Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (35 milliseconds)
English
Persian
pussyfoot
دزدکی راه رفتن اهسته ودزدکی کاری کردن طفره رفتن
Other Matches
goose step
رژه رفتن بدون زانو خم کردن قدم اهسته رفتن
you have no option but to go
چارهای جز رفتن ندارید کاری جز رفتن نمیتوانیدبکنید
put off
تاخیر کردن طفره رفتن
To quibble and equivocate.
پشت هم اندازی کردن ( طفره رفتن ،دوپهلو صحبت کردن )
evasions
طفره رفتن
avoids
طفره رفتن از
get round
طفره رفتن
prolongate
طفره رفتن
avoiding
طفره رفتن از
avoided
طفره رفتن از
baulks
طفره رفتن از
avoid
طفره رفتن از
evasion
طفره رفتن
balk
طفره رفتن از
baulking
طفره رفتن از
jink
طفره رفتن
baulked
طفره رفتن از
balking
طفره رفتن از
balks
طفره رفتن از
doff
طفره رفتن
fudge
طفره رفتن
fudged
طفره رفتن
hem and haw
<idiom>
طفره رفتن
baulk
طفره رفتن
balked
طفره رفتن از
fudging
طفره رفتن
fudges
طفره رفتن
doffing
طفره رفتن
doffs
طفره رفتن
doffed
طفره رفتن
to beg the question
طفره رفتن از پرسشی
parried
دورسازی طفره رفتن
parrying
دورسازی طفره رفتن
parries
دورسازی طفره رفتن
parry
دورسازی طفره رفتن
slid
اهسته رفتن
prolongs
طفره رفتن بطول انجامیدن
prolong
طفره رفتن بطول انجامیدن
to play the truant
از رفتن به اموزشگاه طفره زدن
prolonging
طفره رفتن بطول انجامیدن
get round the law
با کلاه شرعی از اجرای قانون طفره رفتن
entrain
اهسته دنبال کسی رفتن بقطار
pace
با قدم اهسته رفتن قدم رو کردن
paces
با قدم اهسته رفتن قدم رو کردن
paced
با قدم اهسته رفتن قدم رو کردن
get round
از زیر
[کاری]
در رفتن
sink one's teeth into
<idiom>
با جدیت دنبال کاری رفتن
to plow
[one's way]
through something
[American English]
با سختی در کاری جلو رفتن
turn out
<idiom>
رفتن برای دیدن یا انجام کاری
to chicken out of something
از زیر کاری در رفتن
[اصطلاح روزمره]
get round the law
با کلاه شرعی از اجرای قانون طفره رفتن کلاه شرعی سرچیزی گذاشتن
mouch
راه رفتن دولادولاراه رفتن
trots
یورتمه رفتن صدای یورتمه رفتن اسب کودک
trotting
یورتمه رفتن صدای یورتمه رفتن اسب کودک
trot
یورتمه رفتن صدای یورتمه رفتن اسب کودک
trotted
یورتمه رفتن صدای یورتمه رفتن اسب کودک
stealth
خفیه کاری حرکت دزدکی
parades
سان رفتن رژه رفتن محل سان
paraded
سان رفتن رژه رفتن محل سان
parading
سان رفتن رژه رفتن محل سان
parade
سان رفتن رژه رفتن محل سان
slant
کج رفتن کج کردن
slants
کج رفتن کج کردن
slanted
کج رفتن کج کردن
to take a walk
گردش کردن یا رفتن
to start
[for]
شروع کردن رفتن
[به]
mopping up
پاک کردن رفتن
set on
پیش رفتن حمله کردن
cabbages
کش رفتن رشد پیدا کردن
cabbage
کش رفتن رشد پیدا کردن
pierces
رخنه کردن فرو رفتن
pierce
رخنه کردن فرو رفتن
to push off
شروع کردن بیرون رفتن
to go along
همراه رفتن همراهی کردن
get off
روانه کردن عقب رفتن از
get on
پیش رفتن کار کردن
duck
زیر اب رفتن غوض کردن
ducked
زیر اب رفتن غوض کردن
get a wiggle on
<idiom>
عجله کردن با شتاب رفتن
duckings
زیر اب رفتن غوض کردن
ducks
زیر اب رفتن غوض کردن
to go on
جلوتر رفتن سلوک کردن
walks
گردش کردن پیاده رفتن
walked
گردش کردن پیاده رفتن
walk
گردش کردن پیاده رفتن
fluctuates
نوسان کردن بالا وپایین رفتن
fluctuated
نوسان کردن بالا وپایین رفتن
fluctuate
نوسان کردن بالا وپایین رفتن
bypassed
از راه فرعی رفتن تقاطع کردن
bypass
از راه فرعی رفتن تقاطع کردن
drifted
بی اراده کار کردن بی مقصد رفتن
drifting
بی اراده کار کردن بی مقصد رفتن
drifts
بی اراده کار کردن بی مقصد رفتن
bypassing
از راه فرعی رفتن تقاطع کردن
bypasses
از راه فرعی رفتن تقاطع کردن
drift
بی اراده کار کردن بی مقصد رفتن
waste
بی نیرو و قوت کردن ازبین رفتن
wastes
بی نیرو و قوت کردن ازبین رفتن
to go places
گردش کردن
[رفتن به جاهای دیدنی]
nose dive
ناگهان شیرجه رفتن یا تنزل کردن
boot out
<idiom>
اخراج کردن ،کسی را مجبوربه ترک یا رفتن کردن
tramps
باصدا راه رفتن پیاده روی کردن
to go to
ترک کردن برای رفتن و آوردن چیزی
to abscond
[from]
<idiom>
ناگهان ترک کردن
[در رفتن ]
[اصطلاح مجازی]
to go away
ترک کردن برای رفتن و آوردن چیزی
tramped
باصدا راه رفتن پیاده روی کردن
canvassed
مشتری پیدا کردن یا دنبال سفارش رفتن
tramp
باصدا راه رفتن پیاده روی کردن
canvass
مشتری پیدا کردن یا دنبال سفارش رفتن
sinuating
حرکت کردن به طور قیقاجی قیقاج رفتن
canvasses
مشتری پیدا کردن یا دنبال سفارش رفتن
seesaw
بالا وپایین رفتن الله کلنگ کردن
march
نظامی وار راه رفتن پیشروی کردن
marched
نظامی وار راه رفتن پیشروی کردن
canvassing
مشتری پیدا کردن یا دنبال سفارش رفتن
marches
نظامی وار راه رفتن پیشروی کردن
marching
نظامی وار راه رفتن پیشروی کردن
to go catting
[to look for sexual partners]
<idiom>
رفتن برای دختر بلند کردن
[اصطلاح روزمره]
to go on a picnic
بگردش دسته جمعی رفتن درسوردانگی شرکت کردن
turn out
<idiom>
بیرون کردنکسی ،کسی را مجبور به ترک یا رفتن کردن
lead the way
<idiom>
جلو رفتن ونشان دادن مسیر،راهنماییی کردن
To quicken ones pace .
قدمهای خود را سریع تر کردن ( تندتر راه رفتن )
to go one better
برکسی پیش دستی کردن روی دست کسی رفتن
extending
وادار کردن اسب به چهارنعل رفتن باپاهای کشیده و بلند
extends
وادار کردن اسب به چهارنعل رفتن باپاهای کشیده و بلند
extend
وادار کردن اسب به چهارنعل رفتن باپاهای کشیده و بلند
to jink
[colloquial]
[British English]
در دویدن
[راه رفتن]
[رانندگی کردن]
ناگهان مسیر را تغییر دادن
pace lap
دور پیست را باهم رفتن برای گرم کردن ماشین در اغازمسابقه
to keep pace with something
<idiom>
با چیزی برابر راه رفتن
[یاد گرفتن]
[تغییر کردن]
[اصطلاح]
to walk the chalk
بوسیله درست راه رفتن ازمیان خطهای گچ کشیده هوشیاری خود را ثابت کردن
increase
صعود کردن افزایش یافتن بالا رفتن افزایش
increased
صعود کردن افزایش یافتن بالا رفتن افزایش
increases
صعود کردن افزایش یافتن بالا رفتن افزایش
embarked
سوار کردن وسایل و بار درکشتی یا خودرو سوار شدن به داخل وسیله نقلیه رفتن
embarking
سوار کردن وسایل و بار درکشتی یا خودرو سوار شدن به داخل وسیله نقلیه رفتن
embark
سوار کردن وسایل و بار درکشتی یا خودرو سوار شدن به داخل وسیله نقلیه رفتن
embarks
سوار کردن وسایل و بار درکشتی یا خودرو سوار شدن به داخل وسیله نقلیه رفتن
weight belt
کمربند با وزنه هایی برای سنگین کردن بدن غواص برای رفتن به عمق موردنظر
short-changes
کش رفتن
to do a guy
در رفتن
short-changed
کش رفتن
short-change
کش رفتن
pilfer
کش رفتن
pilfered
کش رفتن
pilfering
کش رفتن
pilfers
کش رفتن
snitch
کش رفتن
snitched
کش رفتن
snitches
کش رفتن
short-changing
کش رفتن
to d.deep in to
فر رفتن در
to sleep fast
رفتن
abstract
کش رفتن
abstracting
کش رفتن
abstracts
کش رفتن
going
رفتن
snook
کش رفتن
hang around
ور رفتن
to make ones getaway
در رفتن
crawl
رفتن
crawled
رفتن
crawls
رفتن
to skirt along the coast
رفتن
to do out of
کش رفتن
snitching
کش رفتن
to get over
رفتن از
to get one's monkey up
از جا در رفتن
make off
در رفتن
to get away
رفتن
jauk
ور رفتن
niggles
ور رفتن
to break loose
در رفتن
break loose
در رفتن
nim
کش رفتن
niggle
ور رفتن
putter
ور رفتن
puttered
ور رفتن
recede
پس رفتن
receded
پس رفتن
recedes
پس رفتن
receding
پس رفتن
putters
ور رفتن
to peter out
پس رفتن
puttering
ور رفتن
niggled
ور رفتن
to run off
در رفتن
to whisk away or off
رفتن
to go backward
پس رفتن
fribble
ور رفتن
to go back ward
پس رفتن
goes
رفتن
sink
ته رفتن
to go to mess
رفتن
swiping
کش رفتن
to go bang
در رفتن
To go
رفتن
hedges
در رفتن
hedged
در رفتن
hedge
در رفتن
fall into a rage
از جا در رفتن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com