English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 205 (3 milliseconds)
English Persian
social organization سازمان اجتماعی
Search result with all words
association for computers and humanities یک سازمان بین المللی که مشوق تحقیقات در زبان مطالعات ادبی تاریخی انسان شناسی و علوم اجتماعی به کمک کامپیوتر واستفاده از ان در افرینش ومطالعه هنر و موسیقی ورقص میباشد
e c e کمیسیون اقتصادی اروپا کمیسیونی که در بطن شورای اقتصادی و اجتماعی سازمان ملل برای هماهنگ کردن روشهای اقتصادی دولتها درجهت افزایش فعالیتهای اقتصادی اروپا و نیز بسط وگسترش روابط اقتصادی کشورهای اروپایی با یکدیگرتشکیل شده است
economic and social council شورای اقتصادی و اجتماعی یکی از ارکان ششگانه سازمان ملل متحد که وفیفه اش انجام امور اقتصادی واجتماعی و فرهنگی و تربیتی مربوط به سازمان ملل
social security organization سازمان تامین اجتماعی
Other Matches
sub domain سطح دوم آدرس دهی در اینترنت که مربوط به نام سازمان در یک سازمان بزرگتر است
central treaty organization سازمان پیمان مرکزی سازمان دفاعی متشکل ازایران
secret police سازمان پلیس مخفی سازمان کاراگاهی
ibi Informatics of IntergovermentalBureauسازمانی متشکل از اعضای سازمان ملل UNESCO یانمایندگی سازمان ملل متحد
central treaty organization پاکستان وترکیه که ایالات متحده امریکانیز در ان نظارت دارد و درمانورهایش شرکت میکند .این سازمان به سال 9591تاسیس یافته و دو سازمان دفاعی دیگر غرب یعنی Natoو Seato را به هم متصل میکند
international labour organization سازمان بین المللی کار سازمانی که در جوار جامعه ملل تاسیس شد و در سال 6491 به سازمان ملل پیوست و هدف ان بهبودبخشیدن به شرایط کار ازجنبه ها مختلف و حمایت ازکارگران و منافع ایشان میباشد
stables گروه اتومبیلهای مسابقه زیرنظریک سازمان گروه اسبهای مسابقه زیر نظر یک سازمان
stable گروه اتومبیلهای مسابقه زیرنظریک سازمان گروه اسبهای مسابقه زیر نظر یک سازمان
apparatus [machinery] سازمان [سازمان اداری ]
structuring سازمان سازمان دادن
structures سازمان سازمان دادن
structure سازمان سازمان دادن
structure سازمان
structures سازمان
structuring سازمان
machinery سازمان
system سازمان
activity سازمان
activities سازمان
organisms سازمان
department سازمان
departments سازمان
inst سازمان
institution سازمان
systems سازمان
organism سازمان
organisations سازمان
organization سازمان
organizations سازمان
anti-social ضد اجتماعی
Republicans اجتماعی
societal اجتماعی
ecclesiastics اجتماعی
socio economic اجتماعی
socio political اجتماعی
ecclesiastic اجتماعی
Republican اجتماعی
public اجتماعی
anti social ضد اجتماعی
communal اجتماعی
the herd instinct حس اجتماعی
communally اجتماعی
processionary اجتماعی
social اجتماعی
organizes سازمان دادن
organizing سازمان دادن
system مجموعه سازمان
foundation سازمان خیریه
organize سازمان دادن
physique سازمان بدن
tailor سازمان دادن
sensory organization سازمان حسی
clandestine سازمان پنهانی
organized سازمان یافته
organization chart لوحه سازمان
planning organization سازمان برنامه
reorganization تجدید سازمان
nonprofit organization سازمان غیرانتفاعی
physiques سازمان بدن
tailors سازمان دادن
organising سازمان دادن
organizational مربوط به سازمان
United Nations سازمان ملل
charity organization سازمان خیریه
table of organization جدول سازمان
unit structure سازمان یکان
task organization سازمان رزمی
file organization سازمان فایل
force structure سازمان یکانها
counterintelligence سازمان ضد جاسوسی
economic organization سازمان اقتصادی
board of inspection and survey سازمان بازرسی
organisations سازمان بندی
organization سازمان بندی
labor service سازمان کار
organises سازمان دادن
data organization سازمان داده ها
visual organization سازمان دیداری
labor organization سازمان کارگری
organizations سازمان بندی
systems مجموعه سازمان
file organization سازمان پرونده
social therapy درمان اجتماعی
social work مددکاری اجتماعی
social work خدمات اجتماعی
psychosocial روانی- اجتماعی
welfare کمکهای اجتماعی
civil rights حقوق اجتماعی
social security تامین اجتماعی
social theory نظریه اجتماعی
sociopsychological اجتماعی- روانی
sociopolitical اجتماعی- سیاسی
Civil Service خدمات اجتماعی
social services خدمات اجتماعی
social studies مطالعات اجتماعی
tact فرافت اجتماعی
social system نظام اجتماعی
unsociable غیر اجتماعی
milieu محیط اجتماعی
milieus محیط اجتماعی
milieux محیط اجتماعی
socially از لحاظ اجتماعی
social science علوم اجتماعی
social sciences علوم اجتماعی
social surplus مازاد اجتماعی
national insurance بیمه اجتماعی
clambake اجتماعی درخارج
sociocultural اجتماعی- فرهنگی
social will اراده اجتماعی
socialization اجتماعی کردن
socialization اجتماعی شدن
collective اشتراکی اجتماعی
biosocial زیستی- اجتماعی
unsocialized اجتماعی نشده
social effects سودهای اجتماعی
asocial غیر اجتماعی
socializer اجتماعی کننده
socioeconomic اجتماعی واقتصادی
undersocialized نارس اجتماعی
collective security تامین اجتماعی
social engineering مهندسی اجتماعی
social transmission انتقال اجتماعی
social type سنخ اجتماعی
politico social سیاسی اجتماعی
sociopolitical اجتماعی وسیاسی
politico social سیاسی و اجتماعی
social wealth ثروت اجتماعی
sociogenesis پدیدایی اجتماعی
social good کالاهای اجتماعی
social welfare رفاه اجتماعی
socioeconomic اجتماعی- اقتصادی
homo politicus انسان اجتماعی
collectivism سیستم اجتماعی
asociality بی تفاوتی اجتماعی
social exchange تبادل اجتماعی
social integration یکپارچگی اجتماعی
social intelligence هوش اجتماعی
social lag پس افتادگی اجتماعی
social learning یادگیری اجتماعی
social self-concept خودپنداری اجتماعی
social maladjustment ناسازگاری اجتماعی
social maturity بلوغ اجتماعی
social medicine پزشکی اجتماعی
unsocial غیر اجتماعی
social milieu محیط اجتماعی
social mobility تحرک اجتماعی
social insurance بیمه اجتماعی
social facilitation تسهیل اجتماعی
social fission شکافت اجتماعی
social habit عادت اجتماعی
posses نیروی اجتماعی
posse نیروی اجتماعی
social health بهداشت اجتماعی
social hygiene بهداشت اجتماعی
social immobility بی تحرکی اجتماعی
social influence نفوذ اجتماعی
social inhibition بازداری اجتماعی
social instinct غریزه اجتماعی
social institution نهاد اجتماعی
social motive انگیزه اجتماعی
social programs برنامههای اجتماعی
social psychiatry روانپزشکی اجتماعی
social psychology روانشناسی اجتماعی
social reinforcement تقویت اجتماعی
social relations روابط اجتماعی
social role نقش اجتماعی
social status پایگاه اجتماعی
social situation موقعیت اجتماعی
social selection انتخاب اجتماعی
social self خود اجتماعی
social pressure فشار اجتماعی
social power قدرت اجتماعی
social need نیاز اجتماعی
social norm هنجار اجتماعی
social outlays مخارج اجتماعی
social peace ارامش اجتماعی
social perception ادراک اجتماعی
social phenomenon پدیده اجتماعی
social policy سیاست اجتماعی
social service خدمات اجتماعی
social evolution تکامل اجتماعی
social strcture ساخت اجتماعی
social workers کارگزار اجتماعی
social attitude نگرش اجتماعی
social behavior رفتار اجتماعی
social benefit نفع اجتماعی
social benefit منفعت اجتماعی
social capital سرمایه اجتماعی
social life زندگی اجتماعی
social scientist کارشناسعلوم اجتماعی
social changes تغییرات اجتماعی
social class طبقه اجتماعی
social consciousness هشیاری اجتماعی
social approval تایید اجتماعی
social workers مددکار اجتماعی
subversives اجتماعی و فرهنگی
subversive اجتماعی و فرهنگی
civic اجتماعی مدنی
gregarious اجتماعی دستهای
social status موقعیت اجتماعی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com