English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 135 (2 milliseconds)
English Persian
fool دلقک مسخره
fooled دلقک مسخره
fooling دلقک مسخره
fools دلقک مسخره
Other Matches
pierrots دلقک صامت ایتالیایی دلقک
pierrot دلقک صامت ایتالیایی دلقک
punchinello دلقک
buffoon دلقک
hariequin دلقک
buffoons دلقک
merry andrew دلقک
loblolly دلقک
jesters دلقک
jester دلقک
clown دلقک شدن
tomfool دلقک لوده
to clown about دلقک شدن
clowning دلقک شدن
clowns دلقک شدن
clowned دلقک شدن
foolscap کلاه شیطانی مخصوص دلقک ها
stooge دلقک الت دست شدن
stooges دلقک الت دست شدن
fool's cap کلاه شیطانی مخصوص دلقک ها
scaramouch عروسک دلقک نمای خیمه شب بازی
scaramouche عروسک دلقک نمای خیمه شب بازی
pantaloon پیر مرد عینکی شلوار اویخته دلقک
scaramouche دلقک بزدل وکتک خور منایش کودکان ایتالیا
scaramouch دلقک بزدل وکتک خور منایش کودکان ایتالیا
hobbyhorse مسخره
jack pudding مسخره
jeap puddoing مسخره
witticism مسخره
funny man مسخره
rustic مسخره
skits مسخره
skit مسخره
harlequin مسخره
mockery مسخره
sikt مسخره
witticisms مسخره
dult مسخره
dulte مسخره
jeer مسخره
zany مسخره
clowns مسخره
snash مسخره
jeered مسخره
cockeyed مسخره
clowned مسخره
jeering مسخره
clown مسخره
farceur مسخره
jeers مسخره
loutish مسخره
clowning مسخره
fair game مسخره کردنی
to smile at مسخره کردن
to set at nought مسخره کردن
to make merry over مسخره کردن
to make fun of مسخره کردن
satirized مسخره کردن
illude مسخره کردن
What a ridicrlous idea ! چه حرف مسخره یی !
floppy مسخره وار
satirizing مسخره کردن
satirizes مسخره کردن
satirize مسخره کردن
satirising مسخره کردن
satirises مسخره کردن
satirised مسخره کردن
droll مسخره امیز
farcical مسخره امیز
ridiculous مسخره امیز
quiz مسخره کردن
spoof کلاهبرداری مسخره
imp مسخره کردن
imps مسخره کردن
quizzes مسخره کردن
floppies مسخره وار
burlesques مسخره امیز
burlesque مسخره امیز
punchinello لوده مسخره
spoofs کلاهبرداری مسخره
antic بی تناسب مسخره
Don't be ridiculous! خودت را مسخره نکن!
mower علف چین مسخره
mowers علف چین مسخره
tolaugh.atany thing استهزاکردن مسخره کردن
To fool arounk . مسخره بازی درآوردن
irony مسخره پنهان سازی
ironies مسخره پنهان سازی
To make fun of someone . To poke fun at someone . کسی را مسخره کردن
She ridicules every one همه را مسخره می کند
It is ridicrlous . I t is a farce . اصلا" مسخره است
goof around خود را مسخره قراردادن
fool around خود را مسخره قراردادن
to take fun at استهزاکردن مسخره کردن
parody تقلید مسخره امیزکردن
flump مسخره وارراه رفتن
parodies تقلید مسخره امیزکردن
kidding دست انداختن مسخره کردن
To reduce something to the absurd . To make a travesty of something . چیزی را بصورت مسخره درآوردن
to poke fun at any one با شوخی یا مسخره کسیرابستوه اوردن
befool مسخره کردن گول زدن
kidded دست انداختن مسخره کردن
kid دست انداختن مسخره کردن
jeered سخن مسخره امیز گفتن
travesty تقلید مسخره امیز کردن
travesties تقلید مسخره امیز کردن
jeer سخن مسخره امیز گفتن
jeering سخن مسخره امیز گفتن
jeers سخن مسخره امیز گفتن
jape لطیفه زدن مسخره کردن
clowns دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
clowning دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
clowned دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
clown دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
That's just ridiculous! این که واقعا مسخره است! [طنز]
To tease someone. To pull someonelet. کسی را دست انداختن ( مسخره کردن )
Why do you ridicule my suggestion? چرا پیشنهاد مرا مسخره می کنی ؟
motley مختلط لباس رنگارنگ دلقک ها لباس چهل تکه
as if to add insult to injury <idiom> با بیشتر کردن زیان به وسیله تحقیر و مسخره
You look ridiculous in that old hat . با این کلاه قدیمی قیافه ات مسخره شده
opera bouffe اپرای خنده دار که تا اندازهای مسخره امیز باشد
Your slander is completely preposterous . تهمت وافترایی که می زنید بکلی مسخره وبی اساس است
rub something in <idiom> دست گرفتن (صحبت درموردحرفی که شخص گفته یاکاری کهکرده به مسخره )
soubrette بانویی که درنمایشات نقش فضولباشی ودسیسه کار را بازی میکند مسخره
add insult to the injury <idiom> [بیشتر کردن زیان به وسیله تحقیر و مسخره کردن]
flouts استهزاء کردن اهانت یا بی احترامی کردن مسخره
flouting استهزاء کردن اهانت یا بی احترامی کردن مسخره
flouted استهزاء کردن اهانت یا بی احترامی کردن مسخره
flout استهزاء کردن اهانت یا بی احترامی کردن مسخره
to make game of مسخره کردن ریشخند کردن
jear استهزاء کردن مسخره کردن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com