English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (2 milliseconds)
English Persian
conservative wall دیوار باغچه
Other Matches
partition wall دیوار میانی دیوار وسط دیوار بین دو فضا
counter fert دیوار یا تیری که برای محافظت و استحکام در پشت دیوار ساخته میشود
murage مالیاتی که بابت دیوار کشی شهری یا تعمیر دیوار ان بگیرند
common wall دیوار تقسیم دیوار جلوگیری از اتش سوزی
garden باغچه
bed باغچه
gardened باغچه
gardens باغچه
garden plot باغچه
croft باغچه
crofts باغچه
flower bed باغچه
beds باغچه
rosery باغچه گل سرخ
jardin anglo-chinois باغچه طبیعی
parterre باغچه گلکاری
retaining wall دیوار نگهبان دیوار محافظ
lay out باغچه بندی ترتیب
summer house خانه باغچه دار
to lay out باغچه بندی کردن
summer house خانه ییلاقی باغچه دار
conceit [بافت عجیب و مطبوع گلکاری باغچه]
rock garden باغچه ایکه با سنگ تزئین شده
rock gardens باغچه ایکه با سنگ تزئین شده
bengal cottage [باغچه ای با دیوارهای کاهگلی در اواسط قرن نوزده اروپا]
adjacent نزدیک دیوار به دیوار
garden design طرح باغی [با تقسیمات مستطیلی بصورت باغچه ها و چهارباغ و حوض و آبروها. این طرح از قرن بازدم میلادی مشاهده شد و جلوه ای از حیاط خانه ها و کاخ ها را نشان می دهد.]
cope سر دیوار
partition دیوار
partitions دیوار
fence دیوار
bulkheads دیوار
enclosure wall دیوار بر
f. with the woll دیوار
bulwark دیوار
fences دیوار
walls have ears دیوار
alignment frontage بر دیوار
wall-to-wall از دیوار به دیوار
face wall دیوار بر
bulwarks دیوار
counter-scrap دیوار
wellhead سر دیوار
wall دیوار
coping سر دیوار
walls دیوار
curtains دیوار
bulkhead دیوار
key wall دیوار اب بند
gable wall دیوار لچکی
gable wall دیوار سنتوری
bearing wall دیوار بارگیر
clay wall دیوار چینه
weephole ابرو دیوار
bearing wall دیوار باربر
outer wall دیوار خارجی
batter of a wall شیب دیوار
batter of a wall میل دیوار
an interstice in a wall ترک در دیوار
cranny شکاف دیوار
cross wall دیوار همبر
counterfort دیوار تقویتی
curtain wall دیوار پردهای
counterfort دیوار تکیه
cut off دیوار اببند
cut off wall دیوار جداکننده
decorated wall دیوار تزیینی
dike دیوار مانع
common wall دیوار مشترک
cobwall دیوار کاهگلی
front wall دیوار جلو
allering کنگره دیوار
shear wall دیوار برشی
septate دیوار دار
seawall دیوار یا سد دریایی
sea dike دیوار ساحلی
vallation دیوار خاکی
retaining wall دیوار ضامن
retaining wall دیوار حائل
render a wall استرکشی دیوار
tow brick wall دیوار دواجره
side wall دیوار پهلویی
sidewall دیوار پهلویی
thickness of a wall ضخامت دیوار
thickness of a wall کلفتی دیوار
the pictures on the wall ی روی دیوار
wall insulator عایق دیوار
tow brick wall دیوار دو اجری
spine wall دیوار اساسی
sleeper wall دیوار کرسی
bailey دیوار بیرونی
rear wall دیوار پشت
batter of wall میل دیوار
load bearing wall دیوار حمال
wall paint رنگ دیوار
load bearing wall دیوار باربر
outwall دیوار بیرونی
weephole راه اب در دیوار
inwall دیوار گرفتن
interior wall دیوار داخلی
guide bank دیوار هادی سد
mason up ساختن دیوار
wall opening روزنه دیوار
non bearing wall دیوار تیغه
quay wall دیوار بارانداز
bay فرورفتگی دیوار
partition wall دیوار تیغه
panel wall اگین دیوار
wall lining پوشش دیوار
one brick wall دیوار یک اجره
wall lining اندود دیوار
non load bearing wall دیوار تیغه
gravity wall دیوار وزنی
abutment دیوار پشتیبان
niches تو رفتگی در دیوار
embankments دیوار خاکی
niche تو رفتگی در دیوار
mural دیوار نما
murals دیوار نما
quay دیوار ساحلی
quays دیوار ساحلی
enclosure دیوار حصارکشی
enclosures دیوار حصارکشی
coping قرنیس دیوار
dwarf wall دیوار نیمه
party walls دیوار مشترک
petard بمب دیوار کن
load-bearing دیوار باربر
lie-by تو رفتگی دیوار
poster دیوار کوب
posters دیوار کوب
party wall دیوار مشترک
hollow walls دیوار دو جداره
sonic boom دیوار صوتی
sonic booms دیوار صوتی
cordon سرپوش دیوار
cordons سرپوش دیوار
cavity wall دیوار دو جداره
cavity wall دیوار صندوقهای
load-bearing wall دیوار حمال
cavity walls دیوار صندوقهای
cavity walls دیوار دو جداره
embankment دیوار خاکی
partition دیوار تیغه
partitions دیوار تیغه
pinup ویژه نصب به دیوار
sacrp دیوار درونی خندق
sanbar دیوار شنی ساحلی
socket [wall socket] پریز روی دیوار
scarp دیوار درونی خندق
sconce mirror اینه دیوار کوب
wall تیغه کشیدن دیوار
sea dike دیوار کنار اب دریا
adjoining همجوار دیوار بدیوار
row stack فاصله اماد از دیوار
as white as a sheet <idiom> سفید مثل گچ دیوار
lining of the wall پوشش روی دیوار
power outlet پریز روی دیوار
point [wall socket] [British] پریز روی دیوار
bracket طاقچه دیوار کوب
facings روکش محافظ دیوار
walls تیغه کشیدن دیوار
electrical outlet پریز روی دیوار
pile planking دیوار سپر فولادی
facing روکش محافظ دیوار
rock work دیوار کوه نما
semidetached دارای یک دیوار حائل
buttressing دیوار پشت بند
to deafen a wall عایق کردن دیوار
to encircle with a wall دیوار یا چینه کشیدن
to lean against the wall به دیوار تکیه دادن
toe wall دیوار پای خاکریز
toss ball against a wall تمرین ابشار با دیوار
baffle دیوار ارام کننده
wall socket پریز روی دیوار
baffled دیوار ارام کننده
baffles دیوار ارام کننده
baffling دیوار ارام کننده
wailing wall دیوار قدیمی اورشلیم
abamurus [مستحک کننده دیوار]
To stick a poster on the wall. اعلان به دیوار چسباندن
rockeries دیوار کوه نما
to deaden a wall عایق کردن دیوار
buttressing شمع پشتیبان دیوار
rockery دیوار کوه نما
buttresses دیوار پشت بند
buttresses شمع پشتیبان دیوار
aumbry [تورفتگی در دیوار کلیسا]
buttressed دیوار پشت بند
buttressed شمع پشتیبان دیوار
buttress دیوار پشت بند
buttress شمع پشتیبان دیوار
My head hit the wall. سرم خورد به دیوار
wall entrance عبور از داخل دیوار
bracket light چراغ دیوار کوب
earth retaining wall دیوار نگهبان خاک
effective thickness of a wall ضخامت موثر دیوار
cross wall دیوار پلهای عرضی
fire wall دیوار اتش بند
flare wall دیوار حائل خاکریز پل
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com