Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (33 milliseconds)
English
Persian
to run a race
در مسابقه دویدن یاشرکت کردن
Other Matches
track
مسابقه دویدن
tracks
مسابقه دویدن
tracked
مسابقه دویدن
footrace
مسابقه دویدن
to sit for an examination
در امتحانی وارد شدن یاشرکت کردن
loyalty rebate
تخفیف وفاداری به یک کالا یاشرکت خاص
to start
شروع کردن به دویدن
to break into a run
شروع کردن به دویدن
to overrun oneself
از دویدن زیاد خود را خسته کردن
rompy
مایل به بازی کردن با جیغ وداد و دنبال هم دویدن
rompish
مایل به بازی کردن با جیغ وداد و دنبال هم دویدن
to ran a person hard
کسیرا ازپشت سردنبال کردن درست پشت سرکسی دویدن
run-up
[start-up]
نزدیکی به مکان شروع با دویدن
[برای جهش یا پرتاب کردن]
[ورزش]
to jink
[colloquial]
[British English]
در دویدن
[راه رفتن]
[رانندگی کردن]
ناگهان مسیر را تغییر دادن
skull practice
کلاس تعلیم فنون مسابقه جلسه مشورت درباره مسابقه
hooligan
مسابقه جبرانی در مسیرخاکی برای اتومبیلهایی که در مسابقه اصلی شکست خورده اند
hooligans
مسابقه جبرانی در مسیرخاکی برای اتومبیلهایی که در مسابقه اصلی شکست خورده اند
tug of war
مسابقه طناب کشی مسابقه برای برتری یافتن
sack race
مسابقه دو درحالیکه پای مسابقه دهنده در کیسه پیچیده
selling plater
اسب مسابقه قابل خرید پس از مسابقه
opener
مسابقه نخست ازدو مسابقه متوالی
senior
مسابقه گلف برای بازیگران بالاترازسن معین بازیگر سالمند مسابقه دو برای بالاترین سطح بدون شرط سنی
seniors
مسابقه گلف برای بازیگران بالاترازسن معین بازیگر سالمند مسابقه دو برای بالاترین سطح بدون شرط سنی
match play
مسابقه گلف بین دو نفر یا دوتیم مسابقه بولینگ بین دونفر
to conduct
[run]
a campaign
مبارزه ای
[مسابقه ای]
را اجرا کردن
to launch
[start]
a campaign
مبارزه ای
[مسابقه ای]
را آغاز کردن
speeds
مدت زمان تمام کردن مسابقه اسبدوانی
speeding
مدت زمان تمام کردن مسابقه اسبدوانی
to bar somebody from a competition
شرکت در مسابقه ای را برای کسی ممنوع کردن
speed
مدت زمان تمام کردن مسابقه اسبدوانی
handicap
مسابقه ارابه رانی با دادن امتیاز از محل شروع به نسبت مسابقه امتیاز دادن به شرکت کنندگان
handicaps
مسابقه ارابه رانی با دادن امتیاز از محل شروع به نسبت مسابقه امتیاز دادن به شرکت کنندگان
supplements
اسب را پس از تاریخ نامویسی وارد مسابقه شرطبندی کردن
set up
اماده کردن اتومبیل برای مسابقه درمسیر معین
supplementing
اسب را پس از تاریخ نامویسی وارد مسابقه شرطبندی کردن
supplemented
اسب را پس از تاریخ نامویسی وارد مسابقه شرطبندی کردن
supplement
اسب را پس از تاریخ نامویسی وارد مسابقه شرطبندی کردن
outride
دربرابر طوفان ایستادگی کردن در مسابقه چیره شدن
doubled
دویدن
doubled up
دویدن
double
دویدن
race
دویدن
to run through
دویدن
Running
<adj.>
دویدن
raced
دویدن
races
دویدن
run
دویدن
runs
دویدن
leaped
جستن دویدن
on the go
<idiom>
مشغول دویدن
leap
جستن دویدن
outrun
در دویدن جلوافتادن
leaps
جستن دویدن
outrunning
در دویدن جلوافتادن
cursorial
مستعد دویدن
outruns
در دویدن جلوافتادن
trig
تر وتمیز دویدن
jogged
اهسته دویدن
scuttling
بسرعت دویدن
jogging
اهسته دویدن
running with the ball
با توپ دویدن
re-runs
دوباره دویدن
scuttled
بسرعت دویدن
run for it
<idiom>
به ضرب دویدن
runout
محوطه دویدن
scuttle
بسرعت دویدن
jog
اهسته دویدن
roil
دنبال هم دویدن
jogs
اهسته دویدن
to bolt
با سرعت دویدن
winder
دویدن سریع
re-running
دوباره دویدن
re-run
دوباره دویدن
re-ran
دوباره دویدن
scuttles
بسرعت دویدن
ground speed
سرعت دویدن هواپیما در روی باند سرعت دویدن روی باند سرعت گرفتن هواپیما روی زمین
stables
گروه اتومبیلهای مسابقه زیرنظریک سازمان گروه اسبهای مسابقه زیر نظر یک سازمان
stable
گروه اتومبیلهای مسابقه زیرنظریک سازمان گروه اسبهای مسابقه زیر نظر یک سازمان
circle
دویدن در مسیر منحنی
sprints
با حداکثر سرعت دویدن
base running
دویدن بسوی پایگاه
circles
دویدن در مسیر منحنی
circling
دویدن در مسیر منحنی
he fell to the ground
دویدن اغازکردبزمین افتاد
run way
محوطه دویدن هواپیما
jogging
دویدن بصورت یورتمه
jog
دویدن بصورت یورتمه
jogs
دویدن بصورت یورتمه
sprinted
با حداکثر سرعت دویدن
circled
دویدن در مسیر منحنی
rerun
عمل دوباره دویدن
outkick
تندتر از رقیب دویدن
circuit clout
یک امتیاز با دویدن به پایگاه
To interrupt someone. To butt in.
تو حرف کسی دویدن
long wind
طاقت زیاد دویدن
sprint
با حداکثر سرعت دویدن
jogged
دویدن بصورت یورتمه
dinger
دویدن به پایگاه اصلی
false start
دویدن قبل ازصدای تپانچه
false starts
دویدن قبل ازصدای تپانچه
departure end
انتهای محوطه دویدن هواپیما
ground game
روش استفاده از مانور دویدن
to run for the bus
برای گرفتن اتوبوس دویدن
arresting system runout
محوطه دویدن سیستم مهارهواپیما
road work
دویدن جادهای در تمرین بوکس
break-ins
درمیان صحبت کسی دویدن
roll out
دویدن هواپیما روی باند
break in
درمیان صحبت کسی دویدن
break-in
درمیان صحبت کسی دویدن
walking ring
پیست بیضی شکل برای راه بردن و گرم کردن اسب پیش از مسابقه
to take a run-up
با دویدن به مکان شروع نزدیک شدن
buttonhook
نوعی پاس با جلو دویدن وبرگشت ناگهانی
threshholds
نقطه شروع محوطه دویدن هواپیما حد نهایی
threshold
نقطه شروع محوطه دویدن هواپیما حد نهایی
go
نوعی پاس با دویدن دریافت کننده به جلو
thresholds
نقطه شروع محوطه دویدن هواپیما حد نهایی
goes
نوعی پاس با دویدن دریافت کننده به جلو
dragstrip
مسیر مسابقه موتورسیکلت رانی سرعت مسیر مسابقه قایقرانی سرعت
dragway
مسیر مسابقه موتورسیکلت رانی سرعت مسیر مسابقه قایقرانی سرعت
back-up
اماده برای دویدن درصورت ضربه خوب یار
curl
پاس با جلو دویدن و سپس تغییر مسیر دادن
back up
اماده برای دویدن درصورت ضربه خوب یار
curls
پاس با جلو دویدن و سپس تغییر مسیر دادن
curled
پاس با جلو دویدن و سپس تغییر مسیر دادن
drag bunt
ضربه با ثابت نگهداشتن چوب برای دویدن به پایگاه
even time
دویدن 001 یارد معادل 5/19متر در01 ثانیه
triple threat
بازیگری که مهارت در دویدن و پاس دادن و ضربه پا دارد
quarterback sneak
حمله بازیگر بالا با دویدن بجلو پس از گرفتن توپ
quadrangular meet
مسابقه شنای دورهای بین 4تیم مسابقه دورهای بین 4تیم با محاسبه مجموع امتیازهای فردی
slant
بازی تهاجمی با دویدن یک بازیگر بطور مستقیم با زاویهای به طرف دروازه
slants
بازی تهاجمی با دویدن یک بازیگر بطور مستقیم با زاویهای به طرف دروازه
slanted
بازی تهاجمی با دویدن یک بازیگر بطور مستقیم با زاویهای به طرف دروازه
leg bye
امتیاز با دویدن در نتیجه خوردن توپ به بدن توپزن ومنحرف شدن ان
play off
درمسابقه حذفی شرکت کردن وابسته به مسابقات حذفی مسابقه حدفی
ponying
همراهی کردن اسب غیرمسابقهای با اسب مسابقه برای تمرین
doubled up
مسابقه پاروزنی 2 نفره حمله با دوبار رد کردن شمشیر از زیر شمشیر حریف
doubled
مسابقه پاروزنی 2 نفره حمله با دوبار رد کردن شمشیر از زیر شمشیر حریف
double
مسابقه پاروزنی 2 نفره حمله با دوبار رد کردن شمشیر از زیر شمشیر حریف
He is trying to run before he has learned do walk.
<proverb>
او مى خواهد قبل از آنکه راه رفتن را یاد بگیرد شروع به دویدن کند.
hang
قرار گرفتن گوی گلف در سرازیری دویدن اهسته تر از حد انتظار اسب اویزان
hangs
قرار گرفتن گوی گلف در سرازیری دویدن اهسته تر از حد انتظار اسب اویزان
break
حرکت سگ جهت اوردن شکار بازکردن بدنه اسلحه دویدن قبل ازصدای تپانچه
square in
پاس با دویدن دریافت کننده توپ به جلو و تغییر مسیر به کنار و به موازات خط تجمع
breaks
حرکت سگ جهت اوردن شکار بازکردن بدنه اسلحه دویدن قبل ازصدای تپانچه
slaloms
مسابقه مارپیچ قایقرانی مارپیچ کوچک اسکی مسابقه اسکی روی اب مارپیچ
slalom
مسابقه مارپیچ قایقرانی مارپیچ کوچک اسکی مسابقه اسکی روی اب مارپیچ
ice racing
مسابقه سرعت روی یخ مسابقه روی یخ
scrambling
دویدن مهاجم به پشت خط تجمع و به دور ان برای دوری از حمله کنندگان صعود با چهار دست و پا
scramble
دویدن مهاجم به پشت خط تجمع و به دور ان برای دوری از حمله کنندگان صعود با چهار دست و پا
scrambles
دویدن مهاجم به پشت خط تجمع و به دور ان برای دوری از حمله کنندگان صعود با چهار دست و پا
scrambled
دویدن مهاجم به پشت خط تجمع و به دور ان برای دوری از حمله کنندگان صعود با چهار دست و پا
glide
حمله با سر دادن شمشیرروی شمشیر حریف ارام دویدن برای فشار نهایی چرخش به دور میله بارفیکس
glides
حمله با سر دادن شمشیرروی شمشیر حریف ارام دویدن برای فشار نهایی چرخش به دور میله بارفیکس
glided
حمله با سر دادن شمشیرروی شمشیر حریف ارام دویدن برای فشار نهایی چرخش به دور میله بارفیکس
approach end
نقطه شروع تقرب هواپیما ابتدای محوطه دویدن هواپیما
dragger
شرکت کننده در مسابقه اتومبیلرانی سرعت شرکت کننده درمسابقه سرعت موتورسیکلت رانی شرکت کننده در مسابقه قایقرانی سرعت
stop and go
پاس با دویدن گیرنده توپ به جلو و توقف کوتاه و دوباره به جلو برای پاس بلند
triple option
بازی تهاجمی با3 اختیار دادن توپ به مدافع پرتاب بازیگرمیانی حفظ توپ و دویدن باان یا پاس دادن
contests
مسابقه ها
racing
مسابقه
competition
مسابقه
agonism
مسابقه
contest
مسابقه
ball game
مسابقه
competitions
مسابقه ها
setter
یک مسابقه
setters
یک مسابقه
ball games
مسابقه
competition
مسابقه
race
مسابقه
game
مسابقه
raced
مسابقه
competitions
مسابقه
events
مسابقه
matches
مسابقه
meet
مسابقه
chases
مسابقه
contests
مسابقه
ski racer
مسابقه رو
chace
مسابقه
chase
مسابقه
kyorougei
مسابقه
event
مسابقه
races
مسابقه
match
مسابقه
contest
مسابقه
meets
مسابقه
tournament
مسابقه
chasing
مسابقه
tourney
مسابقه
tournaments
مسابقه
contested
مسابقه
contesting
مسابقه
chased
مسابقه
fouled
فول مانند چنگ زدن هل دادن دویدن یا پریدن غیرمجاز لغزیدن و زدن بازیگر مقابل و مجازات این خطاها اخطار و اخراج موقت یا دیسکالیفه و اکسکلود است نقض مقررات
fouler
فول مانند چنگ زدن هل دادن دویدن یا پریدن غیرمجاز لغزیدن و زدن بازیگر مقابل و مجازات این خطاها اخطار و اخراج موقت یا دیسکالیفه و اکسکلود است نقض مقررات
foulest
فول مانند چنگ زدن هل دادن دویدن یا پریدن غیرمجاز لغزیدن و زدن بازیگر مقابل و مجازات این خطاها اخطار و اخراج موقت یا دیسکالیفه و اکسکلود است نقض مقررات
fouls
فول مانند چنگ زدن هل دادن دویدن یا پریدن غیرمجاز لغزیدن و زدن بازیگر مقابل و مجازات این خطاها اخطار و اخراج موقت یا دیسکالیفه و اکسکلود است نقض مقررات
foul
فول مانند چنگ زدن هل دادن دویدن یا پریدن غیرمجاز لغزیدن و زدن بازیگر مقابل و مجازات این خطاها اخطار و اخراج موقت یا دیسکالیفه و اکسکلود است نقض مقررات
come off
پایان مسابقه
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com