English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (34 milliseconds)
English Persian
reservation رزرو کردن صندلی یااتاق در مهمانخانه و غیره کتمان
reservations رزرو کردن صندلی یااتاق در مهمانخانه و غیره کتمان
Other Matches
rocking chairs صندلی تاب صندلی راحتی تکان خور
rocking chair صندلی تاب صندلی راحتی تکان خور
reserving رزرو کردن
reserves رزرو کردن
book a seat جا رزرو کردن
reserve رزرو کردن
faldstool صندلی تا شو بدون پشتی صندلی راحتی
to book something چیزی را رزرو کردن
mealymouthed کتمان گر
camp chair صندلی سفری صندلی صحرایی
my chair was next his صندلی من پهلوی صندلی اوبود
reserving کتمان حقیقت
understatements کتمان حقیقت
reserves کتمان حقیقت
suppressio veri کتمان حقیقت
reserve کتمان حقیقت
understatement کتمان حقیقت
irreticence افهار عدم کتمان
under pledge of secrecy با قول کتمان مطلب
irreticent فاش کننده کتمان نکننده
bookings نام نویسی و تهیه پرونده برای افراد ثبت نام کردن بلیط رزرو کردن
booking نام نویسی و تهیه پرونده برای افراد ثبت نام کردن بلیط رزرو کردن
booked رزرو کردن توقیف کردن
books رزرو کردن توقیف کردن
To make reservations. To book seats. جا تهیه کردن ( رزرو کردن )
book رزرو کردن توقیف کردن
marinate [ترد کردن و طعم دارکردن گوشت با خیس کردن آن در ماست یا آب لیمو و غیره]
marinade [ترد کردن و طعم دارکردن گوشت با خیس کردن آن در ماست یا آب لیمو و غیره]
beat around the bush <idiom> غیره مستقیم وبا طفره صحبت کردن
wrecks لاشه کشتی و هواپیما و غیره خراب کردن
wrecking لاشه کشتی و هواپیما و غیره خراب کردن
wreck لاشه کشتی و هواپیما و غیره خراب کردن
unlace بند کفش و غیره را باز کردن گشودن
accessorize اضافه کردن وسایل جانبی و تزئینات به لباس و اتاق و غیره
public houses مهمانخانه
guest house مهمانخانه
guest houses مهمانخانه
hotel مهمانخانه
public house مهمانخانه
hotels مهمانخانه
lodging house مهمانخانه
space charter اختصاص جا در هواپیما رزرو کردن جا در هواپیما
landlady زن مهمانخانه دار
bellboys پادو مهمانخانه
landladies زن مهمانخانه دار
bellboy پادو مهمانخانه
restaurateur مهمانخانه دار
restaurateurs مهمانخانه دار
garcon پیشخدمت مهمانخانه
inns مهمانخانه کاروانسرا
inn مهمانخانه کاروانسرا
hostler مهمانخانه دار
boots شاگرد مهمانخانه
innholder مهمانخانه دارinnervate
restauranteur مهمانخانه دار
maitred'hotel سرپیشخدمت مدیر مهمانخانه
service charge سرویس مهمانخانه وغیره
bill of fare صورت اغذیه مهمانخانه
housemother زن صاحب پانسیون یا مهمانخانه
innholder صاحب مهمانخانه یا مسافرخانه
goodman سالار مهمانخانه دار
boniface صاحب مهمانخانه ورستوران
housemothers زن صاحب پانسیون یا مهمانخانه
bills of fare صورت اغذیه مهمانخانه
lobby سالن هتل و مهمانخانه
lobbied سالن هتل و مهمانخانه
lobbies سالن هتل و مهمانخانه
directive دستور برنامه نویسی که برای کنترل کردن مترجم زبان به کاپایلر و غیره است
directives دستور برنامه نویسی که برای کنترل کردن مترجم زبان به کاپایلر و غیره است
table d'hote خوراک رسمی و روزانه مهمانخانه
plank تخته میز وپیشخوان مهمانخانه
cookshop دکان خوراک پزی مهمانخانه
boarding مهمانخانه شبانه روزی پانسیون
to a at a hoted به مهمانخانه واردشدند واردمهمانخانه شدن
booking رزرو جا
bookings رزرو جا
reserved words کلمههای رزرو
reserved رزرو شده
hotel reservation رزرو هتل
bellhops مخفف bopper bell پیشخدمت و پادو مهمانخانه
bellhop مخفف bopper bell پیشخدمت و پادو مهمانخانه
licensed victualler مهمانخانه داری که پروانه نوشابه فروشی دارد
federal reserve system نظام فدرال رزرو
federal reserve bank بانک فدرال رزرو
Where is the hotel reservation? رزرو هتل کجاست؟
hotel reservation محل رزرو هتل
I have a reservation. من قبلا رزرو کردم.
booking office باجه رزرو بلیت
I'd like to reserve ... می خواهم یک ... رزرو کنم؟
Where is the booking office? باجه رزرو بلیت کجاست؟
barman مردی که در پیشخوان یا پشت بار مهمانخانه یا رستوران کار میکند
barmen مردی که در پیشخوان یا پشت بار مهمانخانه یا رستوران کار میکند
SGML استاندارد مستقل از سخت افزار که نحوه علامتگذاری متن ها برای مشخص کردن bold,italic وحاشیه ها و غیره را بیان میکند
spatula مرهم کش کاردک مخصوص پهن کردن و مالیدن مرهم روی پارچه و زخم و غیره
spatulas مرهم کش کاردک مخصوص پهن کردن و مالیدن مرهم روی پارچه و زخم و غیره
I'd like to book a flight to london. یک پرواز به لندن می خواهم رزرو کنم.
booker کسی که برای مسافرین جا رزرو میکندوبلیط می فروشد
I'd like to reserve a table for 5. میخواهم برای 5 نفر یک میز رزرو کنم.
Could you reserve a room for me? آیا میتوانید اتاقی برای من رزرو کنید؟
reverse حالت صفحه نمایش که سیاه و سفید آن رزرو شده اند.
reversed حالت صفحه نمایش که سیاه و سفید آن رزرو شده اند.
reverses حالت صفحه نمایش که سیاه و سفید آن رزرو شده اند.
no-show <idiom> شخصی که جایی را رزرو میکندولی نه آن را کنسل ونه آن را استفاده میکند
reversing حالت صفحه نمایش که سیاه و سفید آن رزرو شده اند.
names لیست کلمات رزرو و دستورات در یک زبان و آدرس ها در کامپیوتر که به آنها مربوط می شوند
name لیست کلمات رزرو و دستورات در یک زبان و آدرس ها در کامپیوتر که به آنها مربوط می شوند
place صندلی
seats صندلی
jump seat صندلی تا شو
placing صندلی
places صندلی
stalling صندلی
box seat صندلی لژ
santalaceous صندلی
seat صندلی
stall صندلی
chairs صندلی
footstool صندلی
chairing صندلی
chaired صندلی
chair صندلی
footstools صندلی
seated صندلی
member banks در ایالات متحده کلیه بانکها براساس اساسنامه خود بایستی عضونظام فدرال رزرو در ایند
bucket seat صندلی یکنفری
bucket seats صندلی یکنفری
rockers صندلی گهوارهای
rocker صندلی گهوارهای
folding seat صندلی تاشو
tiers ردیف صندلی
pushchair صندلی چرخدار
he nestles in the chair در صندلی غنوده
tier ردیف صندلی
sitting نشیمن صندلی
easy chairs صندلی راحت
easy chair صندلی راحت
antimacassar رویهء صندلی
antimacassars رویهء صندلی
camp chair صندلی تاشونده
elbow دسته صندلی
boatswain's chair صندلی نقاله
rocking chair صندلی گهوارهای
elbowed دسته صندلی
rocking chairs صندلی گهوارهای
armrest دستهء صندلی
arm chair صندلی راحتی
elbows دسته صندلی
hot seat صندلی الکتریکی
shooting stick صندلی عصایی
parliamentary seat صندلی مجلسی
pushchairs صندلی چرخدار
drive's seat صندلی راننده
sittings نشیمن صندلی
deckchair صندلی تاشو
adjustable seat صندلی متحرک
armchair صندلی راحتی
armchairs صندلی راحتی
carrycot صندلی کودک
carrycots صندلی کودک
hot seat صندلی برقی
deckchairs صندلی تاشو
shooting sticks صندلی عصایی
an odd chair صندلی تکی
choir-stall صندلی بلند
office chair صندلی اداری
morris chair صندلی راحتی
swivel chair صندلی چرخان
arm دسته صندلی
seat adjuster lever سطح تنظیم صندلی
deck chair صندلی حصیری تاشو
woolsack کرسی یا صندلی دادگاه
back seat صندلی عقب اتومبیل
wheelchairs صندلی چرخ دار
baby carriages صندلی چرخدار بچه
baby carriage صندلی چرخدار بچه
tuffet صندلی یانشیمن کوتاه
curule chair صندلی عاج نشان
a seat by the window یک صندلی کنار پنجره
ejection seat صندلی پران [هواپیمایی]
ejector seat صندلی پران [هواپیمایی]
caner بافنده صندلی حصیری
cat sleep چرت روی صندلی
twisboat chair قایق- صندلی تابدار
garden seat صندلی یانیمکت باغبانی
cathedra [صندلی اسقف در کلیسا]
fishing chair صندلی در قایق ماهیگیری
electric chair صندلی اعدام الکتریکی
cat nap چرت روی صندلی
arm chair صندلی دسته دار
armchairs صندلی دسته دار
wheelchair صندلی چرخ دار
reseating صندلی جدید دادن
elbow chair صندلی دسته دار
reseats صندلی جدید دادن
window seats صندلی یا نشیمنگاه لب پنجره
window seat صندلی یا نشیمنگاه لب پنجره
wheel chair صندلی چرخ دار
reseat صندلی جدید دادن
dossel پشتی صندلی وغیره
seat belt کمربند صندلی هواپیما
Recent search history
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com