English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (30 milliseconds)
English Persian
snuffle زهد فروشی کردن صدای خس خس بینی
snuffled زهد فروشی کردن صدای خس خس بینی
snuffles زهد فروشی کردن صدای خس خس بینی
snuffling زهد فروشی کردن صدای خس خس بینی
Other Matches
chortling صدای خرخرکردن صدای خرناس کردن
chortle صدای خرخرکردن صدای خرناس کردن
chortles صدای خرخرکردن صدای خرناس کردن
chortled صدای خرخرکردن صدای خرناس کردن
bistro اغذیه فروشی و مشروب فروشی
bistros اغذیه فروشی و مشروب فروشی
oversells فزون فروشی کردن
overselling فزون فروشی کردن
oversell فزون فروشی کردن
oversold فزون فروشی کردن
retail خرده فروشی کردن
to prank out oneself خود فروشی کردن
to peacock oneself vref خود فروشی کردن
wares کالای فروشی پرهیز کردن از
ware کالای فروشی پرهیز کردن از
pedantize از روی خامی علم فروشی کردن
wholesale بطور یکجا عمده فروشی کردن
pontificated اسقفی کردن فضل فروشی کردن
pontificating اسقفی کردن فضل فروشی کردن
pontificates اسقفی کردن فضل فروشی کردن
pontificate اسقفی کردن فضل فروشی کردن
twanging صدای تودماغی صدای دنگ دنگ ایجاد کردن
twanged صدای تودماغی صدای دنگ دنگ ایجاد کردن
twang صدای تودماغی صدای دنگ دنگ ایجاد کردن
twangs صدای تودماغی صدای دنگ دنگ ایجاد کردن
to make a p of one's learing دانش خودرا نمایش دادن علم فروشی کردن
pug nosed دارای بینی کوتاه وسر بالا پهن بینی
snub-nosed دارای بینی کوتاه وسر بالا پهن بینی
snub nosed دارای بینی کوتاه وسر بالا پهن بینی
tinkled صدای جرنگ صدای جرنگ جرنگ کردن طنین داشتن
tinkling صدای جرنگ صدای جرنگ جرنگ کردن طنین داشتن
tinkles صدای جرنگ صدای جرنگ جرنگ کردن طنین داشتن
tinkle صدای جرنگ صدای جرنگ جرنگ کردن طنین داشتن
honk صدای خوک یاگراز صدای غاز وحشی یا بوق ماشین وامثال ان
honked صدای خوک یاگراز صدای غاز وحشی یا بوق ماشین وامثال ان
honking صدای خوک یاگراز صدای غاز وحشی یا بوق ماشین وامثال ان
honks صدای خوک یاگراز صدای غاز وحشی یا بوق ماشین وامثال ان
acrophony صدای حرف اول کلماتی که معرف خود ان کلمه باشدمانند صدای a درالف
pings صدای تیزی شبیه صدای اصابت گلوله به دیوار
voicing وسیلهای که صدای مشابه صدای انسان تولید میکند
pinging صدای تیزی شبیه صدای اصابت گلوله به دیوار
synthesizer وسیلهای که صدای مشابه صدای انسان تولید میکند
ping صدای تیزی شبیه صدای اصابت گلوله به دیوار
pinged صدای تیزی شبیه صدای اصابت گلوله به دیوار
synthesizers وسیلهای که صدای مشابه صدای انسان تولید میکند
voices وسیلهای که صدای مشابه صدای انسان تولید میکند
synthesisers وسیلهای که صدای مشابه صدای انسان تولید میکند
voice وسیلهای که صدای مشابه صدای انسان تولید میکند
contralto زیرترین صدای مردانه بم ترین صدای زنانه
contraltos زیرترین صدای مردانه بم ترین صدای زنانه
septum حفرههای بینی پره بینی
schedules برنامه ریزی کردن پیش بینی کردن
predictions از قبل پیش بینی کردن محاسبه کردن
schedule برنامه ریزی کردن پیش بینی کردن
scheduled برنامه ریزی کردن پیش بینی کردن
prediction از قبل پیش بینی کردن محاسبه کردن
to read people's hands کف بینی کردن
phut تق صدای ترکیدن بادکنک صدای گلوله
monophthong صدای ساده وتنها صدای بسیط
expects پیش بینی کردن
dope پیش بینی کردن
expected پیش بینی کردن
dopes پیش بینی کردن
expecting پیش بینی کردن
forecast پیش بینی کردن
expect پیش بینی کردن
augur پیش بینی کردن
miscalculated بدپیش بینی کردن
miscalculating بدپیش بینی کردن
forecasted پیش بینی کردن
second-guessing پیش بینی کردن
anticipating پیش بینی کردن
miscalculates بدپیش بینی کردن
foresees پیش بینی کردن
foresee پیش بینی کردن
second guess پیش بینی کردن
second-guess پیش بینی کردن
anticipates پیش بینی کردن
foreshow پیش بینی کردن
anticipated پیش بینی کردن
anticipate پیش بینی کردن
second-guesses پیش بینی کردن
second-guessed پیش بینی کردن
forecasts پیش بینی کردن
augured پیش بینی کردن
to make provision پیش بینی کردن
preparations پیش بینی کردن
preparation پیش بینی کردن
to blow one's nose بینی پاک کردن
previse پیش بینی کردن
prognosticate پیش بینی کردن
augurs پیش بینی کردن
prevision پیش بینی کردن
auguring پیش بینی کردن
miscalculate بدپیش بینی کردن
nose-picking انگشت کردن در بینی
plans پیش بینی کردن
plan پیش بینی کردن
miscalculates پیش بینی غلط کردن
to provide for old age پیش بینی روزگارپیری را کردن
preselect پیش بینی موضع کردن
miscalculating پیش بینی غلط کردن
antedates پیش بینی کردن جلوانداختن
antedated پیش بینی کردن جلوانداختن
miscalculate پیش بینی غلط کردن
look forward to something <idiom> را لذت پیش بینی کردن
predict قبلا پیش بینی کردن
miscalculated پیش بینی غلط کردن
predicting قبلا پیش بینی کردن
predicts قبلا پیش بینی کردن
provide for in the budget در بودجه پیش بینی کردن
antedate پیش بینی کردن جلوانداختن
forecasts براورد کردن از قبل پیش بینی
foretaste ازمایش قبلی پیش بینی کردن
forecasted براورد کردن از قبل پیش بینی
to p for a sum in the budget مبلغی را بودجه پیش بینی کردن
forecast براورد کردن از قبل پیش بینی
crepitate صدای خش خش کردن
swishing صدای فش فش کردن
swishes صدای فش فش کردن
swished صدای فش فش کردن
swish صدای فش فش کردن
to blate مع مع کردن [صدای بز]
swoosh صدای خش خش کردن
plink صدای دق دق کردن
extrapolates ازروی قرائن و امارات پیش بینی کردن
extrapolated ازروی قرائن و امارات پیش بینی کردن
extrapolate ازروی قرائن و امارات پیش بینی کردن
extrapolating ازروی قرائن و امارات پیش بینی کردن
skirl صدای زیر صدای نی انبان
gee صدای هی و هین کردن
sizzled صدای هیس کردن
chirr صدای ملخ کردن
whooshed صدای صفیرایجاد کردن
ping صدای غژایجاد کردن
whooshes صدای صفیرایجاد کردن
sizzles صدای هیس کردن
sizzling صدای هیس کردن
bellow صدای گاو کردن
pings صدای غژایجاد کردن
bellow صدای غرش کردن
pinging صدای غژایجاد کردن
turn down <idiom> کم کردن صدای بلند
whooshing صدای صفیرایجاد کردن
pinged صدای غژایجاد کردن
keck صدای قی کردن دراوردن
bellowed صدای گاو کردن
bleated صدای بزغاله کردن
bleats صدای بزغاله کردن
bellowing صدای غرش کردن
sizzle صدای هیس کردن
bleat صدای بزغاله کردن
bellowing صدای گاو کردن
bleating صدای بزغاله کردن
bellowed صدای غرش کردن
whoosh صدای صفیرایجاد کردن
zooms با صدای وزوز حرکت کردن
zoomed با صدای وزوز حرکت کردن
squeaks با صدای جیغ صحبت کردن
squeaking با صدای جیغ صحبت کردن
zoom با صدای وزوز حرکت کردن
squeaked با صدای جیغ صحبت کردن
stridulate تولید صدای گوشخراش کردن
squeak با صدای جیغ صحبت کردن
bellowed صدای شبیه نعره کردن
vociferate با صدای بلند ادا کردن
screeck صدای گوشخراش ایجاد کردن
bellowing صدای شبیه نعره کردن
bellow صدای شبیه نعره کردن
screak صدای گوشخراش ایجاد کردن
emunctory مربوط به پاک کردن بینی عضو دافع فضولات بدن
distorts صدای نامفهوم از بی سیم بی قواره کردن
distort صدای نامفهوم از بی سیم بی قواره کردن
squish صدای شکستن یا پرتاب چیزی له کردن
plodded اهسته ومحکم حرکت کردن صدای پا
diphthongize تلفظ کردن دو صدای جداگانه در یک وهله
plodding اهسته ومحکم حرکت کردن صدای پا
plods اهسته ومحکم حرکت کردن صدای پا
plod اهسته ومحکم حرکت کردن صدای پا
whish : صدای حرف "سین " ایجاد کردن
plash صدای چلپ چلوپ ایجاد کردن
guided propagation تبلیغات پیش بینی شده انتشار امواج رادار در مسیرپیش بینی شده ردیابی هدایت شده رادار
snapping شکستن صدای شلاق با سرعت عمل کردن
crackles صدای انفجار وشکستگی تولید کردن شکستن
snap شکستن صدای شلاق با سرعت عمل کردن
snapped شکستن صدای شلاق با سرعت عمل کردن
booed صدای گاو یا جغد کردن افهار تنفر
To speak in a low voice. آهسته صحبت کردن ( با صدای کوتاه ،یواش )
snaps شکستن صدای شلاق با سرعت عمل کردن
crackled صدای انفجار وشکستگی تولید کردن شکستن
crackle صدای انفجار وشکستگی تولید کردن شکستن
quacked صدای اردک کردن دوای قلابی دادن
boo صدای گاو یا جغد کردن افهار تنفر
quack صدای اردک کردن دوای قلابی دادن
boos صدای گاو یا جغد کردن افهار تنفر
quacks صدای اردک کردن دوای قلابی دادن
quacking صدای اردک کردن دوای قلابی دادن
booing صدای گاو یا جغد کردن افهار تنفر
plegaphonia گوش کردن صدای سینه هنگام دق خشکنای
boh صدای گاو یا جغد کردن افهار تنفر
Recent search history
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com