Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (12 milliseconds)
English
Persian
multi
در معنای زیاد یا بیشتر از یکی
multi-
در معنای زیاد یا بیشتر از یکی
Other Matches
like hell
<idiom>
با تاثیر وانرژی بیشتر ،مغایر با حقیقت ،نه زیاد
atto
معنای پیشوندی با معنای یک تریلیونم یا بیلیونیوم یک بیلیون
smiley
فاهری که با حروف متن ایجاد میشود که به پیام پست الکترونیکی معنای واقعی دهد مثلاگ به معنای خنده و - غیگین است
multimult
پیشوند بمعنی " بسیار وزیاد "و " دارای تعداد زیاد " و "متعدد " و " بیشتر " و" چند "
keypad
مجموعه ده کلید با طرح . شامل شده در بیشتر صفحه کلیدها به صورت کلیدهای جداگانه برای وارد کردن حجم زیاد داده عددی
You have to watch your diet more
[carefully]
and get more exercise.
شما باید بیشتر به تغذیه خود توجه و بیشتر ورزش بکنید.
bandwidth
صفحه تصویرهای با resolution بیشتر پیکسل در فضای بیشتری نمایش میدهد و به ورودی سریع و پهنای بلند بیشتر نیاز دارند
load call
وسیلهای مملو از سیال برای ایجاد نیروهای زیاد با دقت زیاد
compression ignition
احتراق مخلوط سوخت و هوادر اثر دمای زیاد حاصل ازترکم و فشار زیاد در سیلندرموتور دیزل
mono-
در معنای تک یا یک
non-
در معنای نه
negative
به معنای
negatives
به معنای
I didnt get much sleep.
زیاد خوابم نبرد ( زیاد نخوابیدم)
connotation
معنای ضمنی
kilos
در معنای یک هزار
pre-
در معنای پیش از
pre
در معنای پیش از
anti-
به معنای "مخالف "
inter-
در معنای بین
sub-
در معنای کمتر
mini-
در معنای کوچک
implication
معنای ضمنی
kilo
در معنای یک هزار
implications
معنای ضمنی
denotation
معنای صریح
n
در معنای نانو
connotations
معنای ضمنی
positive
در معنای بله
drives
چنیدن درایو دیسک متصل بهم با یک کنترولی هوشمند که ازدرایوها برای ذخیره چندین کپی ازدادههای هر درایو برای اطمینان بیشتر تهیه می کنند یا بخش از هر داده روی هر درایو برای سرعت بیشتر
drive
چنیدن درایو دیسک متصل بهم با یک کنترولی هوشمند که ازدرایوها برای ذخیره چندین کپی ازدادههای هر درایو برای اطمینان بیشتر تهیه می کنند یا بخش از هر داده روی هر درایو برای سرعت بیشتر
g
در معنای یک هزار میلیون
hecto
پیشوندی به معنای یکصد
nano
پیشوندی به معنای یک بیلیونیم
tera
پیشوندی به معنای یک تریلیونیم
nano
پیشوندی به معنای 01 به توان 9-
ampersand
علامت چاپی & به معنای "و"
nimbus
وندی به معنای باران زا
nimbuses
وندی به معنای باران زا
ultra-
در معنای بسیار بزرگ
significance
معنای مخصوص دارد
suffixix
لفظ معنای الحاقی
atto
پیشوندی به معنای 01 به توان 81-
quad
در معنای چهار بار
quads
در معنای چهار بار
micro-
در معنای یک میلیونیوم واحد
micro-
در معنای خیلی کوچک
semi-
در معنای نصف یا بخش
semantics
معنای کلمات یا نشانها در برنامه ها
pico
پیشوندی به معنای 01 به توان منفی 21
super-
در معنای خیلی خوب یا قدرتمند
significant
آنچه معنای مخصوصی دارد
significantly
آنچه معنای مخصوصی دارد
a word with a pejorative connotation
واژه ای با معنای ضمنی منفی
counter-
پیشوندی به معنای مخالف یاضد
ambiguous
آنچه دو معنای ممکن دارد
m
علامت اختصاری مگا به معنای یک میلیون
kara
به معنای رنگ سیاه
[در زبان ترکی]
N.A
مخفف به معنای غیر قابل اجرا
null
حرفی که معنای هیچ چیز میدهد.
overbuild
زیاد ساختمان کردن در بخشی از شهرکه زیاد دران ساختمان کرده اند
erase character
حرفی که به معنای انجام هیچ کار است
alinik design
واژه ترکی به معنای طرح محرابی یا جانمازی
RTFM
خلاصه معروف درپیام به معنای " خواندن دستور کار"
to hold somebody in great respect
کسی را زیاد محترم داشتن
[احترام زیاد گذاشتن به کسی]
u
جانشینی برای حرف یونانی "mu" به معنای میکرو یاریز میباشد
kb
واحد اندازه گیری رسانه با فرفیت بالا با معنای هزار بایت
IF statement
عبارت برنامه نویس کامپیوتری به معنای انجام یک عمل در صورتی که یک موقعیت درست است .
kilo
واحد اندازه گیری وسیله رسانه سازی با فرفیت بالا به معنای هزار بایت داده
kilos
واحد اندازه گیری وسیله رسانه سازی با فرفیت بالا به معنای هزار بایت داده
IF statement
عبارت زبان برنامه نویسی سطح بالا به معنای اینکه IF چیزی قابل انجام نیست
soft keys
کلیدهای روی صفحه کلید که می توانند دارای معنای تعریف شدهای توسط استفاده کننده باشند
handshaking
استفاده از سیگنال تصدیق در معنای آمادگی بری ارسال و دریافت که به کامپیوتر اجازه میدهد یا وسیله کندتر کار کند
handshakes
استفاده از سیگنال تصدیق در معنای آمادگی بری ارسال و دریافت که به کامپیوتر اجازه میدهد یا وسیله کندتر کار کند
handshake
استفاده از سیگنال تصدیق در معنای آمادگی بری ارسال و دریافت که به کامپیوتر اجازه میدهد یا وسیله کندتر کار کند
semantics
1-بخشی از زبان که مربوط به معنای کلمات بخشهای کلمات یا ترکیبات آنهاست . 2-
prefix
کلمه متصل به ابتدای کلمه بعد که به آن معنای خاص می بخشد
prefixes
کلمه متصل به ابتدای کلمه بعد که به آن معنای خاص می بخشد
grant
واگذار کردن تعهد کردن واگذاری به معنای اعم
granted
واگذار کردن تعهد کردن واگذاری به معنای اعم
grants
واگذار کردن تعهد کردن واگذاری به معنای اعم
com
پسوندی که به معنای این است که نام میدان اینترنت یک شرکت است و معمولاگ پایه آن در آمریکاست
cls
در -MS DOS دستور سیستم به معنای پاک کردن صفحه نمایش و قرار دادن نشانه گر در بالای صفحه گوشه سمت چپ
surcharges
زیاد بار کردن تحمیل کردن زیاد پر کردن اضافه کردن
surcharge
زیاد بار کردن تحمیل کردن زیاد پر کردن اضافه کردن
as early aspossible
هر چه بیشتر
the more
بیشتر
more and more
هی بیشتر
the more better the best
هر چه بیشتر
furthers
بیشتر
more than
بیشتر از
it is mostly iron
بیشتر
furthering
بیشتر
furthered
بیشتر
principally
بیشتر
for the most part
بیشتر
large adv
بیشتر
mainly
بیشتر
further
بیشتر
more
بیشتر
as much as possible
هر چه بیشتر
mostly
بیشتر
rather
بیشتر
high speed
با سرعت زیاد راندن با سرعت زیاد
outshines
بیشتر درخشیدن
in the main
بیشتر اصلا
outshining
بیشتر درخشیدن
outshone
بیشتر درخشیدن
hypercard
یات بیشتر
by superir wisdom
با خرد بیشتر
better part
قسمت بیشتر
better
نیکوتر بیشتر
outshine
بیشتر درخشیدن
over crowding
بیشتر باشد
rather ... than
بیشتر ...تا
[ترجیحا ... تا]
so many menŠso many minds
هر چه اشخاص بیشتر
above average
<adj.>
بیشتر از حد متوسط
above-average
<adj.>
بیشتر از حد متوسط
over-average
<adj.>
بیشتر از حد متوسط
not any more
دیگر نه
[بیشتر نه]
outstand
بیشتر ایستادن
so many menŠso many minds
عقیده بیشتر
The more the better .
هر چه بیشتر بهتر
further information
آگاهی بیشتر
to overcomein number
بیشتر بودن از
the many
بیشتر مردم
surviver
بیشتر عمرکننده
outsit
بیشتر نشستن از
oddson
بیشتر محتمل
no more
نه دیگر
[بیشتر]
majoring
بیشتر اعظم
most of them
بیشتر انها
no longer
نه بیشتر
[زمانی]
the most that i can do
بیشتر انها
most people
بیشتر مردم
multichannel
با بیشتر از یک کانال
nine times out ten
بیشتر اوقات
more and more
بیشتر ازبیشتر
major
بیشتر اعظم
majored
بیشتر اعظم
outlive
بیشتر زنده بودن از
I am over 50 years old.
من ۵۰ سال بیشتر دارم.
like nowhere else
<adv.>
بیشتر از هر جای دیگر
mare
مادیان 4 ساله یا بیشتر
outlived
بیشتر زنده بودن از
ahead
دارای امتیاز بیشتر
mares
مادیان 4 ساله یا بیشتر
outlasting
بیشتر طول کشیدن از
outbid
بیشتر توپ زدن از
outlasts
بیشتر طول کشیدن از
outvote
بیشتر رای بردن از
outvoted
بیشتر رای بردن از
outvotes
بیشتر رای بردن از
outvoting
بیشتر رای بردن از
outlive
بیشتر دوام اوردن
outlast
بیشتر طول کشیدن از
outbids
بیشتر توپ زدن از
outlived
بیشتر دوام اوردن
outlives
بیشتر دوام اوردن
outlives
بیشتر زنده بودن از
outliving
بیشتر دوام اوردن
outliving
بیشتر زنده بودن از
outbidding
بیشتر توپ زدن از
outbidded
بیشتر توپ زدن از
it consists mainly
بیشتر عبارت است از
overlive
بیشتر زنده بودن از
roundabout production
تولید با کارائی بیشتر
read mostly memory
حافظه بیشتر خواندنی
as soon as possible
بزودی هرچه بیشتر
at full pelt
با شتاب هر چه بیشتر سراسیمه
outwork
بیشتر کار کردن از
outwatch
بیشتر بیدار ماندن از
outwalk
بیشتر راه رفتن از
outstand
بیشتر تحمل کردن
extensive cultivation
کار وسرمایه بیشتر
full drive
باشتاب هرچه بیشتر
outlasted
بیشتر طول کشیدن از
he makes most noise
او از همه بیشتر صدا یا
outwear
بیشتر دوام کردن
more the merrier
<idiom>
هرچی بیشتر بهتر
norther
بیشتر بطرف شمال
put someone's best foot forward
<idiom>
بیشتر تلاش کردن
rightsizing
فرایند جابجایی ساختار فناوری اطلاعات یک شرکت به کاراترین سخت افزار. اغلب به معنای جابجایی از شبکه مبتنی بر mainfrome به شبکه بر پایه pc
leaving files open
به معنای اینکه فایل بسته نیست یا حاوی نشانه پایان فایل نیست .
semidouble
دارای گلبرگهای بیشتر از معمول
It does more harm than good .
ضررش از نفعش بیشتر است
overloads
تقاضا بیشتر از توانایی وسیله
at full speed
با تندی هر چه بیشتر بسرعتی هر چه تمامتر
full pelt
با شتاب هرچه بیشتر سراسیمه
It tends to be blue . It is bluish.
بیشتر برنگ آبی می زند
overloaded
تقاضا بیشتر از توانایی وسیله
transuranium
دارای عدداتمی بیشتر از اورانیم
transuranic
دارای عدداتمی بیشتر از اورانیم
overload
تقاضا بیشتر از توانایی وسیله
half century
05 امتیاز یا بیشتر توپزن درمسابقه کریکت
man up
بازی با یک نفر بیشتر از تعدادافراد حریف
ness on his part
این بیشتر بواسطه کمرویی است
i life that better
انرا بیشتر از همه دوست دارم
Cut a little more off the back.
یک کمی بیشتر عقب را کوتاه کنید.
Cut a little more off the top.
یک کمی بیشتر بالا را کوتاه کنید.
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com