Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 205 (11 milliseconds)
English
Persian
rewrite
دوباره نوشتن
rewrites
دوباره نوشتن
rewriting
دوباره نوشتن
rewritten
دوباره نوشتن
rewrote
دوباره نوشتن
Other Matches
photodigital memory
سیستم حافظه کامپیوتری که از لیزر برای نوشتن داده روی فیلم ای که بعدا چندین بار قابل خواندن است ولی نه نوشتن استفاده میکند. WORM نیز گفته میشود. حافظه نوشتن یک بار
scrawling
با شتاب نوشتن خرچنگ قورباغهای نوشتن نامرتب وغیر استادانه نقاشی کردن
scrawled
با شتاب نوشتن خرچنگ قورباغهای نوشتن نامرتب وغیر استادانه نقاشی کردن
scrawls
با شتاب نوشتن خرچنگ قورباغهای نوشتن نامرتب وغیر استادانه نقاشی کردن
scrawl
با شتاب نوشتن خرچنگ قورباغهای نوشتن نامرتب وغیر استادانه نقاشی کردن
write protect
غیر ممکن کردن نوشتن روی فلاپی دیسک یا با حرکت دادن قسمت حفافت در مقابل نوشتن
revives
دوباره دایر شدن دوباره رواج پیدا کردن نیروی تازه دادن
revive
دوباره دایر شدن دوباره رواج پیدا کردن نیروی تازه دادن
revived
دوباره دایر شدن دوباره رواج پیدا کردن نیروی تازه دادن
reeducate
دوباره تربیت و هدایت کردن دوباره اموزش دادن
unregenerated
دوباره بنانشده دوباره تولید نشده گناهکار
reship
دوباره در کشتی گذاشتن دوباره حمل کردن
unregenerate
دوباره بنانشده دوباره تولید نشده گناهکار
regain
دوباره پیدا کردن دوباره رسیدن به
regaining
دوباره پیدا کردن دوباره رسیدن به
regains
دوباره پیدا کردن دوباره رسیدن به
regained
دوباره پیدا کردن دوباره رسیدن به
encipher
برمز نوشتن رمز نوشتن
loops
تابع یا مجموعه دستورات در برنامه کامپیوتر که دوباره و دوباره تکرار می شوند تا آزمایشی نشان دهد که به شرط مط لوب رسید و یا برنامه کامل شود
loop
تابع یا مجموعه دستورات در برنامه کامپیوتر که دوباره و دوباره تکرار می شوند تا آزمایشی نشان دهد که به شرط مط لوب رسید و یا برنامه کامل شود
looped
تابع یا مجموعه دستورات در برنامه کامپیوتر که دوباره و دوباره تکرار می شوند تا آزمایشی نشان دهد که به شرط مط لوب رسید و یا برنامه کامل شود
to a. letter
روی نامه عنوان نوشتن نامه نوشتن کاغذی رابعنوان
DVD
درایو دیسک DVD که به کاربر امکان نوشتن , پاک کردن و نوشتن مجدد داده روی دیسک DVD میدهد
reopens
دوباره شروع کردن سراغاز دوباره کردن بازگشتن به سرفصل
reopened
دوباره شروع کردن سراغاز دوباره کردن بازگشتن به سرفصل
reopen
دوباره شروع کردن سراغاز دوباره کردن بازگشتن به سرفصل
reopening
دوباره شروع کردن سراغاز دوباره کردن بازگشتن به سرفصل
erasable
قطعه حافظه فقط خواندنی که توسط ولتاژ اعمال شده به سوزن نوشتن آن برنامه ریزی است و داده بهاین سوزن نوشتن اعمال میشود وتوسعه اشعه مافوق بنفش پاک میشود
he dose not know how to write
نوشتن نمیداند نوشتن بلدنیست بلدنیست بنویسد
redintegrate
دوباره درست کردن دوباره بر قرار کردن
to set down
نوشتن
to reduce to writing
نوشتن
to put down
نوشتن
indite
نوشتن
to drive a pen or quill
نوشتن
put down
<idiom>
نوشتن
pt down
نوشتن
inscribe
نوشتن
inscribed
نوشتن
inscribing
نوشتن
write head
هد نوشتن
pen
نوشتن
penned
نوشتن
penning
نوشتن
pens
نوشتن
inscribes
نوشتن
scribbled
بد نوشتن
writes
نوشتن
scrawled
بد نوشتن
scribble
بد نوشتن
scrawling
بد نوشتن
scribbling
بد نوشتن
scrawls
بد نوشتن
scribbles
بد نوشتن
set down
نوشتن
write
نوشتن
superscrible
نوشتن
scrawl
بد نوشتن
hyphenate
با خط پیوند نوشتن
over write
جای نوشتن
i am weary of writing
از نوشتن خسته
overwrite
دومرتبه نوشتن
editorializes
سرمقاله نوشتن
overwrite
زیاد نوشتن
editorialises
سرمقاله نوشتن
rewrote
باز نوشتن
write-off
زود نوشتن
rewritten
باز نوشتن
write up
به تفصیل نوشتن
rewriting
باز نوشتن
prose
نثر نوشتن
rewrites
باز نوشتن
miswrite
اشتباه نوشتن
itemised
به اقلام نوشتن
editorialised
سرمقاله نوشتن
itemizing
به اقلام نوشتن
editorialising
سرمقاله نوشتن
itemizes
به اقلام نوشتن
editorialize
سرمقاله نوشتن
write-up
به تفصیل نوشتن
editorialized
سرمقاله نوشتن
itemized
به اقلام نوشتن
write-ups
به تفصیل نوشتن
impanel
در صورت نوشتن
itemize
به اقلام نوشتن
itemising
به اقلام نوشتن
itemises
به اقلام نوشتن
write off
زود نوشتن
write-offs
زود نوشتن
rewrite
باز نوشتن
inscroll
در طومار نوشتن
commentated
تقریظ نوشتن
to write out
بتفضیل نوشتن
to write off
به اسانی نوشتن
commentates
تقریظ نوشتن
commentating
تقریظ نوشتن
autograph
دستخط نوشتن
autographed
دستخط نوشتن
circumscribing
نوشتن در دور
autographing
دستخط نوشتن
read/write head
هدخواندن- نوشتن
read/write
خواندن- نوشتن
commentate
تقریظ نوشتن
circumscribed
نوشتن در دور
to dip ones pen in gall
سخت نوشتن
circumscribe
نوشتن در دور
circumscribes
نوشتن در دور
pens
خامه نوشتن
penmanship
طرز نوشتن
overwrite
جای نوشتن
tablet
بر لوح نوشتن
tablets
بر لوح نوشتن
poeticize
شعر نوشتن
poetize
شعر نوشتن
precis
خلاصه نوشتن
r/w
خواندن- نوشتن
write out
به تفصیل نوشتن
write head
نوک نوشتن
wirte only
تنها نوشتن
autographs
دستخط نوشتن
pen
خامه نوشتن
editorializing
سرمقاله نوشتن
penned
خامه نوشتن
penning
خامه نوشتن
tired of writing
خسته از نوشتن
jot
با شتاب نوشتن
annotating
تفسیر نوشتن
annotating
یادداشت نوشتن
annotating
حاشیه نوشتن
annotates
تفسیر نوشتن
prefacing
دیباچه نوشتن
invoicing
فاکتور نوشتن
invoices
فاکتور نوشتن
invoiced
فاکتور نوشتن
annotates
یادداشت نوشتن
annotates
حاشیه نوشتن
annotated
تفسیر نوشتن
scroll
کتیبه نوشتن
scribbling
باشتاب نوشتن
scribbles
باشتاب نوشتن
jots
با شتاب نوشتن
prefaces
دیباچه نوشتن
prefaced
دیباچه نوشتن
jotted
با شتاب نوشتن
preface
دیباچه نوشتن
note
نت موسیقی نوشتن
notes
نت موسیقی نوشتن
noting
نت موسیقی نوشتن
allegorize
تمثیل نوشتن
preambles
مقدمه نوشتن
scribble
باشتاب نوشتن
scribbled
باشتاب نوشتن
annotated
یادداشت نوشتن
handwrite
بادست نوشتن
program
برنامه نوشتن
double space
یک خط درمیان نوشتن
elegize
قصیده نوشتن
tabling
در فهرست نوشتن
tables
در فهرست نوشتن
tabled
در فهرست نوشتن
graphic
وابسته به فن نوشتن
table
در فهرست نوشتن
engross
درشت نوشتن
programs
برنامه نوشتن
gloss
حاشیه نوشتن بر
graphomania
شهوت نوشتن
list
در فهرست نوشتن
demythologize
تفسیر نوشتن
preamble
مقدمه نوشتن
enlists
درفهرست نوشتن
annotated
حاشیه نوشتن
annotate
تفسیر نوشتن
enlisting
درفهرست نوشتن
invoice
فاکتور نوشتن
scrolls
کتیبه نوشتن
enlist
درفهرست نوشتن
annotate
حاشیه نوشتن
annotate
یادداشت نوشتن
afresh
دوباره
again
دوباره
revet
دوباره
anew
دوباره
de novo
دوباره
continually
دوباره و دوباره
on more
دوباره
bis
دوباره
debited
پای کسی نوشتن
postdate
بتاریخ ماقبل نوشتن
postdated
بتاریخ ماقبل نوشتن
debiting
پای کسی نوشتن
postdating
بتاریخ ماقبل نوشتن
duplicate
المثنی نوشتن یابرداشتن
duplicated
المثنی نوشتن یابرداشتن
capitalizes
باحروف درشت نوشتن
to fill in
نوشتن خاکریزی کردن
overwrite
روی چیزی نوشتن
to write up a report
به تفصیل نوشتن گزارشی
capitalized
باحروف درشت نوشتن
capitalize
باحروف درشت نوشتن
capitalising
باحروف درشت نوشتن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com