسان
defense emergency مواد مورد لزوم وحیاتی پدافندی وضعیت اضطراری دفاعی یا نظامی
isobath خطوط میزان منحنی نقشه عمق نما خطوط میزان عمق
auxiliary contours خطوط میزان منحنی واسطه خطوط میزان منحنی تکمیلی
isotach خطوط میزان منحنی سرعت جریان اب خطوط جریان هم سرعت
preventive war نبرد پدافندی نبرد به منظور جلوگیری ازعملیات دشمن
defense system aquisition سیستم کسب اطلاعات پدافندی کسب اطلاعات برای دفاع
tricking خطوط
tricked خطوط
trick خطوط
cotidal lines خطوط هم مد
lines of force خطوط قوا
absorption lines خطوط دراشامی
closed traverse خطوط متقاطع
isocline خطوط هم شیب
outside lines خطوط حمله
balmer lines خطوط بالمر
lines of force خطوط نیرو
along line در امتداد خطوط
air way station خطوط هوایی
isostatic lines خطوط ایزواستاتیک
extension lines خطوط دنباله
spectral lines خطوط طیفی
isovent خطوط هم باد
line of communications خطوط مواصلات
line of flux خطوط قوا
equipotential lines خطوط هم پتانسیل
lines of communication خطوط مواصلاتی
front lines خطوط مقدم
grid lines خطوط شبکه
line to line fault تماس خطوط
line spacing فاصله خطوط
line of induction خطوط القا
dedicated lines خطوط اختصاصی
dark lines خطوط تاریک
isochromatique خطوط همرنگ
cotidal lines خطوط مدیکسان
fraunhofer lines خطوط فرانهوفر
emission spectrum lines خطوط نشری
flowlines خطوط جریان
absorption spectrum خطوط جذبی
stream lines خطوط جریان
symmetry lines خطوط تقارن
curvature lines خطوط منحنی
street railway خطوط تراموا
curvature lines خطوط مدور
zigzagging خطوط منکسر
zigzagged خطوط منکسر
leading فاصله خطوط
flow lines خطوط جریان
zigzag خطوط منکسر
zigzags خطوط منکسر
defense coastal area منطقه ساحلی مورد پدافند منطقه پدافندی ساحلی
equal cost lines خطوط هزینه برابر
magnetic line of force خطوط قوای مغناطیسی
front lines خطوط جلو جبهه
zigzagged خطوط جناغی پیوسته
diplomatics شناسایی خطوط باستانی
domestic air traffic خطوط هوایی داخلی
zigzags خطوط جناغی پیوسته
electric line of force خطوط نیروی برق
endline خطوط موازی با 04 مترفاصله
leased line network شبکه با خطوط استیجاری
zigzag خطوط جناغی پیوسته
grid interval فاصله خطوط شبکه
contours خطوط کناره نما
communications خطوط مواصلاتی ارتباطات
isohyetal map نقشه خطوط هم باران
meridian خطوط نصف النهار
cutting line of force قطع خطوط قوا
meridians خطوط نصف النهار
inside lines خطوط حمله شمشیربازی
hypen ladder خطوط تیره نردبانی
hypen ladder ردیف خطوط تیره
hoseline خطوط لوله لاستیکی
line of communications خطوط ارتباطی زمین
voltage between lines ولتاژ بین خطوط
vermiculate دارای خطوط موجی
trackage خطوط راه اهن
gules خطوط موازی عمودی
river سفیدی بین خطوط
rivers سفیدی بین خطوط
contours خطوط تراز زمین
magnetic lines of force خطوط قوای مغناطیسی
zigzagging خطوط جناغی پیوسته
open lines خطوط باز شطرنج
curvilinear ornament زینتکاری با خطوط خمیده
magnetic lines of force خطوط نیروی مغناطیسی
magnetic path مسیر خطوط قوا
crawl trench خطوط رابط سنگرها
phraseogram خط یا خطوط نماینده عبارات
sheetlines خطوط حاشیه نقشه
collimate منطبق کردن خطوط
contour lines خطوط میزان منحنی
dark line spectrum طیف خطوط تاریک
microwave transmission lines خطوط انتقال ریزموج
sheetlines خطوط کناره نقشه
rivulose دارای خطوط مارپیچی
air line of communications خطوط مواصلات هوایی
retrace blanking خاموشی خطوط بازگشتی
contour interval فاصله خطوط واصل
island bases پایگاههای داخل منطقه پدافندی هوایی پایگاهی داخل منطقه حیاتی پایگاههای جزیرهای دریایی
paleography شناسایی وکشف خطوط قدیمه
gridiron خطوط یا میلههای فلزی مشبک
floating lines خطوط مواج عکس هوایی
lightface حروفی که خطوط ان ریزوفریف باشد
infiltrates در خطوط دشمن نفوذ کردن
boundry lines خطوط اطراف زمین والیبال
overhead trolley خطوط هوایی ترن برقی
ingrain خطوط وخالهای رنگارنگ کاغذدیواری
infiltrated در خطوط دشمن نفوذ کردن
convergent خطوط متقارب ومتلاقی همگرا
infiltrate در خطوط دشمن نفوذ کردن
converged تقارب خطوط وجود تشابه
sidelining خطوط طرفین میدان بازی
lpm تعداد خطوط دردقیقه inutes
converges تقارب خطوط وجود تشابه
lineament خطوط چهره صفات مشخصه
sidelines خطوط طرفین میدان بازی
lineaments خطوط چهره صفات مشخصه
sidelined خطوط طرفین میدان بازی
lineolated خط دار دارای خطوط ریز
infiltrating در خطوط دشمن نفوذ کردن
lineolate خط دار دارای خطوط ریز
magnetic path length طول مسیر خطوط قوا
converging تقارب خطوط وجود تشابه
sideline خطوط طرفین میدان بازی
converge تقارب خطوط وجود تشابه
ring straked دارای خطوط گرد در روی بدن
ring streaked دارای خطوط گرد در روی بدن
stria نوار باریک هریک از خطوط موازی
line engraving گراور سازی با خطوط کوتاه وبلند
neatline خطوط باریک حدود کناره نقشه
t square خطکش مخصوص ترسیم خطوط موازی
crawl trench سنگرهای رابط بین خطوط مواضع
contour strip cropping کشت نواری برروی خطوط میزان
graticule خطوط مشخصه زمین درعکس هوایی
agonic line خطوط رسم شده روی نقشه
hierologist متخصص خواندن خطوط قدیمی مصر
image sharpness خطوط مورب تحت زاویه معین
hierology علم خواندن خطوط قدیم مصر
foreshortening نمایش خطوط واقعی شکلی بصورت کوچک تر
oblique perspective پرسپکتیوی که تمام خطوط اصلی ان مایل باشد
floating lines خطوط مواج برجسته نگاری وبرجسته بینی
granite paper کاغذی که دارای رشته ها و خطوط رنگارنگ میباشد
contour map نقشهای که دارای خطوط فاصل مشخصی باشد
raster scan graphics نمایش بصری صفحه تصویربا خطوط افقی
bar pattern ترام با خطوط مورب با زاویه کوچکتر از 54 درجه
topographic map نقشه ایکه دارای خطوط ارتفاعی باشد
raster خطوط مورب تحت زاویه مخصوص بصورت هاشورترام
line drawings خطوط جامدی که برای خط کشی در صفحه چاپی بکارمیرود
line drawing خطوط جامدی که برای خط کشی در صفحه چاپی بکارمیرود
hachures خطوط مقطع کوتاه برای سایه زدن بعکس
stereocomparagraph دستگاه رسم خطوط میزان منحنی به طریقه استریوسکوپی
main stripe [خط یا نوار اصلی در فرش مانند خطوط طرح محلات]
laid paper کاغذی که در متن اصلی ان خطوط موازی وجود داشته باشد
lattices خطوط شبکه بندی ثابت مخصوص بزرگ کردن نقشه
perspective grid خطوط شبکه مختصاتی که روی عکس هوایی کشیده می شوند
lattice خطوط شبکه بندی ثابت مخصوص بزرگ کردن نقشه
teleprompter اسباب مخصوص چرخاندن خطوط نوشته در جلو ناطق تلویزیون
hard clip area حدودی که خارج از ان خطوط نمیتوانند روی یک رسام دیجیتالی رسم شوند
yard line خطوط واقعی یا فرضی روی زمین فوتبال امریکایی بعرض یک یارد از یکدیگر
ribbing ساختمان دندههای هر چیز راه ها یا خطوط بر جسته مجموعه تیریا دگلهای کشتی
yard marker خطوط فرضی یا واقعی روی زمین فوتبال امریکایی بعرض یک یارد از یکدیگر
dejagging نوعی فن گرافیک کامپیوتری برای رسم خطوط صاف کاراکترها و چند ضلعی ها
reversal temperature دمایی که در ان خطوط طیفی گاز برافروخته در مقابل طیف جسم سیاه ناپدیدمیشوند
outdent خطی از متن که نسبت به سایر خطوط یک پاراگراف بیشتر به سمت چپ بسط می یابد
graticule ticks نقاط تقاطع خطوط شبکه بندی نصف النهارات و مدارات روی نقشه
apolline [نوعی خطوط تزئینی مربوط به آپولو خدای خورشید در دوره باروک و رنسانس استفاده می شد.]
corporate model نمایش یا شبیه سازی ریاضی اعمال حسابداری و خطوط راهنمای سیاست مالی یک شرکت
stroke writer ترمینال گرافیکی برداری که اشیاء را روی صفحه بوسیله یک سری خطوط نمایش میدهد
sketching روش گرافیک کامپیوتری که در ان دنبالهای از خطوط درطول مسیر مکان نما رسم شده یا طراحی می گردند
line route map نقشه نشان دهنده راهها نقشه راهنمای مسیر خطوط سیم دستگاه
threads دارای خطوط برجسته کردن حدیده وقلاویز کردن
chiromancy پیش گویی وغیب گویی با دیدن خطوط کف دست
thread دارای خطوط برجسته کردن حدیده وقلاویز کردن
helical wave guide لوله فلزی که از فیبرهای نازک شیشهای و سیم هائی که توانایی انتقال هزاران پیام در خطوط مخابراتی رادارند تشکیل شده است
gridding محدودیت ساختمان یک تصویرگرافیکی که مستلزم افتادن نقاط پایانی خطوط روی نقاط شبکه است
linear programming برنامه ریزی خطی طرح ریزی عملیات صنعتی ونظامی برحسب خطوط مشخص ومعین
fret [نقشه پیچ در پیچ در حاشیه با استفاده از خطوط افقی و عمودی با زوایای ۹۰ درجه و مربوط به کشور چین]
isovelocity نقاط هم سرعت اب دریا خطوط متحدالسرعت اب دریا
striped lines خطوط راه راه [همچون نقش محرمات]
Hanbel [نوعی گلیم مراکشی که صرفا جهت مفروش نمودن زمین بافته شده، و دارای خطوط موازی و رنگین با نقشه های پرکار می باشد.]
railing امواج ضربانی که باعث کورکردن رادار و تولید خطوط موازی ریل مانند روی صفحه رادار میشود
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com