Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 156 (9 milliseconds)
English
Persian
he is an a. on that
سخن او دراین باره است
Search result with all words
There is nothing I can do about it.
از دست من دراین باره کاری ساخته نیست
Allow me to chew it over in my mind .
اجازه بدهید دراین باره فکر کنم
I'll speak at length on this subject.
دراین باره مفصل صحبت خواهم کرد
She did not ask about this.
او
[زن]
دراین باره پرسش نکرد.
Other Matches
here below
دراین جهان
of late
دراین روزها
hereabout
دراین حدود
In this case ( instance) .
دراین مورد
in this p case
دراین موردبخصوص
in this matter
دراین امر
in this connextion
دراین زمینه
hither and thither
<idiom>
دراین سو وآن سو
there
دراین موضوع انجا
In this day and age.
دراین دور وزمان
On this holy month.
دراین روز مبارک
In this holy month.
دراین ماه مبارک
herein named
نامبرده دراین نامه
He has no influence in this company .
دراین شرکت کاره ای نیست
in the last fortnight
دراین پانزده روز گذشته
All the expenses.
دراین عکس خوب افتادید
In this day and age.
دراین سال وزمانه ( امروزه )
of late years
دراین چند سال گذشته
He talked in this connection (vein).
دراین زمینه صحبت کرد
I am a strange in this town.
دراین شهر غریب هستم
All the world and his wife were at this party .
هر کی را بگویی دراین میهمانی بود
I'll give you that
[much]
.
دراین نکته اعتراف می کنم
[که حق با تو است]
.
Did you make any profit in this deal ?
آیا دراین معامله استفاده ای داشتید ؟
I have a position ( post ) of great responsibility in this company .
دراین شرکت شغل پرمسئولیتی دارم
Generosity runs in the family.
سخاوت دراین خانواده ارثی است
How many people live here ?
چند نفر دراین خانه می نشینند ؟
We dont have qualified personnel in this company.
دراین شرکت آدم حسابی نداریم
The sun is all the more welcome. In this cold weather.
دراین هوای سرد آفتاب می چسبد
Did you get anything out of this deal ?
دراین معامله چیزی گیرت آمد ؟
You name it , they have it in thes department store.
هر چه تو بگویی دراین فروشگاه می فروشند ( دارند )
simple shear
دراین برش تنش عمودی وجودندارد
the pilgrimage of life
زندگی چندروزه ادمی دراین جهان
I made a lot of profit in the deal .
دراین معامله فایده زیادی بردم
He has a poor service record in this company.
دراین شرکت بی سابقه خوبی ندارد
It is murder driving on this freeway ( motorway , highway ) .
رانندگی دراین بزرگراه کشنده است
There are not many amusements in this town.
دراین شهر تفریحات زیادی وجود ندارد
The surely clean you out in this nightclub .
دراین کارباره آدم را لخت می کنند ( می چاپند )
It this case , the purpose has been defeated .
دراین مورد نقض غرض شده است
This shop deals in goods of all sorts .
دراین مغازه همه چیز معامله می شود
This car can hold 6 persons comefortably.
دراین اتوموبیل راحت 6 نفر راجامی گیرند
We have no vacant position ( opening ) in this company .
دراین شرکت محل ( جا و سمت ) خالی نداریم
Several people could be accommodated in this room.
چندین نفر رامی توان دراین اتاق جاداد
There are ine milion book (volumes)in this library.
دراین کتابخانه یک میلیون جلد کتاب وجود دارد
In this contract , there are no loopholes for either party .
دراین قرار داد هیچ را ؟ فراری برای طرفین نیست
neap tide
دراین حالت نیروی جاذبه ماه وخورشید در خلاف یکدیگر تاثیرمیکند
rampart
باره
rampire
باره
in relation to
در باره
one-off
یک باره
one-offs
یک باره
ter
سه باره
lake rampart
اب باره
in regard to
در باره
one-night stand
برنامهی یک باره
one-night stands
برنامهی یک باره
to sputter
[about]
تف پراندن
[در باره ]
regard
باره نسبت
herein
در این باره
tartars
باره دندان
tartar
باره دندان
on
بالای در باره
Impressionism
در باره ادراک
here
در این باره
regarded
بابت باره
regard
بابت باره
regarded
باره نسبت
regards
باره نسبت
regards
بابت باره
countermark
انگ دوم باره
aftercrop
حاصل دوم باره
to speak
[about]
صحبت کردن
[در باره]
re order
سفارش دوم باره
you do me injustice
در باره من بی عدالتی می کنید
with relation to
نسبت به راجع به در باره
It deals with ...
موضوع در باره ... است.
reapparition
فهور دوم باره
rearrngement
ترتیب دوم باره
tartarous
دارای باره دندان
to ruminate on something
اندیشه کردن
[در باره چیزی]
to proffer
[somebody something ]
[something to somebody]
[formal]
سخن گفتن در باره چیزی
to contemplate about/on/over something
اندیشه کردن
[در باره چیزی]
to meditate on/over something
اندیشه کردن
[در باره چیزی]
information
[on]
about somebody]
[something]
خبر
[در باره کسی یا چیزی]
to theorise
[about something]
[British E]
نگرشگری کردن
[در باره چیزی]
to theorize
[about something]
نگرشگری کردن
[در باره چیزی]
to sputter
[about]
با خشم سخن گفتن
[در باره ]
information
[on]
about somebody]
[something]
داده ها
[در باره کسی یا چیزی]
information
[on]
about somebody]
[something]
معلومات
[در باره کسی یا چیزی]
information
[on]
about somebody]
[something]
آگاهی
[در باره کسی یا چیزی]
disclosures
عمل بیان در باره چیزی
multipoint
اتصال چندین باره به یک خط یا یک کامپیوتر
with regard to
نسبت به در باره راجع به در خصوص
to talk shop
در باره کار صحبت کردن
disclosure
عمل بیان در باره چیزی
i assured him of that
به او در این باره اطمینان دادم
for the rest
اما در باره باقی مطالب
deuterogamy
عروسی دوم باره تجدیدفراش
conventions
باره مسائل حزبی ناحیهای
convention
باره مسائل حزبی ناحیهای
to mack i. about a person
در باره کسی از دیگران جویاشدن
prejudicate
بی رسیدگی رای دادن در باره
what do you think of him?
عقیده شما در باره او چیست
what say you to a cinema?
در باره سینما چه عقیده دارید
to make of something
در باره چیزی نظر
[عقیده]
داشتن
What do you make of this
[it]
?
نظر شما در باره این چه است؟
monographist
نویسنده شرح مفصل در باره یک موضوع
to sputter
[about]
تند ومغشوش سخن گفتن
[در باره ]
argument
بحث در باره چیزی بدون توافق
to proffer
[somebody something ]
[something to somebody]
[formal]
اظهار نظر دادن در باره چیزی
to have a different view of
[ opinion about]
something
در باره موضوی عقیده دیگری داشتن
to theorise
[about something]
[British E]
استدلال نظری کردن
[در باره چیزی]
to theorize
[about something]
استدلال نظری کردن
[در باره چیزی]
to do one right
عدالت در باره کسی بجا اوردن
to pry into a person affairs
فضولانه در باره کسی پرسش کردن
to consult with somebody about something
با کسی در باره چیزی مشاوره کردن
arguments
بحث در باره چیزی بدون توافق
vallum
بارو باره استحکامات خاکریز بارودارکردن
to talk something over with somebody
با کسی در باره چیزی مفصل گفتگو کردن
to read a book
کتابی را دوباره وسه باره خواندن یامرورکردن
I don't want to say anything about that.
من نمی خواهم در باره آن مورد نظری بدهم.
argue
بحث در باره چیزی که در مورد آن موافق نیستید
arguing
بحث در باره چیزی که در مورد آن موافق نیستید
argues
بحث در باره چیزی که در مورد آن موافق نیستید
argued
بحث در باره چیزی که در مورد آن موافق نیستید
to get an overview
[of something]
دید کلی
[در باره چیزی]
دست یافتن
coalitions
مثلا" جنگ علیه دشمن اطلاق میشود دراین مقام می توان چنانچه معمول است این کلمه را به "اتفاق " یا " اتحاد " تبدیل کرد
protectionism
دراین مکتب دفاع وحمایت از تعرفههای گمرکی به منظور حمایت صنایع واقتصاد داخلی بعنوان یک وسیله جهت توسعه اقتصادی بشمار می اید
marshall plan
طرح کمک امریکابرای توسعه اقتصادی کشورهای اروپای غربی که پس از جنگ جهانی دوم برای جلوگیری از نفوذ کمونیسم دراین کشورها اجراگردید
coalition
مثلا" جنگ علیه دشمن اطلاق میشود دراین مقام می توان چنانچه معمول است این کلمه را به "اتفاق " یا " اتحاد " تبدیل کرد
to talk out a bill
مذاکره کردن در باره لایحهای انقدرکه موکول ببعدگرد د
We would appreciate it if you could provide us with some information about ...
ما سپاسگزار می شویم اگر اطلاعاتی در باره ... به ما ارائه کنید.
genetics
شاخهای از علم زیست شناسی که در باره انتقال وراثت
On the recent developments he had nothing to say.
در باره تحولات اخیر او هیچ چیزی برای گفتن نداشت.
urologic
رشتهای از علم طب که در باره بیماری دستگاه ادراری وتناسلی بحث میکند
geostrategy
شاخهای از فیزیک سیاسی که در باره علم لشکر کشی بحس میکند
What does Main Street think of this policy?
بازاریها و خانواده های متوسط چه نظری در باره این سیاستمداری دارند؟
urology
رشتهای از علم طب که در باره بیماری دستگاه ادراری وتناسلی بحث میکند
Thinking of it still gives me a pang.
[Colloquial]
هنوز من را آزار می دهد
[اذیت می کند]
وقتی که در باره آن فکر می کنم.
urological
رشتهای از علم طب که در باره بیماری دستگاه ادراری وتناسلی بحث میکند
glaciology
علمی که در باره تجمع برف ویخ و انجماد در دورههای یخبندان بحث میکند
permanent income hypothesis
مینامد میباشد . این تئوری یکی از تئوریهای جدیددر باره مصرف است
off print
چاپ دوم باره چیزی که ازمجله یا نگارشهای دیگری گرفته شده باشد
demurred
ایراد میکند که مدعی یا ادعای وی شرایط قانونی لازم را فاقد است . دراین حالت موضوع به دادگاه احاله میشود که تصمیم بگیرد که اصولا" خوانده ملزم به پاسخگویی دعوی هست یانه
demur
ایراد میکند که مدعی یا ادعای وی شرایط قانونی لازم را فاقد است . دراین حالت موضوع به دادگاه احاله میشود که تصمیم بگیرد که اصولا" خوانده ملزم به پاسخگویی دعوی هست یانه
demurring
ایراد میکند که مدعی یا ادعای وی شرایط قانونی لازم را فاقد است . دراین حالت موضوع به دادگاه احاله میشود که تصمیم بگیرد که اصولا" خوانده ملزم به پاسخگویی دعوی هست یانه
demurs
ایراد میکند که مدعی یا ادعای وی شرایط قانونی لازم را فاقد است . دراین حالت موضوع به دادگاه احاله میشود که تصمیم بگیرد که اصولا" خوانده ملزم به پاسخگویی دعوی هست یانه
to ask somebody to say a few words
خواهش کردن از کسی کمی
[در باره کسی یا چیزی]
صحبت کند
necrologist
متصدی فهرست مردگان متصدی تهیه اگهی در باره مرگهای تازه
desktop
در یک سیستم Apple Macitoshفایل سیستم برای ذخیره سازی اطلاعات در باره فایلهای روی دیسک یا حجم
to get annoyed
[at]
آزرده شدن
[عصبانی شدن]
[در باره]
zoo ecology
قسمتی از علم جانور شناسی که در باره روابط جانور بامحیط خود بحث میکند بوم شناسی حیوانی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com