Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 182 (8 milliseconds)
English
Persian
i have a hunch that
سخت گمان دارم که
Other Matches
iam p to of knowing him
از اشنایی او افتخار دارم افتخار دارم که او را می شناسم
iam proud to know him
از شناسایی او افتخار دارم افتخار دارم که او رامیشناسم
they suspect him of lying
گمان
impression
گمان
surmising
گمان
guesses
گمان
guessed
گمان
surmise
گمان
surmised
گمان
surmises
گمان
impressions
گمان
guess
گمان
idea
گمان
opinion
گمان
assumption
گمان
opinions
گمان
thoughts
گمان
conjecture
گمان
thought
گمان
ideas
گمان
i do not think so
گمان نمیکنم
dubitation
گمان شک داشتن
wis
گمان کردن
i suppose so
گمان میکنم
trusting
نیک گمان
supposable
گمان کردن
dubitate
گمان چیزنامعلوم
suppositions
گمان پندار
aim
گمان جهت
supposing
گمان کردن
reckon
گمان کردن
reckoned
گمان کردن
supposes
گمان کردن
reckons
گمان کردن
think
گمان کردن
thinks
گمان کردن
suspect
گمان کردن
suppose
گمان کردن
believes
گمان داشتن
believed
گمان داشتن
aimed
گمان جهت
aims
گمان جهت
doubt
گمان دودلی
doubted
گمان دودلی
doubting
گمان دودلی
doubts
گمان دودلی
conjecture
گمان بردن
belief
ایمان گمان
suspects
گمان کردن
estimations
حدس گمان
estimation
حدس گمان
supposition
گمان پندار
believe
گمان داشتن
suspecting
گمان کردن
to believe wrong
اشتباه گمان کردن
surmises
گمان بردن حدس
surmising
گمان بردن حدس
surmise
گمان بردن حدس
surmised
گمان بردن حدس
think well of
خوش گمان بودن به
to think ill of any one
نسبت به کسی بد گمان
open hearted
راست باز خوش گمان
hunch player
شرطبند از روی حدس و گمان
i suspect him to be a liar
گمان میکنم دروغگو باشد
outguess
در حدس و گمان برتری داشتن بر
i shoudel hardly think so
گمان نمیکنم اینطور باشد
bark up the wrong tree
<idiom>
[درمورد چیزی گمان اشتباه کردن]
to think well of a person
درباره کسی خوش گمان بودن
I have a carton of cigarettes
من یک ... دارم.
venriloquism
سخن گفتن بدانسان که گمان کنندصداازجای ....دهان بیرون میاید
Santa Claus
شخص موهومی که کودکان گمان میبرند درشب عیدمیلادمسیح میاید
I'm in a hurry.
من عجله دارم.
I'm in a hurry.
من عجله دارم
I am standing by you . I am right behind you .
هوایت را دارم
I have a headache.
من سر درد دارم.
I want to have a word with you . I want you .
کارت دارم
close the door please
خواهش دارم
I have tobacco.
من یک توتون دارم.
i wish to stay here
میل دارم ...
I need my e
من دوست دارم
I agree.
قبول دارم.
I'm in doubt about it.
من بهش شک دارم.
i maintain
عقیده دارم که ...
i intend to stay here
خیال دارم که ...
I have a question.
من یک سئوال دارم.
own a house
خانهای دارم
my a is 0 years
من 04سال دارم
it is in my recollection
یاد دارم
I have cigar
من یک سیگار برگ دارم.
I have a credit card.
من کارت اعتباری دارم.
I'm on a diet.
من رژیم غذایی دارم.
I am over 50 years old.
من ۵۰ سال بیشتر دارم.
I feel nauseated.
حالت تهوع دارم.
i am rials in pocket
سه ریال در جیب دارم
i yearn for
ارزوی استراحت دارم
i stand to it that
جدا عقیده دارم که
I am staying at the hotel.
در هتل منزل دارم.
i humbly request that
خواهش عاجزانه دارم که ...
I am positive that ...
من اطمینان کامل دارم که ...
i have a suit to the shah
به شاه عرض دارم
i have a silk rug Štoo
یک قالیچه ابریشمی هم دارم
i have a hunch that
بیم یافن ان دارم که ...
i am reluctant to go
اکراه دارم از رفتن
i am purposed to go
در نظر دارم بروم
i am purposed to go
قصد دارم بروم
i am on the wrong side of 0
من بیش از 05 سال دارم
i am famishing
از گرسنگی دارم می میرم
i am busy at the moment
اکنون کار دارم
iam ill bested
موقعیت بدی دارم
I am beginning to realize ( understand ) .
کم کم دارم متوجه می شوم
I believe in God.
من به خدا ایمان دارم.
I have an appointment with the dentist.
با دندانساز قرار دارم
I owe her a grudge
حق دارم که با اولج باشم
I am deae beat . I am tired out .
از خستگی دارم غش می کنم
I am in a great hurry . I am pressed for time .
خیلی عجله دارم
I have a pain in my chest.
سینه درد دارم
I feel like throwing up.
<idiom>
دارم بالا میارم.
pale face
سفید پوست لقبی است که گمان می کنندسرخ پوستان امریکایی بمردم سفیدپوست
I would like to know the truth.
من دوست دارم که واقعیت رو بدونم.
much as I'd like to
<idiom>
با اینکه اینقدر دوست دارم
I'm working on it.
دارم روش کار میکنم.
I like it.
دوست دارم
[ آن چیز را یا کار را]
.
It pleases me.
دوست دارم
[ آن چیز را یا کار را]
.
please dont forget it
خواهش دارم فراموش نکنید
i heed your help
به مساعدت شما احتیاج دارم
I love her with my whole being .
با تمام وجود دوستش دارم
i intend to stay here
قصد دارم اینجا بمانم
I live a very regular life .
زندگی خیلی منظمی دارم
I have to study
من درس دارم به همین خاطر کم میمونم
i own to having done it
اقرار دارم که ان کار را کرده ام
I have a date with my fiandee.
با نامزدم قرار ملاقات دارم
I am very busy today .
امروز خیلی کار دارم
i have worse to tell you
بدتر از این دارم که بشمابگویم
thank tou for that book
خواهش دارم ان کتاب را به من بدهید
I'll need a plot of land .
یک قطعه زمین لازم دارم
I am going on twenty.
دارم می روم توی 20سالگی ؟
I am thinding of going to Europe.
خیال دارم به اروپ؟ بروم
He owes me some money.
از او پول می خواهم (طلب دارم )
I have all kinds of problems.
هزار جور گرفتار ؟ دارم
I have a steady monthly income.
درآمد ماهیانه ثابتی دارم
i am in a hurry for it
عجله دارم یا در شتاب هستم
do tell me
خواهش دارم بمن بگویید
i have come on business
کاری دارم اینجا امدم
i have a suit to the shah
عریضه برای شاه دارم
i p to arrange an intrriew
قصد دارم که مصاحبهای ترتیب دهم
i life that better
انرا بیشتر از همه دوست دارم
I intend to buy a car .
خیال دارم یک ماشین ( اتوموبیل ) بخرم
I have a son your age.
پسری دارم بسن ( وسال) شما
I would like to learn the truth.
من دوست دارم از واقعیت مطلع بشوم.
I'm starving
[to death]
.
از گرسنگی دارم میمیرم.
[اصطلاح مجازی]
I am working here non-stop.
یک بند دارم اینجا کار می کنم
i rely solely on god...
تنها به خدا تکیه ... دارم وبس
pray consider my case
خواهش دارم بکار من رسیدگی کنید
I have a position ( post ) of great responsibility in this company .
دراین شرکت شغل پرمسئولیتی دارم
i please to do it
خوش دارم که این کار را بکنم
I am looking for work ( ajob).
دارم دنبال کار( شغل ) می گردم
i have as many books as you
کتاب شما دارید منهم دارم
i insist that he is innocent
جدا` عقیده دارم که او بی گناه است
i insist on his innocence
جدا` عقیده دارم که او بی گناه است
I'm sure we can come to some arrangement.
من اطمینان دارم که ما می توانیم به توافقی برسیم .
My clothes are a witness to my poverty.
لباسی که بتن دارم شاهد فقر است
Can I go earlier today, just as a special exception?
اجازه دارم امروز استثنأ زودتر بروم؟
I have a free hand in this matter.
دراینکار دستم باز است ( اختیارات دارم )
i intend my son for the bar
خیال دارم پسرم را بگذارم وکالت کند
Could I have a word with you ?
عرضی داشتم (چند کلمه صحبت دارم )
i insist on your being present
جدا` عقیده دارم که شما بایدحضور داشته باشید
iam impatient to go
دلم شور میزند که بروم شتاب دارم برفتن
From your lips to God's ears!
<idiom>
امیدوارم که حق با شما باشد، اما من کمی شک و تردید دارم.
I have got into a jam . Iam in a tight corner . I am in a bad fix.
بد طوری گیر کرده ام ( دروضع سختی قرار دارم )
Is there enough time to change trains?
آیا برای تعویض قطار وقت کافی دارم؟
I am in the habit of sleeping late on Friday mornings.
عادت دارم جمعه ها صبح دیر از خواب بیدار می شوم
AFAIK
خلاصه عبارت انگلیسی: تا آنجایی که خبر دارم که در ایمیل یا چت استفاده می شود
pan
در رهگیری هوایی بمعنی به گوش باشید پیام مهمی درمورد حفظ امنیت یک کشتی یاهواپیما یا شخص دارم
pan-
در رهگیری هوایی بمعنی به گوش باشید پیام مهمی درمورد حفظ امنیت یک کشتی یاهواپیما یا شخص دارم
pans
در رهگیری هوایی بمعنی به گوش باشید پیام مهمی درمورد حفظ امنیت یک کشتی یاهواپیما یا شخص دارم
it is not t.
برای این نیست که من این یکی را ازان بیشتردوست دارم
state tiger
در رهگیری هوایی یعنی سوخت کافی برای اجرای ماموریت رهگیری دارم
request modify
درخواست تصحیح دارم درخواست تغییر میکنم
Now I'm starting to believe it.
دارم یواش یواش قبولش میکنم.
i suffer from headache
سردرد دارم دچار سردرد هستم
I like to be friends with you.
من دوست دارم با تو دوست باشم.
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com