Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (29 milliseconds)
English
Persian
overcharge
در قیمت اجحاف کردن
overcharged
در قیمت اجحاف کردن
overcharges
در قیمت اجحاف کردن
overcharging
در قیمت اجحاف کردن
Other Matches
extortion
اخاذی اجحاف
kinked demand curve
و اگر فروشنده قیمت کالا راکاهش دهد فروش وی بیشترنخواهد شد زیرا سایرفروشندگان قیمت خود راپائین اورده و از کاهش قیمت تبعیت میکنند .
reserve price
قیمت پنهانی
[در حراجی های فرش و در بازارهای خارج استفاده می شود یعنی صاحب فرش، یک قیمت حداقل در نظر می گیرد و اگر در مزایده قیمت پیشنهادی از آن پایین تر باشد، از فروش امتناع می کند.]
current standard cost
مقیاس سنجش قیمت کالای تولیدی یا مواد اولیه با قیمت پایه است
cost plus pricing
تعیین قیمت فروش با افزودن ضریب مخصوص منفعت به قیمت تمام شده
unbundled software
نرم افزاری که قیمت آن همراه با قیمت قطعه نیست
underprice
قیمت پایین تراز قیمت بازار
bull
گران کردن قیمت سهام به وسیله پیش خرید کردن انها
bulls
گران کردن قیمت سهام به وسیله پیش خرید کردن انها
bid
خداحافظی کردن قیمت خریدرا معلوم کردن مزایده
deflated
خالی کردن جلوگیری از تورم کردن کاهش قیمت
deflates
خالی کردن جلوگیری از تورم کردن کاهش قیمت
deflating
خالی کردن جلوگیری از تورم کردن کاهش قیمت
deflate
خالی کردن جلوگیری از تورم کردن کاهش قیمت
bids
خداحافظی کردن قیمت خریدرا معلوم کردن مزایده
value added
قیمت یا ارزش افزوده شده قیمت یک محصول در بازاربدون توجه به ارزش مواداولیه یی که در تولید ان به کار رفته است
stock watering
سهام تاسیسات گرانقیمتی رابا قیمت اختیاری در بورس فروختن که مالا" به تقلیل قیمت سایر سهام منتهی شود
list price
فهرست قیمت اجناس فهرستی که در ان قیمت اجناس یا اگهی ویاکالاهای تجارتی رانوشته اند
paasche price index
یعنی حاصلضرب قیمت و مقدار پایه بخش برحاصلضرب قیمت و مقدار درسال جاری
shadow price
شبه قیمت قیمت ضمنی
last price
اخرین قیمت حداقل قیمت
normal price
قیمت عادی قیمت معمولی
quantum valebat
در مواقعی که جنسی بدون تعیین قیمت دقیق فروخته و شرط شود که قیمت بر مبنای قاعده فوق بعدا" پرداخت شود
apprise
قیمت کردن
apprises
قیمت کردن
apprising
قیمت کردن
value
قیمت کردن
values
قیمت کردن
valuing
قیمت کردن
appraisals
تعیین قیمت کردن
appraisal
تعیین قیمت کردن
cost
قیمت گذاری کردن
price setter
قیمت وضع کردن در انحصار
overcharges
قیمت اضافی غلو کردن
overcharging
قیمت اضافی غلو کردن
overcharge
قیمت اضافی غلو کردن
overcharged
قیمت اضافی غلو کردن
price market
وضع کردن قیمت در انحصار
price taker
قیمت را داده شده فرض کردن
appraised
تقویم کردن تعیین قیمت از طرق علمی
appraise
تقویم کردن تعیین قیمت از طرق علمی
appraising
تقویم کردن تعیین قیمت از طرق علمی
appraises
تقویم کردن تعیین قیمت از طرق علمی
spiral of wages and prices
حرکت تسلسلی مزدها و قیمت ها مارپیچ مزدها و قیمت ها
evaluated
تقویم کردن قیمت کردن
evaluate
تقویم کردن قیمت کردن
evaluates
تقویم کردن قیمت کردن
evaluating
تقویم کردن قیمت کردن
To sell at coast price .
مایه کاری حساب کردن ( به قیمت تمام شده )
rig the market
با احتکار کالا افزایش وکاهش مصنوعی در قیمت هاایجاد کردن
tacit collusion
حالتی که قیمت کالاهای دو کمپانی رقیب دران واحد بالا رود حتی درحالتی که چنین تبانی یی عملا" صورت نگرفته باشددادگاه ممکن است با توجه به قرینه بالا رفتن قیمت اقدامات بازدارنده را با قائل شدن به وجود ان معمول دارد
marginal cost pricing
قیمت گذاری بر مبنای هزینه نهائی قیمت معادل هزینه نهائی
trover
دعوی مطالبه قیمت مال مغصوب دعوی مطالبه قیمت مال مورد استفاده بلاجهت
skimming
محصولی را با قیمت بالاعرضه کردن برای اطمینان ازمقاومت ان و متعاقبا" تخفیف تدریجی دادن برای توسعه فروش
pigou effect
اثر مانده واقعی اثر کاهش سطح قیمت ها برروی مصرف که بر اساس این اثر با کاهش سطح قیمت ها و در نتیجه بالا رفتن عرضه واقعی پول و افزایش ارزش واقعی ثروت مصرف نیز افزایش خواهد یافت
cost center
قسمت هزینه در یک موسسه واحدی در یک موسسه که وفیفه اش تعیین قیمت کالا ازطریق توزیع و سرشکن کردن هزینه هاست
values
قیمت
price
قیمت
above rubies
بی قیمت
treasure
ذی قیمت
At the price of. At the cost of .
به قیمت
worth
قیمت
prices
قیمت
valueless
بی قیمت
valuing
قیمت
quotation
قیمت
wage price guideline
قیمت
wage price spiral
قیمت
nominal
کم قیمت
set (one) back
<idiom>
قیمت
PR
قیمت
equivalent
هم قیمت
cost
قیمت
cif
قیمت
priceless
بی قیمت
equivalents
هم قیمت
bourse
قیمت
quotations
قیمت
value
قیمت
price limit
حد قیمت
price line
خط قیمت
invalued
بی قیمت
cost,insurance,freight and exchange(cif&
قیمت
high priced
پر قیمت
all in price
قیمت کل
loom time
مدت زمان بافت
[از زمان چله کشی تا جدا کردن فرش بافته شده از دار و مبنای تعیین ساعات کار مفید، وقت حقیقی لازم جهت اتمام فرش و قیمت نسبی فرش می باشد.]
price ratio
نسبت قیمت
support price
قیمت حمایتی
price list
لیست قیمت
supply price
قیمت تولیدکننده
price list
فهرست قیمت
price level
سطح قیمت
standard price
قیمت پایه
fixed price
قیمت ثابت
lump sums
قیمت مقطوع
net cash
قیمت مقطوع
lump sum
قیمت مقطوع
standard price
قیمت استاندارد
net price
قیمت خالص
buying price
قیمت خرید
price reduction
کاهش قیمت
nominal price
قیمت اسمی
cost push
فشار قیمت
normal price
قیمت عادی
price stabilization
ثبات قیمت
cost unit
قیمت واحد
price support
تایید قیمت
just price
قیمت منصفانه
price support
حمایت قیمت
absolute price
قیمت مطلق
low price
قیمت پائین
price system
نظام قیمت
low price
قیمت کمتر
current price
قیمت جاری
normal price
قیمت متعارف
nominal price
قیمت عادی
price responsiveness
کشش قیمت
just price
قیمت عادلانه
oil price
قیمت نفت
nominal value
قیمت اسمی
excess price
قیمت اضافی
offering price
قیمت پیشنهادی
price stability
تثبیت قیمت
price stability
ثبات قیمت
price stabilization
تثبیت قیمت
trade price
قیمت تجارتی
price
قیمت گذاشتن
at a knock-down price
به قیمت مفت
appraisable
قیمت کردنی
price cut to the bone
کمترین قیمت
rock-bottom price
کمترین قیمت
unit price
واحد قیمت
diseconomy
ترقی قیمت ها
underpricing
کم قیمت گذاشتن
factor price
قیمت عوامل
final price
اخرین قیمت
final price
قیمت نهائی
break up value
قیمت رهایی
big ticket
گران قیمت
freight
قیمت حمل
price floor
حداقل قیمت
least price
حداقل قیمت
unit price
قیمت واحد
crash price
قیمت مفت
fair price
قیمت مناسب
fair price
قیمت عادلانه
incentive price
قیمت تشویقی
purchase money
قیمت جنس
fair price
قیمت منصفانه
unjust price
قیمت ناعادلانه
incentive price
قیمت محرک
bottom price
کمترین قیمت
give-away price
قیمت مفت
proper price
قیمت عادله
peasonable price
قیمت عادله
fair value
قیمت عادله
fair price
قیمت بیطرفانه
bottom price
حداقل قیمت
parity price
قیمت مشابه
high dollar value
سنگین قیمت
historical cost
قیمت بازار
historical cost
قیمت متعادل
pricing
قیمت گذاری
price theory
نظریه قیمت
costing
قیمت گذاری
excess price
اضافه قیمت
spot price
قیمت نقدی
highest price
بیشترین قیمت
prices
قیمت گذاشتن
selling price
قیمت فروش
price tag
اتیکت قیمت
cut rate
تنزل قیمت
list price
قیمت فاکتور
prizer
قیمت گذار
high value
گران قیمت
highest price
بالاترین قیمت
pricer
قیمت گذار
repurchase price
قیمت بازخرید
at any cost
بهر قیمت
appreciation
ترقی قیمت
appreciations
ترقی قیمت
last price
قیمت اخر
shadow price
قیمت سایهای
sopt price
قیمت نقد
sopt price
قیمت روز
decrease in value
نقص قیمت
quote
قیمت دادن
quoted
قیمت دادن
at par
به قیمت اسمی
quotes
قیمت دادن
parity price
قیمت لایتغیر
constant cost
قیمت ثابت
price freezing
انجماد قیمت
price freeze
تثبیت قیمت ها
basis
قیمت واحد
considerations
جایزه قیمت
price control
کنترل قیمت
slashed
قیمت را شکستن
slashed
قیمت راشکستن
half fare
نصف قیمت
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com