Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
operating lever
دستگیره عامل کولاس
Other Matches
operating handle
دستگیره کولاس
salvo latch
چفت دستگیره کولاس
operating handle
دستگیره عامل
operating lever
اهرم عامل اهرم کولاس
cyanogen agent
عامل لخته کننده خون عامل شیمیایی سیانوژن
reserved character
حرف مخصوص درسیستم عامل یا حرفی که تابع خاصی برای کنترل سیستم عامل داردوبرای مصارف دیگربه کارنمیرود
breech block
کولاس
breech
کولاس
actuator
محرک بازوی عامل مکانیسم عامل
wedged
گاوه کولاس
breech recess
محفظه کولاس
breech mechanism
مکانیسم کولاس
breech mechanism
دستگاه کولاس
breech block carrier
حامل کولاس
breech block
گاوه کولاس
gas check pad
بالشتک کولاس
horizontal loading
کولاس افقی
gunner
کولاس دار
salvo latch
چفت کولاس
breech
محفظه کولاس
breech ring
حلقه کولاس
breechblock tray
سینی کولاس
gunners
کولاس دار
horizontal wedge
کولاس افقی
wedge
گاوه کولاس
wedging
گاوه کولاس
wedges
گاوه کولاس
breech ring
محفظه کولاس
wedge
اسکنه کولاس قائم
stepped thread
پیچ ناقص کولاس
stepped thread
کولاس پیچی ناقص
wedged
اسکنه کولاس قائم
wedges
اسکنه کولاس قائم
breech boresight
صفحه محوریابی کولاس
wedging
اسکنه کولاس قائم
breech head
پیشانی جنگی گلنگدن یا کولاس
capital intensive goods
کالاهایی که سهم عامل سرمایه در انها بیش از سهم عامل کار یا سایر عوامل تولید است
derived demand
تقاضابرای یک عامل تولید که خوداز تقاضا برای کالایی که ان عامل تولید در ان بکار میرودناشی میشود .
shells
نرم افزار واسط بین کاربر و سیستم عامل , معمولاگ برای اینکه سیستم عامل دوستانه تر وساده تر شود
shell
نرم افزار واسط بین کاربر و سیستم عامل , معمولاگ برای اینکه سیستم عامل دوستانه تر وساده تر شود
shelling
نرم افزار واسط بین کاربر و سیستم عامل , معمولاگ برای اینکه سیستم عامل دوستانه تر وساده تر شود
sliding wedge
تیغه متحرک کولاس گاوهای افقی
spanning tray
سینی پر کن گلوله در توپهای کولاس دار
breech
جان لوله قسمت پیچ کولاس
clearing block
قطعه ممانعت از بسته شدن کولاس
class a agent officer
افسر عامل پرداخت حقوق وجیره نقدی افسر عامل
piggybacks
سیستم عامل که از سوی سیستم عامل دیگر اجرا میشود
piggyback
سیستم عامل که از سوی سیستم عامل دیگر اجرا میشود
blood agent
عامل شیمیایی لخته کننده خون عامل ضدحرکت خون
handle
دستگیره
levers
دستگیره
lever
دستگیره
doorknobs
دستگیره در
door latch
دستگیره در
grips
دستگیره
handhold
دستگیره
handles
دستگیره
gripped
دستگیره
handgrip
دستگیره
grip
دستگیره
gripping
دستگیره
doorknob
دستگیره در
pinned
دستگیره در
grab handle
دستگیره
pin
دستگیره در
pinning
دستگیره در
clip
دستگیره
clipped
دستگیره
clippings
دستگیره
clips
دستگیره
handgrips
دستگیره
belay
دستگیره
gripe
دستگیره
knop
دستگیره
knob
دستگیره دسته
knobs
دستگیره گویی
safety lever
دستگیره ضامن
catch
اخذ دستگیره
hand rail
دستگیره نرده
pinned
گیره دستگیره در
star handle
دستگیره گردان
knob
دستگیره گویی
knurled handle
دستگیره اج دار
pinning
گیره دستگیره در
lever handle
دستگیره اهرم
handle
ضامن دستگیره
handles
ضامن دستگیره
knobs
دستگیره دسته
door-knob
دستگیره گویی
pin
گیره دستگیره در
carrier handle
دستگیره حمل
EXE file
در یک سیستم عامل مشخصه سه حرفی نام فایل که بیان میکند فایل حاوی داده دودویی برنامه است . فایل مستقیم از طریق سیستم عامل قابل اجراست
firing lever
چخماق دستگیره اتش
dogging
دستگیره در چخماق تفنگ
dogs
دستگیره در چخماق تفنگ
dog
دستگیره در چخماق تفنگ
winching
باچرخ یا دستگیره کشدن
winching
دستگیره چرخ جراثقال
winches
باچرخ یا دستگیره کشدن
handrails
نرده مخصوص دستگیره
winches
دستگیره چرخ جراثقال
winched
باچرخ یا دستگیره کشدن
winch
باچرخ یا دستگیره کشدن
handrail
نرده مخصوص دستگیره
winch
دستگیره چرخ جراثقال
winched
دستگیره چرخ جراثقال
maulstick
زیر دستی دستگیره
throttle twist grip
دستگیره موتور گازی
understrung
فاصله زه تا دستگیره کمان
operating handle
دستگیره راه اندازی
adjustable catch
دستگیره قابل تنظیم
mahlstick
زیر دستی دستگیره
notch
دستگیره
[دندانه]
[چفت]
[مهندسی]
inside door handle
دستگیره داخل درب اتومبیل
throttleman
متصدی دستگیره سرعت ناو
handles
سیم بین چکش و دستگیره
handle
سیم بین چکش و دستگیره
MS DOS
سیستم عامل کامپیوترهای شخصی IBM PC که داده ذخیره شده روی دیسک را مدیریت میکند و خروجی و ورودی کاربر را نمایش میدهد.DOS-MS سیستم عامل تک کاربر و تک کار کاره است و توسط واسط خط دستور در کنترل میشود
butt ring
حلقه نزدیک دستگیره چوب ماهیگیری
handle
قبضه شمشیر دستگیره جابجا کردن
handles
قبضه شمشیر دستگیره جابجا کردن
butting
حلقه چرمی دور دستگیره پارو
manrope
طناب کنار نردبان که بجای نرده یا دستگیره بکار میرود
stela
ستون سنگی یادبود یاد بود یالوح سنگی دستگیره
stele
ستون سنگی یادبود یاد بود یالوح سنگی دستگیره
control
سیستم کنترل شبکه دستگیره کنترل
controls
سیستم کنترل شبکه دستگیره کنترل
controlling
سیستم کنترل شبکه دستگیره کنترل
agencies
عامل
agency
عامل
action
عامل
coagent
هم عامل
propellent
عامل
doer
عامل
actions
عامل
agent
عامل
parameters
عامل
v factor
عامل وی
parameter
عامل
agent representative
عامل
principals
عامل
assignee
عامل
doers
عامل
procurator
عامل
procurators
عامل
agents
عامل
element
عامل
elements
عامل
principal
عامل
factors
عامل
active
عامل
operating
عامل
operative
عامل
acting
عامل
functionery
عامل
attorneys
عامل
operator
عامل
operators
عامل
device
عامل
operatives
عامل
propellant
عامل
propellants
عامل
factor
عامل
operant
عامل
attorney
عامل
devices
عامل
adhesion agent
عامل چسبندگی
acting company
شرکت عامل
air entraining agent
عامل هوادهنده
potential
<adj.>
عامل بالقوه
addition agent
عامل افزودنی
accountable disbursing officer
افسر عامل
acid function
عامل اسیدی
aborticide
عامل سقط
fusing agent
عامل ذوب
reactors
عامل واکنش
reactor
عامل واکنش
active defense
پدافند عامل
prime movers
عامل محرک کل
active defense
دفاع عامل
prime mover
عامل محرک کل
active material
مواد عامل
active element
عنصر عامل
absorbing agent
عامل جذب
igniting agent
عامل احتراق
factor of safety
عامل تامین
lacrimatory factor
عامل اشک زا
limiting factor
عامل محدودکننده
masking agent
عامل پوشاننده
factor of production
عامل تولید
extrinsic factor
عامل خارجی
executive agent
عامل اجرایی
dual agent
عامل دو جانبه
distractor
عامل حواسپرتی
distilled mustard
عامل خردلی
dispersing agent
عامل پاشنده
disbursing officer
افسر عامل
developer agent
عامل فهور
factor of safety
عامل اطمینان
factoring
عامل یابی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com