Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 205 (13 milliseconds)
English
Persian
anti interference device
دستگاه ضد تداخل
Search result with all words
interlock
وسیله حفافتی که از تداخل دستگاه یا عملیات با دیگری ممانعت به عمل می اوردهمبند شدن
interlocked
وسیله حفافتی که از تداخل دستگاه یا عملیات با دیگری ممانعت به عمل می اوردهمبند شدن
interlocking
وسیله حفافتی که از تداخل دستگاه یا عملیات با دیگری ممانعت به عمل می اوردهمبند شدن
interlocks
وسیله حفافتی که از تداخل دستگاه یا عملیات با دیگری ممانعت به عمل می اوردهمبند شدن
Other Matches
interference
تداخل
beat
تداخل
beats
تداخل
interfrometry
تداخل سنجی
interferometer
تداخل سنج
interference filter
صافی تداخل
interference eliminator
صافی تداخل
beat frequency
فرکانس تداخل
interference
تداخل امواج
intercurrent
تداخل کننده
suppressor
مقاومت ضد تداخل
anti interference capacitor
خازن ضد تداخل
interfrometer
تداخل سنج
electrical interface
تداخل الکتریکی
cross talk
تداخل صحبت
electronic interfrence
تداخل الکترونیکی
cross talk
تداخل صدا
constructive interference
تداخل فزاینده
radio frequency interference
تداخل فرکانس رادیویی
adjacent channel interfernce
تداخل کانال مجاور
interference zone
ناحیه ی تداخل امواج
monkey chatter
تداخل کانال مجاور
diathermy interference
تداخل امواج دیاترمی
bleeding
باند تداخل امواج
impenetrableness
خاصیت عدم تداخل
cross talk
تداخل صداها در تلفن
interference area
ناحیه ی تداخل امواج
inductive interference voltage
ولتاژ تداخل امواج القائی
cross talk
تداخل صدا در اثرنزدیکی دو فرستنده
cross fire
تداخل دومکالمه تلفنی یا تلگرافی باهم
babbled
تداخل سیگنالها در تعدادزیادی از کانالهای یک سیستم
babbles
تداخل سیگنالها در تعدادزیادی از کانالهای یک سیستم
babble
تداخل سیگنالها در تعدادزیادی از کانالهای یک سیستم
high frequency interference
تداخل امواج فرکانس بالا سیگنال مزاحم
biplane interference
تداخل ایرودینایکی بین دو بال که روی یکدیگر قرار گرفته اند
synchro
دستگاه تنظیم تیر خودکارپدافند هوایی دستگاه کنترل اتش سنکرونیزه
rawin
دستگاه رادارهواسنجی دستگاه هواسنجی دیدبانی بصری مسیر بادهای طبقات بالای جو
meteorograph
دستگاه ضبط پدیدههای جوی از قبیل گردباد وابر وغیره دستگاه هواشناسی
attitude director indicator
دستگاه نشان دهنده عملیات دستگاه هدایت زاویه تقرب هواپیما به باند
transponder
فرستنده خودکار صوتی دستگاه کمک ناوبری خودکارموشک دستگاه کشف و رمزخودکار مکالمات
directional gyro indicator
دستگاه ژیروسکوپ سمتی دستگاه سمت نمای ژیروسکوپی
printed
دستگاه زیراکس دستگاه کپی مواد چاپی
print
دستگاه زیراکس دستگاه کپی مواد چاپی
all mains set
دستگاه جریان دائم و متناوب دستگاه اونیورسال
prints
دستگاه زیراکس دستگاه کپی مواد چاپی
semaphore
دستگاه مخابره به وسیله پرچم دستگاه علامت ده
ac dc set
دستگاه جریان دائم و متناوب دستگاه اونیورسال
quad density
تکنیکی به اندازه چهار برابرچگالی استاندارد یک دستگاه حافظه خاص بر روی هرواحد فضای ان دستگاه اطلاعات ثبت میکند
simulations
روشی درتحقیق عملیات که بر اساس ان رفتار یک سیستم بر مبنای تداخل بین اجزاء ان ترسیم میشود
simulation
روشی درتحقیق عملیات که بر اساس ان رفتار یک سیستم بر مبنای تداخل بین اجزاء ان ترسیم میشود
compressor
دستگاه فشار دستگاه متراکم کننده
compressors
دستگاه فشار دستگاه متراکم کننده
equilibrator
دستگاه متعادل کننده دستگاه موازنه
facsimile recorder
دستگاه عکاسی رادیویی دستگاه فاسیمیل
pulmotor
دستگاه تنفس مصنوعی دستگاه اکسیژن
crosstalk
سیگنالهی ناخواسته درمجموعهای از مدارات ارتباطی یا کامپیوتری که ازوجود ترافیک در کانالهای دیگر یا از تداخل ناشی میشود
overlap
تداخل رنگ ها
[خصوصا در لبه طرح ها و موقع تعویض رنگ در نقشه]
peripheral device
دستگاه جانبی دستگاه پیرامونی
magnetometer
مغناطیس سنج دریایی دستگاه ولت سنج دستگاه تعیین ولتاژ جریان
rheostatic
دستگاه تنظیم جریانهای متغیر برق دستگاه یا جعبه تنظیم مقاومت
rheostat
دستگاه تنظیم جریانهای متغیر برق دستگاه یا جعبه تنظیم مقاومت
performance factor
ضربت عمل کرد دستگاه یابازده دستگاه عامل عمل کرددستگاه
gun slide
دستگاه سرسره کشو توپ دستگاه کشوی عاید و دافع توپ
arresting gear
دستگاه کم کننده سرعت هواپیما در روی باند دستگاه مهار هواپیما
cold swaging machine
دستگاه قالب و سنبه اهنگری سرد دستگاه فشاری حدیده سرد
background noise
در پیمایش نوری این مسئله نوعی تداخل الکتریکی است که توسط لکههای جوهر و یاذرههای مرکب چاپ بر روی زمینه تصویر فاهر میشود
plate milling stand
مقام دستگاه فرز غلطکی مقام دستگاه نورد صفحه
data transceiver
دستگاه مبادله اطلاعات دستگاه گیرنده و فرستنده اطلاعات کامپیوتری
transducer
دستگاه گیرنده نیرو از یک دستگاه ودهنده نیرو بدستگاه دیگری
radio interference
تداخل امواج رادیویی انترفرنس رادیویی
inductive interference
تداخل امواج القائی انترفرنس القائی
cipher device
وسیله کشف کردن و کد کردن پیامها دستگاه صفر زنی جعبه یا دستگاه رمز کردن
neoclassical theory of value
تئوری ارزش نئوکلاسیک .براساس این نظریه ارزش یک کالا براثر تداخل عرضه وتقاضا برای کالای مورد نظربدست می اید
lazier
در رهگیری هوایی یعنی دستگاه یاد شده فعلا مشغول کار است یا از دستگاه یاد شده نمیتوانم استفاده کنم
laziest
در رهگیری هوایی یعنی دستگاه یاد شده فعلا مشغول کار است یا از دستگاه یاد شده نمیتوانم استفاده کنم
lazy
در رهگیری هوایی یعنی دستگاه یاد شده فعلا مشغول کار است یا از دستگاه یاد شده نمیتوانم استفاده کنم
dial test indicator
دستگاه نشاندهنده مدرج دستگاه ازمایش کننده مدرج
diffraction
تجزیه نور در اثر تداخل انحنای نور انکسار نور
units
دستگاه قسمتی از یک دستگاه
unit
دستگاه قسمتی از یک دستگاه
automatic search jammer
دستگاه پخش پارازیت خودکاردر دستگاههای ردیابی دستگاه پخش پارازیت خودکار
computer controlled machine
دستگاه با فرمان کامپیوتری دستگاه با فرمان الکترونیکی
direct access storage device
اسباب حافظه با دستیابی مستقیم دستگاه با ذخیره دستیابی تصادفی دستگاه انباره دستیابی مستقیم
which transponder
علامت رمزی است به معنی چه نوع دستگاه گیرنده وفرستنده رمزی روی دستگاه شناسایی دشمن و خودی پدافند هوایی یا برج مراقبت یا برج رادار شناسایی سوارشده است
column grinder
دستگاه سنگ سمباده با قسمت ساکن دستگاه سنگ سمباده ستونی
intercept receiver
دستگاه گیرنده مخصوص استراق سمع دستگاه استراق سمع رادیویی
insulation testing apparatus
دستگاه ازمایش عایق بندی دستگاه اندزه گیری عایق بندی
laser linescan
دستگاه تجسس هدف لیزری دستگاه مراقبت هدف لیزری
survey meter
دستگاه دوزسنج تشعشع اتمی دستگاه تشعشع سنج اتمی
telephone repeater
دستگاه تقویت صوت تلفنی دستگاه تقویت مکالمه تلفنی
preset vector
دستگاه نشانه روی بمب خودکار دستگاه نشانه روی پیش تنظیم بمب
declination constant
زاویه انحراف دستگاه انحراف دستگاه
traversing mechanism
دستگاه حرکت در سمت دستگاه سمت
moving iron instrument
دستگاه اندازه گیری اهن گردان دستگاه اندازه گیری اهن نرم گردان
utensils
دستگاه
system
دستگاه
units
یک دستگاه
organ system
دستگاه
units
دستگاه
device code
کد دستگاه
apparatus
دستگاه
nervous systems
دستگاه پی
utensil
دستگاه
nervous system
دستگاه پی
instrument
دستگاه
appurtenance
دستگاه
devices
دستگاه
device
دستگاه
plants
دستگاه
plant
دستگاه
team
یک دستگاه
systems
دستگاه
teams
یک دستگاه
sets
دستگاه
appliance
دستگاه
setting up
دستگاه
equipment
دستگاه
mechanisms
دستگاه
mechanism
دستگاه
installations
دستگاه
installation
دستگاه
machined
دستگاه
set
دستگاه
appliances
دستگاه
machines
دستگاه
machine
دستگاه
unit
یک دستگاه
unit
دستگاه
power plants
دستگاه تولیدنیروی
abrasive cutting machine
دستگاه برش
milling machine
دستگاه فرز
mimeograph
دستگاه تکثیر
three wire system
دستگاه سه سیمی
monoclinic system
دستگاه تک شیب
mobile plant
دستگاه متحرک
telegraphs
دستگاه تلگراف
abel closed tester
دستگاه ابل
mksa system
دستگاه مکثا
three unit electrical system
دستگاه سه برقی
absorption apparatus
دستگاه جذب
virtual machine
دستگاه مجازی
monocyclic system
دستگاه تکدور
mental apparatus
دستگاه ذهن
active device
دستگاه فعال
machine foundation
پایه دستگاه
machine accessory
متعلقات دستگاه
anaglyphoscope
دستگاه ژرفانما
anaglyptoscope
دستگاه ژرفانما
analog device
دستگاه قیاسی
lymphatic system
دستگاه لنفاوی
powers
دستگاه برقی
powering
دستگاه برقی
machine frame
چارچوب دستگاه
machinery saw
دستگاه اره
magneto
دستگاه مولدبرق
active device
دستگاه کنشی
time delay device
دستگاه تاخیردار
aerator
دستگاه بخور
mass storage device
دستگاه تل انبارش
aerometeorograph
دستگاه هوانگار
analog device
دستگاه انالوگ
mapping device
دستگاه نگاشت
after burner
دستگاه پس سوز
air exhausting plant
دستگاه خلاء
low potential system
دستگاه کم فشار
prime mover
دستگاه محرک
prime movers
دستگاه محرک
passive device
دستگاه منفعل
papalism
دستگاه پاپ
overcurrent device
دستگاه حفافت
curler
دستگاه فرزنی
curlers
دستگاه فرزنی
appendage
دستگاه فرعی
appendages
دستگاه فرعی
robot
دستگاه خودکار
telephone equipment
دستگاه تلفن
peripheral device
دستگاه جنبی
leverage
دستگاه اهرمی
automatic
دستگاه خودکار
automatics
دستگاه خودکار
permeameter
دستگاه نفوذسنج
tar spraying machine
دستگاه قطرانپاش
nervous system
دستگاه عصبی
telegraph apparatus
دستگاه تلگراف
nervous systems
دستگاه عصبی
fifth column
دستگاه جاسوسی
robots
دستگاه خودکار
apparatus
الت دستگاه
x ray apparatus
دستگاه رونتگن
test set
دستگاه ازمایش
tester
دستگاه ازمایش
non quantized system
دستگاه کلاسیک
power plant
دستگاه تولیدنیروی
non quantized system
دستگاه ناکوانتایی
thermoscope
دستگاه گرمابین
telegraph
دستگاه تلگراف
telegraphed
دستگاه تلگراف
null instrument
دستگاه صفر
obsolescence free
دستگاه متروک
oil press
دستگاه عصاری
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com