Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 175 (8 milliseconds)
English
Persian
accretion of silt
رسوب زدایی
Other Matches
error trapping
اشتباه زدایی غلط زدایی
dehydroisomerization
همپارش با هیدروژن زدایی ایزومر شدن با هیدروژن زدایی
deposit
رسوب
residual
رسوب
fouler
رسوب
fouled
رسوب
percipitate
رسوب
foul
رسوب
foulest
رسوب
sinter
رسوب
fouls
رسوب
precipitation
رسوب
alluvion
رسوب
alluvium
رسوب
mud
رسوب
dreg
رسوب
deposits
رسوب
fouling
رسوب
illuviation
رسوب
sediment
رسوب
sediments
رسوب
dehydration
اب زدایی
deglaciation
یخ زدایی
de icing
یخ زدایی
percipitate
رسوب کردن
silting
رسوب ته نشینی
oil sludge
رسوب روغن
mud valve
دریجه رسوب
glacial deposit
رسوب یخچالی
setting basin
حوضچه رسوب
settling basin
حوضچه رسوب
trap box
حوضچه رسوب
bosh
رسوب کوارتس
residuum
پسمانده رسوب
silt pit
چاله رسوب
sedimentation
رسوب گذاری
sedimentation
رسوب سازی
silt sump
چاهک رسوب
accretionof silt
رسوب زدائی
precipitant
عامل رسوب
tartars
ته نشین رسوب
tartar
ته نشین رسوب
precipitated
رسوب شیمیایی
precipitate
رسوب کردن
precipitate
رسوب شیمیایی
precipitation
رسوب کردن
deposit
ذخیره رسوب
deposits
رسوب کردن
precipitation
رسوب دادن
fouls
رسوب کردن
foulest
رسوب کردن
fouled
رسوب کردن
foul
رسوب کردن
deposits
ذخیره رسوب
sediments
رسوب کردن
sediments
لای رسوب
sediment
لای رسوب
precipitated
رسوب کردن
precipitates
رسوب شیمیایی
fouling
رسوب کردن
fouling
رسوب رسوبات
fouler
رسوب کردن
sediment
رسوب کردن
precipitates
رسوب کردن
precipitating
رسوب شیمیایی
precipitating
رسوب کردن
deposit
رسوب کردن
desulphurizing
گوگرد زدایی
depolarization
قطبش زدایی
desalination
نمک زدایی
desalinization
نمک زدایی
desalting
نمک زدایی
desegregation
جدایی زدایی
desulfurization
گوگرد زدایی
dispergation
لخته زدایی
disinhibition
بازداری زدایی
discoloration
رنگ زدایی
desensitization
حساسیت زدایی
mechanical de icing
یخ زدایی مکانیکی
demystifying
راز زدایی
demystify
راز زدایی
demystifies
راز زدایی
demystified
راز زدایی
decolonization
مستعمره زدایی
unconditioning
شرطی زدایی
trubleshoot
عیب زدایی
troubleshoot
عیب زدایی
peptization
لخته زدایی
stain removed
لکه زدایی
deoxygenation
اکسیژن زدایی
demythologization
اسطوره زدایی
unlearning
یادگیری زدایی
decolourization
رنگ زدایی
debugging
اشکال زدایی
debug aids
ابزاراشکال زدایی
decolorization
رنگ زدایی
decarboxylation
کربوکسیل زدایی
decarbonylation
کربونیل زدایی
undoing
عمل زدایی
detente
تشنج زدایی
decentralization
مرکزیت زدایی
decoloration
رنگ زدایی
blanching
رنگ زدایی
de escalation
تشنج زدایی
dealkylation
الکیل زدایی
deamination
امین زدایی
sterilization
گند زدایی
deculturation
فرهنگ زدایی
genocide
نژاد زدایی
debugged
اشکال زدایی
demodulation
تحمیل زدایی
debug
اشکال زدایی
demagnetization
مغناطیس زدایی
deionization
یون زدایی
debugs
اشکال زدایی
dehydrohalogenation
هیدروهالوژن زدایی
degasify
گاز زدایی
dehydrogenation
هیدروژن زدایی
deforestation
جنگل زدایی
descaling
پوسته زدایی
dehumidification
رطوبت زدایی
vapor deposition
رسوب سازی با بخار
silt ejector
تخلیه کننده رسوب
trap box
حوضچه رسوب زهکشها
precipating agent
عامل رسوب دهنده
reprecipitation
رسوب کردن مجدد
reprecipitation
رسوب دادن مجدد
sludge
رسوب گل و لای ضخیم
precipitation reaction
واکنش رسوب دهنده
de-escalates
تشنج زدایی کردن
de-escalated
تشنج زدایی کردن
de-escalate
تشنج زدایی کردن
de escalate
تشنج زدایی کردن
debugged
اشکال زدایی کردن
desegregates
تفکیک زدایی کردن
de-escalating
تشنج زدایی کردن
debug
اشکال زدایی کردن
desegregate
تفکیک زدایی کردن
desegregated
تفکیک زدایی کردن
desegregating
تفکیک زدایی کردن
bleaching
رنگ زدایی الیاف
defusing
تشنج زدایی کردن
defuses
تشنج زدایی کردن
program debugging
اشکال زدایی برنامه
debugging a program
اشکال زدایی یک برنامه
debugging aids
ادوات اشکال زدایی
debugging aids
وسائل اشکال زدایی
hydrodesulfurizing
گوگرد زدایی با هیدروژن
desulfurization unit
واحد گوگرد زدایی
demagnetization factor
ضریب مغناطیس زدایی
demodulation
کشف تحمیل زدایی
deskew
اریب زدایی کردن
pyrolytic dehydrogenation
هیدروژن زدایی تفکافتی
debug aids
ادوات اشکال زدایی
bleaching powder
گرد رنگ زدایی
defused
تشنج زدایی کردن
defuse
تشنج زدایی کردن
debugs
اشکال زدایی کردن
acid depolarization
قطبش زدایی اسیدی
systematic desensitization
حساسیت زدایی منظم
alluvial
ته نشینی مربوط به رسوب و ته نشین
eolian
رسوب حاصل از جریان باد
tidal mud deposits
گل رسوب شده حاصل از جزرو مد
dehydrocyclization
حلقهای شدن با هیدروژن زدایی
coppering
مس گیری رفع رسوب مس از داخل لوله
laterization
تبدیل سنگ به رسوب صخرههای قرمز
sludge
لجن غلیظ رسوب مخازن سوخت ناو
scale
ستون درجه رسوب جدار داخلی دیگ بخارناو
transversal
اجرای هر جمله از یک برنامه برای اهداف اشکال زدایی
juck work
کوبیدن میخ درکف و دیوارهای کانال به منظور ایجاد رسوب
illuviate
در اثر نقل مکان از محلی درمحل دیگری رسوب شدن
age hardening
سخت گردانی همبسته ها به وسیله تشکیل محلول جامد فوق اشباع و رسوب مقادیراضافی در اثر گذشت زمان
fractional precipitation
رسوب گیری جزء به جزء
to tip something
[British E]
رسوب کردن چیزی
[محیط زیست]
[بوم شناسی]
[حفاظت محیط زیست]
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com