English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English Persian
wagon master رئیس قطار
Other Matches
to limber up پیش قطار و پس قطار توپ رابهم بستن
to limber up a gun carriage پیش قطار و پس قطار توپ رابهم بستن
lord high stew of england رئیس تشریفات تاجگذاری رئیس دادگاه دادرسی
paymaster general رئیس سررشته داری رئیس کارپردازی
letter of recall نامهای است که رئیس یک کشور به رئیس کشور دیگرنوشته و از او تقاضای مرخص کردن سفیری را که کارش در مملکت مرسل الیه پایان یافته میکند
public relations officers رئیس قسمت روابط عمومی رئیس قسمت امور مطبوعاتی
emcees بعنوان رئیس تشریفات عمل کردن رئیس تشریفات شدن
public relations officer رئیس قسمت روابط عمومی رئیس قسمت امور مطبوعاتی
emcee بعنوان رئیس تشریفات عمل کردن رئیس تشریفات شدن
republic حکومتی که در ان سمت رئیس کشور بالوراثه منتقل نمیشود و مدت ریاست کشور نیز غالب اوقات محدود است و انتخاب رئیس کشور از طریق مراجعه به اراء عمومی صورت می گیرد
republics حکومتی که در ان سمت رئیس کشور بالوراثه منتقل نمیشود و مدت ریاست کشور نیز غالب اوقات محدود است و انتخاب رئیس کشور از طریق مراجعه به اراء عمومی صورت می گیرد
multigage قطار راه اهن چند ریله قطار چند ریله
recredential نامهای است که بعضی اوقات رئیس دولتی که سفیر نزد ان ماموریت دارد در جواب احضار نامه سفیر به رئیس دولت فرستنده سفیر می نویسد و در واقع این نامه پاسخی است به استوار نامهای که سفیر در شروع ماموریتش تقدیم داشته است
trains قطار
trained قطار
train قطار
file قطار
filed قطار
row قطار
rowed قطار
colleagues هم قطار
rows قطار
compeer هم قطار
tandem قطار
tandems قطار
colleague هم قطار
string قطار
conpanion هم قطار
train of waves قطار موج
pulse train قطار تپشها
sleeping carriage خوابگاه قطار
light engineh لوکوموتیو بی قطار
goods train قطار باربری
rank قطار رشته
ranked قطار رشته
ranks قطار رشته
prime mover پیش قطار
train driver راننده قطار
cross belt قطار حمایل
electric train قطار برقی
error burst قطار خطاها
i lost the train به قطار نرسیدم
in a row قطار شده
goods trains قطار باربری
prime movers پیش قطار
wave train قطار موج
train ride گردش با قطار
locomotive driver [British E] راننده قطار
locomotive operator [British E] راننده قطار
train operator [American E] راننده قطار
railroad engineer [American E] راننده قطار
locomotive engineer [American E] راننده قطار
When does the train arrive? قطار کی می رسد؟
freight train قطار باری
freight trains قطار باری
The train ran off the rails. قطار از خط خارج شد
railway station ایستگاه قطار
trucks واگن قطار
train پیش قطار
trains پیش قطار
primers پیش قطار
trucking واگن قطار
trucked واگن قطار
truck واگن قطار
primer پیش قطار
trained پیش قطار
rows قطار راسته
row قطار راسته
rowed قطار راسته
buffer-bar [railway] ضرب خور [قطار]
streetcar [American E] [old-fashioned] قطار برقی خیابان
intercity train قطار بین شهری
a thorugh train قطار بدون توقف
goods train قطار حمل کالا
for تحویل روی قطار
tramcar [British E] قطار برقی خیابان
trolleycar [American E] [old-fashioned] قطار برقی خیابان
trolley [American E] [old-fashioned] قطار برقی خیابان
buggie پیش قطار توپ
tram [British E] قطار برقی خیابان
goods trains قطار حمل کالا
i lost the train قطار را از دست دادم
parlor car سالن استراحت قطار
streamliner قطار سریع وشیک
caboose اطاق کارگران قطار
the train runs without a stop قطار بدون ایست
When wI'll the train arrive ? چه وقت قطار می آید ؟
dining car واگن رستوران قطار
dining cars واگن رستوران قطار
train journey from ... over ... to ... مسافرت با قطار از ... از راه ... به ...
time bill برنامه حرکت قطار
Does this train go to ... ? آیا این قطار به ... میرود؟
When does the train [bus] to ... depart? قطار [اتوبوس] به ... کی حرکت می کند؟
container قطار و کشتی بکاربرده میشود
What time does the train arrive in London? چه وقت قطار به لندن می رسد؟
containers قطار و کشتی بکاربرده میشود
We rushed ( hurried ) back to the train station. با عجله بر گشتیم ایستگاه قطار
The train was 10 minutes late. قطار 10 دقیقه دیر رسید
free on rail تحویل کالا روی قطار
The train came in on time . قطار به موقع رسید ( سروقت )
intercity train قطار بین شهری با توقف
Does the train stop in London? آیا قطار در لندن توقف دارد؟
Do I have to change trains? آیا باید قطار عوض کنم؟
boat train [خط ] قطار با ارتباط به کشتی [برای سفر]
lounge car قطار دارای سالن استراحت وتفریح
Is there a train to the airport? آیا برای فرودگاه قطار هست؟
in the centre near the railway station در مرکز شهر نزدیک ایستگاه قطار
How long does the train stop here? چه مدت قطار اینجا توقف دارد؟
slip carriage واگنی که از قطار راه اهن ول میشود
Luchily for me the train was late. خوش شانسی آوردم قطار دیر رسید
rail capacity حداکثرفرفیت کشش ریلها از نظرتعداد قطار در روز
freight lighter قطار سریع السیر جهت حمل کانتینر
What platform does the train to York leave from? قطار یورک از کدام سکو حرکت می کند؟
I missed the connection. من اتوبوس [قطار هواپیمای] رابط را از دست دادم.
What platform does the train from York arrive at? قطار یورک در کدام سکو توقف می کند؟
Is the train from Leeds late? آیا قطار شهر لیدز تاخیر دارد؟
I want to leave the car in the railway station من میخواهم اتومبیل را در ایستگاه قطار تحویل بدهم.
Is this the train to Liverpool? آیا این قطار شهر لیورپول است؟
limber عراده را به عقب توپ بستن پیش قطار
Is this the right platform for the train to London? آیا این سکوی قطار لندن است؟
There is a train to London at 8. یک قطار برای شهر اختر در ساعت 8 هست؟
Deans رئیس
ruler رئیس سر
Dean رئیس
headsman رئیس
sheik رئیس
rulers رئیس سر
mugwump رئیس
superintendents رئیس
syndic رئیس
head master رئیس
chief رئیس
chiefs رئیس
chairman رئیس
chairmen رئیس
provost رئیس
higher up رئیس
provosts رئیس
administered رئیس
master رئیس
directors رئیس
sheikhs رئیس
warden رئیس
presidents رئیس
president رئیس
director رئیس
sheikh رئیس
director general رئیس کل
director generals رئیس کل
directors general رئیس کل
administrator رئیس
masters رئیس
administrators رئیس
mastered رئیس
superintendent رئیس
header رئیس
commandants رئیس
superior رئیس
superiors رئیس
head رئیس
headman رئیس
headers رئیس
administer رئیس
administering رئیس
administers رئیس
headmen رئیس
leader رئیس
leaders رئیس
warden رئیس
wardens رئیس
commandant رئیس
sheiks رئیس
parliamentary train قطار راه اهنی که میلی یک PENNY بیشتر از مسافرنمیگیرد
convention international de merchandies عهدنامه بین المللی جهت حمل کالا با قطار
When is the next train to Oxford? چه وقت قطار بعدی به سمت آکسفورد حرکت می کند؟
switch روشن کردن برق بخط دیگر انداختن قطار
You have to change at London. شما باید در لندن قطار تان را عوض کنید.
Do the trains connect? [خط] قطارها به هم اتصال دارند؟ [برای عوض کردن قطار]
switched روشن کردن برق بخط دیگر انداختن قطار
switches روشن کردن برق بخط دیگر انداختن قطار
Change at London and get a local train. در لندن عوض کنید و یک قطار محلی سوار شوید.
When is the last train to Oxford? چه وقت آخرین قطار به سمت آکسفورد حرکت می کند؟
Your train will leave from platform 8. قطار شما از سکوی شماره 8 حرکت خواهد کرد.
Is there enough time to change trains? آیا برای تعویض قطار وقت کافی دارم؟
To alight from a bus(tarin,car). پایین آمدن (پیاده شدن از اتوبوس .قطار و اتو مبیل )
ferrybridge کشتی ای که قطار راه اهن راازروی رودخانه یاخلیج میبرد
section chief رئیس قبضه
prefects رئیس فرمانده
office manager رئیس اداره
speaker of parliament رئیس مجلس
speaker of parliament رئیس پارلمان
president of the republic رئیس جمهور
staff manager رئیس کارگزینی
mint master رئیس ضرابخانه
president of the court رئیس دادگاه
podesta رئیس شهربانی
post general رئیس کل پست
social secretary رئیس دفتر
sagamore رئیس ایل
sheik رئیس خانواده
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com