English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
English Persian
clavus سردرد شدید
Search result with all words
I had a very bad headache, a fever, and my whole body was shaking. من سردرد شدید و تب داشتم و تمام بدنم می لرزید.
Other Matches
i suffer from headache سردرد دارم دچار سردرد هستم
fervour حرارت شدید اشتیاق شدید
fervor حرارت شدید اشتیاق شدید
sorehead سردرد
headaches سردرد
galea سردرد
headache سردرد
cephalgia سردرد
cephalalgia سردرد
sick headache سردرد همراه با
hemicrania سردرد یک سویی
cephalalgic داروی سردرد
calvus hystericus سردرد هیستریایی
headache {sg} سردرد [پزشکی]
headaches سردرد [پزشکی]
headache سردرد [پزشکی]
cephalea سردرد [پزشکی]
cephalgia سردرد [پزشکی]
headachy سردرد دار سردرداور
tougher شدید
tough شدید
intensive شدید
acute شدید
boisterous شدید
extensive شدید
raging شدید
inclement شدید
sopping شدید
vehement شدید
vehemently شدید
toughest شدید
incontrollable شدید
hyperpyrexia تب شدید
high wrought شدید
climacteric <adj.> شدید
forcible شدید
draconic شدید
diametrical شدید
diametric شدید
two fisted شدید
sweltering شدید
severest شدید
slashing شدید
severe شدید
violent شدید
stalwarts شدید
stalwart شدید
strenuous شدید
towering شدید
rugged شدید
grievous شدید
intense شدید
vigorous شدید
rigorous شدید
keenest شدید
keen شدید
severer شدید
drastically شدید
drastic شدید
galloping inflation تورم شدید
vehemence غضب شدید
high explosive سوختار شدید
rain cats and dogs <idiom> باران شدید
high order detonation انفجار شدید
an intensive particle ادات شدید
impetuous تند و شدید
high rate discharge تخلیه شدید
hyperinflation تورم شدید
workout ورزش شدید
workout کار شدید
workouts ورزش شدید
workouts کار شدید
workouts تمرین شدید
rain shower باران شدید
exquisite شدید سخت
violent wind باد شدید
sthenic شدید نیرومند
hypersensitivity حساسیت شدید
salvoes افهاراحساسات شدید
salvo افهاراحساسات شدید
gird ضربه شدید
pash باران شدید
rumbustious سخت شدید
schwarmerei احساسات شدید
chronic شدید گرانرو
boom رونق شدید
boomed رونق شدید
booming رونق شدید
penchant میل شدید
booms رونق شدید
hardest مشکل شدید
harder مشکل شدید
rushing حرکت شدید
rush حرکت شدید
hard مشکل شدید
passion تعصب شدید
revulsion تنفر شدید
workout تمرین شدید
slats ضربه شدید
slat ضربه شدید
rushed حرکت شدید
advertising blitz تبلیغات شدید
actude conditions شرایط شدید
aggravator شدید کننده
heavier شدید پرزور
bedlam اشتباه شدید
heavies شدید پرزور
heavy شدید پرزور
heaviest شدید پرزور
escalating شدید کردن یا شدن
impacts اصابت اثر شدید
escalated شدید کردن یا شدن
yerk حرکت سریع و شدید
violent pain درد سخت یا شدید
strong jump جهش ابی شدید
escalates شدید کردن یا شدن
impact اصابت اثر شدید
hunger for data میل شدید به داده ها
zing جیغ شدید وتند
pathetic دارای احساسات شدید
going-over عیب جویی شدید
goings-over عیب جویی شدید
hunger for power [craving for power] میل شدید به قدرت
nosediving نزول شدید کردن
nosediving نزول شدید یا ناگهانی
nosedives نزول شدید کردن
nosedives نزول شدید یا ناگهانی
nosedived نزول شدید کردن
nosedived نزول شدید یا ناگهانی
nosedive نزول شدید کردن
nosedive نزول شدید یا ناگهانی
hardball رقابت شدید و بیرحمانه
groundswell طغیان شدید دریا
severely retarded عقب مانده شدید
escalate شدید کردن یا شدن
hyperirritable دارای حساسیت شدید
hyperdeflation انقباض پولی شدید
burst advertising شروع تبلیغات شدید
yen تمایل رغبت شدید
high explosive shell گلوله محترقه شدید
sterns سخت و محکم شدید
sternest سخت و محکم شدید
did you hurt your self a ایاهیچ اذیت شدید
fanatical دارای احساسات شدید
sterner سخت و محکم شدید
maelstrom طوفان یا گرداب شدید
stern سخت و محکم شدید
die پارو زدن شدید
fanatics دارای احساسات شدید
mass casualties تلفات و ضایعات شدید
high explosive ماده منفجره شدید
fanatic دارای احساسات شدید
nymphomania میل شدید زن بجماع
paroxysmal طغیانی سخت شدید
heightened شدید کردن بسط دادن
ammonal نوعی ماده منفجره شدید
anasarca ورم تقریبا شدید پشام
candescent دارای تشعشع یاگرمای شدید
jar اعمال شوک شدید به یک وسیله
basophil میل ترکیبی شدید با موادقلیایی
big push theory of development نظریه فشار شدید توسعه
jars اعمال شوک شدید به یک وسیله
heady عجول شدید مست کننده
snifter طوفان شدید وزش سخت
jarred اعمال شوک شدید به یک وسیله
hobby-horse کار مورد علاقهی شدید
torrent جریان شدید سیل وار
hysteric دارای هیجان شدید یاهیستری
fury هیجان شدید وتند خشم
heighten شدید کردن بسط دادن
upthrow بطرف بالاانداختن تحول شدید
earnest سنگین علاقه شدید به چیزی
heightening شدید کردن بسط دادن
heightens شدید کردن بسط دادن
torrents جریان شدید سیل وار
hyperesthesia حساسیت شدید در یک ناحیه بدن
hyperaesthesia حخساسیت شدید در یک ناحیه بدن
ground swell طغیان شدید و وسیع اب اقیانوس
give someone a good run for her money <idiom> رقابت شدید به وجود آوردن
hobby-horses کار مورد علاقهی شدید
high explosive antitank گلوله سوختار شدید ضد تانک
high explosive plastic گلوله پلاستیکی سوختار شدید
jets خروج شدید گاز فواره هواپیمای جت
jetted خروج شدید گاز فواره هواپیمای جت
jetting خروج شدید گاز فواره هواپیمای جت
jet خروج شدید گاز فواره هواپیمای جت
surged تموج سریع برق نوسان شدید
surges تموج سریع برق نوسان شدید
(the) creeps <idiom> احساس تنفر ویا ترس شدید
electric حرکت شدید بار الکتریکی در یک هادی
surge تموج سریع برق نوسان شدید
A sharp note(reply). نامه (جواب ) تند ( شدید اللحن )
backlash عکس العمل سیاسی واکنش شدید
fortis دارای تلفظ شدید همراه بابازدم قوی
passion اشتیاق وعلاقه شدید احساسات تند وشدید
thermal shock تنش مکانیکی شدید ناشی ازافزایش ناگهانی دما
tantalus تانتالوس که مورد شکنجه شدید زاوش قرار گرفت
blown out رانده شدن تخته موج سواری با باد شدید
embattle حاضر بجنگ شدن تحت فشار شدید قرار دادن
Hypergraphia [حالتی رفتاری مشخص شده با اشتیاق شدید برای نوشتن]
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com