Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (13 milliseconds)
English
Persian
deadbeat
زدن ضربه بدون برگشت وعکس العمل
deadbeats
زدن ضربه بدون برگشت وعکس العمل
Other Matches
hydrofoil
سطح صاف یا موربی که دراثر حرکت اب از خلال ان بحرکت وعکس العمل دراید وغالبابشکل پرده یا باله ای ست
hydrofoils
سطح صاف یا موربی که دراثر حرکت اب از خلال ان بحرکت وعکس العمل دراید وغالبابشکل پرده یا باله ای ست
rebounding
ضربه برگشت
downward travel
ضربه برگشت
rebound
ضربه برگشت
rebounds
ضربه برگشت
rebounded
ضربه برگشت
back stroke
ضربه برگشت پیستون
flattest
ضربه بدون ایجاد پیچ در گوی بیلیارد حالت کشیده و بدون انحنای بادبان دریای ارام سطح اب مناسب ماهیگیری
flat
ضربه بدون ایجاد پیچ در گوی بیلیارد حالت کشیده و بدون انحنای بادبان دریای ارام سطح اب مناسب ماهیگیری
shockless
بدون ضربه
bases empty
ضربه بدون حضور بازیگر درپایگاهها
fly kick
ضربه در هوا با پا بدون گرفتن با دست
bunt
ضربه زدن به توپ بدون تاب دادن چوب
bunter
توپزن ماهر در ضربه بدون تاب دادن چوب بیس بال
grangerite
کسیکه موادچاپی وعکس ازکتابهای دیگربریده درکتاب تالیفی خودگذا
divert action
عکس العمل متضاد عکس العمل مخالف
back to battery
برگشت لوله به حالت اول عمل برگشت لوله توپ
hit
ضربه به توپ یا حریف ضربه بدنی به حریف برای خروج او از بازی ضربه
hits
ضربه به توپ یا حریف ضربه بدنی به حریف برای خروج او از بازی ضربه
hitting
ضربه به توپ یا حریف ضربه بدنی به حریف برای خروج او از بازی ضربه
punts
ضربه با پا باانداختن توپ بزمین و ضربه زدن پیش ازتماس ان با زمین
punted
ضربه با پا باانداختن توپ بزمین و ضربه زدن پیش ازتماس ان با زمین
punt
ضربه با پا باانداختن توپ بزمین و ضربه زدن پیش ازتماس ان با زمین
impluse response
پاسخ ضربه رفتار ضربه تابع انتقال ایمپولز
informally
بدون تشریفات بدون رعایت مراسم اداری یا قانونی
without any reservation
بدون هیچ قید وشرط بدون استثنا مطلقا
unformed
بدون شکل منظم هندسی بدون سازمان
cross
ضربه هوک پس از ضربه حریف
crosses
ضربه هوک پس از ضربه حریف
crossest
ضربه هوک پس از ضربه حریف
crosser
ضربه هوک پس از ضربه حریف
premium
حق العمل
commission
حق العمل
premiums
حق العمل
commissioning
حق العمل
brokerage
حق العمل
factorage
حق العمل
brokage
حق العمل
commissions
حق العمل
commission fee
حق العمل
reaction
عکس العمل
resilient
عکس العمل
commissioner
حق العمل کار
commissioners
حق العمل کار
prompt
عکس العمل
prompted
عکس العمل
prompts
عکس العمل
rough and ready
سریع العمل
reactions
عکس العمل
respond
عکس العمل
factors
حق العمل کار
commission agent
حق العمل کار
factorage
حق العمل کاری
reactional
عکس العمل
reactive effect
عکس العمل
reflex force
فشارعکس العمل
responded
عکس العمل
factor
حق العمل کار
responds
عکس العمل
sclaff
ضربه چوب به زمین و سپس به گوی بجای ضربه مستقیم به گوی
independently
آزاد یا بدون کنترل یا بدون اتصال
of no interest
بدون اهمیت
[بدون جلب توجه]
commission
حق العمل مامور شدن
commissioning
حق العمل مامور شدن
commissions
حق العمل مامور شدن
immediate action
عکس العمل فوری
responses
عکس العمل به دلیلی
reaction force
نیروی عکس العمل
reaction time
زمان عکس العمل
reflex force
نیروی عکس العمل
reflexology
عکس العمل شناسی
repercussion
عکس العمل واکنش
reactions
انفعال عکس العمل
reaction
انفعال عکس العمل
factor
حق العمل کار نماینده
factors
حق العمل کار نماینده
transfer instruction
دستور العمل انتقال
reaction equation
معادله عکس العمل
reaction curve
منحنی عکس العمل
interaction
عکس العمل متقابل
response
عکس العمل به دلیلی
latency
دوره عکس العمل
n address instruction
دستور العمل با N نشانی
reflex
عکس العمل غیرارادی
on commission
بطورحق العمل کاری
rapid
سریع العمل چابک
retaliation
عکس العمل متقابل
pseudoinstruction
شبه دستور العمل
reflexes
عکس العمل غیرارادی
actual instruction
دستور العمل واقعی
reactor
عامل عکس العمل
background count
عکس العمل تشعشع
armature reaction
عکس العمل ارمیچر
reactors
عامل عکس العمل
modulus of subgrade reaction
ضریب عکس العمل
coefficient of subgrade reaction
ضریب عکس العمل
Taoism
روش فکری منسوب به lao-tseفیلسوف چینی که مبتنی است بر اداره مملکت بدون وجوددولت و بدون اعمال فرمها واشکال خاص حکومت
reacted
عکس العمل نشان دادن
return
مراجعت کردن عکس العمل
returning
مراجعت کردن عکس العمل
reaction of support
عکس العمل تکیه گاه
returned
مراجعت کردن عکس العمل
reacting
عکس العمل نشان دادن
reacts
عکس العمل نشان دادن
shiping agent
حق العمل کار بارگیری کشتی
commissioning
حق العمل نمایندگی یا ماموریت دادن
commissions
حق العمل کاری امانت فروشی
commissions
حق العمل نمایندگی یا ماموریت دادن
commission
حق العمل کاری امانت فروشی
commission
حق العمل نمایندگی یا ماموریت دادن
commissioning
حق العمل کاری امانت فروشی
returns
مراجعت کردن عکس العمل
react
عکس العمل نشان دادن
responsive
دارای عکس العمل سریع جواب گو
backlash
عکس العمل سیاسی واکنش شدید
acoustic circuit
مدار عکس العمل انفجار صوتی
parataxis
مرتب شدن بدون ربط منطقی توالی دو عبارت یا جمله بدون ربط یا عوامل دستوری دیگر
lynch law
مجازات بدون دادرسی که مردم از پیش خود معین کنند, مجازات مجرمین بدون رسیدگی قضایی وقانونی
unstressed
بدون اضطراب بدون کشش
offhand
بدون مقدمه بدون تهیه
unbranched
بدون انشعاب بدون شعبه
achylous
بدون کیلوس بدون قیلوس
boomeranged
عملی که عکس العمل ان بخودفاعل متوجه باش د
boomeranging
عملی که عکس العمل ان بخودفاعل متوجه باش د
boomerang
عملی که عکس العمل ان بخودفاعل متوجه باش د
boomerangs
عملی که عکس العمل ان بخودفاعل متوجه باش د
triggerman
ادمکش سریع العمل درمیان جماعت اوباش
shank
ضربه زدن به توپ با قوزک یاکنار پا ضربه زدن به گوی باعقب چوب گلف یا بدنه ان قسمتی از لنگر که طناب به ان وصل شود قسمتی از قلاب ماهیگیری بین سوراخ وانحنا
antigens
مادهای که در بدن ایجادعکس العمل علیه خودش میکند
operation
درستور العمل ریاضی که بر روی داده انجام میشود
interactive
پردازش آن و اعمال عکس العمل بلاد رنگ روی آن
antigen
مادهای که در بدن ایجادعکس العمل علیه خودش میکند
dummies
محصول کپی برای بررسی عکس العمل مشتری به طرح
reaction time
زمان اماده شدن یکان برای عکس العمل به دستورات
dummy
محصول کپی برای بررسی عکس العمل مشتری به طرح
del credere
ضمانت فروشنده حق العمل کار نسبت به معتبر بودن خریدار
anthropomorphic software
نرم افزاری که به آنچه کاربر می گوید عکس العمل نشان میدهد
reactionpropulsion
سیستم پرتاب جت با استفاده از نیروی عکس العمل گازهای خروجی از یک لوله
placekick
ضربه به توپ کاشته شده ضربه کاشته
reflux
برگشت
turnover
برگشت
turnaround
برگشت
regression line
خط برگشت
turnarounds
برگشت
refluence
برگشت
turnrounds
برگشت
recurrenge
برگشت
recrvdescence
برگشت
turnabout
برگشت
recrudescence
برگشت
regurgitation
برگشت
reoccur
برگشت
returned
برگشت
returning
برگشت
returns
برگشت
recovery
برگشت
recoveries
برگشت
relapsing
برگشت
relapses
برگشت
relapsed
برگشت
relapse
برگشت
return
برگشت
tergiversation
برگشت
veered
برگشت
back water
برگشت اب
return line
خط برگشت
retrocedence
برگشت
retrocession
برگشت
retrogression
برگشت
right of reversion
برگشت
veer
برگشت
turnabouts
برگشت
d.c. restoration
برگشت دی سی
d.c. reinsertion
برگشت سی دی
veers
برگشت
capsizal
برگشت
recoiling
برگشت
reverts
برگشت
reverting
برگشت
reversal
برگشت
upturn
برگشت
recoils
برگشت
reversals
برگشت
recoiled
برگشت
revert
برگشت
reverted
برگشت
regression
برگشت
recoil
برگشت
drawbacks
برگشت
drawback
برگشت
interactive
سیستم نمایش که قادر به عکس العمل نشان دادن به ورودی مختلف کاربر است
back water curve
منحنی برگشت اب
irrevocably
بطور بی برگشت
return flow
جریان برگشت
return current
جریان برگشت
irreversible
برگشت ناپذیر
return conductor
سیم برگشت
return wire
سیم برگشت
reversible
برگشت پذیر
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com