English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (37 milliseconds)
English Persian
tide drain زهکشی کردن با لوله
Other Matches
field drain pipe لوله زهکشی
subsoil pipe لوله زهکشی
header pipe لوله زهکشی
drain pipe لوله زهکشی
water displacement زهکشی سیستم زهکشی مهمات نوعی روش پر کردن خرج فسفرسفید در داخل گلوله
drain without pipe زهکشی بدون لوله
drain زهکشی کردن
draining زهکشی کردن
drains زهکشی کردن
drained زهکشی کردن
water displacement زهکشی کردن
go devil لوله پاک کن مخصوص تمیز کردن لوله نفت
intubate لوله فروکردن در بوسیله لوله باز نگاه داشتن لوله گذاردن درentrust
to pipeline با خط لوله لوله کشی کردن
water lowering زهکشی
sewerage زهکشی
drainage زهکشی
aeration drainage زهکشی تهویهای
dendritic drainage زهکشی شجری
drainge area حوزه زهکشی
drainage hypothesis فرضیه زهکشی
subsoil drainage زهکشی زیرزمینی
sheep drains جویچههای زهکشی
drain joints درز زهکشی
drain openings درز زهکشی
drainage gallery مجرای زهکشی
inherited drainage شبکه زهکشی طبیعی
waterways زهکشی دور ناو
waterway زهکشی دور ناو
hosing لوله لاستیکی مخصوص اب پاشی وابیاری لوله اب اتش نشانی
hoses لوله لاستیکی مخصوص اب پاشی وابیاری لوله اب اتش نشانی
hose لوله لاستیکی مخصوص اب پاشی وابیاری لوله اب اتش نشانی
hosed لوله لاستیکی مخصوص اب پاشی وابیاری لوله اب اتش نشانی
elvate بالا بردن بالابردن لوله حرکت دادن لوله جنگ افزار در برد
muzzle burst ترکش گلوله در داخل لوله یاجلوی لوله توپ
breech end انتهای لوله توپ یا تفنگ ابتدای جان لوله
thermionic tube لوله الکترونی که دران الکترون بوسیله حرارت دادن به الکترود منتشر میشود لوله گرمایونی
sewarage زهکشی مجموع مجاری فاضلاب
cannons لوله ومتعلقات توپ توپخانه لوله دار
cannon لوله ومتعلقات توپ توپخانه لوله دار
jack ring حلقهای استوانهای که جهت نصب لوله جداریا بیرون کشیدن لوله از خاک به صورت طوق محافظ از ان استفاده میشود
vas deferens لوله خروجی بیضه لوله منی
rigatoni رشته فرنگی لوله لوله وکوتاه
lyophilization خشک کردن چیزی بوسیله منجمد کردن ان در لوله هی خالی از هوا
collimate موازی قرار دادن لوله و هدف میزان کردن تعدیل کردن
tube از لوله رد کردن
tubes از لوله رد کردن
sockets بست لوله دوراهی لوله
spigot لب لوله که در لوله دیگری جا میافتد
oviduct لوله رحمی لوله فالوپ
water pipe لوله مخصوص لوله کشی اب
pipeline assets وسایل و لولههای سوخت رسانی سیستم لوله کشی وسایل نصب لوله
angle of depression میدان حرکت لوله توپ در زیرافق زاویه حرکت زیر افق لوله
To lay the pipes . لوله کشی کردن
piped لوله کشی کردن
siphon از لوله یاسیفون رد کردن
syphoned از لوله یاسیفون رد کردن
plumb لوله کشی کردن
siphons از لوله یاسیفون رد کردن
siphoned از لوله یاسیفون رد کردن
syphons از لوله یاسیفون رد کردن
pipe لوله کشی کردن
tubulate لولهای کردن لوله دار کردن
flash tube لوله حامل جرقه چاشنی لوله رابط چاشنی با خرج انفجار
canalize نهرسازی لوله کشی کردن
lay روانه کردن لوله توپ یا تفنگ
rammed پر کردن توپ راندن به داخل لوله
layihg azimuth گرای روانه کردن لوله توپ
lays روانه کردن لوله توپ یا تفنگ
stave شبیه لوله ایجاد سوراخ کردن
rams پر کردن توپ راندن به داخل لوله
ram پر کردن توپ راندن به داخل لوله
back to battery برگشت لوله به حالت اول عمل برگشت لوله توپ
port بزرگ کردن لوله اگزاست سمت چپ قایق
boresight میزان کردن لوله و مگسک اسلحه در هدفگیری
priming پر کردن یک پمپ یا لوله با اب به منظور تخلیه هوای داخل ان
scuppered سوراخ زهکشی دیواره کشتی مجرای فاضل اب روی عرشه کشتی
scuppering سوراخ زهکشی دیواره کشتی مجرای فاضل اب روی عرشه کشتی
scupper سوراخ زهکشی دیواره کشتی مجرای فاضل اب روی عرشه کشتی
scuppers سوراخ زهکشی دیواره کشتی مجرای فاضل اب روی عرشه کشتی
collimating sight دوربین نشانه روی لوله توپ به هدف دوربین منطبق کننده لوله و هدف
anchor block بلوکهایی که جهت مهار کردن لوله هنگام نصب کار گذاشته میشوند
intubation فرو کردن لوله در حنجرهای برای برای نگاه داشتن .....دیفتری و مانندان
bore sighting محوریابی کردن محوریابی لوله توپ
angle of traverse زاویه حرکت لوله در سمت زاویه سمت لوله
density of loading تراکم پر کردن خرج در لوله تراکم خرج پرتاب
tubulation لوله
duct لوله اب
pipelines خط لوله
chimneys لوله
fire hose لوله اب
conduits لوله
pipeline خط لوله
hose لوله
tubes لوله
valve لوله
valves لوله
hickey لوله خم کن
chimney لوله
tube cutter لوله بر
nozzles سر لوله اب
spouts لوله
bore لوله
pipe line خط لوله
pipe layer لوله کش
rouleau لوله
pipe fitter لوله کش
nozzle سر لوله اب
plumber لوله کش
stave لوله اب
spouting لوله
spouted لوله
plumbers لوله کش
bores لوله
clip لوله
cannon لوله
noses سر لوله
conduit لوله
cannons لوله
tube لوله
ductile لوله شو
pipe cutter لوله بر
nose سر لوله
clipped لوله
clippings لوله
clips لوله
piped لوله
spout لوله
hoses لوله
discharge head سر لوله
sequacious لوله شو
blast main لوله دم
pipe لوله
drain pipe لوله
hosepipe لوله
downtake لوله
cylinder لوله
water pipe لوله اب
hosing لوله
rolled لوله
cylinders لوله
blast pipe لوله دم
roll لوله
rolls لوله
hosed لوله
electric lead pipe لوله برکمن
soldering blowpipe لوله لحیمکاری
electron tube لوله الکترون
socket pipe لوله مفصلی
drill pipe لوله حفرکن
cast iron pipe لوله چدنی
feed pipe لوله تغذیه
acetylene cylinder لوله استیلن
casing tube لوله جدار
pipe wrench لوله گیر
pipe straightner لوله راستکن
cannons لوله توپ
cannon لوله توپ
to turnon the gas لوله یاشیرگازرابازکردن
pipe vice لوله گیر
pipe tongs لوله گیر
main sewer لوله اصلی
main pipe لوله اصلی
spouted لوله خروجی
concrete pipe لوله بتنی
overflow pipe لوله سرریز
enteron لوله هاضمه
chain pipe لوله زنجیر
pipe reticulation لوله کشی
return pipe لوله برگشت
bores لوله توپ
mains water لوله اب اصلی
concrete pipe لوله سیمانی
test tubes لوله ازمایش
socket بست لوله
bore لوله توپ
spout لوله خروجی
cast pipe لوله چدنی
test tube لوله ازمایش
torpedo tube لوله اژدر
hoseline لوله لاستیکی
pipeline لوله کشی
pitot tube لوله پیتو
sewer pipe لوله فاضلاب
pipy لوله دار
pipelines لوله کشی
lamp chimney لوله لامپا
pipe cleaner لوله پاک کن
gun لوله توپ
exhausts لوله اگزوز
education pipe لوله تخلیه
reducer لوله رابط
windpipes لوله هوا
earth ware لوله سفالی
oil pipeline لوله نفت
end plug درپوش لوله
earthenware pipe لوله سفالین
piping لوله کشی
reducer لوله مبدل
piping لوله گذاری
Recent search history
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com