Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 214 (22 milliseconds)
English
Persian
hawk
دوره گردی کردن
hawked
دوره گردی کردن
hawks
دوره گردی کردن
hobo
دوره گردی کردن
hoboes
دوره گردی کردن
hobos
دوره گردی کردن
peddle
دوره گردی کردن
peddled
دوره گردی کردن
peddles
دوره گردی کردن
packman
دوره گردی کردن
Search result with all words
cadge
اخاذی کردن دوره گردی کردن
cadged
اخاذی کردن دوره گردی کردن
cadges
اخاذی کردن دوره گردی کردن
cadging
اخاذی کردن دوره گردی کردن
Other Matches
pedlary
دوره گردی
colportage
دوره گردی
cadge
گدایی دوره گردی
cadging
گدایی دوره گردی
cadges
گدایی دوره گردی
cadged
گدایی دوره گردی
rhapsode
دوره گردی که اشعار رزمی
door to door selling
فروش کالا بصورت دوره گردی
to poke a bout
ول گردی کردن
traipse
هرزه گردی کردن
traipsing
هرزه گردی کردن
traipsed
هرزه گردی کردن
pub crawls
میخانه گردی کردن
pub crawl
میخانه گردی کردن
traipses
هرزه گردی کردن
shop
مغازه گردی کردن دکه
shopped
مغازه گردی کردن دکه
shops
مغازه گردی کردن دکه
gad
با میخ محکم کردن هرزه گردی کردن
cooling-off periods
دوره رسیدگی دوره ارامش موقت برای حل مسالمت امیز اختلاف نظرات
cooling-off period
دوره رسیدگی دوره ارامش موقت برای حل مسالمت امیز اختلاف نظرات
cooling off period
دوره رسیدگی دوره ارامش موقت برای حل مسالمت امیز اختلاف نظرات
holocene
وابسته به دوره زمین شناسی حاضر که ازپایان دوره پلیستوسن شروع میگردد
interregnum
فاصله میان دوره یک سلطنت با دوره دیگر
interregna
فاصله میان دوره یک سلطنت با دوره دیگر
interregnums
فاصله میان دوره یک سلطنت با دوره دیگر
roundest
گردی
globularity
گردی
knobbiness
گردی
farinose
گردی
roundness
گردی
levorotation
چپ گردی
round
گردی
rotundily
گردی
rondure
گردی
heroism
گردی
cylinderisity
گردی
encompass
دوره کردن
review
دوره کردن
reviewed
دوره کردن
encompasses
دوره کردن
encompassed
دوره کردن
reviewing
دوره کردن
to run over
دوره کردن
encompassing
دوره کردن
reviews
دوره کردن
cavetto
ربع گردی
cylinderisity
دقت گردی
What are you looking for ?
دنبال چی؟ می گردی ؟
roundness
نسبت گردی
gas lubrication
روغنکاری گردی
pub crawl
میخانه گردی
mountaineering
کوه گردی
powderiness
خاصیت گردی
pub crawls
میخانه گردی
sleep walking
خوابیده گردی
powder metallurgy
متالورژی گردی
top radius
گردی سر دنده
coal dust firing
اشتعال گردی
somnambulism
خواب گردی
hole circle
گردی سوراخ
somnambulation
خواب گردی
rims
دوره دار کردن
rim
دوره دار کردن
dry galvanizing
اب روی دادن گردی
pulverulent
ازهم پاشنده گردی
peregrination
جهان گردی دربدری
peregrinations
جهان گردی دربدری
to i. aroom with a powder
گردی درخانه پاشیدن
serve one's term
دوره خدمت خود را طی کردن
recapitulated
رئوس مطالب را دوره کردن
reviewed
تجدید نظر دوره کردن
review
تجدید نظر دوره کردن
reviewing
تجدید نظر دوره کردن
reviews
تجدید نظر دوره کردن
recapitulate
رئوس مطالب را دوره کردن
to serve one's term
دوره خدمت خود را طی کردن
recapitulates
رئوس مطالب را دوره کردن
recapitulating
رئوس مطالب را دوره کردن
to undergo training
در یک دوره آموزشی شرکت کردن
bezant
پولک گردی که معمولا از طلااست
to enrol
[oneself]
for a course
خود را برای دوره ای نام نویسی کردن
walkabouts
بازگشت بومی استرالیایی به زندگی صحرا گردی
walkabout
بازگشت بومی استرالیایی به زندگی صحرا گردی
colporteur
کتاب فروش دوره گرد فروشنده دوره گرد
console
کنسول
[نوعی ستون نگهدارنده تزئینی یا پیش گردی]
serve a sentence
به حکم دادگاه زندانی شدن دوره حبس خود را طی کردن
light period
دوره تناوب روشنایی چراغ دریایی دوره تناوب روشن شدن فار دریایی
study for bar
دوره تعلیماتی و کاراموزی کانون وکلا را طی کردن درس حقوق خواندن
hock spanner
اچار نیم گردی در یک دسته درانتها و یک قلاب با چنگک درسر دیگر
production cycle
زمان یا دوره بافت یک فرش
[این دوره از زمان طراحی یا نقشه کشی شروع شده و به بافت کامل فرش منتهی می شود.]
frostwork
نقشی که به تقلید ان درست کنند طراحی شبیه شبنم یخ زده طراحی گردی
semifinal
مربوط به دوره نیمه نهایی دوره نیمه نهایی
one's d.
دوره
career
دوره
outlines
دوره
careers
دوره
bordered
دوره
terming
دوره
epochs
دوره
outline
دوره
periodicity
دوره
outlined
دوره
epoch
دوره
outlining
دوره
careering
دوره
bordering
دوره
periods
دوره
careered
دوره
pools
دوره
period
دوره
pooled
دوره
pool
دوره
border
دوره
he has run his race
دوره
circuit
دوره
stadiums
دوره
stadium
دوره
cycled
دوره
stadia
دوره
cycles
دوره
rimless
بی دوره
eras
دوره
reviewal
دوره
compass
دوره
contemporary
هم دوره
phases
دوره
contemporaries
هم دوره
perimeter
دوره
perimeters
دوره
rhythm
دوره
felly
دوره
phased
دوره
felloe
دوره
rhythms
دوره
phase
دوره
circuits
دوره
cycle
دوره
era
دوره
session
دوره
sessions
دوره
rim
دوره
term
دوره
termed
دوره
sets
دوره
setting up
دوره
periphery
دوره
peripheries
دوره
set
دوره
edge
دوره
Ice Age
دوره یخ
instar
دوره
edges
دوره
to have ones fling
دوره
rims
دوره
courses
: دوره
coursed
: دوره
course
: دوره
production period
دوره تولید
refersher course
دوره توجیهی
probationary period
دوره ازمایشی
conducting period
دوره رسانایی
return perion
دوره تناوب
preparatory interval
دوره امادگی
caird
دوره گرد
budget period
دوره بودجه
recurrence interval
دوره تناوب
pliocene
دوره پلیوسن
procurement cycle
دوره خرید
advance course
دوره عالی
rimmed
دوره دار
occupancy cycle
دوره سکونت
cheap jack
دوره گرد
advanced course
دوره عالی
puerperium
دوره نفاس
quadrennium
دوره چهارساله
quadrentnium
دوره چهارساله
basic course
دوره مقدماتی
huckster
دوره گرد
strolling
دوره گرد
itinerant
دوره گرد
blocking period
دوره وقفه
practice period
دوره تمرین
hucksters
دوره گرد
action period
دوره کنش
biennium
دوره دوساله
continous cycle
دوره بی وقفه
germinal period
دوره نوجنینی
session
دوره تحصیلی
inning
یک دوره بازی
duty cycle
دوره کار
period of incubation
دوره نهفتگی
duty factor
دوره کار
infection period
دوره نهفتگی
induction period
دوره انگیزش
sessions
دوره تحصیلی
internship
دوره انترنی
term
دوره انتصاب
series
یک دوره مسابقه
course
دوره مسیرتیراندازی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com