Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (22 milliseconds)
English
Persian
reship
دوباره در کشتی گذاشتن دوباره حمل کردن
Other Matches
revive
دوباره دایر شدن دوباره رواج پیدا کردن نیروی تازه دادن
revived
دوباره دایر شدن دوباره رواج پیدا کردن نیروی تازه دادن
revives
دوباره دایر شدن دوباره رواج پیدا کردن نیروی تازه دادن
reeducate
دوباره تربیت و هدایت کردن دوباره اموزش دادن
regained
دوباره پیدا کردن دوباره رسیدن به
regains
دوباره پیدا کردن دوباره رسیدن به
regain
دوباره پیدا کردن دوباره رسیدن به
regaining
دوباره پیدا کردن دوباره رسیدن به
reopened
دوباره شروع کردن سراغاز دوباره کردن بازگشتن به سرفصل
reopening
دوباره شروع کردن سراغاز دوباره کردن بازگشتن به سرفصل
reopens
دوباره شروع کردن سراغاز دوباره کردن بازگشتن به سرفصل
reopen
دوباره شروع کردن سراغاز دوباره کردن بازگشتن به سرفصل
reinstall
دوباره کار گذاشتن
reschedules
دوباره قرار گذاشتن
reschedule
دوباره قرار گذاشتن
rescheduling
دوباره قرار گذاشتن
rescheduled
دوباره قرار گذاشتن
redintegrate
دوباره درست کردن دوباره بر قرار کردن
unregenerate
دوباره بنانشده دوباره تولید نشده گناهکار
unregenerated
دوباره بنانشده دوباره تولید نشده گناهکار
reship
دوباره در کشتی رفتن
looped
تابع یا مجموعه دستورات در برنامه کامپیوتر که دوباره و دوباره تکرار می شوند تا آزمایشی نشان دهد که به شرط مط لوب رسید و یا برنامه کامل شود
loop
تابع یا مجموعه دستورات در برنامه کامپیوتر که دوباره و دوباره تکرار می شوند تا آزمایشی نشان دهد که به شرط مط لوب رسید و یا برنامه کامل شود
loops
تابع یا مجموعه دستورات در برنامه کامپیوتر که دوباره و دوباره تکرار می شوند تا آزمایشی نشان دهد که به شرط مط لوب رسید و یا برنامه کامل شود
replenishing
دوباره پر کردن
refresh
دوباره پر کردن
refill
دوباره پر کردن
refilled
دوباره پر کردن
refilling
دوباره پر کردن
refills
دوباره پر کردن
refreshed
دوباره پر کردن
refreshes
دوباره پر کردن
replenishes
دوباره پر کردن
double-check
<idiom>
دوباره چک کردن
replenish
دوباره پر کردن
replenished
دوباره پر کردن
reoccupy
دوباره اغاز کردن
retakes
دوباره تسخیر کردن
rewires
دوباره سیمکشی کردن
rejuveoize
دوباره جوان کردن
rewiring
دوباره سیمکشی کردن
reforge
دوباره جعل کردن
revising
دوباره چاپ کردن
reorder
دوباره مرتب کردن
retaken
دوباره تسخیر کردن
redistributed
دوباره پخش کردن
reproduce
دوباره چاپ کردن
retake
دوباره تسخیر کردن
reproduces
دوباره چاپ کردن
rewired
دوباره سیمکشی کردن
reproducing
دوباره چاپ کردن
retaking
دوباره تسخیر کردن
remonetize
دوباره رایج کردن
reinterpret
دوباره تفسیر کردن
re establish
دوباره برپا کردن
reinsure
دوباره بیمه کردن
renegotiate
دوباره مذاکره کردن
rewire
دوباره سیمکشی کردن
reinstall
دوباره برقرار کردن
redistributes
دوباره پخش کردن
regarding
دوباره تسطیح کردن
reimport
دوباره وارد کردن
re examine
دوباره بازپرسی کردن
redistribute
دوباره پخش کردن
rewake
دوباره بیدار کردن
reuse
دوباره استفاده کردن
redevelop
دوباره پیشرفته کردن
reappraising
دوباره ارزیابی کردن
reproduced
دوباره چاپ کردن
reappraises
دوباره ارزیابی کردن
reappraised
دوباره ارزیابی کردن
retry
دوباره ازمایش کردن
reappraise
دوباره ارزیابی کردن
retry
دوباره محاکمه کردن
revalidate
دوباره پادار کردن
retranslate
دوباره ترجمه کردن
redeveloping
دوباره پیشرفته کردن
rescheduling
دوباره برنامهریزی کردن
retrocede
دوباره واگذار کردن
remarried
دوباره عروسی کردن
remarries
دوباره عروسی کردن
oversrike
دوباره چاپ کردن
remarry
دوباره عروسی کردن
redeveloped
دوباره پیشرفته کردن
retransmit
دوباره مخابره کردن
redevelops
دوباره پیشرفته کردن
restart
روشن کردن دوباره
resurface
دوباره روکاری کردن
republish
دوباره منتشر کردن
republish
دوباره چاپ کردن
revise
دوباره چاپ کردن
revises
دوباره چاپ کردن
resurfaces
دوباره روکاری کردن
re-examining
دوباره بازپرسی کردن
re-examines
دوباره بازپرسی کردن
reschedules
دوباره برنامهریزی کردن
reconditions
دوباره درست کردن
resorb
دوباره جذب کردن
resurfaced
دوباره روکاری کردن
revaluing
دوباره ارزیابی کردن
revalues
دوباره ارزیابی کردن
recondition
دوباره درست کردن
revalued
دوباره ارزیابی کردن
revalue
دوباره ارزیابی کردن
reconditioned
دوباره درست کردن
re-examine
دوباره بازپرسی کردن
re export
دوباره صادر کردن
reinstated
دوباره برقرار کردن
reorganised
دوباره متشکل کردن
regains
دوباره تصرف کردن
re paving
دوباره فرش کردن
regaining
دوباره تصرف کردن
re sort
دوباره جور کردن
regained
دوباره تصرف کردن
re strain
دوباره صاف کردن
regain
دوباره تصرف کردن
reinstating
دوباره برقرار کردن
rejuvenate
دوباره جوان کردن
reassociate
دوباره متحد کردن
rephrases
دوباره عبارتبندی کردن
reinstates
دوباره برقرار کردن
rephrased
دوباره عبارتبندی کردن
reassociate
دوباره معاشرت کردن
reasure
دوباره بیمه کردن
reorganises
دوباره متشکل کردن
rephrasing
دوباره عبارتبندی کردن
redefine
دوباره تعریف کردن
redefined
دوباره تعریف کردن
redefines
دوباره تعریف کردن
redefining
دوباره تعریف کردن
re form
دوباره درست کردن
rebuild
دوباره ساختمان کردن
reschedule
دوباره برنامهریزی کردن
redirects
دوباره راهنمایی کردن
rebuilds
دوباره ساختمان کردن
reorganizing
دوباره متشکل کردن
redirecting
دوباره راهنمایی کردن
reorganizes
دوباره متشکل کردن
redirected
دوباره راهنمایی کردن
redirect
دوباره راهنمایی کردن
reorganized
دوباره متشکل کردن
reorganize
دوباره متشکل کردن
reorganising
دوباره متشکل کردن
rephrase
دوباره عبارتبندی کردن
rebind
دوباره صحافی کردن
reexamine
دوباره امتحان کردن
relives
دوباره تجربه کردن
reemploy
دوباره استخدام کردن
cold start
دوباره روشن کردن
re-examined
دوباره بازپرسی کردن
reliving
دوباره تجربه کردن
rejuvenating
دوباره جوان کردن
redeliver
دوباره مستخلص کردن
rejuvenates
دوباره جوان کردن
re establish
دوباره تاسیس کردن
reopens
دوباره باز کردن
redistributing
دوباره پخش کردن
relive
دوباره تجربه کردن
reengage
دوباره استخدام کردن
relived
دوباره تجربه کردن
back fill
عمل دوباره پر کردن
reopen
دوباره باز کردن
reopened
دوباره باز کردن
reopening
دوباره باز کردن
recollects
دوباره جمع کردن
reactivate
دوباره فعال کردن
reactivates
دوباره فعال کردن
recalculate
دوباره حساب کردن
recollect
دوباره جمع کردن
reactivating
دوباره فعال کردن
reactivated
دوباره فعال کردن
reinstate
دوباره برقرار کردن
revisit
دوباره ملاقات کردن
rescheduled
دوباره برنامهریزی کردن
rejuvenated
دوباره جوان کردن
revisited
دوباره ملاقات کردن
revisiting
دوباره ملاقات کردن
recommit
دوباره زندان کردن
revisits
دوباره ملاقات کردن
recompose
دوباره انشاء کردن
recollected
دوباره جمع کردن
recollecting
دوباره جمع کردن
rearm
دوباره مسلح شدن یا کردن
rearmed
دوباره مسلح شدن یا کردن
rearms
دوباره مسلح شدن یا کردن
recommit
دوباره به کیمسیون ارجاع کردن
ruminating
اندیشه کردن دوباره جویدن
to pick up
فراگرفتن دوباره پیدا کردن
rallied
دوباره جمع اوری کردن
remounting
برگشتن دوباره سوار کردن
rally
دوباره جمع اوری کردن
redress
دوباره پوشیدن جبران کردن
regenerate
دوباره خلق شدن یا کردن
regenerated
دوباره خلق شدن یا کردن
rallies
دوباره جمع اوری کردن
regenerates
دوباره خلق شدن یا کردن
regenerating
دوباره خلق شدن یا کردن
reabsorb
دوباره مکیدن و جذب کردن
remounts
برگشتن دوباره سوار کردن
ruminates
اندیشه کردن دوباره جویدن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com