English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (5 milliseconds)
English Persian
brass band دسته موزیکی که
brass bands دسته موزیکی که
Other Matches
program music موزیکی که نماینده یک رشته رویدادهاو منظره ها باشد
mounting دسته و پشت بند دسته شمشیر
nosegay دسته گل یایک دسته علف
lorgnette ذره بین یا عینک دسته داری که در اپراهاونمایشگاههابکارمیرود عینک دسته بلند
lorgnettes ذره بین یا عینک دسته داری که در اپراهاونمایشگاههابکارمیرود عینک دسته بلند
streams of people دسته دسته مردم
assort دسته دسته شدن
sort دسته دسته کردن
sorted دسته دسته کردن
sorts دسته دسته کردن
assort دسته دسته کردن
in detail مفصلا دسته دسته
shoals of people دسته دسته مردم
scores of people دسته دسته مردم
windrow دسته دسته کردن
distribute دسته دسته کردن
sect دسته دسته مذهبی
groups دسته دسته کردن
sects دسته دسته مذهبی
group دسته دسته کردن
troop دسته دسته شدن
classify دسته دسته کردن
trooped دسته دسته شدن
trooping دسته دسته شدن
regiment دسته دسته کردن
they came in bands دسته دسته امدند
regiments دسته دسته کردن
to form into groups دسته دسته کردن طبقه بندی کردن
coaction عمل دسته جمعی همکاری دسته جمعی
lie زاویه نقطه وصل دسته چوب هاکی به تیغه زاویه نقطه وصل دسته به سر چوب گلف منطقه تجمع ماهیها
lied زاویه نقطه وصل دسته چوب هاکی به تیغه زاویه نقطه وصل دسته به سر چوب گلف منطقه تجمع ماهیها
lies زاویه نقطه وصل دسته چوب هاکی به تیغه زاویه نقطه وصل دسته به سر چوب گلف منطقه تجمع ماهیها
bundles متمرکز کردن دسته کردن دسته
bundle متمرکز کردن دسته کردن دسته
bundling متمرکز کردن دسته کردن دسته
skein دسته
processions دسته
ilk دسته
troop دسته
trooped دسته
procession دسته
trooping دسته
skeins دسته
A bunch ( bouquet ) of flowers . دسته گل
groups دسته
stemming دسته
crank دسته
nib دسته
nibs دسته
ranges دسته
ranged دسته
range دسته
sections دسته
section دسته
stemmed دسته
faggot دسته
faggots دسته
bracket دسته
clump دسته
clumped دسته
clumping دسته
clumps دسته
helm دسته
helms دسته
hilts دسته
hordes دسته
horde دسته
congregation دسته
stems دسته
fagot دسته
batch دسته
cliques دسته
batches دسته
clique دسته
tress دسته مو
leader سر دسته
hilt دسته
congregations دسته
cranked دسته
tufts دسته
platoons دسته
platoon دسته
clan دسته
clans دسته
category دسته
sheaf دسته
ringleaders سر دسته
ringleader سر دسته
assortment دسته
assortments دسته
hosts دسته
hosting دسته
hosted دسته
wisp دسته
wisps دسته
tuft دسته
stem دسته
parcel دسته
parcels دسته
work team دسته
shook دسته
lever دسته
levers دسته
gang دسته
gangs دسته
host دسته
groups دسته دسته
scores دسته دسته
cluster دسته
teams دسته
bunched دسته
team دسته
kinds دسته
kindest دسته
kind دسته
bunches دسته
droves دسته
drove دسته
bunching دسته
tussock دسته مو
bouquets دسته گل
bouquet دسته گل
cranks دسته
cranking دسته
bunch دسته
handle دسته
handles دسته
clusters دسته
cluster bombs دسته
cluster bomb دسته
tussocks دسته مو
boodle دسته
corps دسته
rabble دسته
gens دسته
haft دسته
handgrip دسته
handhold دسته
bevy دسته
lot دسته
helve دسته
brigades دسته
fascicled دسته دسته
fascicle or cule دسته
fascicle دسته
cheque book دسته چک
classis دسته
confraternity دسته
covey دسته
setting up دسته
sets دسته
set دسته
brigade دسته
bundling دسته
classes دسته
classed دسته
class دسته
detachments دسته
detachment دسته
pitman دسته
classing دسته
bundles دسته
bundle دسته
nosegay دسته گل
passel دسته
schools دسته
school دسته
party دسته
lugging دسته
skulks دسته
A bouquet (bunch)of flowers. دسته گه
bail arm دسته
armies دسته
army دسته
skulk دسته
skulked دسته
group دسته
skulking دسته
ear دسته
lug دسته
lugs دسته
fasciculate دسته دسته
genus دسته
ears دسته
lugged دسته
bodle دسته
portcrayon دسته مدادنقاشی
faction دسته بندی
leashes دسته سه تایی
paratoops دسته چتربازان
precent سر دسته شدن
grading دسته بندی
clustering دسته بندی
sheaf دسته کردن
processionist عضو دسته
manubrium دسته چاقویاکارد
multiple contact دسته کنتاکت
processionize با دسته رفتن
landocracy دسته ملاکها
grouping دسته بند
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com