English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (3 milliseconds)
English Persian
flamboyant زرق وبرق دار وابسته به مکتب معماری گوتیگ
Other Matches
Pre-Raphaelites وابسته به این مکتب و نقاشان آن
cubist وابسته به مکتب هنری کوبیسم
Pre-Raphaelite وابسته به این مکتب و نقاشان آن
cubistic وابسته به مکتب هنری کوبیسم
architectural وابسته به معماری
Deinocrates [معماری وابسته به کلیمی های یونانی]
baroque وابسته به سبک معماری در قرن هیجدهم سبک بیقاعده وناموزون موسیقی
Historicism [معماری متاثر از زمان گذشته بخصوص معماری احیای مذهبی]
late-Modern architecture [معماری که تصویرها و ایده ها و نقش و نگار آن گرفته شده از جنبش معماری مدرن بود.]
German Order سبک معماری آلمانی [نوعی از سبک معماری کرنتی قرن هجدهم انگلستان]
Ionic Order [معماری یونی یا سبک بالشی از سبک های معماری کلاسیک در یونان و رم]
architecture proper معماری بمعنی واقعی کلمه معماری واقعی
luster زرق وبرق
glitzy پر زرق وبرق
glitziest پر زرق وبرق
flamboyance زرق وبرق
flamboyancy زرق وبرق
splendid پرزرق وبرق
clinquant پرزرق وبرق
gorgeously بازرق وبرق
thunder storm رعد وبرق
glitzier پر زرق وبرق
splendidly پرزرق وبرق
gaily پر زرق وبرق
showiness زرق وبرق
shininess زرق وبرق
sheeny پر زرق وبرق
firelight رعد وبرق
lustrous پرزرق وبرق
lustre زرق وبرق
brandished زرق وبرق دادن
gaudy زرق وبرق دار
tawdrier زرق وبرق دار
schiller زرق وبرق یا شب تابی
lackluster بدون زرق وبرق
messaline زرق وبرق دار
gorgeous زرق وبرق دار
tawdriest زرق وبرق دار
tawdry زرق وبرق دار
trumpery زرق وبرق دار
brandish زرق وبرق دادن
high-sounding پر زرق وبرق وتوخالی
high sounding پر زرق وبرق وتوخالی
showy زرق وبرق دار
brandishing زرق وبرق دادن
brandishes زرق وبرق دادن
meretricious زرق وبرق دار وبد
loudest زرق وبرق دار پرجلوه
loud زرق وبرق دار پرجلوه
louder زرق وبرق دار پرجلوه
splendors شکوه وجلال زرق وبرق
splendour شکوه وجلال زرق وبرق
splendours شکوه وجلال زرق وبرق
bedizen زرق وبرق دار کردن
fulminate رعد وبرق زدن غریدن
fulminated رعد وبرق زدن غریدن
splendor شکوه وجلال زرق وبرق
swashbuckle لباس پرزرق وبرق پوشیدن
The water and electricity have been cut off our conversation , the آب وبرق ما قطع شده است
spangle هر چیز زرق وبرق دار
thundershower رگبار همراه با رعد وبرق
spangles هر چیز زرق وبرق دار
fulminates رعد وبرق زدن غریدن
kid glove ازلای زرق وبرق بیرون امده
foofaraw ریزه کاری پر زرق وبرق ناراحتی
tinsel زرق وبرق دار پولک زدن
phallic وابسته به پرستش الت مردی وابسته به الت رجولیت وابسته به قضیب
loury دارای ابرهای تیره وپر رعد وبرق
lowery دارای ابرهای تیره وپر رعد وبرق
schiller تلالو وزرق وبرق ذرات سنگ معدنی
school مکتب
schools مکتب
ism مکتب
swashbuckler ادم دعوایی وپر هیاهو وغره دارای زرق وبرق
school مکتب دبستان
banking school مکتب بانکداری
manchester school مکتب منچستر
austrian school مکتب اتریشی
schools مکتب نحله
mathematical school مکتب ریاضی
eclecticism مکتب التقاطی
wurzburg school مکتب وورتسبورگ
cynicism مکتب کلبیون
mesmerism مکتب مسمر
schools مکتب دبستان
cynism [rare] [cynicism] مکتب کلبیون
cartesianism مکتب دکارت
protectionism مکتب حمایتی
lamarckianism مکتب لامارک
lamarckism مکتب لامارک
school مکتب نحله
cults مکتب تفکر
cult مکتب تفکر
freudianism مکتب فروید
monetary school مکتب پولی
freudism مکتب فروید
Classicism مکتب کلاسیسم
association school مکتب تداعی
raphael school مکتب رفائیل
imagism مکتب تخیل
existentialism مکتب اگزیستانسیالیزم
egalitarianism مکتب مساوات
zurich school مکتب زوریخ
materialism مکتب مادیت
Impressionism مکتب تجسم
neoclassical school مکتب نئوکلاسیک
cabalism مکتب حروفیون
nancy school مکتب نانسی
historcicism مکتب تاریخی
roman school مکتب رفائیل
orthodox school مکتب کلاسیک
utilitarianism مکتب انتفاعی
vienna school مکتب وین
leipzig school مکتب لایپزیک
operationism مکتب عملی
operationalism مکتب عملی
salpetriere school مکتب سالپتریر
thunderhead توده ابری که حاشیه اش سفیداست وقبل از رعد وبرق دراسمان فاهر میشود
realists پیرو مکتب realism
neoplatonism مکتب افلاطونیون جدید
liberal school مکتب ازادی اقتصادی
realist پیرو مکتب realism
keynesian economics مکتب اقتصادی کینز
nihilist معتقد به مکتب nihilism
sects مکتب فلسفی بخش
Art Nouveau مکتب هنری آرنوو
individualism مکتب اصالت فرد
sect مکتب فلسفی بخش
liberal school مکتب اقتصادی کلاسیک
romanticism مکتب هنری رومانتیک
semeiotic مکتب علائم رمزی
humanism مکتب اصالت انسان
semiotic مکتب علائم رمزی
cubism مکتب کوبیسم درنقاشی
monetarism مکتب اصالت پول
monetarism مکتب پول گرایی
institutionalism مکتب اصالت نهاد
hedonism مکتب رفاه طلبی
Pre-Raphaelites مکتب پیش رافائلی
imagism مکتب شعر جدید
schools پیروان یک مکتب اموزشگاه
classical economics مکتب کلاسیک در اقتصاد
egalitarianism مکتب مساوات بشر
Pre-Raphaelite مکتب پیش رافائلی
school پیروان یک مکتب اموزشگاه
school مکتب علمی یافلسفی
protectionism مکتب طرفدار حمایت
schools مکتب علمی یافلسفی
egalitarianism مکتب تساوی طلب
olympian اسمانی وابسته بخدایان کوه المپ وابسته بمسابقات المپیک
syzygial وابسته به جفت یانقاط متقابل وابسته به استقرار سه ستاره در خط مستقیم
bureaucratic وابسته به اداره بازی وکاغذ پرانی وابسته به دیوان سالاری
dialectological وابسته بعلم منطق جدلی وابسته به گویش شناسی
choral وابسته بدسته سرودخوانان وابسته به اواز دسته جمعی
subglacial وابسته به زیر توده یخ وابسته بدوره فرعی یخبندان
telepathic وابسته به دورهم اندیشی وابسته به توارد یا انتقال فکر
analytical مربوط به مکتب یا فلسفهء تحلیلی
kailyard school مکتب نویسندگی درباره اسکاتلند
monetarist هوادار مکتب پول گرایی
academy مکتب انجمن ادباء و علماء
schoolmaster نافم مدرسه مکتب دار
hedge school مکتب اموزشگاهی که درهوای ازاددایربود
analytic مربوط به مکتب یا فلسفهء تحلیلی
academies مکتب انجمن ادباء و علماء
dialectical idealism مکتب جدلی ایده الی
acatalepsy موضوع غیرقابل درک مکتب
schoolmasters نافم مدرسه مکتب دار
academies مکتب وروش تدریس افلاطونی
academy مکتب وروش تدریس افلاطونی
puritanical وابسته بفرقه پیوریتان ها وابسته به پاک دینان
phylar وابسته به راسته ودسته وابسته به قبیله ونژاد
rectal وابسته براست روده وابسته به معاء غلاظ
vehicular وابسته به وسائط نقلیه وابسته به رسانه یابرندگر
lexicographic وابسته به فرهنگ نویسی وابسته به واژه نگاری
sothic وابسته به ستاره کلب وابسته به شعرای یمانی
monetrarist keynesian debate بحث طرفداران مکتب پولی وکینزی
manchester school مکتب انگلیسی طرفدار ازادی مبادله
Pre-Raphaelite مکتب بازنمایی طبیعت آنطور که هست
Pre-Raphaelites مکتب بازنمایی طبیعت آنطور که هست
cynic بدبین وعیبجو پیرو مکتب کلبیون
cynics بدبین وعیبجو پیرو مکتب کلبیون
truant شاگرد یا ادم طفره رو مکتب گریز
bald style روش و مکتب ساده وبی لطافت
truants شاگرد یا ادم طفره رو مکتب گریز
symbolism نمایش بوسیله علائم مکتب رمزی
hegelianism مکتب فلسفی هگل فیلسوف المانی
behaviorism مکتب روانشناسی برمبنای رفتار و ادراکات فرد
building construction معماری
architecture معماری
face work معماری
architectural معماری
architectonics فن معماری
plumb rule خط کش معماری
cliquey وابسته به دسته یا گروه وابسته به جرگه
kinetic وابسته بحرکت وابسته به نیروی محرکه
monarchic وابسته به حکومت سلطنتی وابسته به سلطنت
erotic وابسته به عشق شهوانی وابسته به eros
cliquy وابسته به دسته یا گروه وابسته به جرگه
supervisory وابسته به نظارت وسرپرستی وابسته به برنگری
Cretan architecture معماری کرتی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com