English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 160 (8 milliseconds)
English Persian
gray روبه سفیدی رونده
Other Matches
white سفیدی
whiter سفیدی
whitest سفیدی
whithness سفیدی
candor سفیدی
blankness سفیدی
argent سفیدی
chalkiness سفیدی
candour سفیدی
silveriness سفیدی
whiteness سفیدی
acquittal رو سفیدی
north روبه شمال
face نما روبه
aport روبه بندر
alow روبه پایین
foxiness روبه صفتی
faces نما روبه
downward روبه پایین
heavenward روبه اسمان
one foot in the grave <idiom> روبه موت
pronely روبه زمین
impudence چشم سفیدی
watcheye سفیدی چشم
blankest سفید سفیدی
blank سفید سفیدی
alphosis سفیدی جلد
albescent مایل به سفیدی
albinism سفیدی پوست
in the wired eye روبه روی باد
decrescent روبه نقصان گذارنده
face up ورق روبه بالا
to lie prostrate روبه زمین خوابیدن
hypaethral بی پوشش روبه اسمان
landside طرف روبه خشکی
to lay prostrate روبه زمین خواباندن
to be on the increase روبه افزایش گذاشتن
slyness روبه بازی شیطنت
point blank روبه نشان مستقیم
degenerate روبه انحطاط گذاردن
degenerated روبه انحطاط گذاردن
degenerates روبه انحطاط گذاردن
degenerating روبه انحطاط گذاردن
point-blank روبه نشان مستقیم
acquittals برائت ذمه رو سفیدی
rivers سفیدی بین خطوط
river سفیدی بین خطوط
fowling روبه بازی یادوروئی کردن
extrorse روبه بیرون پشت بمادگی
snail's pace <idiom> حرکت آهسته روبه جلو
moribund در سکرات موت روبه مرگ
ice blink سفیدی افق از انعکاس دریا
straight off مستقیما درجلو موج روبه ساحل
so far, so good <idiom> تا حالاهمه چیز روبه راه است
wall eye چشمی که سفیدی ان زیادوعنبیه ان کمرنگ باشد
white line خط سفیدی که برای تمایز وتشخیص بکار رود
snow goose غاز آمریکای شمالی که پرهای سفیدی دارد.
snow geese غاز آمریکای شمالی که پرهای سفیدی دارد.
You name it , weve got it. از سفیدی ماست تا سیاهی ذغال را داریم ( همه چیز )
gaiter پارچه سفیدی که روی کفش بسته میشودگتر پارچهای
gaiters پارچه سفیدی که روی کفش بسته میشودگتر پارچهای
lime light روشنایی سفیدی که از داغ کردن اهک حاصل میشود
english toy spaniel نوعی سگ پشمالوی دارای پیشانی برامده وبینی روبه بالا
You name it . Everything under the sun . از سفیدی ماست تا سیاهی ذغال ( از شیر مرغ تا جان آدمیزاد )
havelock روکلاهی سفیدی که پشت گردن را نیز از افتاب محفوظ میدارد
slip sheet صفحه سفیدی که بین دوصفحه چاپی دیگر قرار داده شده
hereford نوعی گوساله گوشت قرمز ازنژاد انگلیسی که صورت سفیدی دارد
passengers رونده
goer رونده
passenger رونده
input در رونده
abstracter کش رونده
agoing رونده
scroungers کش رونده
inputted در رونده
scrounger کش رونده
slides پس وپیش رونده
live load بار رونده
slide پس وپیش رونده
scandent بالا رونده
jerky نامنظم رونده
running part قسمت رونده
traveling wave موج رونده
retreating blade تیغه پس رونده
sleepers خواب رونده
wader راه رونده در اب
mountant بالا رونده
marcher رژه رونده
vacationist مرخصی رونده
passer رونده شطرنج
vacationer مرخصی رونده
prevenient پیش رونده
sleeper خواب رونده
upriser بالا رونده
on the down grade پایین رونده
escalator پله رونده
progressive پیش رونده
outgoing بیرون رونده
walking راه رونده
moving staircase پله رونده
conveyor belts بند رونده
moving stairway پله رونده
ascending بالا رونده
oncoming جلو رونده
inward داخل رونده
peripatetic راه رونده
habitue رونده همیشگی
gressorial راه رونده
go ahead پیش رونده
galloping چهارنعل رونده
ascensive پیش رونده
conveyor belt بند رونده
escalator پله رونده
escalators پله رونده
ascensive بالا رونده
ascendent بالا رونده
crossing رژه رونده
moving staircases پله های رونده
moving stairs {pl} پله های رونده
escalators پله های رونده
yo-yo بالا و پایین رونده
yo-yos بالا و پایین رونده
moving stairways پله های رونده
encyclic بدست چندنفر رونده
excursionist گردش رونده سیاح
grovelling سینه مال رونده
connected passes pawns پیادههای رونده متصل
belt conveyor نوار یا بند رونده
headlong بی پروا شیرجه رونده
mortals از بین رونده مردنی
plantigrade راه رونده روی کف پا
mortal از بین رونده مردنی
reptiles سینه مال رونده
reptile سینه مال رونده
saltigrade با جست راه رونده
groveling سینه مال رونده
slouchy دولا دولاراه رونده
progressive تصاعدی جلو رونده
walk گردش کننده راه رونده
gradual قدم بقدم پیش رونده
somnambular خوابگرد در خواب راه رونده
digitigrade باپنجه راه رونده جانورپنجه رو
walks گردش کننده راه رونده
somnambulant خوابگرد در خواب راه رونده
retreating blade stall واماندگی تیغه پس رونده هلیکوپتر
travelling crane جرثقیل رونده بارانگیز خودرو
united pressed pawns پیادههای رونده متصل شطرنج
walked گردش کننده راه رونده
protected passed pawn پیاده رونده محافظت شده
passed pawn پیاده رونده یا پاسه شطرنج
naeryo jireugi ضربه دست پایین رونده
intrusive بزور داخل شونده فرو رونده
land sick کند رونده بواسطه نزدیکی بخشکی
orthograde راه رونده با بدنی راست وعمودی
decoys پیاده رونده دور شطرنج مرغ دام
decoyed پیاده رونده دور شطرنج مرغ دام
decoy پیاده رونده دور شطرنج مرغ دام
decoying پیاده رونده دور شطرنج مرغ دام
sarmentose دارای شاخههای نازک وخیمده بالا رونده
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com