Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
English
Persian
scale
ستون درجه رسوب جدار داخلی دیگ بخارناو
Other Matches
sighting bar
ستون درجه ونک مگسک میله ستون درجه دستگاه نشانه روی اموزشی
inner bottom
جدار داخلی
bulkhead
جدار داخلی
bulkheads
جدار داخلی
manubrium
سلولهای استوانهای میان جدار داخلی
cylinder liner
رگکش سخت و مقاوم در برابرسایش در جدار داخلی سیلندراز جنس الیاژهای سبک یامواد نرم دیگر
sighting leaf
ستون درجه تفنگ یا دستگاه نشانه روی شاخص درجه تفنگ
internal temperature
درجه حرارت داخلی
intergradation
درجه بندی داخلی
bar sight
ستون درجه
internal temperature rise
افزایش درجه حرارت داخلی
incretion
ترشح درونی یا داخلی تراوش داخلی
pilaster
هرچیزی شبیه ستون یا استوانه دیواریا جرز ستون نما
moving pivot
نفر لولای گردش ستون چرخش لولایی حرکت یک ستون
Composite Order
[شیوه ی ترکیبی ستون سازی رمی با ستون های پیچکی تزئین شده]
pilaster
شبه ستون ستون چهارگوش یانیمدایره در بدنه بنا
herma
ستون هرمس :ستون سنگی چارپرکه پیکربربالای ان بود
baluster
ستون کوچک گچ بری شده ستون نرده
blocked
[ستون، نیم ستون و پشته بند محافظ]
eustyle
[دهنه بین ستون ها بر حسب قطر ستون]
there is many a slip between the cup and the lip
<proverb>
از این ستون به آن ستون فرج است
personal column
ستون فردی ستون خصوصی در روزنامه
rudder post
ستون تیغه سکان یا ستون پاشنه
columna rostrata
[ستون های توسکانی با پایه ستون]
internal defense
پدافند داخلی پایداری داخلی
squawk
مخابره داخلی ارتباط داخلی
squawked
مخابره داخلی ارتباط داخلی
squawks
مخابره داخلی ارتباط داخلی
internal structure
ساختمان داخلی سازه داخلی
screens
جدار
curtains
جدار
sidewall
جدار
wall
جدار
wythe
جدار
screening, screenings
جدار
screened
جدار
screen
جدار
walls
جدار
hulls
جدار
race
جدار
septum
جدار
raced
جدار
dissepiment
جدار
races
جدار
hull
جدار
partition
جدار افراز
curtains
جدار پرده
partitions
جدار افراز
rough boundary
جدار زبر
casing tube
لوله جدار
tall road
راه با جدار
bearing race
جدار یاتاقان
cell
دریک صفحه گسترده کدی که موقعیت یک خانه را با سط ر و ستون مشخص میکند. معمولاگ سط رها شماره گذاری شده اند و ستون ها بر حسب حروف الفبا هستند
cells
دریک صفحه گسترده کدی که موقعیت یک خانه را با سط ر و ستون مشخص میکند. معمولاگ سط رها شماره گذاری شده اند و ستون ها بر حسب حروف الفبا هستند
beam attack
تک هواپیمای رهگیری که بازاویه افقی بیش از 54 درجه و کمتر از 531 درجه انجام میشود
chucking reamer
برقو با جدار تراش
toe crack
شکاف جدار سم اسب
thin walled cylinder
استوانه جدار نازک
slotted casing
لوله جدار مشبک
from pillar to post
از این ستون بان ستون
band of shaft
[چنبره سر ستون اطراف ستون ها]
angle-leaf
[یکی از چهارشاخه، گوشه ستون ها یا برگ های بیرون زده کنده کاری شده در ته ستون های معماری قرون وسطی]
tabulates
مرتب کردن متن در ستون هایی با حرکت نشانه گر به هر ستون جدید به صورت خودکار همان طور که متن تایپ میشود
tabulated
مرتب کردن متن در ستون هایی با حرکت نشانه گر به هر ستون جدید به صورت خودکار همان طور که متن تایپ میشود
tabulate
مرتب کردن متن در ستون هایی با حرکت نشانه گر به هر ستون جدید به صورت خودکار همان طور که متن تایپ میشود
floating reamer
برقو یا جدار تراش متحرک
phlebitic
دچار اماس جدار ورید
casings
لوله جدار چاه پوشش
casing
لوله جدار چاه پوشش
diatomaceous
دارای جدار سیلیسی شبیه گمزادان
acrus choralis
[جدار بین گروه کر و شبستان کلیسا]
lumen
حفره سلولی درون جدار گیاه
elevation indicator
صفحه مدرج درجه طبلک درجه
shoulder patch
درجه روی بازوی درجه داران
wanelength
طول جدار جداکننده یا پرده جدا کننده
uncased well
چاهی که دیواره جدار ان پوشش نشده باشد
march outpost
نگهبان ستون راهپیمایی پاسدار ستون طلایه یا جلودارستون راهپیمایی
pace setter
نفر یا خودرو نافم ستون موتوری نافم ستون راهپیمایی
pace-setter
نفر یا خودرو نافم ستون موتوری نافم ستون راهپیمایی
pace-setters
نفر یا خودرو نافم ستون موتوری نافم ستون راهپیمایی
trail formation
ارایشات ستون راهپیمایی ارایش حرکت در ستون راهپیمایی
cadre strength column
ستون مربوط به استعدادپرسنل یکان ستون استعدادپرسنل کادر
third class
درجه سوم بلیط درجه 3
third-class
درجه سوم بلیط درجه 3
superelevation
درجه ارتفاع درجه بلندی
exchanged stabilization fund
مقصودتاسیسی است در ان پول خارجی و داخلی یک کاسه میشود و به این وسیله مظنه ارز خارجی ثابت نگهداشته میشود تا تنزل پول داخلی باعث رکود تجارت و عدم اعتماد نشود
alluvium
رسوب
sediments
رسوب
dreg
رسوب
deposit
رسوب
fouling
رسوب
deposits
رسوب
sediment
رسوب
illuviation
رسوب
sinter
رسوب
alluvion
رسوب
percipitate
رسوب
fouler
رسوب
foulest
رسوب
residual
رسوب
foul
رسوب
precipitation
رسوب
mud
رسوب
fouled
رسوب
fouls
رسوب
sponson
جدار توخالی یا جاسازی شده در بدنه تانک برای تعبیه مهمات یا بی سیم
precipitate
رسوب شیمیایی
precipitate
رسوب کردن
precipitated
رسوب شیمیایی
precipitated
رسوب کردن
precipitates
رسوب شیمیایی
fouling
رسوب رسوبات
precipitating
رسوب شیمیایی
tartars
ته نشین رسوب
precipitating
رسوب کردن
precipitant
عامل رسوب
tartar
ته نشین رسوب
fouling
رسوب کردن
trap box
حوضچه رسوب
glacial deposit
رسوب یخچالی
precipitation
رسوب دادن
mud valve
دریجه رسوب
precipitation
رسوب کردن
precipitates
رسوب کردن
accretion of silt
رسوب زدایی
bosh
رسوب کوارتس
fouls
رسوب کردن
foulest
رسوب کردن
residuum
پسمانده رسوب
oil sludge
رسوب روغن
sedimentation
رسوب سازی
setting basin
حوضچه رسوب
settling basin
حوضچه رسوب
accretionof silt
رسوب زدائی
silt pit
چاله رسوب
silt sump
چاهک رسوب
silting
رسوب ته نشینی
foul
رسوب کردن
fouled
رسوب کردن
fouler
رسوب کردن
percipitate
رسوب کردن
sediment
لای رسوب
sediment
رسوب کردن
sediments
لای رسوب
deposit
رسوب کردن
sedimentation
رسوب گذاری
sediments
رسوب کردن
deposits
ذخیره رسوب
deposits
رسوب کردن
deposit
ذخیره رسوب
storage
1-حافظه داخلی کوچک با دستیابی سریع سیستم که حاوی برنامه جاری است . 2-حافظه کوچک داخلی سیستم
piled
ستون ستون لنگرگاه
pile
ستون ستون لنگرگاه
sludge
رسوب گل و لای ضخیم
silt ejector
تخلیه کننده رسوب
reprecipitation
رسوب کردن مجدد
vapor deposition
رسوب سازی با بخار
reprecipitation
رسوب دادن مجدد
precipating agent
عامل رسوب دهنده
trap box
حوضچه رسوب زهکشها
precipitation reaction
واکنش رسوب دهنده
line haul
زمان لازم برای حمل بار به وسیله ستون زمان حمل باریا زمان حرکت ستون موتوری
bubble cap plate column
ستون تقطیر بشقابک فنجانک دار ستون تقطیر با بشقابک وفنجانک حباب
alluvial
ته نشینی مربوط به رسوب و ته نشین
tidal mud deposits
گل رسوب شده حاصل از جزرو مد
eolian
رسوب حاصل از جریان باد
socle
پایه ستون برامدگی پایه ستون وامثال ان
acentrous
فاقد ستون پشتی فاقد ستون فقرات
laterization
تبدیل سنگ به رسوب صخرههای قرمز
coppering
مس گیری رفع رسوب مس از داخل لوله
sludge
لجن غلیظ رسوب مخازن سوخت ناو
illuviate
در اثر نقل مکان از محلی درمحل دیگری رسوب شدن
juck work
کوبیدن میخ درکف و دیوارهای کانال به منظور ایجاد رسوب
orphaned
خط اول پاراگراف یا متن که جداگانه در پایین ستون نوشته شود و بقیه پاراگراف در بالای ستون بعدی نوشته شود. باعث می شوند و متن نامناسب دیده شود
orphan
خط اول پاراگراف یا متن که جداگانه در پایین ستون نوشته شود و بقیه پاراگراف در بالای ستون بعدی نوشته شود. باعث می شوند و متن نامناسب دیده شود
orphans
خط اول پاراگراف یا متن که جداگانه در پایین ستون نوشته شود و بقیه پاراگراف در بالای ستون بعدی نوشته شود. باعث می شوند و متن نامناسب دیده شود
brevet
درجه افتخاری دادن فرمان درجه افتخاری
bubble tray column
ستون تقطیر بشقابک دار ستون تقطیر با بشقابک حباب
barbette
ستون نگهدارنده قبضه توپ ستون نگهدارنده قنداق توپ
age hardening
سخت گردانی همبسته ها به وسیله تشکیل محلول جامد فوق اشباع و رسوب مقادیراضافی در اثر گذشت زمان
master at arms
درجه دار انتظامات ناو درجه دار ارشد ناو
division police petty officer
درجه دار دژبان قسمت درجه دار انتظامات قسمت
valve seat reamer
جدار تراش نشیمنگاه سوپاپ برقوی نشیمنگاه سوپاپ
internal door
در داخلی
territorial
داخلی
internal medicine
طب داخلی
ben
داخلی
inner
داخلی
internal
داخلی
insides
داخلی
in-
داخلی
esoteric
داخلی
interiors
داخلی
innate
داخلی
interior
داخلی
municipal
داخلی
inside
داخلی
intramural
داخلی
domestic
داخلی
anie
داخلی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com