Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (34 milliseconds)
English
Persian
bilge
رخنه پیدا کردن تراوش کردن
Other Matches
to spring a leaguer
رخنه پیدا کردن
infltrate
با تراوش گذراندن تراوش کردن
breaches
رخنه کردن در
penetrated
رخنه کردن
penetration
رخنه کردن
breach
رخنه کردن در
infiltration
رخنه کردن
breached
رخنه کردن در
penetrates
رخنه کردن
to fret a passage
رخنه کردن
penetrate
رخنه کردن
to drive a wedding into
رخنه کردن در
thrusts
سوراخ کردن رخنه کردن در
penetrate
رخنه کردن سوراخ کردن
penetrated
رخنه کردن سوراخ کردن
thrust
سوراخ کردن رخنه کردن در
thrusting
سوراخ کردن رخنه کردن در
penetrates
رخنه کردن سوراخ کردن
penetract
رخنه کردن سوراخ کردن
to pierce the enemy's line
دشمن رخنه کردن
poop
از عقب رخنه کردن
poops
از عقب رخنه کردن
damp
دلمرده کردن حالت خفقان پیدا کردن مرطوب ساختن
dampest
دلمرده کردن حالت خفقان پیدا کردن مرطوب ساختن
dampers
دلمرده کردن حالت خفقان پیدا کردن مرطوب ساختن
transpired
فاش شدن رخنه کردن
pierce
رخنه کردن فرو رفتن
crevasse
شکاف زدن رخنه کردن
transpiring
فاش شدن رخنه کردن
crevasses
شکاف زدن رخنه کردن
pierces
رخنه کردن فرو رفتن
transpires
فاش شدن رخنه کردن
transpire
فاش شدن رخنه کردن
secrete
تراوش کردن پنهان کردن
secretes
تراوش کردن پنهان کردن
secreting
تراوش کردن پنهان کردن
secreted
تراوش کردن پنهان کردن
give tongue
عوعو کردن در پیدا کردن بوی شکار
leaked
تراوش کردن
to spring a leak
تراوش کردن
percolating
تراوش کردن
seeped
تراوش کردن
to leak
تراوش کردن
percolate
تراوش کردن
percolated
تراوش کردن
seeps
تراوش کردن
infiltrates
تراوش کردن
percolates
تراوش کردن
leak
تراوش کردن
seeping
تراوش کردن
transude
تراوش کردن
exude
تراوش کردن
leaks
تراوش کردن
infiltrated
تراوش کردن
oozed
تراوش کردن
exuded
تراوش کردن
inpour
تراوش کردن
gleet
تراوش کردن
ooze
تراوش کردن
exudes
تراوش کردن
leakage
تراوش کردن
osmose
تراوش کردن
exuding
تراوش کردن
leakages
تراوش کردن
oozes
تراوش کردن
oozing
تراوش کردن
infiltrate
تراوش کردن
seep
تراوش کردن
infiltrating
تراوش کردن
seeping
چکه تراوش کردن
puddling
تراوش ناپذیر کردن
seeped
چکه تراوش کردن
seeps
چکه تراوش کردن
seep
چکه تراوش کردن
fumbles
لکنت زبان پیدا کردن من من کردن
swelled
ورم کردن برجستگی پیدا کردن
asphyxiated
مختنق کردن خناق پیدا کردن
asphyxiates
مختنق کردن خناق پیدا کردن
fumble
لکنت زبان پیدا کردن من من کردن
asphyxiate
مختنق کردن خناق پیدا کردن
swell
ورم کردن برجستگی پیدا کردن
fumbled
لکنت زبان پیدا کردن من من کردن
swells
ورم کردن برجستگی پیدا کردن
asphyxiating
مختنق کردن خناق پیدا کردن
finds
کشف کردن پیدا کردن
find
کشف کردن پیدا کردن
breaches
سوراخ رخنه کردن سوراخ کردن نفوذ در خطوط دشمن درگیری با دشمن
breached
سوراخ رخنه کردن سوراخ کردن نفوذ در خطوط دشمن درگیری با دشمن
breach
سوراخ رخنه کردن سوراخ کردن نفوذ در خطوط دشمن درگیری با دشمن
tracked
پیدا کردن
gain
پیدا کردن
detecting
پیدا کردن
detected
پیدا کردن
tracks
پیدا کردن
acquire
پیدا کردن
to pick up
پیدا کردن
track
پیدا کردن
detects
پیدا کردن
to search out
پیدا کردن
finds
پیدا کردن
averaging
پیدا کردن
averages
پیدا کردن
average
پیدا کردن
pin point
پیدا کردن
to pluck up one's heart
دل پیدا کردن
to figure up
پیدا کردن
find
پیدا کردن
averaged
پیدا کردن
gains
پیدا کردن
detect
پیدا کردن
gained
پیدا کردن
smell out
با بو پیدا کردن
to look up
پیدا کردن
luff
لنگر پیدا کردن
come to an agreement
موافقت پیدا کردن
To find a way out. To find a remedy.
چاره پیدا کردن
hade
تمایل پیدا کردن
shields
حفاظ پیدا کردن
converged
تقارت پیدا کردن
converge
تقارت پیدا کردن
qualifies
شایستگی پیدا کردن
qualify
شایستگی پیدا کردن
stammer
لکنت پیدا کردن
preempt
حق تقدم پیدا کردن
dampen
رطوبت پیدا کردن
dampened
رطوبت پیدا کردن
dampening
رطوبت پیدا کردن
dampens
رطوبت پیدا کردن
shield
حفاظ پیدا کردن
to become a necessity
لزوم پیدا کردن
take to
تمایل پیدا کردن
stammers
لکنت پیدا کردن
stammered
لکنت پیدا کردن
demonetize
تنزل پیدا کردن
to win fame
شهرت پیدا کردن
converges
تقارت پیدا کردن
liaising
ارتباط پیدا کردن
in the doghouse
<idiom>
مشکل پیدا کردن با
equation of payments
قاعده پیدا کردن
tout
خریدار پیدا کردن
to take umbra at
رنجش پیدا کردن از
declining
شیب پیدا کردن
declines
شیب پیدا کردن
converging
تقارت پیدا کردن
to work out something
حل چیزی را پیدا کردن
touted
خریدار پیدا کردن
liaises
ارتباط پیدا کردن
liaised
ارتباط پیدا کردن
to take a ply
تمایل پیدا کردن
prove opplicable
مصداق پیدا کردن
liaise
ارتباط پیدا کردن
touts
خریدار پیدا کردن
touting
خریدار پیدا کردن
declined
شیب پیدا کردن
decline
شیب پیدا کردن
take to
تمایل پیدا کردن به
to think out
با فکر پیدا کردن
to nerve oneself
قوت قلب پیدا کردن
to pick up
فراگرفتن دوباره پیدا کردن
shocked
هول وهراس پیدا کردن
wavering
فتور پیدا کردن دو دل بودن
out maneuver
برتری مانور پیدا کردن
cabbages
کش رفتن رشد پیدا کردن
overmaster
مهارت کامل پیدا کردن در
respiring
امید تازه پیدا کردن
to make the pot boi;
معاش خود را پیدا کردن
wavers
فتور پیدا کردن دو دل بودن
read between the lines
<idiom>
پیدا کردن مفهوم ضمنی
cabbage
کش رفتن رشد پیدا کردن
to come to an understanding
پیدا کردن سازش پیداکردن
genealogize
شجره کسی را پیدا کردن
wavered
فتور پیدا کردن دو دل بودن
pay dirt
<idiom>
زیر خاکی پیدا کردن
find and replace
پیدا کردن و جایگزین نمودن
respires
امید تازه پیدا کردن
radar trapping
اختلال پیدا کردن رادار
shock
هول وهراس پیدا کردن
respired
امید تازه پیدا کردن
to pick out
باگوش پیدا کردن دریافتن
hit on/upon
<idiom>
پیدا کردن چیزی که میخواهی
respire
امید تازه پیدا کردن
deeping of capital
عمق پیدا کردن سرمایه
shocks
هول وهراس پیدا کردن
waver
فتور پیدا کردن دو دل بودن
to rummage out
با جستجوی زیاد پیدا کردن
breaching
رخنه درمیدان مین رخنه نفوذی مواجه شدن با دشمن درگیری با دشمن
shorter
اتصال مدار اتصالی پیدا کردن
unbalances
بر هم زدن اختلال مشاعر پیدا کردن
shortest
اتصال مدار اتصالی پیدا کردن
make out
معنی چیزی را پیدا کردن سردراوردن از
unbalancing
بر هم زدن اختلال مشاعر پیدا کردن
scare up
<idiom>
ازروی اثراتی چیزی را پیدا کردن
to get the upper hand
برتری جستن تفوق پیدا کردن
to seek somebody out
جستجو برای پیدا کردن کسی
wavered
تردید پیدا کردن تبصره قانون
waver
تردید پیدا کردن تبصره قانون
rubbed
اصطکاک پیدا کردن ساییده شدن
to turn round
برگشتن عقاید دیگری پیدا کردن
to get a meat for a bird
برای مرغی جفت پیدا کردن
radio direction finding
پیدا کردن جهت بی سیم دشمن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com