Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
English
Persian
algebraic language
زبان با مفاد آزاد
Other Matches
disassembler
برنامهای که کد زبان ماشین را گرفته و کد زبان اسمبلر راکه برنامه به زبان ماشین ازان ایجاد میشود تولید میکند
sense
مفاد
purports
مفاد
contents
مفاد
tenors
مفاد
texts
مفاد
text
مفاد
interpretations
مفاد
content
مفاد
contenting
مفاد
intent
مفاد
context
مفاد
contexts
مفاد
disposittions
مفاد
contexture
مفاد
senses
مفاد
sensed
مفاد
interpretation
مفاد
tenor
مفاد
purposes
مفاد
signification
مفاد
purport
مفاد
meaning
مفاد
meanings
مفاد
purported
مفاد
purporting
مفاد
significance
مفاد
purpose
مفاد
substances
مفاد مفهوم
scope
منظور مفاد
substance
مفاد مفهوم
stipulation of a contract
مفاد قرارداد
subsistance
جوهر مفاد
purporst
مفاد ادعا
promulgation of treaty
اعلام مفاد معاهده
sensed
معنی مفاد مدلول
sense
معنی مفاد مدلول
senses
معنی مفاد مدلول
at the specified tenor
بر حسب مفاد مشخص
translator
برنامهای که برنامه زبان سطح بالا را به زبان دیگر ترجمه میکند
translators
برنامهای که برنامه زبان سطح بالا را به زبان دیگر ترجمه میکند
languages
برنامهای که را در یک زبان به دستور مشابه در زبان دیگر تبدیل میکند
languages
استفاده از کامپیوتر برای ترجمه یک متن از یک زبان به زبان دیگر
language
استفاده از کامپیوتر برای ترجمه یک متن از یک زبان به زبان دیگر
language
برنامهای که را در یک زبان به دستور مشابه در زبان دیگر تبدیل میکند
assembly
زبان برنامه سازی ای که اطلاعاتی که به زبان ماشین تبدیل می کنند
host language
زبان برنامه نویسی که در ان زبان دیگری شامل شده و یاجاسازی گردیده است
compiler
که یک برنامه اصلی را که طبق اصول زبان است به زبان ماشین تبدیل و اجرا میکند
snobol
Language OrientedSymbolic String اسنوبال زبان سمبولیک رشته گرا زبان نمادی با گرایش رشتهای
target
زبانی که زبان از زبان اصلی به آن ترجمه خواهد شد
targeted
زبانی که زبان از زبان اصلی به آن ترجمه خواهد شد
targeting
زبانی که زبان از زبان اصلی به آن ترجمه خواهد شد
targetted
زبانی که زبان از زبان اصلی به آن ترجمه خواهد شد
targetting
زبانی که زبان از زبان اصلی به آن ترجمه خواهد شد
linguo dental
زبان و دندانی با زبان و دندان درست شده
targets
زبانی که زبان از زبان اصلی به آن ترجمه خواهد شد
author language
زبان برنامه نویسی که به منظور طراحی برنامههای اموزشی برای سیستم CAI یافرمان توسط کامپیوتراستفاده میشود زبان تالیف
modula
یک زبان برنامه نویسی سطح بالا که توسط Wirth Niklasبه عنوان جانشین زبان پاسکال ساخته شده است مدولا- 2
bal
زبان ساده شده زبان اسمبلی
professional slang
زبان پیشهای یا حرفهای زبان زرگری
He is speechless (inarticulate).
سرو زبان ندارد ( بی زبان است)
mealymouthed
ادم چرب زبان شیرین زبان
tenors
فحوا و مفاد و مدلول سند رونوشت حکم یا دستور دادگاه
tenor
فحوا و مفاد و مدلول سند رونوشت حکم یا دستور دادگاه
free-standing
آزاد
freelance
آزاد
dial tones
بوق آزاد
GIVE WAY
سبقت آزاد
off duty
<idiom>
دروقت آزاد
freer
آزاد کننده
freewheeling
آزاد چرخی
freewheeling
آزاد چرخ
On the free market .
دربازار آزاد
In the open air.
در هوای آزاد.
dial tone
بوق آزاد
let loose
<idiom>
آزاد گذاشتن
freelancer
پیشه ور آزاد
out in the world
در دنیای آزاد
knotless
بافت شل و آزاد
interprets
ترجمه از یک زبان به زبان دیگر
languages
مترجم زبان از یک زبان به کد ماشین .
interpreted
ترجمه از یک زبان به زبان دیگر
interpret
ترجمه از یک زبان به زبان دیگر
interpreting
ترجمه از یک زبان به زبان دیگر
glib
چرب زبان زبان دار
Arabic
زبان تازی زبان عربی
language
مترجم زبان از یک زبان به کد ماشین .
outdoorsy
<adj.>
عاشق هوای آزاد
vacancy
موقعیت شغلی آزاد
To release someone. To set someone free
کسی را آزاد کردن .
To emancipate a slave.
برده ای را آزاد کردن
drawing tools
خط و رسم آزاد است
freewheeling
دارای چرخک آزاد
absolute
آزاد از قیود فکری
supplier at arm's length
فروشنده آزاد
[اقتصاد]
advisory control
کنترل آزاد هواپیما
fixie bicycle
[fixie , one-gear bike without brakes]
دوچرخه تک دنده
[با چرخ آزاد]
freewheel
[overrunning clutch ]
چرخ آزاد
[فناوری مکانیک]
Free pree (trade,port).
مطبوعات ( تجارت ،بندر ) آزاد
to retain a freelancer
استخدام کردن پیشه ور آزاد
independent
آزاد یا کنترل شده توسط کسی
Open to the publice.
ورود برای عموم آزاد است
glasnost
سیاست بحث آزاد مطالب و مسائل
scottish gaelic
زبان محلی مردم اسکاتلند وابسته به زبان گالیک اسکاتلند
fixed-gear bicycle
دوچرخه دنده ثابت
[بدون چرخ آزاد]
admission is free to all
ورود برای همه یا همگان آزاد است
Freemason
[استاد کار بنای آزاد در اتحادیه معماران]
To stand at attention(ease).
بحالت آماده باش ( آزاد ) ایستادن ( ؟ رآمدن )
assembler
یک برنامه کامپیوتری که دستورالعملهای زبان غیر ماشین راتوسط استفاده کننده تهیه شده است به زبان ماشین تبدیل میکند برنامه مترجم
freedom
آزاد بودن برای انجام کاری بدون محدودیت
freedoms
آزاد بودن برای انجام کاری بدون محدودیت
clearest
آزاد کردن خط ارتباطی وقتی ارسال تمام شده است
clicks
نگه داشتن و آزاد کردن کلیدی از صفحه کلید یا mouse
clears
آزاد کردن خط ارتباطی وقتی ارسال تمام شده است
clicked
نگه داشتن و آزاد کردن کلیدی از صفحه کلید یا mouse
clear
آزاد کردن خط ارتباطی وقتی ارسال تمام شده است
click
نگه داشتن و آزاد کردن کلیدی از صفحه کلید یا mouse
clearer
آزاد کردن خط ارتباطی وقتی ارسال تمام شده است
arraign
احضار متهم زندانی به دادگاه جهت پاسخگویی به مفاد کیفرخواست تعقیب یا متهم کردن به طور اعم
general act
قرارداد عمومی سندی است که شرکت کنندگان در کنفرانس تنظیم نموده مفاد ان را مانند قسمتی ازقوانین داخلی بر خود لازم الاتباع اعلام می نمایند
blasts
آزاد کردن بخش هایی از حافظه که قبلاگ اختصاص داده شده بودند
blast
آزاد کردن بخش هایی از حافظه که قبلاگ اختصاص داده شده بودند
deallocate
آزاد کردن منبعی که به یک کار یا فرآیند یا رسانه جانبی اختصاص داده شده است
contentions
سیستم کنترل ارتباطی که در آن وسیله باید منتظر زمان آزاد پیش از ارسال داده شود
contention
سیستم کنترل ارتباطی که در آن وسیله باید منتظر زمان آزاد پیش از ارسال داده شود
clicks
دو عمل سریع نگه داشتن و آزاد کردن دکمه mouse برای شروع یک برنامه یا انتخاب
click
دو عمل سریع نگه داشتن و آزاد کردن دکمه mouse برای شروع یک برنامه یا انتخاب
clicked
دو عمل سریع نگه داشتن و آزاد کردن دکمه mouse برای شروع یک برنامه یا انتخاب
lazy lines
سفیدک
[رشته تارهای نخ پود که در پشت فرش آزاد بوده و جزء گره قرار نگرفته اند.]
quasi contract
عقدی را گویند که التزام طرفین به مفاد ان ناشی از تصریح خودشان نباشد بلکه به صرف وقوع عمل خارجی به حکم قانون به عمل خود ملتزم شوند
It will be interesting to see how the first free elections play themselves out.
خیلی جالب خواهد بود تا ببینید که نتیجه اولین انتخابات آزاد چه خواهد شد .
set loose
<idiom>
رها کردن چیزی که تو گفته بودی ،آزاد کردن
apl
یک زبان برنامه نویسی سطح بالا زبان برنامه نویسی رویه گرای سطح بالا برای محاسبات علمی و ریاضی
deferred share
سهامی که دارندگان ان پس از تقسیم سود سهام بین دارندگان سهام عادی باقیمانده سهام را طبق مفاد اساسنامه وشرکتنامه دریافت می دارند
oxtongue
گل گاو زبان خانواده گل گاو زبان
independently
آزاد یا بدون کنترل یا بدون اتصال
to release
آزاد کردن
[رها کردن ]
[از زندان]
fragmentation
حافظه اختصاص یافته به چندین فایل که به بخشهای آزاد و کوچکتری تقسیم میشود و آن قدر کوچک هستند که قابل استفاده نیستند ولی کلا فضای زیادی اشغال می کنند
ems dispatch
تلگراف امس عنوان واقعه مشهور ملاقات سفیر فرانسه با ویلهم اول در سال 0781 در امس که بیسمارک صدراعظم وقت المان با تحریف مفاد تلگرافی که از موضوع این ملاقات حکایت می کرد باعث بروزجنگ فرانسه و پروس شد
pile
گوشت فرش
[قسمت آزاد نخ در بالای گره است و ارتفاع آن بسته به نوع و محل بافت فرش از چند میلیمتر تا چند سانتیمتر می رسد.]
grss language
زبان جی پی اس اس
tongues
زبان
rpg language
زبان ار پی جی
c++
زبان ++C
abuser
بد زبان
hound's tongue
سگ زبان
apl language
زبان ای پی ال
two tongued
زبان
report progarm generator
زبان ار- پی- جی
glossa
زبان
apt language
زبان ای پی تی
abusers
بد زبان
as one man
با یک زبان
language
زبان
language lab
زبان
tongue
زبان
languages
زبان
tongue
[language]
زبان
language
زبان
languages
زبان ها
tongueless
بی زبان
enquiry language
زبان پرس و جو
flemish
زبان فلاندرز
dysphasia
زبان پریشی
fabricated language
زبان ساختگی
estonian
زبان استونی
english speaking
انگلیسی زبان
erse
زبان گالی
equivocator
زبان باز
dumb language
زبان بی زبانی
dancing language
زبان رقص
declarative language
زبان اعلانی
declarative language
زبان تشریحی
decompilation
به زبان اصلی
design language
زبان طراحی
dumb language
زبان حال
formal language
زبان صوری
formmal language
زبان صوری
delphinium
گل زبان در قفا
She has a vicious tongue .
بد زبان است
grammer
دستور زبان
baby-talk
زبان بچهگانه
language laboratory
آزمایشگاه زبان
graphic language
زبان نگارهای
language laboratories
آزمایشگاه زبان
gujarati
زبان گجراتی
halophrastic language
زبان تک واژهای
hibernian
ایرلندی زبان
high dutch
زبان المانی
gramarey
دستور زبان
fortran
زبان فرترن
fortran iv
زبان فرترن 2
gaulish
زبان گال
lingua franca
زبان میانجی
gestural postural language
زبان اطواری
gift of the gab
روانی زبان
glib tongued
چرب زبان
glibness
طلاقت زبان
glossal
مربوط به زبان
glossitis
ورم زبان
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com