English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
English Persian
it is not a to go tncre رفتن انجامصلحت نیست
Other Matches
he is indisposed to go اماده رفتن نیست
it is toolate.to go دیگر موقع رفتن نیست
It is improper to go there uninvited. ناخوانده رفتن با آنجا صحیح نیست
All is not gold that glitters. <proverb> هر آنچه میدرخشد طلا نیست(هر گردى گردو نیست).
winchester disk دیسک سخت کوچک در یک واحد بسته که وقتی پر است یا لازم نیست , قابل جدا شدن از کامپیوتر نیست
step frame استفاده از رشته ویدیویی به صورت یک فریم در هر لحظه برای زمانی که کامپیوتر قوی نیست یا آن قدر سریع نیست که تصاویر بلادرنگ را نشان دهد
transparently برنامه کامپیوتری که بر کاربر واضح نیست یا هنگام اجرا توسط کاربر قابل مشاهده نیست
transparent برنامه کامپیوتری که بر کاربر واضح نیست یا هنگام اجرا توسط کاربر قابل مشاهده نیست
leaving files open به معنای اینکه فایل بسته نیست یا حاوی نشانه پایان فایل نیست .
his parentage isunknown اصل و نسبتش معلوم نیست پدرو مادرش معلوم نیست کی هستند
it is past all hope جای هیچ امیدواری نیست هیچ امیدی نیست
pussyfoot دزدکی راه رفتن اهسته ودزدکی کاری کردن طفره رفتن
goose step رژه رفتن بدون زانو خم کردن قدم اهسته رفتن
you have no option but to go چارهای جز رفتن ندارید کاری جز رفتن نمیتوانیدبکنید
mouch راه رفتن دولادولاراه رفتن
it is inexpedient to reply پاسخ دادن مصلحت نیست پاسخ دادن مقتضی نیست
trot یورتمه رفتن صدای یورتمه رفتن اسب کودک
trots یورتمه رفتن صدای یورتمه رفتن اسب کودک
trotting یورتمه رفتن صدای یورتمه رفتن اسب کودک
trotted یورتمه رفتن صدای یورتمه رفتن اسب کودک
parade سان رفتن رژه رفتن محل سان
paraded سان رفتن رژه رفتن محل سان
parades سان رفتن رژه رفتن محل سان
parading سان رفتن رژه رفتن محل سان
storage می نیست
isn't نیست
secondary نیست
It's not new. نو نیست.
it is well enough بد نیست
temporary storage می نیست
he is not of our number از ما نیست
auxiliaries نیست
Plug and Play یچ نیست
he takes no notice of it نیست
aint نیست
auxiliary نیست
It cant be helped. چاره ای نیست
you are written حق با شما نیست
it lies beyond his competence در صلاحیت او نیست
no hurry عجلهای نیست
if you please اگرزحمت نیست
inextinct نیست نشده
i do not have it in me از من ساخته نیست
to make no mention of ذکری از ان نیست
it is nothing out of the way غریب نیست
it is unnecessary لازم نیست
that depends معلوم نیست
it is unsuitable مناسب نیست
it needs not لازم نیست
it's only me کسی نیست
my health is tolerable حالم بد نیست
nihilism نیست انگاری
ought not شایسته نیست
niet le fait کار او نیست
that is not it این نیست
it is not in good workingorder دایر نیست
it has escaped my remembrance یاد نیست
thereis no end to it انراپایانی نیست
static که پویا نیست
it is immaterial چیزی نیست
there is no hurry شتابی نیست
there is no hurry عجلهای نیست
the ice is treach erous یخ محکم نیست
that is wrong درست نیست
needn't لازم نیست
it is not half bad هیچ بد نیست
no trouble زحمتی نیست
he is a bad husband صرفه جو نیست
There is nothing wrong with you . You are all right . هیچیت نیست
Nevermind! مهم نیست !
There is no hot water آب گرم نیست.
It's not new. جدید نیست.
no matter چیزی نیست
he has nothing in him کسی نیست
he is not in it داخل نیست
he is none of my friends او از دوستان من نیست
no wonder <idiom> تعجبی نیست
close the door please اگرزحمت نیست
cold is merely privative گرما نیست
dont mention it چیزی نیست
He goes on and on . He is most persistent . ول کن معامله نیست
no object چیزی نیست
sacred cow <idiom> چارهای نیست
He is not man enough to do it . He is not the man for it . He hasnt got the guts to do it . مردش نیست
I dont remember ( recall ) . یادم نیست
no sweat <idiom> مشکلی نیست
It is all right . It is o. k. طوری نیست
Such is not the case . That is not so. اینطور نیست
he is rather i. than sick ناخوش نیست
he is out of huomor سر دماغ نیست
he is out of his senses بهوش نیست
he knows a thing or two بی تجربه نیست
he is out of huomor سر خلق نیست
he is not willing to go نیست برود
It is not advisable . It is inexpedient. صلاح نیست
He couldnt care less. He doesnt give (care)a damn. عین خیالش نیست
you're telling me <idiom> احتیاج نیست به من بگی
She is romantically inclined. She i8s game. از دو حال خارج نیست
His honest is beyond question. دردرستی اوحرفی نیست
that is no great work کار بزرگی نیست
no reply necessary [NRN] نیازی به پاسخ نیست.
that in nothing to me پیش من چیزی نیست
that is no bed of roses اش دهن سوزی نیست
He does not belong here. جای ؟ واینجا نیست
The subject under discrssion . موضوعی که مطرح نیست
It is beyond repair. It cannot be put right. درست شدنی نیست
that is not the word for it لغتش این نیست
lightweight آنچه سنگین نیست
lightweights آنچه سنگین نیست
The scales are not even . ترازو میزان نیست
He is a quitter . مرد میدان نیست
It is not known yet . It is not settled yet . هنوز معلوم نیست
It cannot be trifled with . It is no joking matter. شوخی بردار نیست
I dont have the slightest(faintest)idea. روحم خبردار نیست
I cant help it. It is beyond my control. دست خودم نیست
It is nothing to speak of . چیز قابلی نیست
oughtn't نبایستی شایسته نیست
It is not fair that . . . آخر انصاف نیست که …
rast هیج همچوچیزی نیست
that is not fair این انصاف نیست
this is not fair این انصاف نیست
that is taken for granted محتاج بدلیل نیست
there is no question but that. شکی نیست که) .00000
This isn't clean. این تمیز نیست.
thereis no end to it انتهای برای ان نیست
to put out of the way سربه نیست کردن
She couldnt care less . she is totally unconcerned . عین خیالش نیست
She takes no thought for tomorrow . بفکر فردایش نیست
It is not possible ( feasible , practicable) . اینکار عملی نیست
you need not fear لازم نیست بترسید
He is nobody. He is a nonentity. داخل آدم نیست
He is not to blame for this. تقصیر او [مرد ] نیست.
It cant be all that bad. نه بابا اینقدر هم بد نیست
To her , abI'llon tomans is a mere trifle . قابل نوشیدن نیست
This isn't mine. این مال من نیست.
that is not my a این کارمن نیست
that is not the case مطلب چنین نیست
that is not the question موضوع این نیست
There is no reason (cause) for worry (concern) جای نگرانی نیست
This isn't fresh. این تازه نیست.
There is no room for doubt. جای تردید نیست
the house is occupied خانه خالی نیست
It is not to your advantage. مقرون بصرفه نیست
there is no mistaking جای اشتباه نیست
It might be a good idea for you to come . بد نیست شما هم بیایید
unwanted آنچه لازم نیست
is it not ایا چنین نیست
it is inadvisable to say that گفتن ان مصلحت نیست
it is inadvisable to say that گفتن ان مقتضی نیست
it is never the worse هیچ بدتر نیست
it is never the worse دیگر بدتر که نیست
he is unable to speak قادربسخن گفتن نیست
That's not so! داستان اینطوری نیست!
it is not a picnic کار اسانی نیست
wrong پیام صحیح نیست
wronging پیام صحیح نیست
he is unequal to the task مرد اینکار نیست
it is not subject to review دران روا نیست
isn't he there ایا او اینجا نیست
it does not befit his state در خور شان او نیست
he is nod اهل انظباط نیست
he is not of that stamp ازان جنس نیست
he is not willing to go مایل برفتن نیست
it does not befit me to شایسته من نیست که مرانشاید که
it does not s. the condition واجدان شرایط نیست
it goes without saying نیازمند بگفتن نیست
it goes without saying محتاج بذکر نیست
he is indisposed to go مایل نیست برود
it is beyond retrieve جبران پذیر نیست
There's more to come. <idiom> این همش نیست.
it is not very hard چندان سخت نیست
it is unsatisfactory رضایت بخش نیست
an illegible writing خطی که خوانا نیست
It is not economical. مقرون به صرفه نیست.
There are plenty of other fish in the sea. <idiom> <proverb> آدم قحطی نیست.
i am out of sorts خلقم بجا نیست
used آنچه جدید نیست
no one is here هیچکس اینجا نیست
clara هدف موجود نیست
i dont care a pin مرا پروایی نیست
needle point to say لازم نیست بشمابگویم که
iam pretty well نسبه حالم بد نیست
if you dont object اگر مانعی نیست
it tells its own tale نیازمند به توضیح نیست
means are not a وسایل فراهم نیست
wrongs پیام صحیح نیست
i am out of sorts حالم خوب نیست
needle point to say احتیاج بگفتن نیست
He is not the boss for nothing. بیخود نیست رئیس شده
It is not advisable for you to take up issue with me (take me on). صلاحت نیست با من طرف بشوی
he is not of that type ازان قبیل اشخاص نیست
I have nothing more to say . دیگر عرضی نیست ( ندارم )
What is good enough for others should be good enough for you. خونت که از بقیه رنگین تر نیست
he is unworthy of his position شایسته مقام خود نیست
There is more to it than meets the eye . It is not simple as all that. موضوع اینقدرها هم ساده نیست
It is no easy matter . Its quite a job. کار سهل وساده ای نیست
he is on his last legs کار وبارش خوب نیست
My voice is not clear today. صدایم امروز صاف نیست
He cant count yet. هنوز شمردن بلد نیست
not valid abroad در خارج [از کشور] معتبر نیست
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com