Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 301 (49 milliseconds)
English
Persian
lay hands one someone
دست روی کسی بلند کردن
Search result with all words
spike
میخ بلند کف کفش فوتبالیست هاوورزشکاران میخ دار کردن میخکوب کردن
shoplifting
بلند کردن جنس از مغازه
pedestal
بلند کردن ترفیع دادن
pedestals
بلند کردن ترفیع دادن
clear
دور کردن توپ از دروازه ضربه بلند دور کردن توپ ازسبد
clearer
دور کردن توپ از دروازه ضربه بلند دور کردن توپ ازسبد
clearest
دور کردن توپ از دروازه ضربه بلند دور کردن توپ ازسبد
clears
دور کردن توپ از دروازه ضربه بلند دور کردن توپ ازسبد
harangue
باصدای بلند نطق کردن
harangued
باصدای بلند نطق کردن
harangues
باصدای بلند نطق کردن
haranguing
باصدای بلند نطق کردن
extend
وادار کردن اسب به چهارنعل رفتن باپاهای کشیده و بلند
extending
وادار کردن اسب به چهارنعل رفتن باپاهای کشیده و بلند
extends
وادار کردن اسب به چهارنعل رفتن باپاهای کشیده و بلند
sag
یک بر شدن کوتاه و بلند شدن از باد رانده شدن تنزل کردن ته رفتن
sagged
یک بر شدن کوتاه و بلند شدن از باد رانده شدن تنزل کردن ته رفتن
sags
یک بر شدن کوتاه و بلند شدن از باد رانده شدن تنزل کردن ته رفتن
lift
بلند کردن
lift
بلند کردن شریک رقص اززمین
lifted
بلند کردن
lifted
بلند کردن شریک رقص اززمین
lifting
بلند کردن
lifting
بلند کردن شریک رقص اززمین
lifts
بلند کردن
lifts
بلند کردن شریک رقص اززمین
pried
بادیلم یا اهرم بلند کردن اهرم
pries
بادیلم یا اهرم بلند کردن اهرم
pry
بادیلم یا اهرم بلند کردن اهرم
crane
باجرثقیل بلند کردن یاتکان دادن
crane
وسیله بلند کردن
craned
باجرثقیل بلند کردن یاتکان دادن
craned
وسیله بلند کردن
cranes
باجرثقیل بلند کردن یاتکان دادن
cranes
وسیله بلند کردن
craning
باجرثقیل بلند کردن یاتکان دادن
craning
وسیله بلند کردن
jab
بلند کردن گوی با چوب از جلوچوب حریف
jabbed
بلند کردن گوی با چوب از جلوچوب حریف
jabbing
بلند کردن گوی با چوب از جلوچوب حریف
jabs
بلند کردن گوی با چوب از جلوچوب حریف
soar
بلند پروازی کردن
soared
بلند پروازی کردن
soars
بلند پروازی کردن
erect
بلند کردن
erected
بلند کردن
erecting
بلند کردن
erects
بلند کردن
steal
بلند کردن چیزی
steals
بلند کردن چیزی
chairlift
سردست بلند کردن
chairlifts
سردست بلند کردن
exalt
بلند کردن
exalting
بلند کردن
exalts
بلند کردن
heighten
بلند کردن
heightened
بلند کردن
heightening
بلند کردن
heightens
بلند کردن
elevate
بلند کردن
elevates
بلند کردن
elevating
بلند کردن
bank
کپه کردن بلند شدن
banks
کپه کردن بلند شدن
leader
بخشی از نوار مغناطیسی که حاوی سیگنالی نیست و در ابتدای نوار برای شناسایی و کمک به ماشین برای بلند کردن نوار به کار می رود
leaders
بخشی از نوار مغناطیسی که حاوی سیگنالی نیست و در ابتدای نوار برای شناسایی و کمک به ماشین برای بلند کردن نوار به کار می رود
lever
اهرم کردن بااهرم بلند کردن بااهرم تکان دادن
levers
اهرم کردن بااهرم بلند کردن بااهرم تکان دادن
hoist
بلند کردن
hoist
بلند کردن وسایل سنگین
hoist
وسیله بلند کردن
hoisted
بلند کردن
hoisted
بلند کردن وسایل سنگین
hoisted
وسیله بلند کردن
hoists
بلند کردن
hoists
بلند کردن وسایل سنگین
hoists
وسیله بلند کردن
heist
بلند کردن
heists
بلند کردن
heave
بلند کردن
heaved
بلند کردن
poop
قسمت بلند عقب کشتی صدای بوق ایجاد کردن
poops
قسمت بلند عقب کشتی صدای بوق ایجاد کردن
collect
وادار کردن اسب به بلند شدن روی پاها
collecting
وادار کردن اسب به بلند شدن روی پاها
collects
وادار کردن اسب به بلند شدن روی پاها
antilift device
ماسوره ضد بلند کردن مین ماسوره ضد بالا بردن مین
deal lift
بلند کردن وزنه تا کمر وپایین بردن
foot pound
مقدار نیروی لازم برای بلند کردن وزنه یک پوندی بارتفاع یک فوت.
forklift
ماشین مخصوص بلند کردن چیزهای سنگین
hydraulic lift
بلند کردن اب به نیروی اب
lift fire
بلند کردن اتش
raise a dust
گرد و خاک بلند کردن
sound off
باصدای بلند صحبت کردن
throw up
بلند کردن
to kick up
با پا بلند کردن
to make a dust
گردو خاک بلند کردن
to put forth
بلند کردن نمایش دادن
to throw up
بلند کردن
toe raise
تمرین ایستادن و بلند کردن بدن روی نوک پا
Other Matches
clackvalve
دریچه لولاداروسفت که چون بلند کنندباصدای بلند بجای خودمیافتد
tout
بلند جار زدن باصدای بلند انتشار دادن
touted
بلند جار زدن باصدای بلند انتشار دادن
touting
بلند جار زدن باصدای بلند انتشار دادن
touts
بلند جار زدن باصدای بلند انتشار دادن
dirndl
نوعی دامن بلند با کمر بلند
walk off with
بلند کردن
upraise
بلند کردن
turn down
<idiom>
کم کردن صدای بلند
vociferate
با صدای بلند ادا کردن
bite off more than one can chew
<idiom>
با یک دست چندتا هندوانه بلند کردن
long ball
[شوت کردن بلند توپ]
[فوتبال]
to pick up women
<idiom>
دختر بلند کردن
[اصطلاح روزمره]
ululate
باصدای بلند ناله وزاری کردن
To vacate a house.
خانه ای را خالی کردن ( بلند شدن از محل )
too many irons in the fire
<idiom>
بایک دست چند هندوانه بلند کردن
to blast something
با صدای خیلی بلند بازی کردن
[آلت موسیقی]
to go catting
[to look for sexual partners]
<idiom>
رفتن برای دختر بلند کردن
[اصطلاح روزمره]
to call the roll
حاضر غایب کردن
[نام افراد در گروهی را بلند خواندن]
to pick up somebody
[to find sexual partners]
بلند کردن کسی
[زنی]
[برای رابطه جنسی]
[اصطلاح روزمره]
monofilament
الیاف تک رشته بلند
[این نوع از لیف که دارای طول بسیار بلندی است بصورت طبیعی فقط در الیاف ابریشم وجود داشته ولی الیاف مصنوعی یا شیمیایی می توانند بصورت الیاف بلند یا کوتاه تهیه شوند.]
shaggy ugs
فرش های با پرز بلند
[این گونه فرش علاوه بر داشتن پرز بلند در سطح فرش، دارای مقداری پرز در پشت فرش نیز می باشد و در مناطق سردسیر بافته می شود تا گرم بوده و عایق سرما در کف اتاق باشد.]
It is formed by alternatively lifting and lowering one warp thread across one weft thread
این است که توسط روش دیگر بلند کردن و پایین آوردن موضوع یکی پیچ و تاب در سراسر یک موضوع پود تشکیل
corn-effect
ذرتی شدن فرش که در اثر پرداخت یا قیچی کردن نامناسب بوجود می آید و پرزهای فرش همگی دارای یک ارتفاع نبوده و ظاهر پرز فرش بلند و کوتاه می شود
willowy
بلند
megaphone
بلند گو
skyscraper
بلند
loftily
بلند
grandiose
بلند
pointer
خط کش بلند
high grown
بلند قد
loudspeaker
بلند گو
megaphones
بلند گو
longer
بلند
skyscrapers
بلند
tall
بلند
tall
قد بلند
soaring
بلند
long
بلند
longs
بلند
long-
بلند
longest
بلند
pointers
خط کش بلند
longed
بلند
loud speaker
بلند گو
loudly
بلند
aloud
بلند
vociferous
بلند
tallest
قد بلند
tallest
بلند
taller
قد بلند
taller
بلند
talll
قد بلند
highest
بلند
uplands
بلند
upland
بلند
fortes
بلند
highfalutin
بلند
forte
بلند
high (1 9 to 36)
بلند
eton collan
بلند
high
بلند
amplifier
بلند گو
amplifiers
بلند گو
towering
بلند
lengthwise
بلند
mouth filling
بلند
legged
پا بلند
eminent
بلند
rumbustious
بلند
talll
بلند
highs
بلند
soars
بلند پروازکردن
alp
قله بلند
icarian
بلند پرواز
banquette
زمین بلند
loudest
بلند اوا
long haul
خط سیر بلند
gauntlet
دستکش بلند
arises
بلند شدن
gauntlets
دستکش بلند
arise
بلند شدن
liberal
نظر بلند
liberals
نظر بلند
long burst
رگبار بلند
lifter
بلند کننده
alp
کوه بلند
to read out
بلند خواندن
high-rise
ساختمان بلند
anchor at short stay
لنگر بلند
keep down
بلند نشوید
loudest
باصدای بلند
rise
بلند شدن
famous
بلند اوازه
large hearted
نظر بلند
mounts
بلند شدن
aquacade
فوارهء بلند
mount
بلند شدن
alto relievo
برجسته بلند
stentorian
خیلی بلند
louder
بلند اوا
soared
بلند پروازکردن
inextenso
کاملا بلند
tallish
نسبتا بلند
low-rise
نه بسیار بلند
soar
بلند پروازکردن
loud
باصدای بلند
loud
بلند اوا
talll
بلند بالا
louder
باصدای بلند
rises
بلند شدن
arising
بلند شدن
high-minded
بلند همت
highs
بلند پایه
highs
باصدای بلند
high flying
بلند پرواز
gaberdine
ردای بلند
ascend
بلند شدن
gantelope
دستکش بلند
gantlope
دستکش بلند
giant swing
تاب بلند
ascended
بلند شدن
coamings
لبه بلند
highest
باصدای بلند
highest
بلند پایه
high
باصدای بلند
elevated ground
زمین بلند
big-hearted
نظر بلند
downland
چراگاه بلند
belly laughs
خندهی بلند
belly laugh
خندهی بلند
long term
<adj.>
بلند مدت
long run
[American E]
<adj.>
بلند مدت
vociferant
با صدای بلند
knee-high
بلند تا سر زانو
high
بلند پایه
fortissimo
خیلی بلند
clarion
شیپور بلند
gigas
رویش بلند تر
screeched
صدای بلند
high flying
بلند خیال
screech
صدای بلند
high grown
بلند بالا
high hat
کلاه بلند
high hurle
مانع بلند
high pass
پاس بلند
high rise block
ساختمان بلند
uprear
بلند شدن
chivalrous
بلند همت
hip boot
چکمه بلند ضد اب
hornblends
هرن بلند
high crowned
نوک بلند
screeches
صدای بلند
hessian boot
چکمه بلند
ascends
بلند شدن
chivalric
بلند همت
capote
شنل بلند
boisterous laughter
خنده بلند
ambitious
بلند پرواز
ambitious
بلند همت
high-flying
بلند پرواز
altivolant
بلند پرواز
grandiloquence
بلند پروازی
blast furnace coke
کک کوره بلند
bigmouthed
صدا بلند
screeching
صدای بلند
tor
صخره بلند
buzzed
صدای بلند
buzz
صدای بلند
shandygaff
بلند رویایی
loudly
با صدای بلند
aloud
باصدای بلند
sweeps
پاروی بلند
sonorous
قلنبه بلند
jointing plane
رنده بلند
promontory
دماغه بلند
long wave
موج بلند
promontories
دماغه بلند
surges
موج بلند
magnaimous
بلند نطر
blast furnace
کوره بلند
surge
موج بلند
fortissimo
صدای بلند
gaff
خنده بلند
buzzing
صدای بلند
slender
بلند وباریک
buzzes
صدای بلند
slam bang
با سر وصدای بلند
surged
موج بلند
slab sided
بلند ولاغر
top-level
بلند پایه
uplands
زمین بلند
yuk
خندهی بلند
quick time
سر قدم بلند
To do something slapdash.
سر بلند بودن
raised kerb
جدول بلند
raised kerb
لبه بلند
forte
موسیقی بلند
elevated
بلند مرتبه
tore
علف بلند
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com