English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (14 milliseconds)
English Persian
crenulate دندان موشی دارای کنگرههای ریز مضرس
crenulated دندان موشی دارای کنگرههای ریز مضرس
Other Matches
toothy دارای دندان مضرس
toothier دارای دندان مضرس
toothiest دارای دندان مضرس
crenated دندان موشی
crenate دندان موشی
notchy دندان موشی دندانه دار
crenellated دارای کنگرههای کوچک
crenelated دارای کنگرههای کوچک
engrailed دارای کنگرههای هلالی
dentigerous دارای ساختمان مضرس
saw edged دارای لبه مضرس
tooth billed دارای منقار مضرس
steak knife کارد رومیزی دارای تیغه مضرس
tartarous دارای باره دندان
tooth دارای دندان کردن
full mouthed دارای شماره کامل دندان
snaggletoothed دارای دندان گراز یا بد شکل
gap-toothed دارای فاصله بین دو دندان
lagomorpha پستانداران جونده دارای دوردیف دندان
lagomorph پستانداران جونده دارای دوردیف دندان
pleurodont دارای دندان محکم شده ازداخل ارواره
zinjanthropus شبه انسان دارای ابروی کوتاه و دندان اسیاب بزرگ دوره پلیستوسن سفلی
acroter انتهای پایهء مجسمه کنگرههای زینتی عمارات
tusks دندان عاج فیل دندان گراز حیوانات
tusk دندان عاج فیل دندان گراز حیوانات
rat tail دم موشی
rattiest موشی
ratty موشی
murine موشی
rattail دم موشی
rattish موشی
rattier موشی
rat tail file سوهان دم موشی
lampron چراغ موشی
dark grey رنگ موشی
dentin عاج دندان [دندان پزشکی] [کالبدشناسی]
tooth bleaching سفید کردن دندان [دندان پزشکی]
dentine عاج دندان [دندان پزشکی] [کالبدشناسی]
dental pulp مغز دندان [دندان پزشکی] [کالبدشناسی]
pulpa مغز دندان [دندان پزشکی] [کالبدشناسی]
tooth whitening سفید کردن دندان [دندان پزشکی]
dental pulp پالپ دندان [دندان پزشکی] [کالبدشناسی]
tooth enamel مینای دندان [دندان پزشکی] [کالبدشناسی]
dental enamel مینای دندان [دندان پزشکی] [کالبدشناسی]
enamel مینای دندان [دندان پزشکی] [کالبدشناسی]
pulpa پالپ دندان [دندان پزشکی] [کالبدشناسی]
drawbore کنگرههای موجود بین کام وزبانه که باهم جفت شده ومحکم میشود
tusker گراز دارای دندان گراز
cordless mouse موشی بی سیم [کامپیوتر]
tooth decay پوسیدگی دندان [دندان پزشکی]
caries پوسیدگی دندان [دندان پزشکی]
toothaches دندان درد ها [دندان پزشکی]
tooth pain دندان درد [دندان پزشکی]
pain in tooth دندان درد [دندان پزشکی]
dental caries پوسیدگی دندان [دندان پزشکی]
dental decay [Caries dentium] پوسیدگی دندان [دندان پزشکی]
dental restoration پرکردن دندان [دندان پزشکی]
toothache {sg} دندان درد [دندان پزشکی]
gam دندان گراز یا دندان کج دهان
odontology دندان شناسی دندان پزشکی
tooth pick خلال دندان دندان کاو
toothache دندان درد [دندان پزشکی]
odontalgia دندان درد [دندان پزشکی]
dentalgia دندان درد [دندان پزشکی]
dental filling ترمیم دندان [دندان پزشکی]
dental restoration ترمیم دندان [دندان پزشکی]
odontodynia دندان درد [دندان پزشکی]
dental pain دندان درد [دندان پزشکی]
dental filling پرکردن دندان [دندان پزشکی]
cavities پوسیدگی دندان [دندان پزشکی]
odontogenic pain دندان درد [دندان پزشکی]
serrulate مضرس
seried مضرس
ridgy مضرس
serrulated مضرس
indented مضرس
runcinate مضرس
cirrate مضرس
denticulate مضرس
denticulated مضرس
toothily بصورت مضرس
serrate ارهای مضرس
broken country زمین مضرس
serrate مضرس کردن
crinkles مضرس زیگ زاگ
crinkling مضرس زیگ زاگ
crinkled مضرس زیگ زاگ
crinkle مضرس زیگ زاگ
cirhose تاژک دار مضرس
cirrose تاژک دار مضرس
tooth دندانه دار کردن مضرس کردن
isobare دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobars دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobar دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
soft shelled دارای عقیده معتدل حلزون دارای صدف نرم
cementitious دارای مواد سمنتی یا سیمانی دارای خواص سیمان
ringent دارای دهن باز دارای لبان برگشته
virile دارای نیروی مردی دارای رجولیت
galleried دارای سرسرا دارای اطاق نقاشی
acinaseous دارای تخم و بذر دارای تخمدان
gravel blind دارای چشم تار دارای دید کم
low tension دارای فشار ضعیف دارای ولتاژکم
outrigged دارای تیر یا دیرک پیش امده دارای چوب یااهن اضافی برای بستن اسب اضافی
toothsome دندان مز
curvidentate کج دندان
toothless بی دندان
tooth دندان
edentulous بی دندان
dessert دندان مز
desserts دندان مز
gam دندان
fangless بی دندان
wisdom tooth دندان عقل
toothache درد دندان
toothache دندان درد
back tooth دندان آسیاب
cheek tooth دندان آسیاب
fang دندان ناب
multidentate بسیار دندان
bicuspid دندان دوپایه
crown تاج دندان
tooth paste خمیر دندان
toothpaste خمیر دندان
toothpastes خمیر دندان
pyorrhoea چرک دندان
toothbrush مسواک دندان
mouthguard محافظ دندان
pyorrhea چرک دندان
irrecusable دندان شکن
greediest دندان گرد
pickers خلال دندان
latidentate پهن دندان
crowns تاج دندان
incisive tooth دندان پیشین
dentifrice گرد دندان
greedier دندان گرد
fangs دندان انیاب
greedy دندان گرد
molar دندان اسیاب
ivory دندان فیل
saber toothed دندان شمشیری
fangs دندان ناب
molar tooth دندان اسیاب
fang دندان انیاب
jaw tooth دندان اسیاب
pyorrhoea alveolaris چرک دندان
picker خلال دندان
sectorial دندان اسیاب
toothpowder گرد دندان
toothpicks دندان کاو
grinders دندان اسیاب
gumboil پیله دندان
pontic دندان مصنوعی
tartars باره دندان
To pull out ( extract ) atooth . دندان کشیدن
To have a tooth fI'lled. دندان پر کردن
peck دندان زدن
pecked دندان زدن
pecking دندان زدن
pecks دندان زدن
teethe دندان در اوردن
grinder دندان اسیاب
wisdom teeth دندان عقل
toothpicks خلال دندان
toothpick دندان کاو
toothpick خلال دندان
cutter دندان پیش
sharp fanged تیز دندان
cutters دندان پیش
sharp toothed تیز دندان
grin دندان نمایی
grinned دندان نمایی
grinning دندان نمایی
grins دندان نمایی
teethed دندان در اوردن
teethes دندان در اوردن
practitioner دندان پزشک
toothpowders پودر دندان
toothpowders گرد دندان
fullmouthed تمام دندان
toothpowder پودر دندان
full mouthed تمام دندان
toothbrushes مسواک دندان
prothesis دندان یا عضومصنوعی
practitioners دندان پزشک
microdont خرد دندان
snaggletooth دندان بد شکل
teething دندان دراوردن
snaggletooth دندان بی قاعده
To have a tooth fI'lled. دندان پرکردن
picks خلال دندان
pick خلال دندان
tartar باره دندان
tooth powder گرد دندان
odontoma ورم دندان
dentition دندان دراوری
dentiparous دندان اور
dentine عاج دندان
chisel tooth دندان پیشه
odontitis اماس دندان
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com