Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (33 milliseconds)
English
Persian
countermining
زنجیری کردن ترتیب انفجار مینها
Other Matches
countermining distance
فاصله ضد انفجار زنجیری مین
skim sweeping
پاک کردن سطحی مینها
contact burst preclusion
ضامن ضد انفجار ضربتی وسیله ممانعت از انفجار دراثر اصابت
mine mooring
اتصال دادن مینها به همدیگر به وسیله سیم یا بند
chain shortening
کوتاه کردن زنجیری
burning train
مسیر انفجار سیکل انفجار
blast line
مسیرموج انفجار خط موج انفجار
explosive train
مدار انفجار مسیر انفجار
control buoy
بویه کنترل کننده مینها دستگاهی که محل مینهای شناور زیر دریا را نشان میدهد
caterpillars
تراکتور زنجیری بشکل کرم صد پا حرکت کردن
caterpillar
تراکتور زنجیری بشکل کرم صد پا حرکت کردن
random processing
پردازش داده به ترتیب مورد نیاز و نه ترتیب ذخیره شده
schedule
ترتیب انجام کارها یا ترتیب اختصاص زمان CPU برای پردازش در سیستم چند کاربره
scheduled
ترتیب انجام کارها یا ترتیب اختصاص زمان CPU برای پردازش در سیستم چند کاربره
schedules
ترتیب انجام کارها یا ترتیب اختصاص زمان CPU برای پردازش در سیستم چند کاربره
collocation
ترتیب نوبت و ترتیب پرداخت بدهی به طلبکاران
bursts
منفجر کردن انفجار
burst
منفجر کردن انفجار
crepitate
انفجار پی درپی کردن
chemical horn
مکانیسم انفجار مین صوتی مکانیسم انفجار شیمیایی
crackled
صدای انفجار وشکستگی تولید کردن شکستن
crackles
صدای انفجار وشکستگی تولید کردن شکستن
crackle
صدای انفجار وشکستگی تولید کردن شکستن
chain
1-مجموعهای از فایل ها یادادههای متصل بهم به ترتیب 2-مجموعهای از دستورالعمل ها که به ترتیب اجرا می شوند
chains
1-مجموعهای از فایل ها یادادههای متصل بهم به ترتیب 2-مجموعهای از دستورالعمل ها که به ترتیب اجرا می شوند
war head
قسمت قابل انفجار اژدر که هنگام مشق کردن برداشته میشود
untune
بی ترتیب کردن
phase out
به ترتیب خارج کردن
firing order
ترتیب احتراق موتور وایرچینی موتور ترتیب تیراندازی سلاح
dispose
ترتیب کارها رامعین کردن
sequences
به ترتیب مرتب کردن دنباله
to phase out something
به ترتیب خارج کردن چیزی
sequence
به ترتیب مرتب کردن دنباله
circuitry
مداربندی کردن ترتیب مدارها
agree
ترتیب دادن درست کردن
agreeing
ترتیب دادن درست کردن
agrees
ترتیب دادن درست کردن
early time
زمان حداقل انفجار اتمی زمان اولیه انفجار اتمی
selective
مرتب کردن بخشی از داده ها به ترتیب
selectively
مرتب کردن بخشی از داده ها به ترتیب
scheduling
مرتب کردن ترتیب پردازش کارها
collates
مقایسه کردن و قرار دادن موضوعات به ترتیب
to dress a salad with mayonnaise
مزین کردن
[ترتیب دادن ]
سالاد با مایونز
accession
به ترتیب خرید وارد دفتر و ثبت کردن
collate
مقایسه کردن و قرار دادن موضوعات به ترتیب
collated
مقایسه کردن و قرار دادن موضوعات به ترتیب
alphasort
مرتب کردن داده به ترتیب حروف الفبا
collating
مقایسه کردن و قرار دادن موضوعات به ترتیب
water injection
پاشیدن اب مقطر خالص به داخل سیلندر و موتورپیستونی به منظور سرد کردن مخلوط قابل انفجار و کاهش احتمال بدسوزی
batting order
ترتیب ورود توپزنها به بازی بیس بال ترتیب ورود توپزنهابه بازی کریکت
reformat
فرمت کردن دیسکی که حاوی داده است و پاک کردن داده به این ترتیب
wanton
بی ترتیب کردن شهوترانی کردن
disarranges
بی ترتیب کردن مختل کردن
disarranging
بی ترتیب کردن مختل کردن
disarrange
بی ترتیب کردن مختل کردن
derange
بی ترتیب کردن دیوانه کردن
disarranged
بی ترتیب کردن مختل کردن
andromedae
زن زنجیری
cyclic
زنجیری
bandog
سگ زنجیری
catenarian
زنجیری
andromeda
زن زنجیری
chain bridge
پل زنجیری
concatenation
هم زنجیری
riprap
سنگچینی بی ترتیب صدای وزش باد تند سنگریزی کردن
crater analysis
تجزیه و تحلیل قیف انفجار تجزیه و تحلیل قیف حاصله از انفجار گلوله ها
chain reactions
واکنش زنجیری
linkage effects
اثرات زنجیری
chains
شبکه زنجیری
chain clamp
گیره زنجیری
chain mail
زره زنجیری
chain saw
اره زنجیری
chain saws
اره زنجیری
chain effects
اثرات زنجیری
chain guage
اشل زنجیری
series generator
مولد زنجیری
chain letter
نامهی زنجیری
chain stopper
خفت زنجیری
chain
شبکه زنجیری
catenation
زنجیری شدن
chained files
فایلهای زنجیری
chained list
لیست زنجیری
chain stitch
بافت زنجیری
cascade control
تنظیم زنجیری
cascade converter
تبدیلگر زنجیری
synthetic polymer
بسپار زنجیری
Lunatic. Raving mad.
دیوانه زنجیری
cyclic item
اقلام زنجیری
tape gauge
اشل زنجیری
chain printer
چاپگر زنجیری
chain rule
قانون زنجیری
chain splice
پیوند زنجیری
chain letters
نامهی زنجیری
chain reaction
واکنش زنجیری
cumulative ionization
یونش زنجیری
motor converter
تبدیلگر زنجیری
lockstitch
کوک زنجیری
sprocket hole
سوراخ زنجیری
chain polymerization
بسپارش زنجیری
sprocket
دندانهء زنجیری
sleeve link
دکمه زنجیری
series field
میدان زنجیری
series connection
اتصال زنجیری
series conductor
رسانای زنجیری
series coil
پیچک زنجیری
series circuits
مدارهای زنجیری
chain growth polymerization
بسپارش زنجیری
series turn
دورهای زنجیری
addition polymerization
بسپارش زنجیری
chain banking
بانکداری زنجیری
track layting tractor
تراکتور چرخ زنجیری
chatelain
کمربند زنجیری زنانه
free radical chain reaction
واکنش زنجیری رادیکالی
chain survey
نقشه برداری زنجیری
chain winding
سیم پیچ زنجیری
chain reaction
واکنش زنجیری یاهستهای
caterpillar gate
دریچه چرخ زنجیری
series resonant circuit
مدار همنوای زنجیری
skirmisher
صورت بندی زنجیری
series parallel connection
اتصال زنجیری- موازی
chain rule
قاعده زنجیری
[ریاضی]
lockstitch
کوک زنجیری زدن
crawler loader
لودر چرخ زنجیری
streptobacillus
باسیلهای زنجیری وپیوسته
chain reactions
واکنش زنجیری یاهستهای
lineup
اماده ومجهز کردن ترتیب جای بازیکنان فوتبال طرز قرار گیری
concatenation motor control
تنظیم زنجیری سرعت موتور
catenulate
دارای شکل زنجیری زنجیروار
series parallel dimming
اتصال زنجیری- موازی لامپها
record
رکورد داده در یک فایل زنجیری
parallel series
مدارهای زنجیری با اتصال چندگانه
branched chain structure
ساختار زنجیری شاخه دار
chain
رکود داده در یک فایل زنجیری
chains
رکود داده در یک فایل زنجیری
series wound motor
موتور با سیم پیچ زنجیری
multiple series
مدارهای زنجیری با اتصال چندگانه
chain react
تحت واکنشهای زنجیری واقع شدن
search
جستجوی فایل عناصر به صورت لیست زنجیری
searchingly
جستجوی فایل عناصر به صورت لیست زنجیری
searches
جستجوی فایل عناصر به صورت لیست زنجیری
searched
جستجوی فایل عناصر به صورت لیست زنجیری
catena
1-تعداد اعضای یک لیست زنجیری 2-مجموعهای از حروف در یک کلمه
chain stores
فروشگاه زنجیری فروشگاههای مشابه متعلق به یک شرکت یا کالا
chain store
فروشگاه زنجیری فروشگاههای مشابه متعلق به یک شرکت یا کالا
pusher tractor
تراکتور چرخ زنجیری که اسکریپر را هنگام خاکبرداری به حرکت درمی اورد
alphabetize
به ترتیب الفبا نوشتن باحروف الفبا بیان کردن
blasts
انفجار
explosion
انفجار
blow-ups
انفجار
blast
انفجار
pops
انفجار
popped
انفجار
pop
انفجار
blow out
انفجار
explosions
انفجار
blow up
انفجار
blasting
انفجار
blastment
انفجار
displosion
انفجار
blow-up
انفجار
plosion
انفجار
bursts
انفجار
burst
انفجار
detonation
انفجار
brisance
انفجار
detonations
انفجار
eruption
انفجار
explosive
قابل انفجار
crackled
صدای انفجار پی در پی
destruct system
سیستم انفجار
burst wave
موج انفجار
big bang
انفجار بزرگ
crackle
صدای انفجار پی در پی
high order detonation
انفجار شدید
detonations
انفجار ضربهای
detonative
اماده انفجار
detonations
انفجار ناگهانی
crackles
صدای انفجار پی در پی
explosion hazard
خطر انفجار
explosimeter
انفجار سنج
impact action
اثر انفجار
explosiveness
قابلیت انفجار
explosive force
قدرت انفجار
POWs
صدای انفجار
explosive force
نیروی انفجار
POW
صدای انفجار
blasting machine
دستگاه انفجار
explosive energy
قدرت انفجار
blast wave
موج انفجار
blast effect
اثر انفجار
fire time
زمان انفجار
explosion proof
پوشش ضد انفجار
ignitor
وسیله انفجار
implosion
انفجار از داخل
detonation
انفجار ضربهای
gusts
انفجار فوت
atom samshing
انفجار اتمی
craters
قیف انفجار
crater
قیف انفجار
yielded
بازده انفجار
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com