Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (2 milliseconds)
English
Persian
parallel column
ستونهای موازی
Other Matches
coastal convoy
ستونهای حمل و نقل ساحلی ستونهای حمل بار از کشتی به ساحل
parallels
چاپگری که از طریق واسط موازی به کامپیوتر وصل است و دادههای حرف را به صورت موازی می پذیرد
parallel
چاپگری که از طریق واسط موازی به کامپیوتر وصل است و دادههای حرف را به صورت موازی می پذیرد
parallelled
چاپگری که از طریق واسط موازی به کامپیوتر وصل است و دادههای حرف را به صورت موازی می پذیرد
paralleled
چاپگری که از طریق واسط موازی به کامپیوتر وصل است و دادههای حرف را به صورت موازی می پذیرد
paralleling
چاپگری که از طریق واسط موازی به کامپیوتر وصل است و دادههای حرف را به صورت موازی می پذیرد
parallelling
چاپگری که از طریق واسط موازی به کامپیوتر وصل است و دادههای حرف را به صورت موازی می پذیرد
multiple
معماری پردازنده موازی که از چندین ALU و حافظه موازی برای افزایش سرعت پردازش استفاده میکند
MIMD
معماری پردازنده موازی که تعدادی ALU و وسایل حافظه را موازی استفاده میکند تا پردازش سریع داشته باشد
lpt
در DOS نام دستگاهی است که به یکی از درگاههای موازی مربوط می گردد وچاپگرهای موازی می توانندبه ان متصل شوند
newspaper columns
ستونهای روزنامه
packed columns
ستونهای پرشده
doubled columns
ستونهای مضاعف
columnar basalt
ستونهای بازالت
snaking columns
ستونهای مارپیچی
pillars of corti
ستونهای کورتی
free standing columns
ستونهای مستقل یا مجزا
columnar basalt
ستونهای سیاه سنگی
pier mount
پایه نصب ستونهای ساختمانی
piers
پایه نصب ستونهای ساختمانی
pier
پایه نصب ستونهای ساختمانی
movement table
جدول حرکت ستونهای موتوری
apteral
ایوان ستوندار فاقد ستونهای کناری
sidelobe
ستونهای جانبی انرژی انتن رادار
peristyle
ردیف ستونهای اطراف ایوان یا حیاط
tabs
کلید کنترلی که ستونهای خروجی را مشخص میکند
tab
کلید کنترلی که ستونهای خروجی را مشخص میکند
mobile employment
استفاده از توپخانه پدافندهوایی در نقش پشتیبانی ستونهای متحرک زمینی
shunts
موازی موازی فرعی
shunted
موازی موازی فرعی
shunt
موازی موازی فرعی
tables
ساختاری که نحوه اتصال رکوردها و داده ها را به صورت رابط ه بین سط رها و ستونهای جدول نشان میدهد
tabling
ساختاری که نحوه اتصال رکوردها و داده ها را به صورت رابط ه بین سط رها و ستونهای جدول نشان میدهد
tabled
ساختاری که نحوه اتصال رکوردها و داده ها را به صورت رابط ه بین سط رها و ستونهای جدول نشان میدهد
table
ساختاری که نحوه اتصال رکوردها و داده ها را به صورت رابط ه بین سط رها و ستونهای جدول نشان میدهد
universal
قطعهای که رشته بیت سری اسنکرون را به حالت موازی یا حالت موازی را به رشته سری تبدیل میکند
systyle
دارای ستونهای تنگ تنگ
paralleled
موازی
shunts
موازی
paralleling
موازی
parallels
موازی
parallelling
موازی
parallelled
موازی
shunted
موازی
shunt
موازی
parallel
موازی
two parallel lines
دو خط موازی
parallel ruler
خط کش موازی
coaxial
موازی
side by side columns
ستونهای پهلو به پهلو
parallel processor
پردازنده موازی
parallel system
شبکه موازی
parallel processor
موازی پرداز
parallel storage
انبارش موازی
parallel transmission
ارسال موازی
parallel storage
انباره موازی
parallel sheaf
مروحه موازی
parallel run
اجرای موازی
parallel reading
خواندن موازی
parallel transmission
مخابره موازی
parallels
برابر خط موازی
parallel transmission
انتقال موازی
shunt capacitor
خازن موازی
serioprallel
دنبالهای و موازی
running in parallel
پردازش موازی
pyeonhi seogi
موازی ایستادن
parallel processing
پردازش موازی
parallel printing
چاپ موازی
parallel computer
کامپیوتر موازی
parallel circuit
مدار موازی
parallel cells
یاختههای موازی
shunts
مقاومت موازی
parallel adder
افزایشگر موازی
along
موازی با طول
machinist vise
گیره موازی
parallel access
دستیابی موازی
axially parallel
موازی محوری
antiparalle
موازی ناهمسو
collimator
موازی ساز
parallel connection
اتصال موازی
shunted
مقاومت موازی
parallel printer
چاپگر موازی
doube bead
گچ بری موازی
shunt
مقاومت موازی
parallel port
درگاه موازی
parallel operation
عملیات موازی
parallel operation
عملکرد موازی
parallel operation
عمل موازی
parallel interface
رابط موازی
parallel feed
خورد موازی
parallel conversion
تبدیل موازی
centronics interface
رابط موازی
paralleling
برابر خط موازی
parallelling
برابر خط موازی
parallel
برابر خط موازی
parallelled
برابر خط موازی
paralleled
برابر خط موازی
shunt element
عنصر موازی
clamp base vise
گیره با فکهای موازی
parallel resonant circuit
مدار همنوای موازی
flash
معدن موازی سریع A/D.
twentyfive yard line
خط 52 یاردی موازی خط پایانی
multiple transformer
مبدل با اتصال موازی
bowling crease
خط موازی جلوی پایه ها
parallel input output
ورودی و خروجی موازی
parallel search storage
انباره جستجوی موازی
collimate
موازی قرار دادن
paralleling
موازی کردن اسکیها
flashes
معدن موازی سریع A/D.
flashed
معدن موازی سریع A/D.
series parallel connection
اتصال سری- موازی
parallel trussed girder
تیر شبکهای موازی
series parallel connection
اتصال زنجیری- موازی
swings
پیچیدن موازی اسکیها
swing
پیچیدن موازی اسکیها
parallel gap welder
جوشگر شکاف موازی
parallels
موازی کردن اسکیها
to draw parallels
خطهای موازی کشیدن
parallel adder
جمع کننده موازی
parallel perspective
پرسپکتیو همرو یا موازی
one point perspective
پرسپکتیو همرو یا موازی
endline
خطوط موازی با 04 مترفاصله
gules
خطوط موازی عمودی
parallelling
موازی کردن اسکیها
branch extension
اتصال موازی فرعی
five yard line
خط داخلی و موازی خط کناری
parallel
موازی کردن اسکیها
ideal paralleling
مدار موازی ایده ال
offside line
خط فرضی موازی با دروازه
jet turn
چرخش موازی اسکی ها
parallel clamp
گیره پیچی موازی
parallel access
با دست یابی موازی
trimaran
قایق با 3 بدنه موازی
parallelled
موازی کردن اسکیها
to flatten out
بازمین موازی شدن
to flatten out
موازی زمین پروازکردن
trimarans
قایق با 3 بدنه موازی
paralleled
موازی کردن اسکیها
twentyfive
خط 52 یاردی موازی با خط دروازه
chitary jireugi
ضربه مشت موازی یا افقی
connect in parallel
بطور موازی اتصال دادن
dual
دو لیست موازی جدا از اطلاعات
to decline from the parallel
از حالت موازی خارج شدن
stramline flow
جریان موازی یابی ممانعت
series parallel dimming
اتصال زنجیری- موازی لامپها
railing
تولیدخطوط موازی روی صفحه رادار
bit parallel
طراحی و یا بکارگیری تکنیک انتقال موازی
paralleled
خط ارسال که داده موازی را کنترل میکند
stria
نوار باریک هریک از خطوط موازی
bicylindrical
دارای دو سطح استوانهای بامحورهای موازی
shunts
موازی کردن بستن بسته شدن
magnetic shunt
اتصال شنت موازی فرعی مغناطیسی
t square
خطکش مخصوص ترسیم خطوط موازی
parallelling
خط ارسال که داده موازی را کنترل میکند
parallelled
خط ارسال که داده موازی را کنترل میکند
rejector
اندوکتانس موازی برای وازدن یک فرکانس
strainght running
فرود در مسیر مستقیم بااسکیهای موازی
carding
موازی کردن الیاف قبل از ریسندگی
shunt
موازی کردن بستن بسته شدن
petri nets
مدل نمایش سیستمهای همزمان یا موازی
shunted
موازی کردن بستن بسته شدن
multidimensional
تعداد آرایههای موازی به همراه عمق
paralleling
خط ارسال که داده موازی را کنترل میکند
choir-aisle
[راهرو موازی از شبستان به جایگاه همسرایان]
railings
تولیدخطوط موازی روی صفحه رادار
parallel
خط ارسال که داده موازی را کنترل میکند
parallels
خط ارسال که داده موازی را کنترل میکند
narani seogi
ایستادن موازی پاها همعرض شانه
lateral
افقی راهرو زیرزمینی موازی جبهه
input/output
داده ورودی یا خروجی از کامپیوتر به صورت موازی
contact lights
چراغهای سفید در دو طرف باند موازی با خط مرکز ان
gangplow
گاو اهنی که شیارهای موازی ایجاد کند
parallel
داده ورودی یا خروجی از کامپیوتر به صورت موازی
parallel
وسیلهای که داده موازی را می پذیرد و ارسال میکند
gauge railway
فاصله استاندارد دو ریل موازی راه اهن
parallelled
داده ورودی یا خروجی از کامپیوتر به صورت موازی
paralleling
داده ورودی یا خروجی از کامپیوتر به صورت موازی
parallels
وسیلهای که داده موازی را می پذیرد و ارسال میکند
parallelled
وسیلهای که داده موازی را می پذیرد و ارسال میکند
paralleling
وسیلهای که داده موازی را می پذیرد و ارسال میکند
parallelling
وسیلهای که داده موازی را می پذیرد و ارسال میکند
x plate
صفحات قائم موازی در لوله اشعه کاتدی
parallelling
داده ورودی یا خروجی از کامپیوتر به صورت موازی
force displaced in parallel
[بردار]
نیروی بطور موازی جابجا شده
paralleled
وسیلهای که داده موازی را می پذیرد و ارسال میکند
parallels
داده ورودی یا خروجی از کامپیوتر به صورت موازی
paralleled
داده ورودی یا خروجی از کامپیوتر به صورت موازی
array
آرایهای از چندین آرایه دو بعدی به صورت موازی
arrays
آرایهای از چندین آرایه دو بعدی به صورت موازی
connexions
اتصالی به کامپیوتر که اجازه ارسال داده موازی میدهد
serials
قطعه الکترونیکی که داده سریال را به موازی تبدیل میکند
serial
قطعه الکترونیکی که داده سریال را به موازی تبدیل میکند
interfaces
پورت ورودی /خروجی موازی و واسط DMA است
stem turn
پیچ موازی با گام برداشتن اسکی کوهی یا درهای
fishbone mine
سیستم مین گذاری که به صورت شاخههای موازی است
interface
پورت ورودی /خروجی موازی و واسط DMA است
connection
اتصالی به کامپیوتر که اجازه ارسال داده موازی میدهد
paralleled
مدار و اتصال که امکان دریافت و ارسال داده موازی میدهد
paraheliotropism
موازی شدن برگ با پرتوافتاب برای نگرفتن روشنایی زیاد
hexapla
کتاب شش متنی که متنهای گوناگون رادرستونهای موازی نشان دهد
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com