English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
fringing ریشه یابی
Other Matches
involution توان یابی قوه یابی
radicate ریشه گرفتن ریشه دار شدن
rhizogenetic تولید کننده ریشه ریشه اور
rhizogenic تولید کننده ریشه ریشه اور
to take root ریشه گرفتن ریشه دوانیدن
to strike root ریشه گرفتن ریشه دواندن
sofar سیستم مسافت یابی صوتی دریایی نوعی روش مسافت یابی صوتی دریایی
plaiting [نوعی گیس بافی برای اتمام ریشه ها، در این روش که برای اتمام ریشه های فرش بکار می رود، جای آزاد گذاشتن نخ های چله آنرا بصورت اریبی دوتا دوتا یا بیشتر از لابلای یکدیگر رد کرده و نخ ها بسته به نظر آید.]
positioning موقع یابی
addressing نشانی یابی
interpolation درون یابی
marketing بازار یابی
interpolation میان یابی
orientate جهت یابی
interpolations درون یابی
orientating جهت یابی
i. and evdevolution توان یابی
orientates جهت یابی
quadricycle چهارچرخه یابی
interpolations میان یابی
position finding موقعیت یابی
achievements دست یابی
achievement دست یابی
summation مجموع یابی
calibration خصلت یابی
signal detection علامت یابی
obstacle sense حس مانع یابی
knowledge acquisition آگاهی یابی
localization موضع یابی
patterning طرح یابی
ranging مسافت یابی
castaways عمق یابی
cost finding ارزش یابی
castaway عمق یابی
matchmaking زوج یابی
troubleshooting اشکال یابی
troubleshooting عیب یابی
direction finding جهت یابی
insinuation رخنه یابی
sourcing منابع یابی
debugger اشکال یابی
mark sensing نشان یابی
error detection خطا یابی
acquisitions هدف یابی
fault finding عیب یابی
termination پایان یابی
trapping غلط یابی
orientation جهت یابی
survey زمینه یابی
acquisition هدف یابی
range finding مسافت یابی
extrapolation برون یابی
goniometry زاویه یابی
levelling ارتفاع یابی
location مکان یابی
locations مکان یابی
access دست یابی
accessed دست یابی
accesses دست یابی
accessing دست یابی
extrapolations برون یابی
factoring عامل یابی
attainment دست یابی
edgings حاشیه یابی
edging حاشیه یابی
attainments دست یابی
surveyed زمینه یابی
surveys زمینه یابی
fault detection عیب یابی
fault diagnosis عیب یابی
sound ranging مسافت یابی صوتی
absurdities test ازمون مهمل یابی
radio direction finding جهت یابی بی سیم
parallel access با دست یابی موازی
spatial orientation موقعیت یابی فضایی
maximum direction finding جهت یابی حداکثر
acoustic minehunting مین یابی صوتی
quick access با دست یابی تند
extrapolated برون یابی کردن
aerial target aquisition هدف یابی هوایی
interpolating درون یابی کردن
traced رد یابی کردن نشان
trace رد یابی کردن نشان
performance evaluation ارز یابی کارایی
extrapolating برون یابی کردن
random processing با دست یابی تصادفی
plumb ژرف یابی کردن
extrapolates برون یابی کردن
extrapolate برون یابی کردن
ranging pole شاخصهای مسافت یابی
interpolates درون یابی کردن
interpolated درون یابی کردن
interpolate درون یابی کردن
ranging مسافت یابی کردن
traces رد یابی کردن نشان
spot مسافت یابی کردن
detail یات و مسیر یابی
target aquisition سیستم هدف یابی
continuous levelling تراز یابی پیوسته
extender board وسیله عیب یابی
three dimensional direction finding جهت یابی فضایی
cost centre مرکز هزینه یابی
cost unit واحد هزینه یابی
excitor عصب یابی محرک
direction finding سمت یابی کردن
direction finding جهت یابی کردن
direction finding aerial انتن جهت یابی
direction finding station پست جهت یابی
spots مسافت یابی کردن
frigid manners اطوارخنک یابی مزه
detailing یات و مسیر یابی
space orientation موقعیت یابی فضایی
attitude survey زمینه یابی نگرش
flash ranging مسافت یابی نوری
marginal costing هزینه یابی نهایی
marginal costing هزینه یابی نهائی
locate mode باب مکان یابی
localization of function موضع یابی کارکرد
sound عمق یابی کردن
sounded عمق یابی کردن
item scaling مقیاس یابی پرسشها
job costing هزینه یابی کار
survey tests ازمونهای زمینه یابی
sounds عمق یابی کردن
soundest عمق یابی کردن
snipped ادم کوچک یابی اهمیت
snip ادم کوچک یابی اهمیت
echo sounding عمق یابی انعکاس صوت
eventration جنین بی شکم یابی روده
snipping ادم کوچک یابی اهمیت
inelegantly ازروی بی فرافتی یابی ذوقی
costing and pricing هزینه یابی و قیمت گذاری
paramorphous دارای خاصیت تغییر یابی
paramorphic دارای خاصیت تغییر یابی
knotty pate ادم خرف یابی کله
stramline flow جریان موازی یابی ممانعت
disinterestedly ازروی بی طرفی یابی علاقگی
an unerring aim نشان درست یابی خطا
tomnoddy ادم خرف یابی کله
dumb barge کرجی بی بادبان یابی موتور
contumeliously ازروی اهانت یابی حرمتی مغرورانه
quadrantal مربوط به اشتباه در دستگاه جهت یابی
high frequency radio direction finding جهت یابی رادیویی فرکانس بالا
in suspense درحال تعطیل یابی تکلیفی معلق
locating مستقر ساختن مکان یابی کردن
locates مستقر ساختن مکان یابی کردن
locate مستقر ساختن مکان یابی کردن
located مستقر ساختن مکان یابی کردن
flash ranging location تعیین محل هدفها با مسافت یابی نوری
quadrantal points نقاط یا قطبهای دستگاه جهت یابی هواپیما
range sensing تخمین زدن برد مسافت یابی کردن
there is no royal road to learning <proverb> تن به دود چراغ و بی خوابی ننهادی هنر کجا یابی
ES IS امکان مکان یابی router سیستم میانی بدهند
expansion scab ریشه
fimbriation ریشه
frange ریشه
radicle ریشه چه
fringes ریشه
fimbria ریشه
fibreless بی ریشه
fringe ریشه
cama ریشه
homoousian از یک ریشه
harle ریشه
depth of face ریشه
harl ریشه
paronymous هم ریشه
tassel ریشه
roots ریشه
stump ریشه
tassels ریشه
rootless بی ریشه
thrum ریشه
stubbing ریشه
stubbed ریشه
stub ریشه
stumps ریشه
root ریشه
stumping ریشه
stumped ریشه
radicals ریشه
radix ریشه
tie [knot] ریشه
cognate هم ریشه
scab ریشه
stubs ریشه
radical ریشه
rootlet ریشه چه
extraction ریشه
rhizogenous ریشه زا
rhizogenic ریشه زا
rhizogenetic ریشه زا
scabs ریشه
landscaping جهت یابی صفحه یا کاغذ که لبه بلندتر آن افقی است
landscapes جهت یابی صفحه یا کاغذ که لبه بلندتر آن افقی است
landscape جهت یابی صفحه یا کاغذ که لبه بلندتر آن افقی است
landscaped جهت یابی صفحه یا کاغذ که لبه بلندتر آن افقی است
geometric mean ریشه nام
imaginary root ریشه ی موهومی
hangnail ریشه ناخن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com